اندازه بزرگتر

ای خدا من لایق لطف و عطایت نیستم

آگهم من بنده خوبی برایت نیستم

هر سحر از فعل روز خود خجالت می کشم

خوب می دانی که منظور رضایت نیستم

در مسیر نفس خود عمریست درجا می زنم

ظلمت محضم گمان اهل هدایت نیستم

دوری از غفلت مرا سرگرم دنیا کرده است

من دگر دلداده دین و ولایت نیستم

واجبات خویش را کردم شهید مستحب

جز گناه و دردسر چیزی برایت نیستم

چشم بر دست تو دارم ورنه فعالم گواست

شامل عفوت نبودم آشنایت نیستم

حرمت مهمانی ات را قول و فعل من شکست

ای خدا من زینت مهمان سرایت نیستم

گرچه بیمار گناهم با علی در می زنم

بی علی هرگز خریدار لقایت نیستم

کاروان رفت و غبارش هم نصیب ما نشد

عاقبت راضی زدستم حضرت زهرا نشد



 

صدای پای رمضان

ماه رمضان شد، می و میخانه بر افتاد

عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد

افطار به می كرد برم پیر خرابات

گفتم كه تو را روزه به برگ و ثمر افتاد

با باده وضو گیر كه در مذهب رندان

در حضرت حق این عملت بارور افتاد


صدای پای ماه رمضان می آید.

 به یمن آمدنش جان حلاوتی تازه یافته است.

طبل وجودم می نوازد .تمام ذرات وجودم را بدین ضیافت بشارتی داده شده است.

اكنون هنگام در رسیده است. موسم است. موسم رمضان.

موسم عبادت و شستشوی جان در نهر پاك رمضان است.

رمضان چونان كوره ای است كه هستی آدمی را می سوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن سر بر می آورد.

اینك هنگامه ای است كه در طول یك ماه ضیافت الهی،

من حقیقی انسان كه در سایه من های دروغین قرار گرفته است مجالی دوباره می یابد

 تا از حصار و سایه برون آید و خویشتن آدمی گردد. ان شاء الله که رمضان با سحرها و

افطارهایش ، با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد .

و اما در این ماه دعا كردن در حق یكدیگر فراموشمان نشود.

پیش فرض عکسهای پسرها وتقلب در امتحان


حتی اگر تفتیش بدنیتان کردند

تک تک لباسهایتان را وارسی کنند

و شما را بی دفاع مقابل برگه امتحان بگذارند

باز هم میتوانید…!!!
اینم از تقلب پسرراااااااااااااا


__________________

 

البشارت که عیان مهر فروزان آمد

 

 ظاهر از پرده عصمت رخ جانان آمد سر زد

 

از برج نبوت مه رخشنده دین

 

 روشن از نور رخش عالم امکان آمد . . .

 

 

میلاد باسعادت بانوی دوعالم 

 

همسر امام ومادر امام

 

حضرت فاطمه زهرا(س)

 

 

و روز مادر و هفته بزرگداشت زن 

 

بر تمامی زنان عالم مبارکباد

 

 

مادر

 

شد صفحه روزگار تیره

تا دفتر من گشود مادر

از هستی من، نشانه ای نیست

خود بودن من چه بود، مادر

ناموخت مرا زمانه درسی

رندانه ام آزمود، مادر

من در یتیم و گردش چرخ

از دست توام ربود مادر

در دامن روزگارم افکند

از دامن خود چه زود مادر

حالیست مرا که گفتی نیست

گریم همه رود رود مادر

هر روز سپهر سفله داغی

بر داغ دلم فزود مادر

از اختر من شدست گویی

دریای فلک کبود مادر

این ابر منم کز آتش دل

بر چرخ شدم چو دود، مادر

با من همه بخت در ستیزاست

من خاستم، او غنود، مادر

ابریشم بخت من تهی گشت

یکباره ز تار و پود، مادر

این کودک درد آشنا را

ایکاش نزاده بود، مادر

شعریست که در غم تو، فرزند

با خون جگر سرود مادر

مادرم روزت مبارکباد

شیر زنان نامدار تاریخ ایران


یوتاب : سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش

شاهنشاهی داریوش سوم بوده است . وی درنبرد با اسکندر

گجستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده

داشته است او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست . ولی

یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به

ایران هجوم آورد . از او به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در

سالهای ٢٠ قبل از میلاد تا ٢٠ پس از میلاد نیز یادشده است . با

اینهمه هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی

جاوید از خود برجای گذاشتند .

