شاودالان(شب صاحبدلان)
 
قالب وبلاگ

زندگی پیچکی

[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 21:3 ] [ حسین ]

مه کند در پس نيزار غروب 

 
صبح رويد ز دل بحر خموش

همه اين است و جز اين چيزي نيست

عمر بي حادثه ي بي جر و جوش

دفتر خاطره اي پاک سپيد

نه در او رسته گياهي ، نه گلي

نه بر او مانده نشاني نه، خطي

اضطرابي تپشي ، خون دلي

اي خوشا آمدن از سنگ برون

سر خود را به سر سنگ زدن

گر بود دشت گذشتن هموار

ور بود درخت سرازير شدن

اي خوشا زير و زبرها ديدن

راه پر بيم و بلا پيمودن

روز و شب رفتن و رفتن شب و روز

جلوه گاه ابديت بودن

===

شعر: قسمتی از شعر مرداب از اخوان ثالث

تصویر: حسین

 

[ شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 21:7 ] [ حسین ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره شاودالان

عکس: دامنه شاودالان
××××
شاودالان (شب صاحب دلان) نام یکی از قلل رشته کوه پراو است در شمال شهر من کرمانشاه
ورود به شاودالان کفشهای مکاشفه من بود در من
آغازین روزهای یافتن آنی که در من بود و اما نهان
××××
به تو نگاه میکنم که درهربامدادان رخ در رخ آفتاب روزت را می آغازی و شامگاه دل دیدار غروبش را نداری .ازین روست که همیشه به مشرق مینگری و پشت به مغرب داری.تو از شب گریزانی .بیزاری.

به من بگو چرا نامت با شب شروع میشود؟ شاودالان.شب صاحب دلان

چه شباهتیست در این آغاز با آغازی که هر روزه داری؟ بیصبرانه سرک میکشی از شامگاهان تیره تا با شفق برای دیداردوباره نور.

آه که چه تن فرسودی و هرگز نیاسودی ،در شلاق سرمای تن سوز زمستانان ایستادی و منتظر ماندی تا هر روزه تکرار کنی دیدار نور را

ازین روست که سیر سلوک کردی وشب را به نور سپردی .شب را با دل خلوت کردی .با دل در فراق نور گفتی و گفتی تا شدی
شب صاحب دلان............
برچسب‌ها
امکانات وب