عشق

كوچك باش و عاشق ؛ كه عشق مي داند
آئين بزرگ كردنت را ...
+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 22:40 توسط سپیتا
|




وقتيكه بچه بودم هرشب دعاميكردم كه خدايك دوچرخه به من بدهد 
بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد
پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخش 
هی با خود فکر می کنم 
چگونه است که ما در این سردنیاعرق میریزیم و وضع مان این است
و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! 
نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن 

چه جمله عجیبی است دوستت دارم...
هرکس میگوید عاشقتر میشود
و
هرکس میشنود بی تفاوتر...