 
آرتمیز : نخسیتن و تنها زن دریاسالار جهان تا به امروز . او به
 
سال ۴٨٠ پیش از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی
 
خشیارشا رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران
 
را از مرزهای دریایی هدایت می کرد . تاریخ نویسان یونان او را در
 
زیبایی - برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار
 
 نامیده اند.آرتمیس نیز درست میباشد .

آتوسا : ملکه بیش از ٢٨ کشور آسیایی در زمان امپراتوری

داریوش بزرگ . هرودوت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش

بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشگرکشی ها

داریوش یاور فکری و روحی داریوش بزرگ دانسته است .

 چند نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به

فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است .

 آرتادخت : وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان

شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی . به گفته کتاب اشکانیان اثر

دیاکونوف روسی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان

بخشید و در اداره امور مالی خطایی مرتکب نشد و اقتصاد

امپراتوری پارتیان را رونق بخشید .

آزرمی دخت : شاهنشاه زن ایرانی در سال ۶٣١ میلادی . او

دختر خسرو پرویز بود که پس از" گشتاسب بنده" بر چندین

کشور آسیایی پادشاهی کرد . آذرمیدخت سی و دومین پادشاه

ساسانی بود . واژه این نام به چم ( معنی) پیر نشدنی و

همیشه جوان است .

 آذرآناهید : ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان

شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار سلسله ساسانی . نام این

ملکه بزرگ و اقدامات دولتی او در قلمرو ایران در کتیبه های کعبه

زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایش کرده

است . ( ٢۵٢ ساسانیان )

پروین : بانوی دانشمند ایرانی . او دختر کیقباد بود که در سال

٩٢۴ یزدگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی

برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار

کامل آنرا نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت

گردیده است . از او چند کتاب دیگر گزارش شده است که به

احتمال زیاد در آتش سوزی های سپاه اسلام از میان رفته است .

زربانو : سردار جنگجوی ایرانی . دختر رستم و خواهر بانو

گشسب . او در سوار کاری زبده بوده است که در نبردها دلاوری

ها بسیاری از خود نشان داده است . تاریخ نام او را جنگجویی که

آزاد کننده زال - آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرده .

فرخ رو : نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت

شده است وی از طبقه عام کشوری به مقاموزیری امپراتوری

ایران رسید .

کاساندان : پس از شاهنشاه ایران او نخسین شخصیت قدرتمند

کشور ایران بوده است . کاساندان تحت نام ملکه٢٨ کشور

آسیایی در کنار همسرش کورش بزرگ حکمرانی میکرده است .

مورخین یونانی ( گزنفون ) از ویبا نیکی و بزرگ منشی یاد کرده

است .

گردآفرید : یکی دیگر از پهلونان سرزمین ایران . تاریخ از او به

عنوان دختر گژدهم یاد میکند که بالباسیمردانه با سهراب زور

آزمایی کرد . فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از

سرزمین پاکان یادمیکند .

 آریاتس : یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای

پیش از میلاد . مورخین یونانی در چند جا نامیکوتاه از وی به میان

آورده اند .

گردیه : بانوی جنگجوی ایرانی . او خواهر بهرام چوبینه بود .

فردوسی بزرگ از او به عنوان هسمرخسروپرویز یاد کرده که در

چند نبردها در کنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوری بسیاری

از خود نشان دادهاست . ( ساسانی ٣۴٨ + شاهنامه

فردوسی )٢٧۴

 هلاله : پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی

بندهش ( ٣٩١ یشتها 1+274 یشتها 2)کیانیان بر اریکه

شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتمین پادشاه

کیانی یاد شده است که نامش را "همایچهر آزاد" ( همای

وهمون ) نیز گفته اند . او مادر داراب بود و پس از "وهومن

سپندداتان" بر تخت شاهنشاهیایران نشست . وی با زیبایی تمام

سی سال پادشاه ایران بود و هیچ گزارشی مبنی بر بدکردار

بودن وی و ثبتقوانین اشتباه و ظالمانه از وی به ثبت نرسیده

است .

