راه هایی برای پیدا کردن دوستان جدید

هنگامی که احساس تنهایی می کنید بیش از هر زمان دیگری دوست دارید دوستانی دور و برتان باشد تا با آنها لحظه های خوشی برای خود رقم بزنید. اما گاهی پیدا کردن یک دوست خوب و مناسب بسیار دشوارتر از آن چیزی است که تصور می کنید. به همین دلیل با این مطلب می خواهیم به شما کمک کنیم تا دوستان خود را زیاد کنید و هیچ گاه تنها نمانید.

 البته با این راهکارها قرار نیست تا همین هفته آینده برای خود کلی دوست پیدا کنید، بلکه در طولانی مدت جواب می دهد. اما کاربردی و مفید هستند.

 ۱.   تصمیم گیری برای افزایش تعداد دوستان

پیش از آغاز هرکاری باید تصمیم گیری کنید. در این رابطه نیز باید ابتدا با خود مشورت کنید و مطمئن شوید که به دوستان بیشتری نیاز دارید. دوستی با دیگران باعث می شود تا زندگیِ متنوع تر و شادتری داشته باشید. دوستان جدید باعث می شوند تا دید و نگاه جدیدی به زندگی و فعالیت های مختلف داشته باشید و ایده های جدید پیدا کنید. حتی راه های جدیدی برای شاد و سرگرم بودن نیز پیدا می کنید.

 البته اگر افراد ناموفقی در اطراف خود داشته باشید هرگز به موفقیت دست پیدا نخواهید کرد. شما باید مجموعه ای از افراد موفق را در اطراف خود داشته باشید تا الهام‌بخش شما در زندگی باشند و باعث پیشرفتتان شوند.

 ۲.   قبول کنید که همیشه حق با شما نیست و همیشه دیگران مقصر نیستند

یکی از بزرگ ترین موانع برای داشتن دوستان جدید این است که به عقاید و اعتقادات خود چسبیده اید و دیگران و نظراتشان را قبول ندارید. حق داشتن یا نداشتن به اندازه شاد بودن مهم نیست. برای شاد بودن باید تحمل شنیدن نظرات دیگران را داشته باشید. در این صورت آنها می توانند با شما دوست باشند.

 بسیار خوب است که اعتقاد خود را در مورد موضوعی دارید. اما شاید با شنیدن اعتقاد و تفکرات دوستان خود بتوانید اعتقاد راسخ تری به ایده های خود پیدا کنید. اگر منحصرا روی اعتقادهای خود تکیه کنید، نمی توانید از تجربیات، مهارت ها و عقل و بینش دیگران استفاده کنید. همه مردم دوست دارند شنیده شوند و برای ارزش هایی که در زندگی دارند مورد احترام دیگران قرار بگیرند. روشنفکر بودن نخستین قدم برای احترام گذاشتن به عقاید دیگران است.

 ۳.   در ارتباط بودن با رابط

یکی از آسان ترین راه ها برای پیدا کردن دوستان جدید بدون هیچ دردسری، کمک گرفتن از رابط است. بعضی از افراد هستند که همیشه با آدم های جدید ملاقات می کنند و دوستان متعددی دارند و دوستان خود را با هم دوست می کنند. اگر از این افراد در اطراف خود دارید سعی کنید تا به آنها نزدیک شوید زیرا او باعث می شود تا دوستان بسیار بیشتری برای خود پیدا کنید. همین که به این افراد نزدیک شوید کافیست. یک دوست مساوی با پیدا کردن دوستان بیشمار است. در ضمن، از آنها اصول و روش های صحیح دوست یابی را نیز یاد می گیرید.

4.   پیدا کردن سرگرمی و فعالیت های جدید

لازم نیست فعالیت یا سرگرمی جدیدی که پیدا می کنید را تا آخر عمر ادامه دهید. فقط کافیست به مکان های جدید بروید و با انسان های جدید ملاقات کنید. با تغییر سرگرمی های خود، افراد جدیدی را نیز ملاقات خواهید کرد که می تواند دوست شما بشوند. به طور مثال، در کلاس جدید ثبت نام کنید و از میان افرادی که ملاقات می کنید به دنبال یک دوست خوب بگردید.

 بهترین جا برای یافتن دوستان جدید، مکانی است که دیگران نیز به دنبال یافتن دوستان جدید هستند.

 ۵.   قطع ارتباط با برخی دوستان (گزینشی رفتار کنید)

شاید به نظرتان این آیتم چندان با موضوع مطلب که یافتن دوستان بیشتر است، تناسب نداشته باشد. اما اطمینان داشته باشید محدود کردن دوستان خود و ارتباط با آنها باعث می شود تا با افراد بیشتری در زندگی خود ملاقات کنید.

