خیالی نیست

خیالی نیست اگر من با خیال " تــــــــو " زنده ام و " تــــــــو " بی خیال من!!!


خیالی نیست اگر من ثانیه به ثانیه از " تــــــــو " می نویسم و " تــــــــو " نمی خوانی!!!


خیالی نیست اگر من با مرور خاطراتت آتش می گیرم و بی توجهی " تــــــــو "، هیزم بر آتشم می ریزد!!!


خیالی نیست اگر من بی تو شاعر شده ام و " تــــــــو " تنها بهانه ی شعرها یم!!!


خیالی نیست اگر عین خیالت نیست ، یادت نیست که نیستم...!!!


خیالی نیست...


ادامه نوشته

پس بده...

بفهم لعنتی...!

یکبار هم  بفهم !!این اسمش قلب است...

همان که در دستت بازیش میدهی

عروسکت را میگویم!!!

اسمش قلب است ...می تپد

قبل از تو...

رنگ داشت...امید داشت...

تو سردش کردی...سنگش کردی...تنگش کردی

دیگر نفس  ندارم!!!پس بده ...

من قلبم را می خواهم ...!!



چیزیم نیست ، خوبم !


فقط تو را ندارم …

 


خوبم....

نگران نباش ..


حال من خــــــــوب است..


بزرگ شده ام..


دیگر انقدر کوچک نیستم ک در دلتنگیهایم گم شوم..


اموخته ام.!!ک فاصله ی کوتاه بین لبخند و اشک نامش زندگیست..


اموخته ام.!ک دیگر دلم برای نبودنت تنگ نشود..


رااااااستی!!!!


دروغ گفتن را نیز خوب یاد گرفته ام..


حال من خـــــــــــــــــــــــــوب است..


خووووووبه خوووووب...



دستگاه مشترك مورد نظر ،


از دست " دوستت دارم " های دروغ تو خاموش است ؛


لطفا دیگر تنهایش بگذار !

تارفتـــــــی...

تاتورفتی همه گفتند

«از دل برود هرآن که از دیده برفت»

ودر آن لحظه ی ناباوری وغصه ی من خندیدند؛

وتوای کاش که میدانستی که...

دراین تنگ بلورشفاف؛ماهی سرخ تو زنده است هنوز

ودراین کلبه ی سرد؛یادگارتوبجاست

وتوای کاش می آمدی ومی دیدی

«ازدل نرودهرآن که از دیده برفتـ»




 دلم شور میزند؛نکند این روزها


کسی تورا آرزوکند؛


ودعایش؛مستجاب شود....!



سکوتــــم...

سلامتی اونی که بی کسه ولی نا کس نیست


سلامتی اون دختری که به عشقش میگه تو نفسمی


ولی عشقش تو بغل یکی دیگه نفس نفس میزنه


سلامتی عشقم که هیچوقت دلش واسه صدای من تنگ نمیشه


سلامتی من که هر روز صداشو گوش میدادم از بس دلم تنگ میشد


سلامتی خودم.......... نپرس چرا چون اشکت در میاد.




لَحظِـﮧ ے رَفتَـטּ "سُکوتَم" عَلامَتِ رِضـا نَبود !


مے خواستَم مِثلِ هَمیشـﮧ روے حَرفَــت حَرفے نَیاوَرَم . . .



یــــه وقتایی دلـــــم...

یه وقتا دلت طوری تنگ میشه که مغزت کاملا فلج میشه...


بدی هاش یادت میره....


نامردیش یادت میره...


بی محبتی و رفتارسرد و تلخش یادت میره...


وقتی با بیرحمی تنهات گذاشت یادت میره...


فقط میگی خدایا یه دقیقه ببینمش این دل وامونده آروم شه...!!!



 چه قانون نامردیه


واسه شروع یه رابطه هر دو طرف باید بخوان

 

ولی واسه تموم شدنش همین که یه نفر بخواد کافیه!


ادامه نوشته

وقتـــی کــــــــه....

وقتی از دوست داشتن کسی مطمئن نیستی

 

حق نداری دستاشو بگیری که به دستات عادتش بدی

 

وقتی کسی رو سهم خودت نمیدونی

 

حق نداری پیچ و تاب بدنشو زیر و رو کنی

 

وقتی موندنی نیستی

 

حق نداری از آینده ای خوش باهاش حرف بزنی

 

وقتی دلت به موندن کنارش شک داره

 

حق نداری بگی عاشقتم

 

وقتی همیشه دنبال یه حرفی تا ترکش کنی

 

حق نداری ادعای دوست داشتن کنی

 

و وقتی به اعتماد کسی تکیه گاه شدی

 

حق نداری زمینش بزنی

 

بودنت مهمه اینو بفهم



یــــک نفر...

این روزها...


بیشتر از قبل حال همه را می پرسم...


سنگ صبور غم هایشان می شوم...


اشک های ماسیده روی گونه هایشان را پاک می کنم...


اما...