 پوران دخت : شاهنشاه ایران در زمان ساسانی . وی زنی بود

که بر بیش از ١٠ کشور آسیایی پادشاهی میکرد .او پس از

اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر

اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرامانروایی نمود .

 شیرین : شاهزاده ارمنی . ارمنستان یکی از شهرهای کوچک

ایران بود و شاه ارمنستان زیرا نظر شاهنشاه ایران . خسرو پرویز

و شیرن حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار

ماند . شیرین از خسرو ۴ فرزند به نامهای نستور - شهریار - فرود

و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته

شدند .

پس او سر بر بالین ( جسد بی جان ) خسرو نهاند و با خوردن

زهری عشق اش به خسرو را جاودانه ساخت و هردو جان

باختند .

بانو گشنسب : دختر دیگر رستم – خواهر زربانوی دلیر . نام بانو

 گشسب جنگجو در برزونامه و بهمن نامه بسیار آمده است .

یکی از مشهورترین حکایت های او نبرد سه گانه فرامرز – رستم

و بانوگشسب است . او منظومه ای نیز به نام خود دارد که هم

اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ملی پاریس و در کتابخانه ملی

بریتانیاموجود است.



2451l دو پرنده ماده و ....(طنز)

يک خانم براي طرح مشکلش به کليسا رفت.

او با کشيش ملاقات کرد و برايش

گفت: من دو پرنده ماده دارم که فوق‌العاده زيبا هستند.

اما متاسفانه فقط يک جمله بلدند که بگويند

 «ما دو تا اهل حال هستيم.

مياي با هم خوش بگذرونيم؟».

اين موضوع براي من واقعا دردسر شده و

آبروي من را به خطر انداخته ...

از شما کمک مي‌خواهم. من را راهنمايي کنيد

که چگونه آنها را اصلاح کنم؟

کشيش که از حرف‌هاي خانم خيلي جا خورده بود گفت:

اين واقعاً جاي تاسف

دارد که  پرنده های ‌هاي شما چنين عبارتي را بلدند.

من يک جفت پرنده نر در کليسا دارم ...

آنها خيلي خوب حرف مي‌زنند و

 اغلب اوقات دعا مي‌خوانند ... به

شما توصيه مي‌کنم پرنده ‌هايتان را مدتي

 به من بسپاريد. شايد در مجاورت

پرنده ‌هاي من آنها به جاي آن عبارت وحشتناک

يادبگيرندکمي دعا بخوانند.

خانم که از اين پيشنهاد خيلي خوشحال شده بود

با کمال ميل پذيرفت.

فرداي آن روز خانم با قفس پرنده‌هاي خود به کليسا رفت

و به اطاق پشتي نزد کشيش رفت.

کشيش در قفس پرنده‌هايش را باز کرد و خانم پرنده ‌هاي

ماده را داخل قفس کشيش انداخت.

يکي از پرنده‌هاي ماده گفت:

 ما دو تا اهل حال هستيم.

 مياي با هم خوش بگذرونيم؟

پرنده‌هاي نر نگاهي به همديگر انداختند.

سپس يکي به ديگري گفت:

 اون کتاب دعا رو بذار کنار، دعاهامون

مستجاب شد!!

 



روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،

 

به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی

با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان،

 

ای خورشید خاموش نشدنی

 

همچو یک رود که آرام میگذرد،

 عشق ما نیز آرام میگذرد و

 

تویی سرچشمه زلال این دل

 روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو

 

به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی

با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان،

 

ای خورشید خاموش نشدنی

همچو یک رود که آرام میگذرد،

 

عشق ما نیز آرام میگذرد و

 تویی سرچشمه زلال این دل

 

ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،

 

ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست

ای جان من ،مهربانی و محبتهایت،

 

وفاداری و عشق این روزهایت،امیدی است

 برای خوشبختی فردایت

 

میدانم همیشه همینگونه که هستی خواهی ماند،

 مثل یک گل به پاکی چشمهایت،

 

به وسعت دنیای بی همتایت

هوای تو را میخواهم در این حال دلتنگی،

 

 

امواجی از یاد تو را میخواهم در

 دریای خاطره های به یادماندنی

 

همنفسمی، ای که با تو یک نفس عاشقم

همزبانمی، ای که با تو یک صدا برایت

 

احساسات عاشقانه ام را میگویم

حرفی نمانده جز سکوت بین من و چشمانت،

 

که در این سکوت میتوان یک دنیا عشق را خواند

چه با شوق میخوانم چشمانت را

 