 وقتی تصمیم می گیرد فقط با نوع خاصی از افراد (قابل اعتماد، صادق، روشنفکر و ...) ارتباط داشته باشید، آنها متوجه می شوند که شما فقط برای گریز از تنهایی با آنها دوست نیستید بلکه برای شخصیت آنها احترام قائل هستید. این کار باعث می شود تا دیگران شما را بیشتر دوست داشته باشند و برای مدت طولانی تری با شما دوست بمانند. نتیجه این کار چیست؟ با داشتن دوستانی که همیشه دوستتان دارند و از شما حمایت می کنند هرگز احساس تنهایی نخواهید کرد.

شب یلدا پیشاپیش مبارک

شب را دوست دارم..!
چرا که در تاریکی..
چهره ها مشخص نیست!!
و هر لحظه..
این امید..
در درونم ریشه می زند..
که آمده ای..
ولی من ندیده ام!

بعضی وقتا
وقتی خوب نيستی و احسا س می کنی 

توی  زندگی خُرد شدی
به آخر خط رسیدی 
و افسرده ای
از دست عالم و آدم شاکی هستی
 گیر کردی 
چه کار بايد بکنی؟
گریه و زاری؟
عصبانی شدن!
مثل یه غول بیابونی!!!
نه!
حتی با احسا س
 غم 
حماقت 
تنهايی و غمگينی
گناه
و همۀ احساس های بد
یادت باشه
یکی
نگرانته
 به نظر اون تو بی نظيری 
بزرگی
خیلی زيبايي و پتانسيل داری .
و دوستت داره!
اون درقلبت رو میزنه و میخواد وارد زندگیت بشه
با تکرار این دعا اونو به خونه قلبمون دعوت کنیم:
خدا جون همچون خورشيد گرمم کن!

کوچه ها تاریک است
رهگذرها ترسو
و حصار شب
در این معرکه بی همتا نیست
یک نفر نابينا
خنده ای بر لب داشت
و همه خیره به او
که چرا می خندد
او که از بی خبری
باز هم قهقهه زد
لحظه ای با سخنش
دل هر رهگذری را لرزاند
گفت او نابيناست
و نمی ترسد از این تاریکی
و دلش روشن بود
بعد با زمزمه گفت
چشم هایم تاریک
و دلم روشن از این مسئله ها
که فقط روشنی دل
جرأت انسانهاست ...

آدَم ها را بدون اینڪــہ

                                        بـــہ وُجودِشآن نیاز داشتہ باشے دوســـــت بـِــــدار . . .

                                                                                                              ڪــارے که خـــــدا با تـــو مے ڪُــند. . .!

روان‌شناسی ستاره شدن؛ چرا عده‌ای چنین با حرص و ولع به دنبال ستاره شدن هستند؟

براتی‌سده، فرید - را عده‌ای از جوانان و سایرین چنین با حرص و ولع به دنبال ستاره شدن هستند و دوست دارند مورد توجه بزرگ و کوچک قرار گیرند؟

منظور از ستاره شدن میل افراد جامعه (به ویژه جوانان) برای شهرت است. شکی نیست که این عطش سیری‌ناپذیر در سال‌های اخیر در جامعه زیاد و از حد متعارف خود افزون‌تر شده است. دلایل این فزونی چیست؟ علل و عوامل متعددی در این زمینه دخیلند و نمی‌توان دلایل ستاره شدن را به یک واحد نسبت داد. عمده‌ترین دلایل را می‌توان به شکل زیر دسته‌بندی کرد.

چرا عده‌ای از جوانان و سایرین چنین با حرص و ولع به دنبال ستاره شدن هستند و دوست دارند مورد توجه بزرگ و کوچک قرار گیرند؟ منظور از ستاره شدن میل افراد جامعه (به ویژه جوانان) برای شهرت است. شکی نیست که این عطش سیری‌ناپذیر در سال‌های اخیر در جامعه زیاد و از حد متعارف خود افزون‌تر شده است. دلایل این فزونی چیست؟ علل و عوامل متعددی در این زمینه دخیلند و نمی‌توان دلایل ستاره شدن را به یک واحد نسبت داد. عمده‌ترین دلایل را می‌توان به شکل زیر دسته‌بندی کرد.

