بروید به دنیا بگویید

من کم نیاورده ام و کم نخواهم آورد

فقط قدری خسته ام...


بدترین خبر

 

بی خبریست

 

از کسی که دوستش داری...!

 

 

هیچوقت

هیچوقت

 

 آرزوی خوشبختی نکن برای من

 

بی خودت

 

n138_5z6gv4fhpa0ebdxfk30f.jpg

 

 خدایا از تو چه پنهان کسی را هم

 

قد خودت دوست دارم...!

عشق من کجایی


                                   مـــ ــن می نویسمـ

 
 و


 تـــــ ـــو


 نـــــ ـمی خوانیـ !


امـــــ ــــــا


 مخــاطــــ ــــبـ کهـ تــــ ــــــــ ــــــو باشــیـ…


مدیـــ ــــــــ ـــونمـ اگر ننـــ ــــویسمـ…



مغرور تر از انم که التماست کنم بمانی


امـــــــــــــا..


بغــــض....


یعنی: نــــــــــــرو

 

بفهـــــــــــــــــــــم!!

 

پاييز...



نه بهار با هیچ اردیبهشتی...


نه تابستان با هیچ شهریوری...


ونه زمستان با هیچ اسفندی...


اندازه پاییز ب مزاق خیابانها خوش نیامد...


پاییز مهری داشت که بر دل هر خیابان می نشست...


















مـی دونــ ی؟!

کاش کســـ ی بود به گوشــت مــ ی رسانـد

که امــــروز

تمــام قـــد ایستـــــادم و در دلـــم فریــــاد زدم :

نمــ ی خواهــــــم .. من این شلوغـــیِ پــــر از تنهایــــ ی را نمــــ ی خواهم

من تــــــو ِ لعنتتـــ ی را مــ ی خواهــــم

می فهمــــ ی ؟

کـاش

کســـــــ ی

بـــــود.













لعنت به اون کســــی که ….

وقتـــــی بهــــش محبـــت می کنــــی ...

خیــــال می کنــــه بهـــش احتیـــاج داری ... !!

لعنت به اونى كه بهترین روزاتو براش گذاشتى

و اون تو بدترین روزا تنهات گذاشت....

merC ...!


گاهی وقتا باید یه نقطه بذاری !

باز شروع کنی ...

باز بخندی ...

باز بجنگی ...

باز بیوفتی و محکم تر پاشی ...

گاهی باید یه لبخند خوشگل به همه ی تلخی ها بزنی و بگی :

مرسی که یادم دادین جز خودم کسی به دادم نمیرسه .....!!!!

1354461407626609_orig.jpg

الفبای زندگی....!



الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن

چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه

ح: حق شناسی برای تزكیه نفس

خ: خودداری برای تمرین استقامت

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ

‌ذ: ذكر گویی برای اخلاص عمل

ر: رضایت مندی برای احساس شعف

ز: زیركی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شكافتن عمق درد ها

س: سخاوت برای گشایش كار ها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت برای بقای دوستی

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ط: طاقت برای تحمل شكست

ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

ع: عطوفت برای غنچه نشكفته باورها

غ: غیرت برای بقای انسانیت

ف: فداكاری برای قلب های درد مند

ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل

ك: كرامت برای نگاهی از سر عشق

گ: گذشت برای پالایش احساس

ل: لیاقت برای تحقق امید ها

م: محبت برای نگاه معصوم یك كودك

ن: نكته بینی برای دیدن نادیده ها

و: واقع گرایی برای دستیابی به كنه هستی

ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها

ی: یك رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک


حماقت یعنی:


او برای همیشه رفت و 

من هنوز 

دوستش دارم...


a6aa5c74918611e2807c22000a9e06c7_7.jpg
رفــــیــق !!

پـیـراهــَــنـــمــ را بــــِــزטּ بـآلـــآ !!

كـــَمـــَــرَمـــ را دیـــدے ؟؟

نـــترس ، چیـزے نیــســـتـــ !!

ایــטּ هــا فــَــقــَــط جـآے خـــَـنــجــَـرَنـــد !!

