بخش عمومي بگذاريد
حالا بیاین یکم بخندیم
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺍﯾﻦ ﺟﮏ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﺎﻣﻼ ﻭﺍﻗﻌﯿﻪ
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺳﻔﺮﻩ ﺧﻮﻧﻪ
ﻣﻮﻗﻊ ﺭﻓﺘﻦ ﮐﺎﺭﺕ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺻﺎﺣﺐ ﺳﻔﺮﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﮐﺸﯿﺪﯾﻦ !؟
ﮔﻔﺘﻪ تقریبا ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ... !
ﺻﺎﺣﺐ ﺳﻔﺮﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎﻻﯼ ﺩﺭﺧﺖ ﻻﯼ ﺷﺎﺥ ﻭ ﺑﺮﮒ ﻗﺎﯾﻢ ﺷﺪﻩ
ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻧﻤﯿﺎﺩ!
ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﻫﻢ ﺯﺩﻥ ﻧﯿﻮﻓﺘﺎﺩﻩ میگه من کلاغم!!!😐😂😂
----------------------------
یه بنده خدای میره ختم میخواد
به صاحب عزا دل داری بده میگه:
مرگ حقه،رضا شاه با اون عظمتش مرد هیتلر با اون ابهتش مرد...
بابای تو که دیگه هیچ گهی هم نبود😐😂
_______________
کودکی از پدرش پرسید:بابا "مرد" یعنی چه؟ 🤔
پدر:مرد به کسی میگن که بدون هیچ چشم داشتی، زندگی خودشو وقف راحتی و آسایش و رفاه خانواده اش میکنه… 😌
کودک گفت:
کاش من هم می تونستم مثل "مادرم" یه مرد بشم!
و اینگونه بود که پدر ضایع شد و بچه رو تا میخورد زد و از آن پس تصمیم گرفت روی جوابهایش بیشتر فکر کند!!! 😑
بخاری را هم خاموش کرد 😕
_________________
همگروهیای عزیزم
سکوت خوب و پرباری بود
بهره بردیم
حالا در مورد یه موضوع دیگه سکوت میکنیم😐😐
(اینم برا گروه های سوت و کور)
_________________
نعمت آسمان فقط باران نيست...
گاهی خدا دوستی را نازل میکند " به زلالی باران "...!!
.
خودم یه نمونش...!!!😂
_________________
مطمئنم اگه روزی ازدواج کنم و مامانم من و زنم رو پاگشا کنه و برای غذا هم بخواد سیب زمینی سرخ کنه و بخوام چندتا ازش بخورم میگه دست نزن کمه، واسه مهمونه!
بعد میگن چرا جوونا ازدواج نمیکنن😒
⭕️
_____________
دختر با دوست پسر اصفهانیش رفتن خرید ....
دختره یه مانتو پسندید 430 هزار تومن
به پسره گفت
عزیزم من کیف پولمو تو خونه جاگذاشتم میشه حساب کنی؟؟؟
پسر اصفهانیه خیلی زرنگ، کیف پولشو درآورد هزار تومن داد به دختر گفت
بیا... این کرایه تاکسی...
برو تا خوندون کیفی پولدا وردار بیا😂
پرچم اصفهان همیشه بالاستا....
اصفانيه داشت ميمرد .
به زنش ميگه :
برو ٱرايش کون)آ لباسی خب بوپوش آ شيک کون !
زنه ميگه :
آخه بدس که ...!! تو داری ميميری، من برم آزارتیزار کونم...؟؟!!
اصفهانيه ميگه :
وخی زوود باش، شايِد عزرایيل اِز تو خوشش اومِد آ بجا من، تورا برد !!!😂😂
دوباره امدیم
یه سلام گرم تو این روز سرد به دوستان
حالتون چطوره؟
احوالتون چطوره؟
ما دوباره امدیم
امدیم تا با هم خوش باشیم
تصاویر خنده دار
خاطرات یک استاد دانشگاه
یک بار داشتم برگه ها رو تصحیح می کردم، به برگه ای رسیدم که نام و نام خانوادگی نداشت؛ با خودم گفتم ایرادی ندارد. بعید است که بیش از یک برگه نام نداشته باشد. از تطابق برگه ها با لیست دانشجویان صاحبش را پیدا می کنم. تصحیح کردم و 17/5 گرفت. احساس کردم زیاد است؛ کمتر پیش میآید کسی از من این نمره را بگیرد... دوباره تصحیح کردم، 15 گرفت... برگه ها تمام شد. با لیست دانشجویان تطابق دادم، اما هیچ دانشجویی نمانده بود...
تازه فهمیدم
سه وصیت پدر
1. ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻣﻠﮑﯽ را ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ، ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻭ ﺭﻭﯾﺶ ﺑﮑﺶ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺵ.
2. ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ، ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ.
3. ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﯾﺎ ﺍﻓﯿﻮﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ.
ﻣﺪﺗﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﭘﺪﺭ، ﭘﺴﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﺪﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ. ﭘﺲ ﺑﻪ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪﺭ ﺁﻥ ﻣﻠﮏ ﺭﺍ ﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﺪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ آن را ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ. ﭘﺲ ﻣﻨﺼﺮﻑ ﺷﺪ.
ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﺪ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺮﺱ ﻭ ﺟﻮﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ، ﺑﺰﺭگ ترﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ. ولی ﺩﯾﺪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﻋﻠﺘﺵ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ. او ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﺍﯾﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ!
ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﻪ ﻋﻤﻖ ﻧﺼﺎﯾﺢ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﯽ ﺑﺮﺩ.
سپس تصمیم گرفت ﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻮﺩ ﺩﻭﺩ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﺪ. ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻫﻢ ﻛﺮﺩ... ﻭ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎً ﻣﻌﺘﺎﺩ ﻗﺎﺑﻠﻰ ﻫﻢ ﺷﺪ ﻭ داستان اموزنده ما رو هم خراب کرد! عملیٍ ﺑﯽ ﺟﻨﺒﻪ!
غرورمـ شیکسـ
سفسطه چیست؟
چگونه آردی متولد شد ؟
طنز......................
من_رفته پکیج بخره واسه خونه جدید.
مامان بزرگ_ پشیج دیگه چیه؟؟؟
من_مادر جون پشیج نه پکیج...
مامان بزرگ_همون پزیش دیگه
من _نه مامان جون ببین پکــــــــــیج
مامان بزرگ_اها پجـــیش
من_مامان جون پ ک ج ی ش
مامان جون_ پاشو برو گمشو اصلا نخواستم دوساعته هی میگه پشیز پشیز
قربون همه مامان بزرگا برم من الان لکنت زبان پیدا کردم دیگه نمی تونم درست حرف بزنم
برای خوندن بقیه اش برو ادامه مطلب...