به سبك زلال
سبك زلال:
هسته ها شكفت!
نور و رنگ و رنجها شكفت!
رازهاي سر به مهر سرگشاده شد!
قلبهاي پرتلاش خفت!
هسته ها شكفت!
------------
خون اشك وآه!
خنده هاي تلخ گاه گاه!
چشمهاي خيس و دستهاي سرد وبي رمق!
ماند منتظر به دورهاي راه!
كي رسد پگاه!
--------------
پُر نشاط و شاد!
مي دَوَم ميان موج باد!
تا شكوفه سر زند به روي شاخ ناز!
سردهم ترانه هاي ياد!
ياد تو به خير باد!