1- توجه‌طلبی نیازی طبیعی است

میل به ستاره شدن را می‌توان نوعی نیاز به توجه طلبی در نظر گرفت. رفتار توجه‌طلبانه خصیصه مرحله‌ای از رشد دوران کودکی است. منشأ این نیاز کسب مراقبت والدین به خصوص مادر و اطمینان یافتن از این مراقبت‌هاست. این نیاز بعدها به سمت جلب توجه دیگران از طریق روابط با دیگران پیش می‌رود و بنابراین، در بعضی از جوانان و بزرگسالان نمودهای این توجه‌طلبی به شکل ستاره شدن بروز پیدا می‌‌کند.

2- ستاره‌شدن نشانه‌ای از خودشیفتگی است

خودشیفتگی یک ویژگی دوره کودکی است که در فرد سالم به دگردوستداری می‌انجامد. در حقیقت، روان‌شناسان می‌گویند تا خودشیفتگی نباشد، دگردوستی در میان نخواهد بود. ویژگی‌های اصلی خودشیفتگی عبارتند از: میل به در کانون توجه دیگران بودن، برای خود ارج و ارزشی خاص قائل شدن، و میل به رفتار کردن و معامله با وی به شکلی متمایز از دیگران.

اما خودشیفتگی علاوه بر دوران کودکی، در برهه‌ای از نوجوانی هم در افراد ایجاد می‌شود، زیاد ایستادن جلو آیینه و به سر و وضع خود رسیدن که معمولا در دوران نوجوانی دیده می‌شود، از مظاهر این خودشیفتگی است. این خودشیفتگی به تدریج در فرد سالم، یعنی کسی که مراحل رشد را به شکل سالم و طبیعی طی کرده، حل می‌شود و او از خود به دیگری رو می‌کند. اما احتمال دارد که به دلایل گوناگون خودشیفتگی فرایند و مسیر طبیعی خود را طی نکند و به شکل یک ویژگی بارز درآید. در این صورت، وی شخصی خواهد شد با ویژگی‌های شخصیتی خودشیفته یا در حالت‌های بیماری‌گونه، فردی مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته. در این صورت، فرد دارای ویژگی‌های شخصیتی خودشیفته علاوه بر دیگر ویژگی‌های خودشیفتگی، همواره میل به مطرح شدن هم دارد، یعنی ستاره شدن در بعضی افراد ناشی از خودشیفتگی و حالت‌های وابسته به آن است.

3- ستاره‌شدن تلاشی است برای جبران خودکم‌بینی‌ها و احساس ناایمنی

روان‌شناسان معتقد به این دیدگاه می‌گویند هر تلاشی برای ستاره شدن در حقیقت کوششی است برای جبران؛ جبران حقارت‌ها، احساس ضعف‌ها و کمبودها و خودکم‌بینی‌ها. در این نگاه، ستاره شدن در کمبود عزت نفس و تحقیر خویشتن ریشه دارد و بنابراین، برای رفع آن باید به افزایش عزت نفس و رفع حقارت‌ها پرداخت. گفته می‌شود که فرد چه احساس خودکم‌بینی داشته باشد و چه احساس ناایمنی اجتماعی و خانوادگی، اعتماد به نفس او به شدت آسیب‌پذیر می‌شود و وی برای رفع این آسیب‌‌پذیری و کسب اعتماد به نفس به کارهای گوناگونی دست می‌زند که یکی از آنها ستاره شدن است، چون ستاره شدن نوعی احساس اعتماد به نفس کاذب به فرد می‌بخشد و احساس ناامنی وی را جبران می‌کند.

4- ستاره‌شدن نشانه‌ای از میل به کسب اقتدار است


این دیدگاه جنبه‌ای خاص و تغییر یافته از دیدگاه سوم است، چرا که در این نگاه نیز شکلی از احساس خودکم‌بینی در فرد وجود دارد و او برای جبران آن یک شکل خاص یعنی مقتدر شدن را برمی‌گزیند و بر مبنای حکمت عامیانه «برو قوی شو که در نظام طبیعت ضعیف پایمال است» عمل می‌کند، و چون ستاره شدن ماسکی است بر احساس ضعف و کسب اقتدار، به آن رو می‌کند. در حقیقت، افرادی که ستاره شدن را برای جبران کم قدرتی خویش برمی‌گزینند دو پیام به دیگران می‌دهند: من ضعیف نیستم، قدرت دارم؛ چون ستاره‌‌ام و قدرتمند، ورود به حریم من با تبعاتی همراه است.

