نوزدهم اردیبهشت روز معلم،
روز قدردانی از شرافت معلمی، آموزش و تربیت مسولیت پذیری در جامعه، روز زنده نگاهداشتن یاد و خاطره فرزاد به عنوان انسانی که قلبش را به انسانیت هدیه و زندگیش را در راه سعادت فرزندان محروم سرزمینش ایثار کرد و جانش را برای دوستی و یاری میان انسانها فارغ از اختلافات زبانی، نژادی، جنسی، مذهبی و عقیدتی، در طبق اخلاص گذاشت. فرزاد با سر بلندی بر سر دار شد تا پایداریش در عشق به همنوع جاودانه بماند....فرزاد را جاودانه نگاهداریم
اگه هر کدوم از شما ها که الان اینجاین جای اونا بودین ...این همه دروغ می گفتین؟تا حالا فکر کردی...؟
ابراهیم زمان هم که بیاید
بت های ِ شهوت ِ تو را , توان ِ شکستن ندارد
آنجا که افتخار می دانند , شهوت را
آغوش به آغوش برو
تا بر افتخارات ِ خود
افتخاری دیگر بیافزایی.....
مغزم در حال ...
تک تک پیچ خم هایش مین گذاری شده
و تو مثل کرم کوچیکی مدام در شیارهایش می خزی
قضییه خیلی ساده س....تو نابودم نمی کنی...
تو تک تک لحظه هام رو پر می کنی
از نفرت
از درد
دوستان عزيز، هركي كار ضروري اينترنتي داره لطفاً سريعا انجام بده چرا كه بنا به گزارش يك منبع كه نخواست نامش فاش بشه،"
يك كشتي ماهيگيري از سمت كومور به مقصد ونزوئلا به راه افتاده ولي هرجوري كه حساب ميكنند لنگرش قراره حدوداً 17 خرداد به كابل اينترنتي فجيره گيركنه و بازهم هرجوري كه محاسبه ميكنند عمليات ترميمش كمتر از 10 روز طول نميكشه ..." بعدا نگيد اطلاع رساني نشدا
صدایت در ذهنم تمام شد
دویدن های شبانه ات در پس کوچه های تاریک ذهنم تمام شد
به ندیدنت نبودنت...زمان بر تمام اتفاقات بارید
انقدر بارید که خاطراتمان در جویبار کاغذ ها رها شد
صدایت که نمی آید سکوت در تک تک لحظه هایم جا می گیرد
انزوا بخشی از دخمه های وجودم می شود
تو که نیستی هم آرامم هم ترس وجودم را سرشار می کند
کاش برای همیشه می رفتی...کاش اصلا نمی آمدی
کاش روزی حرفهایم برایت زیبا نبود که این ...
فقط چند روز دیگر اگر ساکت بمانی در گودال فراموشی دفن ات می کنم
تو اگر میدانستی ,که چه زخمی دارد
که چه دردی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی, چرا تنهایی
۳۰۰ گل سرخ ۱ گل نصرانی
ما را ز سر بریده می ترسانی
ما گر ز سر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
من هنوزم پرم از حسرت خواب های قشنگ
کمکم کن تا نمیره عاشقانه های من
تا کبود و سرد نشه نوشته های من
من مثل یه سرزمین بکر و دست نخورده موندم
کمکم کن که به دستات هنوزم خیره موندم
گاهی میتوان نوشت...
میتوان نوشت....
برای کسی که، بی من نفس میکشد و میخندد ....
اما آیا میتواند به همان راحتی برای آنها هم اشک بریزد؟
از زخم هایش بگوید
تابحال غرورش به او اجازه نداده بود که با کسی این همه ندار شود و ناگفته هایش را بگوید!
در دلم آرزوی آمدنت می میرد..
رفته ای اینک اما..آیا باز می گردی؟
چه تمنای محالی دارم !
خنده ام می گیرد...
می آیند ، میروند ، میکارند،
و فاجعه اینجاست که ما تخم سبز شدن را هم نداریم!
مرگ بر دروغ گویان روزنامه نویس وشبکه های دروغ گو
قلم چون گرفتی ...دورویی نکن
غرض ورزی وکینه جویی نکن
همه زیبا هستن... همه چیز زیباست
فقط باید به اون چیز عاشقانه نگاه کنی فقط و فقط همین کافیه
به هر چی عاشقانه بنگری زیبا جلوه میکند ... فقط همین...
حال به دنبال نگاه عاشقانه ات بگرد و بگرد
به تو كه فكر مي كنم ، از هميشه بهترم
وسط غربت آب ، صدفي شناورم
به تو كه فكر مي كنم ، باغ خوش عسل منم
منجوق و پولك منم ، بهترين ململ منم
تو رو كه مي نويسم ، دست من خوشبو مي شه
دسته ي نرگس مي شه ، ناف صد آهو مي شه
دستم و بگير ، دستم و بگير
توجه توجه
خبر مهم
امشب با فرستادن اس ام اس خالی در برنامه نود شرکت کنید و قدرت دولت سبز ملی را نشان دهید.اطلاع رسانی کنید...
قصه بی سر و سامانی من گوش کنيد
گفتگوی منو حيرانی من گوش کنيد
شرح اين قصه جانسوز نهفتن تا کی
سوختم ، سوختم اين راز نگفتن تا کی
سلام
یکی بهم نظر داده و این هارو نوشته
سلام...
از سياست بكشي بيرون خيلي بهتره برات رفيق!
تو چيزي كه تخصصشو نداري دخالت نكن؛
دخالتت؛ تو رو احساسي ميكنه و احساس منطقت رو كور ميكنه؛
بعد اگه "حقيقت محض" توي گوشت فرياد هم بشه خودت رو به نشنيدن خواهي زد!
الان هم احساس محاصرهت كرده كه به اين روز افتادي؛
يه كم به "عقل" روي بيار رفيق!
بكش بيرون و فكر كن!
سياست براي بيبصيرتان فقط موجبات "گمراهي" رو فراهم ميكنه...http://mojemajnoon.blogfa.com/
چه جوابی به این اعراب بدهیم اخر...
با ارزوي بيداري وجدان هاي خواب الوده
<<خواب و خيال خوشت اشفته ايم.... بيش از اين نيز پريشان کنيم>>
زنده باد راه ازادي... پاينده باد ايراني...
می خوام بنویسم اما اخه چی بنویسم ؟
چه حرفی هست برای گفتن ؟
حالم داره به هم می خوره
نمی تونم بنویسم
چه عذابیه...!
درد مشترکی ین ما هست که فکر می کنی می تونی درکم کنی ؟؟؟؟؟
من براي تو....
سرت را بر روي سينه ام بگذار....
اين صداي غريب را مي شنوي؟
صداي گام هايت در کلام قلبم گم مي شود....
چه بر سر قلب من و گام هاي تو آمده؟؟!!!
اگر صداي گام هايت براي من است....
نجواي قلب من نيز نثار تو....
هر سینه ی رفیقی با تیر کین دریدین
خود کرده ها چه اسان نسبت به... کردین
تنـديسی كـه از تـو
در ذهـن خـود سـاخته بـودم
شكـست و فـرو ريخت .
تلاش مـي كنم دوبـاره بسـازمش ....
نـه آن طور كـه مـي خواهم !
همـان طـور كـه هستي !