بابا بیخیال بیا تو  . . .


فونت زيبا ساز
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

به یاد قدیمااااااااااا

اونی که گم شد فالش قصه مردم شد حالش

 

رفت و نیومدی دنبالش من بودم من بودم

 

اونی که پیرش کردی از همه چی سیرش کردی

 

با غصه درگیرش کردی من بودم من بودم

 

عشق یعنی تنها نذاری کسی رو که میخوادت

 

یعنی اون توی تابوتم نره از یادت

 

یعنی راز سکوتتو علت فریادت

من . . .

حقیقت زندگی . . .

منو جون پناه خودت کن برو . . . . .

منو جون پناه خودت کن برو

بزار پای این آرزوم وایستم

به هرکی بهم گفت ازت رد شده

قسم میخورم من خودم خواستم

منو جون پناه خودت کن برو

من از زخم هایی که خوردم پرم

تو باید از این پله بالا بری ، توبالا نری من زمین میخورم

درست لحظه ای که تو باید بری،اسیر یه احساس مبهم شدیم

ببین بعد یک عمر پرپر زدن،چه جای بدی عاشق هم شدیم

برای تو مردن شده آرزوم

یه حقی که من دارم از زندگیم

نگاه کن تو این برزخ لعنتی

چه مرگی طلب کارم از زندگی

به هرجا رسیدم به عشق تو بود

کنار تو هرچی بگی داشتم

ببین پای تاوان عشقم به تو

عجب حسرتی تو دلم کاشتم

اگه فکر احساسمونی برو ، اگه عاشق هردومونی برو

تو این نقطه از زندگی مرگ هم ، نمیتونه از من بگیره تورو

نه بادی نه یادی ونه حتی افسانه ای....

و من امشب انجا دلم برایت تنگ شده


چراغها خاموشند پنجره ها بازند


امشب دلم سوی تو پر  کشیده


اما نمی دانم چه خیالی تو را از من دور کرد


امشب حتی رنگ چشمانت که مونس تنهایی هایم بود از یادم رفته


مگر چه شده است ؟


کدامین دل ما را از هم جدا کرد


کدامین دل پرده ی سیاه پر کلاغی را بین ما افکند


به راستی کدامین دل


که دیگر


نه بادی نه یادی ونه حتی افسانه ای....

زمان !!!

تنهآیی خوبـــــــــــه …

من تنهـــــــایی را دوســــت دارم…

تنها کِ باشی ۱۰۰ سال یه بار موبایلت رو می زنی تو شارژ...

تنهآ کِ بآشی قهوه ات هرگز سرد نمی شود …

تنهآ کِ بآشی نور زیآد است …

تنهآ کِ بآشی دیرتر شب می شَود …

تنهآ کِ بآشی همه خُوشحآلنَد

تنهآ کِ بآشی موهایَت رآ مُرتب نمی کنی …

تنهآ کِ بآشی شیشه عَطرِت پربآقی می ماند ..

تنهآ کِ بآشی بهمن هم مارلبروست . . .

تنهآ کِ بآشی هیچ چیز خنده دآر نیست . . . !

تنهآیی خوبـــــــــــه …

بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !

برای دل خودم می‌نویسم …

برای دلتنگی‌هایم

برای دغدغه‌های خودم

برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !

برای دلی که دلتنگم نیست …

برای دستی که نوازشگر زخم‌هایم نیست …

برای خودم می‌نویسم !

بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !

گمانم تاریخ مصرفم گذشته است . . .


بوی فراموشی گرفته ام ، رنگ تنهایی

دلشکستگی ، بغض و خاموشی چیزی نیست

گمانم تاریخ مصرفم گذشته است . . .

خسته ام . . . .


خسته ام از دلداری های مجازی ،


دلم شانه های حقیقی میخواهد . . .

ﻋﺎﺷﻘﺎﯼ ﺑﻼﺗﮑﻠﯿﻒ . . .


ﻫﻤﯿـــــــــــــﺸﻪ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺁﺩﻣﺎ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻦ : ﺑﯽ

ﺧﯿﺎﻝ
...

ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺵ ﻣﯿپرﺳﯽ: ﭼﺮﺍ ﺳﺮﺍﻏﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﯼ؟

ﻣﯿﮕـــــــﻪ : ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ... ﺩﻧﯿﺎ ﺩﻭ ﺭﻭﺯﻩ !

ﻣﯿﮕﯽ :ﭼﺮﺍ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ؟

ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻘﺼﺪ ﺧﺎﮐﻪ !

ﺍﻣﺎ ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻫﺎﺷﻮ ﭘﺸﺖ ﻧﻘﺎﺏ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺗﯿﺎﺵ ﻗﺎﯾﻢ ﻣﯿﮑﻨﻪ ...!

ﻣﯿﺴﻮﺯﻩ ... ﻭﻟﯽ ﻣﯿﮕﻪ ﺑـــــــﯽ ﺧﯿـــــﺎﻝ !

ﻋﺎﺷﻘﻪ ... ﻭﻟﯽ ﻣﯿﮕﻪ ﺑـــــــﯽ ﺧــــــﯿﺎﻝ !

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﯿﺎﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺍﺯﺕ ﺣﻼﻟﯿﺖ ﻣﯿﻄﻠﺒﻪ

ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ : ﭼﺮﺍ؟

ﻣﯿﮕﻪ : ﺁﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻓـــــﺮﺩﺍﺵ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺭﻩ ...

ﺑﺮﯾﺪﻩ ... ﻭﻟﯽ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ !


ﺗﺎ ﺣﻼﻟﺶ ﻧﮑﻨﯽ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺳﺮﺕ ﺑﺮﻧﻤﯿﺪﺍﺭﻩ ﻭ ﺗﻮ ﺗﻮ ﺩﻟﺖ ﻣﯿﮕﯽ


"ﺁﺧﻪ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺟﺰ ﺧﻮﺑﯽ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﮑﺮﺩﯼ . ﺍﯾﻦ ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﻮ ﺣﻼﻝ ﮐﻨﯽ "


ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺭ ﺁﺩﻣﺎ ﻋﺎﺷﻘﻦ ...

ﺍﺯ ﻣﺪﻝ ﻋﺎﺷﻘﺎﯼ ﺑﻼﺗﮑﻠﯿﻒ !

ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺩﯾﺪﻥ ...

ﺍﯾﻨﺎ ﻓﺮﺷﺘﻦ ...


ﺗــــــــــﻮﺭﻭ خــــــﺪﺍ ﺍﮔﻪ ﺑﺎﻫﺎﺷﻮﻥ ﻣﯿﺮﯾﺪ ﺗﻮ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﺫﯾﺘﺸﻮﻥ ﻧﮑﻨﯿﺪ ...


ﺗﻨﻬﺎﺷﻮﻥ ﻧﺬﺍﺭﯾﺪ ...ﺩﺍﻏﻮﻥ ﻣﯿﺸﻦ!

ایـن روزهــــــا . . .


چـه کـــــــرده ای بــا مــن ..!!؟

کـه ایـن روزهــــــا ،

تــــو را

فـقــط بـه انـدازه ی یـک اشتبــاه مـی شنـاسـم.

یاد گرفتم که هر چه عاشق تری تنها تری.



یاد گرفتم که عشق با تمام عـظمتش ۲ یا ۳ ماه بیشتر زنده

 

نیست

 

 یاد گرفتم که عشق یعنی فاصله و فاصله یعنی دو خط موازی که

 

به هم نمیرسند

 

 

 یاد گرفتم در عشق هیچ کس به اندازه خودت وفادار نیست

 

 

و یاد گرفتم که هر چه عاشق تری تنها تری.

زندگی باید کرد...!

روزگارا:


  تو اگر سخت به من میگیری،


  با خبر باش که پژمردن من آسان نیست،


  گرچه دلگیرتر از دیروزم،


  گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند،


  لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست


  زندگی باید کرد...!