حامد زمانی
![]()


خدا حفظش کن
![]()


خدا حفظش کن




خدا زود تر فرج امام زمان(عج) برسون
دختر : می خوای از پیشت برم ؟
پسر : حتی فکرشم نکن...
دختر : دوسم داری ؟
پسر : البته .هر روز بیشتر از دیروز...
دختر : تا حالا بهم خیانت کردی ؟
پسر : نه ُ برای چی می پرسی ؟
دختر : منو می بوسی ؟
پسر : معلومه .هر موقع که بتونم ...
دختر : منو می زنی ؟
پسر : دیوونه شدی ُ من همچین آدمی ام ؟
دختر : می تونم بهت اعتماد کنم ؟
پسر : بله ...
دختر : عزیزم ...
اگر می خوای بعد از ازدواج رو ببینی از پایین به بالا بخون..................![]()
روزی گاندی با تعداد کثیری از همراهان و هواخواهانش میخواست با قطار مسافرت کند. هنگام سوار شدن، لنگه کفشش از پایش درآمد و در فاصله بین قطار و سکو افتاد. وقتی از یافتن کفشش در آن موقعیت ناامید شد، فورا لنگه دیگر کفشش را نیز درآورد و همان جایی که لنگه کفش اولی افتاده بود، انداخت. در مقابل حیرت و سوال اطرافیانش توضیح داد: «ممکن است فقیری لنگه کفش را پیدا کند، پیش خود گفتم بک جفت کفش بهتر است یا یک لنگه کفش؟»![]()
حالا بعضی از ما آدما کجای کاریم ؟
شور و هیجان حماسی جهت غسل ارتماسی

دستگاه جایگزین انگشت برای تمیز کردن مواد مورد نظر بینی
*ویژه افرادی که ناخن ندارند*![]()

دستها به سوی خدا شاید فرجی در بال و پر گرفتن دوباره
![]()
آواز قو : فتاح: «بکش تو خاک خودمون.»
پیمان: «خاک خودمون؟! خاک من کجاست فتاح؟ خاکی که توش عشق جرمه؟ خاکی که جوونشو به جایی میکشونه که حالا این همه آدم منتظرن مغزشو متلاشی کنن؟
کیفر :اگه یه روز تو خیابون از کنار یه گنجشک رد شدی و نپرید ، فکر نکن که ازت نترسیده، بدون که اون هم آدم حسابت نکرده...
خانه سبز : ببین… دلخوری، باش… عصبانی هستی، باش… قهری، باش… هر چی می خوای باشی باش… ولی حق نداری با من حرف نزنی… فـهمیـدی…؟
رئیس : (داریوش ارجمند):باباتو می شناختم! قدیما با آفتابه عرق میخورد، حالا ” ضای ” والضالین نمازشو قد اتوبانِ قم میکشه!
مخمصه : هیچوقت وارد رابطه ای نشو که وقتی توی مخمصه قرار گرفتی نتونی ظرف ۳۰ثانیه بی خیالش بشی و فرار کنی.(مایکل مان ۱۹۹۵)
سلام به همه دولت مردا....بالاخره انتخابات ریاست جمهوری ایرانم به پایان رسید و مثل همیشه مردم سربلند و حامی ایران..بالاخره ۸ سال سخت بر مردم به پایان رسید و مثل ۸ سال جنگ تحمیلی اینم گذشت..انشالله که این دوره منتخب مردم یه جنگ دیگرو با مردم شروع نکنه با آرزوی موفقیت برای رئیس جمهور و مردم و
ایران و ایرانی

ولنتاین روزی است که در افسانه ها در دوردستها دور از ایران یک کشیش که سر پر رو گری به زندان افتاده بود از دختر زندان بان خوشش میاد و چون محکوم به اعدام بود دستش به دختره نمی رسه و اعدامش می کنند حالا چون عاشق بود و حیض بازی در می آورد جورشو ما جوونای ایرانی باید بکشیم که آنقدر باید این روز برامون عزیر باشه که روز عشق ایرانی و روز زن ایرانی رو بیخیال بشیم،بابا دممون گرم کشیشو چسبیدیم و روز سپندارمذگان و فراموش کردیم...