قبله

والله قسم قبله ی ما روی حسین است

حتی به سوی کعبه اگر سجده نماییم

دستمال گريه

حتی خدا میان حسینیه ی غمش     

سوگند خورده است به ماه محرمش

شب های قدر محترم و با فضیلتند     

اما نمی رسند به شب های ماتمش

این دستمال گریه پر از نور می شود   

وقتی به دست روضه ی خورشید می دمش

چشمی که از برای تو گریان نمی شود

باید  حواله  داد  به دست جهنمش 

سفر مجازي به بارگاه حضرت عباس(ع)

سلام بر تو اي اباالفضل که در حيات و مماتت گردآورنده تمامي اصول و مباني انسانيت بوده و به تنهايي نمونه اي از شهداي کربلا که به قله رفيع شرافت و بزرگي در جهان عرب و اسلام دست يافتند هستي.سلام بر تو ای علمدار کربلا. سلام بر تو ای عباس(ع).سلام خدا برتو آنروزي که متولد شدي و آن روزيکه شهيد شدي و آنروزي که برانگيخته خواهي شد.
بیایید با هم به بارگاه باب الحوائج حضرت ابالفضل العباس (ع) سفر کنیم. اگرچه حضور واقعی میسر نیست اما می توان دیداری مجازی از بهشت داشت . تصاوير سه بعدی و پانوراماي 180 × 360 درجه ما را بصورت مجازی به آنجا خواهد برد .
با دريافت اين تصاوير در ادامه مطالب مي توانيد خود را به طور كاملا واقعي در حرم حضرت عباس (ع) احساس كنيد.
ادامه نوشته

چرا حسين(ع) فراموش نمى‏شود؟

مى‏گويند: شما در عصر فضا و اتم زندگى مى‏كنيد آنگاه بر كسى اشك مى‏ريزد كه صدها سال پيش در گذشته است و بر مزارهايى سفر مى‏نماييد كه چيزى جز صخره و سنگ نمى‏باشد؟!

در پاسخ مى‏گوئيم :«چنانكه گفته‏اند: «بعد زمان» را در «ابديت» اثرى نيست ابديت را در ماوراى زمان ـ در عرصه‏اى برتر از زمان ـ حكومت است ابديت هميشگى است. جاودانان رهبران بزرگ بشريت به ابديت تعلق دارند، از اين رو قرنها نيز در طول حيات معنوى آنان، مفهوم متداول خود را از دست مى‏دهند(1)

ادامه نوشته

مادرم رفت پشت در، اما...

گفت : در می زنند مهمان است

گفت: آیا صدای سلمان است؟

این صدا، نه صدای طوفان است

 مزن این خانهء مسلمان است

مادرم رفت پشت در، اما

 

گفت:آرام ما خدا داریم

ما کجا کار با شما داریم

 و اگر روضه ای به پا داریم

پدرم رفته ما عزاداریم

پشت در سوخت بال و پر، اما

 

آسمان را به ریسمان بردند

آسمان را کشان کشان بردند

پیش چشمان دیگران بردند

مادرم داد زد بمان! بردند

بازوی مادرم سپر،اما

 

بین آن کوچه چند بار افتاد

اشک از چشم روزگار افتاد

پدرم در دلش شرار افتاد

تا نگاهش به ذوالفقار افتاد-

گفت: یک روز یک نفر اما...

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

سالروز شهادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، امام رضا(ع) تسلیت باد.