یک نفر پیدا نمی شود


که دست زیر چانه ام بگذارد...


سرم را بالا بیاورد و بگوید:

حالا تو برایم بگو...!



چـــــــه زود

ســـــــهم روزهـــــای خوب " یـادش بـخـــــــــــیـر " مـیشــــــود ...!

کاش...

ادامه نوشته

اوج لذتــــــــــ...

اوج لذت


اونجاست که نصف شب وقتی


توانتهای نا امیدیت اخرین نگاهیتو به گوشیت


میکنی


و سایلنت میکنی که با بغض بخوابی...


یه پیام ازشـ , بیاد


که نوشته:


"دلم گرفته، یه چیزی بگوفقط تو میتونی


ارومم کنی..."



اگه روزی...


اگه روزی داستانم رانقل کردی بگو:



بد بود ولی واسه کسی بد نخواست ...


نامرد بود ولی درحق کسی نامردی نکرد ...


غمگین بود ولی به کسی غم نداد ...


به همه دستشو داد


ولی آخر راه همه دستشو ول کردن ...


 

خيالت هميشه هست...


اما امروز دلم "خودت "را خواست،


نه خيالت را

 


کســی چــه میدانــــد؟؟

 

کسی چه میداند؟


من امروز چند بار فرو ریختم !چند بار دلتنگ شدم !


 از دیدن کسی که ....


فقط پیراهنش شبیه تو بود!!



مـُـرور میــــ ــــــــکنـَم ..


خاطِراتِــــمـــان را


امـــــا مَگر ..


کـُپـــی برابـَـر اَصـــــــل میشــَـــوَد ؟!



عـــزیـــزم...

هیس ..!!!!!


بگذارید برود...


ماندن التماسی نیست...!!!!



عزیزم


ما به هم نمی رسیم

 

امّا

 

بهترین غریبه ات می مانم

 

که تو را همیشه دوست خواهد داشت . . .

زودبرگرد...

مسافرترین آدم دنیا هم


دست خطی می خواهد که بنویسد برایش


زود برگرد


طاقت دوری ات را ندارم



لعنت به همه ی قانون های دنیا .....


که در آن شکستن دل پیگرد


قانونی ندارد !!!


چه کســی میگوید؟؟

 

چه کسی؟


  می گویـد دوری ســـردی مــی آورد ؟


وقتــی کـه هنــوز بـا یـادت ،


بنـد بنـد وجــودم گــرم مــی شود...



مرد نیستم اما...

 

حرفم یکی ست:

 

" تو "...!!!


دلـــتنـــــگی اتـــ.


نـه اینکــه زانــو زده بـاشـم ...

نـه...

فقط...

"
دلتنگــــی ات "

سنگین است...

همیـــــــــــن...



چـه کـــــــرده ای بــا مــن ..!!؟

کـه ایـن روزهــــــا ،

تــــو را

فـقــط بـه انـدازه ی یـک اشتبــاه مـی شنـاسـم

قـــــــول بده...

 

يکي از نرم افزارهايي که خدا رو زندگيم نصب کرده ؛


اينه که :


اتوماتيک از هرچي خوشم بياد ،


به همون شدت ازم دور ميشه....!


 

به مَـن قـول بده


در تـمامِ سال ـهایے کــه باقے مانـده


تا ابـَد ….


مـُواظب خـودت باشے


دیگـر مَـن نـیستـم که یاد آوری ات کنم

 

بــــــرو...


هیــــــسْ...

دِلَــم را خــوابانــدَه ام

تــا بیــدار نَشُــده و بَهــانــه ات را نگــرفتــه...

بُــــــــــرو...!!!!



حــــــرف تــــــو که میشــــــود. . .


مــــــن چقــــــدر ناشیانه


ادعــــــای بی تفاوتــــــی میکــــــنم
!


لبخنــــد میزنمــ

مـــن تــــنها کمی مـــتفاوتـــم وقـــتی تمـــام دردهـــای دنـــیا


روی شــانه های دخـــترانه ام کـــوه می شود...


 و مــن بــه پهنای تــمام کــوه پایـــه ها


لبــخند میـــزنــم



  دلم آغوشی میخواهد که نه زن باشد نه مرد خدایا….

زمین نمی آیی…؟


مهمــــ نیستـــ...

مهم نیست ڪه دیگر بآشـے یآ نه


مهم نیست ڪه دیگر دوسم دآشته بآشـے یآ نه


مهم نیست ڪه دیگر مرآ به خآطر بیآورے یآ نه


مهم نیست ڪه دیگر تورآ بآ دیگرے میبینم یآ نه


مهم اینست ڪه زمآنے که تنهآ میشوے ….


زمــآنـے ڪه دلت گرفت


چگونه و با چه رویـے سر به آسماטּ بلند میڪنـے و میگویـے :


خدآیا مـטּ ڪه گنآهـے نڪردم … پس چهــ شد



تو چه میفهمی


حال و روز


کسی را که دیگر هیـــــــــــچ


نگاهی


دلش را نمی لرزاند..؟!!!