5- ستاره‌شدن ناشی از اندک بودن گزینه‌های کسب وجهه اجتماعی است

از دید روان‌شناسی اجتماعی، ابراز خویشتن و کسب وجهه اجتماعی و یا آن طور که پیش‌تر بیان شد، توجه‌طلبی نیازهایی طبیعی و بخشی از الزامات زندگی اجتماعی آدمی هستند و تنها عارفان و بیمارانند که از این مقوله پرهیز دارند. کسب وجهه اجتماعی نوعی تایید خویشتن است، چرا که افراد اگر دریابند که دیگرانی هستند که آرا و رفتار آنها را تایید می‌کنند یا الگو قرار می‌دهند، به شکلی حس تایید خودشان تقویت می‌شود. اما برای کسب وجهه اجتماعی جامعه باید شیوه‌ها و راه‌های گوناگونی را پیش پای افراد بگذارند. هنگامی که به دلایل متعدد راه‌های چندانی در جامعه برای کسب وجهه اجتماعی وجود ندارد و به عبارت دیگر، گزینه‌ها محدودند. گریزی جز توسل به همان چند روش موجود وجود ندارد. در واقع، چنین می‌نماید که در این دیدگاه ستاره شدن را می‌توان با مفهومی در روان‌شناسی اجتماعی با عنوان روان‌شناسی چاره‌ناپذیری تبیین کرد. در افواه بسیار شنیده می‌شود که در توجیه پاره‌ای از رفتارهای نوجوانان و جوانان و از جمله ستاره شدن یا میل به ثروت و موفقیت تحصیلی می‌گویند «این یک راه را می‌توانند بروند و اگر این کار را نکنند، چاره دیگری ندارند.» این استدلال از همان روان‌شناسی چاره‌ناپذیری مایه می‌گیرد، گویی افراد برای ابراز اجتماعی خویشتن و دگرپذیری‌ چاره‌ای جز ستاره شدن ندارند.

6- ستاره‌شدن یک تب اجتماعی است

این نگاه معتقد به سرایت اجتماعی است و می‌گوید ستاره شدن هم مثل سایر پدیده‌های اجتماعی که شکل مد به خود می‌گیرند، نوعی تب اجتماعی است، با این تفاوت که چون ستاره شدن با منافع و امتیازات درازمدت‌تری همراه است، طبعاً ماندگاری بیشتری دارد. با این همه، دیر یا زود ستاره شدن هم از نفس می‌افتد و یا حداقل تغییر حالت خواهد داد، همان‌گونه که در وجوه دیگرش (مثل جراحی بینی) چنین شده است.

7- ستاره‌شدن شکل دیگری از تلاش جوانان کم تحملی است که می‌خواهند یک شبه ره صدساله را بپیمایند

در اینکه جوانان جامعه را آموزش تحمل سختی‌ها برای نیل به اهداف و دود چراغ خوردن برای موفقیت‌های پایدار نداده‌ایم تردید نیست. در اینکه جوانان خواهان موفقیت‌های یک شبه‌اند هم شک نیست. آنان چگونه می‌توانند بدون زحمت و در کمترین زمان ممکن، به این موفقیت‌ها نائل شوند؟ به نظر می‌رسد شرایط اجتماعی و عوامل محیطی در این زمینه نقش مهمی دارند. جوانان بسته به توانایی‌ها و صلاحیت‌های شخصی و اجتماعی‌شان هر یک راهی را برمی‌گزینند. عده‌ای که از شرایط بهتری برخوردارند و البته جذابیتی هم دارند تکانه موفقیت ناگهانی و سریع را از راه ستاره شدن ارضا می‌کنند.

باتشکر از رهای عزیز بخاطر این متن ارسالی

کوچه ها تاریک است
رهگذرها ترسو
و حصار شب
در این معرکه بی همتا نیست
یک نفر نابينا
خنده ای بر لب داشت
و همه خیره به او
که چرا می خندد
او که از بی خبری
باز هم قهقهه زد
لحظه ای با سخنش
دل هر رهگذری را لرزاند
گفت او نابيناست
و نمی ترسد از این تاریکی
و دلش روشن بود
بعد با زمزمه گفت
چشم هایم تاریک
و دلم روشن از این مسئله ها
که فقط روشنی دل
جرأت انسانهاست ...

مردکور

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:
 امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم  !!!!!
 
     وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید

 

هیچکس تنها نیست !


چوپان قصه ی ما دروغگو نبود!  او تنها بود. و از فرط تنهایی فریاد گرگ سر می داد.  افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد،و همه در پی گرگ بودند. در این میان فقط گرگ فهمید که چوپان تنهاست ...!