مــــטּ نــفــَــهـمیــدمــ در رفـــــآقــــَـتـــ چــــﮧ شـــد ؟؟ !!

وَلــــــــﮯ ؛ تــــــو مــُــواظـــبـــــ بــــآش .. !!

جا گذاشته ام...  



 جاگذاشته ام دلی

هرکه یافت

مژدگانی اش تمام “زندگی ام”

من همانی هستم که .........


من...

همانے هستم...

کـﮧ بایـב باشـم !

یک בختر...

با عقاید خوבش...

با افکار خوבش...

تلخے و شیرینے روزهایے کـﮧ...

بے هوا مے گذرنـב!

گاه بے انگیزه ترین בختر قرنم...

و گاه سرخوش ترین בوشیزه ے این کره ے خاکے...


قانون ناعادلانه


چــه قانــون ناعــادلانــه ای !

بــرای شــروع یــک رابطــه

هــر دو طــرف بایــد بخواهنــد

امــا

بــرای تمــام شدنــش

همیــن کــه یــک نفــر بخواهــد کافیســت . . .

تنهايے ،


تنهايے ، 

تاواטּ همـﮧ نـﮧ هآيے است کـﮧ نگفتمـ تا בل کسے نشکنـב !

همـﮧ محبتهايے کـﮧ زياבے هـבر בاבم تا בلے رآ بـﮧ בست آورم !

همـﮧ בوستت בارم هاے آبکے کـﮧ جـבے گرفتم ...!!

همـﮧ ساבگے کـﮧ בر اين בنياے هزار چهره خرج کرבم !

تنهايـے ...

تاواטּ همـﮧ خوش بينے هایے است کـﮧ بـﮧ בنيا و آבمهاے اين روزها בاشتم !

 

یاد گرفته ام


همه چیز را یاد گرفته ام 

یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم 

یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم 

عزيزم تو نگرانم نشو !! 

همه چیز را یاد گرفته ام ! 

یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی ! 

یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو ! 

یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن... 

و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم ! 

عزيزم تو نگرانم نشو !! 

همه چیز را یاد گرفته ام ! 

یاد گرفته ام که بی تو بخندم..... 

یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....! 

یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو ! 

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم .... 

و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم ! 

اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ... 

که چگونه.....! 

برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ... 

و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم .... 

عزيزم تو نگرانم نشو !! 

فراموش کردنت را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت ...


ديديد كه كسي يادش نبود


سلام امروز تولدمه

تولدمو به خودم تبریک میگم 

چون ميدونم كسي يادش نيست كه تولدمه


اين روزها از اعتماد کردن متنفرم

به دلم اجازه نميدهم دوباره کار دستم دهد

و شعارهاي انسانيت را از هر کس ميشنود او را باور کند.. نه!

همه درست شبيه به هم اند...

فقط بعضي ها بهتر و باور کردني تر دروغ می گویند!!!

دنیا



دلم از دنیا پراست!

پر،پر،پر

آنقدر که گاهی اضافه اش از گوشه چشمانم میچکد...

خبر از من داری؟


خبر از من داری؟…
خبر از دلتنگی های من چطور؟
و آن پروانه های شادی که در نگاهم بودند…
خبرش رسیده که مرده اند؟
هیچ سراغ دلم را میگیری؟
کسی خبر داده که آب رفته ام از خستگی؟
مچاله ام از دلتنگی؟
آه… که هیچ کلاغی نساختیم میان هم
وجدانت راحت…
خبرهای من به تو نمی رسد…


دلم تنگ که می شه

می شینه یه گوشه

زانوهاشو بغل می زنه

زل می زنه به روزمرگی آدم ها

به صبح و شب شدن روزها

گذشتنشون

فکر میاد تو سرم

یعنی یادت میاد منو

یعنی اگه یه روز اتفاقی ببینیم، من ـ بعد اون روزها رو می شناسی؟

یعنی دلت هوامو می کنه؟

اشک می شینه گوشه تیله های سبزم

باز من به یادتم

باز من تنهایی به یادتم

باز یه شب دیگه روی بالش ـ خیس، دنیامو خواب می بره ...



