مستر صابونی
من فردا هیژده سالم میشه ه ه ه ه :)
امشب یا فردا نتایج کنکور میاد.
و من جونم داره در میاد.
دو تا مردا شروع کردن فحش دادن، من و الهه ولی انقد خندیدیم تا جونمون دراومد.
آب گل از سر و صورتمون جاری بود... انقد حال داد!
با قطار رفتین بندرعباس؟ حال میده. شب تا صبح با لپتاپ step up3 و تو زیبایی میبینی... بعدشم تو ایستگاه منتظر میشینی تا ماشینتون با اون یکی قطاره بیاد. در این حال اینترنت مجانی ایستگاه به دادت میرسه...
کلن زندگی زیباست...:دی
زندگی بعد کنکور زیباست.
باید بریم دنبال یه قلم و دفتر درست حسابی...:))
(تو سریال تو زیبایی اون قسمتش که تاکیونگ واسه طرفداراش میتینگ میذاره اینو میخونه واسه گومی نام...)
من بی تقصیرم.
آخرين امتحان دوران دانش آموزي...
ولي جدي امتحاناي امسال فرق داره، آدم بايد درس بخونه. از صبح ساعت هفت تا الان با زهره كتابخونه بوديم و گسسته ميخونديم. فردا امتحان زبانه...
قيافه هامون ديدني شده.
دلم استخر ميخواد. خيلي. خيلي.
همه ي وسايل اتاقم و اُوردم يه طرف، كنار تختم. رو ديوار اون طرف اتاقم كه خالي شده يه تخته وايتبرد زده م آآآآه. از اين ور تا اون ور. جون ميده باهاش گروهي رفع اشكال كني.
ديگه...
خبر تازه اي نيس. ماييم و در و ديوار اتاقِ يه كنكوري.
خيلي حال ميده. من از بچگي دوس داشتم كنكور بدم. فك كنم امسال بهترين سال زندگيم باشه... بهترين قسمتش اينه كه هيشكي از آدم هيچ گونه توقعي نداره.
.
.
.
امسال به طرز عجيبي معلمامون و دوس داريم همه مون. همه شون خفن و مهربون و باحالن. فك كنم بعد كنكور افسردگي بگيرم. خيلي وحشتناكه واقعن.
این باز ما سه تاییم. که آل استار پامون نیس. و خوشحال و راضی ایم از این بابت. حتا از بابت تانک:) که اون وسطه.

این ما سه تاییم؛ دسبندامون؛ و البته پشم.

اون سبزه رو الهام بافته. ماچ بهش، اولین دستبندی بود که بعد از این که یادش دادم بافت. دادش به خودم. و من خعلی خوشالم.
+یِس؟
-وات ایز دیس؟
+دیس ایز دیس.
-اوه مای گاد. ریلی؟
+یس.
روز و شبم زیبا شد!
پ.ن: همون پی نوشت پستِ http://shabiblog.blogfa.com/post-59.aspx
بله. بله.
یا مثلن ساعت 10 شب تو کوچه پس کوچه ها:
+ئه این که دستش تا آرنج تو دماغش بود.
-مگه دست داشت؟
+ئه... این آقائه رو دیدی تو جوب نشسته بود سیگار میکشید؟
-نه! خواب دیدی؟
+ای وای. اینو دیدی داشت رو دیوار جیش میکرد؟
-نه.
+اینو دیدی میخواست بهمون حمله کنه؟
-ها؟! چه هوای خوبیه ها...
+خدا مرگم بده. اینو دیدی از اون ور دیوار پرید اومد این ور انگشت کرد چشممون؟
-...
اون شب رسیدیم خونه من قشنگ رو رعشه بودم.