
پشتِ یک قلبِ عاشق
فرزندت آرام آرام میمیرد
و تو فراموش کردن را
به من نیاموختی
مادر !
به من بیاموز چگونه دوست نداشته باشم کسی را که دوستم ندارد؟
مرا دریاب مادر !
خالیِ لحظههایِ من پر از اندوهی ژرف است
که مرا به نبودن نزدیک و نزدیک تر میکند
مادر !
از ضربانِ قلبِ من بگیر این غمِ کشنده را
من آرام آرام میمیرم………
ب من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم
مگه ماهی بیرون از آب میتونه نفس بکشه
مگه می شه هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم
بگو معنی تمرین چیست؟
بگو چه چیزی رو تمرین کنم؟؟
بریدن از خودم رو؟
مگه همیشه نگفتم ک توام پاره ای از تن منی؟
از من نپرس ک اشکامو برای چی ب پروانه ها هدیه میدم
همه می دونن ک دوری از تو روحم را می آزارد
تو خود پروانه ها را به من سپردی
که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند
نگاهت را از چشمم بر ندار منو از من نگیر
هوای سرد اینجا رو دوست نداره
مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام
اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش...
اگه دستت لرزید بگو مال سرماست...
اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو ""دوســتش داریـــــــ""
اینقد رسوا بازی درار ک خدا خودش پا در میونی کنه
مثلاً بپرسن شما چه نسبتی دارین ؟
من جواب بدم : دیوونشم!
کـه بــرایتــ مـی نویسـم
تـا بخوانـی و بفهمـی چقــدر جـایتــ خـالیستــ
تـا بـدانـی نبـودنتــ آزارمـ می دهــد !
لـمس کـن نـوشتـه هـایــی را
کـه لـمس نـاشدنیـستــ و عـریــان
کـه از قلبــم بـر قـلم و کاغـذ مـی چــکد
لـمس کـن گـونــه هـایــم را
کـه خیــس اشـکـ استــ و پـر شیـــار
لـمس کـن لحــظه هـایــم را
تــویــی کـه مـی دانــی مـن چـگونــه عــاشقتــ هستــم
لـمس کـن ایـن بـا تـــو بــودن هـا را
لـمس کـن . . . !!
بـه خـودم میـگویـم: قـوی بــاش …
بـه خـودم میـگویـم : مهـم نیستــــ …
بـه خـودم شـکـ کـردن را مـی آمـوزمـ …
آیــا واقعـا ارزشـش را داشتــ یــا دارد ؟!
بـه خـودم میـگویـم : همیــشه وقتــ هستــ بـرای فرامـوش کـردن …
حداقـل بـه انـدازه بــاقـی مـانـده ی عــمرم …
ولـی تــه همـه ی ایــن هـا ایـن استـــ …
مـن غمگیـــنم …
و دلـــتـــنــگ تـویــی کـه نیستـــی …
آخرین بار....
آخرین بار ڪه من از تهِ دل خندیدم
علتش پـول نبود
انعڪاسِ جُوڪ هر روز نبود
علتش، چهرهیِ ژولیدهیِ یڪ دلقڪ,
یا زمین خوردن یڪ ڪور نبود ...
من بهِ « من » خندیدم !
ڪه چو یڪ دلقڪ ِگیج
نقش یڪ خنده به صورت دارم و دلم میـــگرید ...!
بهت میگن چقدر خوش حالم که می خندی
واااای که شبا عجب حسی بهت میده
اون گریه هایِ بی صدا
و فریاد هایی که از عمق وجودت بیرون میاد...!!
خوش اومدین....