فقـــط نگاهت میکنم...

میروی و من فقط نگاهت میکنم


تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو


یک عمر فرصت برای گریستن دارم


اما برای تماشای تو


همین یک لحظه باقی است


و شاید همین یک لحظه


اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم



دنیای عجیبی شده است ...


برای دروغ هایمان ،


خدا را قسم میخوریم ،


و به حرف راست که میرسیم ؛


می شود جان ِ تــو...




کاش یک نفر بود...

 

خیلـــــی قشنگه که یه نفـــــر از تـــــه دل بگـــه

"مــــواظبـــــــ خــــودتــــــــ بـــــــاش"


اما قشنگ تر از اون اینه که


بهت بگه


"خـــــودم مـــــواظبتــــم"



این اخرین بارم بود...


دیگر احساسم را برای کسی عریان نمیکنم


 این روزها


صداقت یعنی حماقت....




رســــم ادم هـــای زمیـــن...

ایـטּ جـا زمیـטּ استــ...


رسمـ آدمـ هـایشـ عجیبــ استــ...


ایـטּ جـا گمـ کـﮧ بشوے


بـﮧ جـاے ایـטּ کـﮧ بـﮧ دنبالتــ بگـردنـد


فراموشتــ مے کننـد...


زیــاد کـﮧ خوبــ باشے زیـــادے میشوے...


زیــاد کـﮧ دمـِ دستــ باشے تکــرارے میشوے...


ایـטּ جـا فقــطـ بــاید براے دیگراטּ نفســـ بکشے...!!


سهمم چه کمه؟؟؟

دیدن عكست تمام سهم من است

 

از " تـــو "

 

ان را هم جیره بندی كرده ام

 

تا مبادا

 

توقعش زیاد شود

 

دِل اســت دیـــگر 

 

ممكن است فردا خودت را از من بخواهد



من بادو چشم خویشتن  دیدم که جانم میرود...


هیــــــســـ!!!

  هیــــــــــــــــــــــــــس!


ساکت!


یه کف مرتب به افتخارش …!


چه با احساس منو گذاشت و رفت




دلتنگ که باشی


حتی یک تشا به اسمی نابودت میکنه


قرار بگذاریـــــم که....


بیا قرار بگذاریم که . . .


هیچ وقت با هم قراری نداشته باشیم !


بگذار همیشه اتفاق بیافتد !



این طور بهتر است من هر لحظه منتظر اتفاقم !


منتظر ِ یک اتفاق که تــــو را به مـن برساند.



 

خدایا


می شود استعـــــفا دهم؟!


کم آورده ام …!

 

نبودن تـــو..


لُـغـت نـآمـہ هـآے בنیـآ رآ بـآیـב آتـش زב ...

جـلوے وآژه ے نبـود
ט نوشـتـہ انـב :

"عـ
בمـ حـضور شخصے یـآ چیـزے "

هـمـیــ
ט !

چــقـ
בر نَبـوבט تــو رآ

سـآ
בه فَرض مـے ڪنـنـב



 سخـت تـریـن کـار دنـیـا ؛ بـی مـحـلــی کـردن ، بـه کسـیـه کـه :


با تـمـام وجــود دوسـتش داری

بـﮧ گوش خــُدا برســـانید

 

بـﮧ گوش خــُدا برســـانید

 

 آدَمـ ـﮧ ایـטּ حـــَوا ســالهـــاست کـﮧ رَفتـﮧ اَســت

 

 ایـטּ حــَواے تنهــــا را برگرداטּ پیـش خودَت

 

 بهشتــَش را نمــے خواهــَمـ

 

 بـﮧ جهنمــش هــَـمـ راضـے اَمـ

 

 هــَرجــایـے باشــَد جــُز ایـטּ دُنیـــا

 

 ایـטּ دُنیــا زیــادے بوے آدَمـ گرفتــﮧ اَســت ... .



انگـــار

آخرین سهــــــ ــــ ــم ما از هم

همین سکوتـــــــــ ـــــــ ــــ اجباری سـتــــــ ـــ ـ ..

 

دیدیــ تموم شد...


چه زیبا میشد اگر فقط میتونستیم بخندیم


به همه چیز


به زندگی


به یه عشق قدیمی


به بدشانسی ها


به باخت ها


به تنهایی ها


به همه چیز بخندیم


چون بالاخره یه روز مرگ میاد سراغمون


وهمه چیز تموم میشه


اونموقع میگیم دیدی تموم شد؟؟



دل است دیگر

نمیتوان دلتنگی را از او گرفت

مگر میشود خیسی را از آب گرفت ؟


خسته شــــــــدمــــ

  ديگر از تمام ديالوگ هاي عاشقانه خسته شدم

دلم فقط يک سلام,يک دوستت دارم خشک و خالي

از لبــاني با صــــــداقـــــــت مـي خــــــواهد



اين روزها پر طرفدارترين بازي در بين آدمها ،


بازي با “احساسات” است