محبوب خدا هست و حبیب است رضا
چون عطر بهشت دلفریب است رضا
نشناخته ماند قدر او در هر عصر
ای وای هنوز هم غریب است رضا

تا درگه تو قبله ی راز است رضا
ما را به سویت روی نیاز است رضا
گردد در کعبه باز سالی یکبار
این کعبه درش همیشه باز است رضا

تا می شنوم ز بوی گل بوی رضا
دل می کندم بهانه ی روی رضا
تا سرمه ی چشم دل کنم ، باز آور
ای باد صبا غباری از کوی رضا

یاد تو امید خسته جان است رضا
در قلب تو یک جهان نهان است رضا
در گوش فلک رضا رضا می پیچد
حاجت به بیان نیست عیان است رضا

آن روز که دادند به دستم دل را
بر دیده نهادم و شکستم دل را
از سر به دو صد بهانه بازش کردم
بر " حسن ولایت " تو بستم دل را

پولاد کجا ، صبر و یقین تو کجا
اندوه کجا ، حزن برین تو کجا
ای تابش بی غروب ، ای قله ی سرخ
خورشید کجا ، زخم جبین تو کجا

خورشید به من بتاب و تطهیرم کن
چون آینه ها بشکن و تکثیرم کن
یکبار سر سفره ی لطف و کرمت
بنشانم و یک عمر نمک گیرم کن

می ترسم اگر دوا بگیرم بروم
از دست شما که پا بگیرم بروم
ای خوب ! به خواب من نیا امشب هم
می ترسم اگر شفا بگیرم ، بروم

غم مهر حسین

من غم مهر حسین با شیر از مادر گرفتم

روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم

بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسین

سبقت از مشک و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

عالم ذر ذره ای از خاک پای حضرتش

از برای افتخار از حضرت داور گرفتم

بر در دروازۀ ساعات یک ساعت نشستم

تا سراغ حضرتش از زینب مضطر گرفتم

زینبی دیدم چه زینب کاش مداحش بمیرد

من ز آه آتشینش پای تا سر در گرفتم

سر شکسته دل پر از خون دیده خون آلود اما

حالتی دیدم که بر خود حالتی دیگر گرفتم

ام لیلا رعشه بر اندام دیدم اوفتاده

گفت من این رعشه از داغ علی اکبر گرفتم

نا گه از بالای نی فرمود شاه تشنه کامان

سر براه دوست دادم زندگی از سر گرفتم

اکبرم کشتند و عون و جعفر وعباس و قاسم

تا خودم از تشنگی اب از دم خنجر گرفتم

گفت ساعی زین مصیبت  از دردربار جانان

حظّ آزادی برای اکبر و اصغر گرفتم

خون خدا

وقتش شده که هستی خود را فدا کنیم

تا اینکه نذر روضه ی خون خدا کنیم


وقتش شده که مثل حسینیه های اشک

دل را به رنگ پرچم ماه عزا کنیم


وقتش شده که در دلمان با مُحرمت

آقا دوباره هیأت گریه بنا کنیم


چشمی بده که هر شب روضه به پایتان

در آن هزار خیمه ی ماتم به پا کنیم


اشکی بده که دیده ی خود را برایتان

تا روز حشر چشمه ی آب بقا کنیم


قسمت شده دوباره شب جمعه یا حسین

با نامتان حسینیه را کربلا کنیم


یک لحظه هم نمی­شود آقا دخیل دل

از پرچم سیاه عزای تو واکنیم


با یک سلام می­شود از راه دور هم

دل را دوباره زائر قبر شما کنیم

 

مراسم اربعین حسینی

عاشق !


هر که را عشق دوست آیین است

گر برد نام غیر ، بی دین است...

اينجا حسينيه است ملائك نشسته اند...

شكر خدا دعاي سحرها گرفته است

دست مرا كرامت آقا گرفته است

شكر خدا كه چشم هميشه حسيني‌ام

اشكي براي روز مبادا گرفته است

بالِ فرشته است براي تبر كش

اطراف چشم هاي ترم را گرفته است

اينجا حسينيه است ملائك نشسته اند

جبريل هم براي خودش جا گرفته است

اين دستمال گريه ماه محرمم

امروز بوي چادر زهرا گرفته است

حالا نفس نفس زدن سينه هاي ما

عيسي شده است و طبع مسيحا گرفته است

ديروز بين خون خودش ريشه كرده بود

حالا درخت سيب شده ، پا گرفته است

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا، حسین

ادامه نوشته