دوستت دارم ...


به آدم ها دوستت دارم نگو

همیشه یک فاصله بینداز میانتان

به آدم ها دوستت دارم نگو

وقتی نمی دانی چه بی رحمانه دست می گیرند برایت

همین نفس ها را

همین ثانیه های عاشقی را

به آدم ها دوستت دارم نگو

بگذار جا بیفتد مربای زندگی

قوام بیاید محبت ، میانمان

ناخنک را بگذار برای بعد

به آدم ها دوستت دارم نگو

آنکه خیالش را به تو گره زده

ته سوسوی چشم هایت

عاشقانه هایت را نگفته می خواند ....



یه غصه هایی هست

می شینه تو راه نفس

هی بزرگ می شه

نه اشک می شه که بریزیش

نه فریاد می شه که بزنیش

مثل یه دنده شکسته

هر دمت رو درد می کنه

چشم هاتو تار می کنه

یه غصه هایی هست

که کهنه نمی شه

عادت نمی کنی بش

یه غصه هایی هست

که به جای دشمنت

یه دوست

یه دوست خیلی خیلی عزیز

واست نقاشی می کندش

یه غصه هایی هست ...



خــودَم قَبـــول دارم کـــهنه شـــده ام

آنـــقدر کــهنه


کــه می شــوَد

رویِ گَرد و خـــاک تَنـــَم


یــادگــاری نــوشت


بنویس

 و 

 برو

مگر چه میخواهید؟!!

ملا صدرا ميگويد :

خداوند بی نهايت است و لا مکان و بی زمان
؛
اما به قدر فهم تو کوچک ميشود و به قدر نياز تو
 
 فرود می آيد ؛

به قدر آرزوی تو گسترده ميشود ؛

و به قدر ايمان تو کار گشا ميشود ؛

يتيمان را پدر ميشود و مادر ؛

محتاجان برادری را ؛ برادر ميشود ؛

عقيمان را طفل ميشود ؛ نا اميدان را اميد
 
 ميشود؛گمگشتگان را راه ميشود ؛

در تاريکی ماندگان را نور ميشود ؛ رزمندگان
 
 را شمشير ميشود ؛

بيماران را شفا ميشود ؛ محتاجان به عشق را ؛
 
 عشق ميشود ؛

پيران را عصا ميشود ؛

خداوند همه چيز ميشود همه کس را :

به شرط اعتقاد به شرط پاکی دل
 
 به شرط پاکی روح
 

به شرط پرهيز از معامله با شيطان
 
بشوييد قلب هایتان را از هر احساس ناروا

و مغزهاييتان را از هر انديشه خلاف و زبان هايتان را
 
 از هر گفتار نا پاک

و دست هايتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهيزيد از ناجوان مردی ها ؛ نار استی ها ؛
 
 مامردمی ها , چنين کنيد تا ببينيد که خدا چگونه
 
بر سفره شما با کاسه ای خوراک و نکه ای نان می
 
 نشيند .

در دکان شما کفه های ترازويتان را ميزان ميکند و
 
 در کوچه های خلوت شب با شما آواز ميخواند

مگر از زندگی چه ميخواهيد که در
 
 خدایی خدا ,  يافت نميشود ؟؟
 


من خدا را دارم
کوله بارم بر دوش
سفری بی همراه
گم شدن تاته تنهایی محض
سازکم بامن گفت
هرکجا لرزیدی
از سفر ترسیدی
تو بگو از ته دل
من خدا را دارم منو سازم چندیست که فقط با اوییم
...

عاشق شو عاشق خدا



به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به آسمان نگاه کن

کسی هست که عاشقانه تو را مینگرد و منتظر توست

اشکهای تو را پاک میکند و دستهایت را صمیمانه می فشارد

تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت،

و اگر باور داشته باشی میبینی ستاره ها هم با تو حرف میزنند


باور کن که با او هرگز تنها نیستی

 فقط کافیست عاشقانه به آسمان نگاه کنی...


خدايا...

خواستم بگويم تنهايم ،

اما نگاه خندانت مرا شرمگين کرد ؛

چه کسي بهتر از تو ...؟