و چه عاشقانه گرفته ایم دستهای هم را

گفتی دستهایم گرم است،

 

گفتم عزیزم این چشمهای تو است

 که مرا به آتش کشیده است

 

همه ی دنیا فریاد عشق ما را شنیده است،

 هنوز هم نگاهم به نگاهت دوخته است،

 

چقدر قلبت زیباست…

چه بی انتهاست قصر عشق تو و

 

من چه خوشبختم از اینکه اینجا هستم ،

 

در کنار تو

تویی که برایم از همه چیز بالاتری

 

و از همه کس عزیزتر

میخوانمت تا دلم آرام بماند

 

 

girl کاریکاتورمعضل زن گرفتن




دختر خوب ، نمونه و نجیب از نظر قدیمی ها

 

567 کاریکاتور هایی جالب از ازدواج موقت



 

     شوخی شوخی عاشق می شوید !


هیچ کدام از دو نفر متوجه آن نخواهند شد. شدت وابستگی هم به قدری بالاست که بعضاً با

عشق اشتباه گرفته می*شود.



اساساً هیچ دوستی را نمی*توان بدون هدف و انگیزه دانست.

 ممکن است انگیزه برای فردی که از بیرون ناظر این رابطه است مشخص

 نباشد و یا این گونه به نظر برسد که یک زوج بدون هیچ گونه تفکری

اقدام به برقراری یک رابطه کرده*اند، ولی در واقع این طور نیست و

تحت هیچ شرایطی نمی*توان از واژه بی هدف استفاده کرد.

اطمینان داشته باشید که چیزی درون دختر یا پسر وجود داشته که وی

را به طرف دوستی با جنس متفاوت سوق داده است و

این همان انگیزه دوستی است.


انواع دوستی ها

برای دوستی*ها چند فرض وجود دارد. یک فرض این است که افراد

با آدم*هایی که از نظر شخصیتی در تضاد با آن*ها هستند،

رابطه پیدا می*کنند و با آن*ها طرح دوستی می*ریزند.

شعاری که برای این گروه به کار می*رود، این است که

«ضدها همدیگر را جذب می*کنند ».

گروه دومی وجود دارند که با افراد مشابه با خودشان دوست می*شوند.

به قول معروف «کبوتر با کبوتر، باز با باز ». گروه دیگری هم هستند که بر

 اساس صلاحیت*ها و توانایی*های افراد و با توجه به آینده نگری

 برای خودشان دوست انتخاب می*کنند. البته

دسته بندی*های دیگری هم وجود دارد. به طور مثال، مجاورت دو فرد

 آشنایی می*آورد، آشنایی جذابیت می*آورد و به واسطه همین

 دو نفر با هم طرح دوستی می*ریزند.



دختر و پسری که فقط همدیگر را به عنوان دوست انتخاب می*کنند

و به قول خودشان »just friend« هستند،

 هیچ رابطه خاص و بسیار صمیمانه*ای با هم نخواهند داشت و صرفاً به

صورت گروهی و جمعی اوقات فراغتشان را با هم می*گذرانند

 و هدفی برای عمیق شدن رابطه وجود ندارد، اما از این نکته غافل اند

 که همین مجاورت و آشنایی خود به خود جذابیت

ایجاد می*کند؛ حتی اگر در مرحله اول این دو مطابق میل هم نباشند.



چرا دوست نشویم؟

این امر موجب بروز مشکلاتی می*شود. از جمله این مشکلات می*توان

 به شکل گیری رابطه*ای که به هیچ عنوان عمیق نیست ولی طرفین را دچار

وابستگی*های احساسی و عاطفی بسیار می*کند، اشاره کرد.

 این موضوع آن قدر آرام و آهسته و در سطح ناخودآگاه

ذهن رخ می*دهد و پیشرفت می*کند که هیچ کدام از دو نفر متوجه آن نخواهند شد.

شدت وابستگی هم به قدری بالاست که بعضاً با عشق اشتباه گرفته می*شود.


از طرف دیگر، تجربه ثابت کرده است که هیچ دختری صرفاً به قصد دوستی

با یک پسر اقدام به برقراری رابطه نمی*کند. حتی ممکن است شعار

 و حرفش صرفاً دوستی باشد، اما ته ذهنش به ازدواج فکر می*کند.

البته در پسران این وضعیت متفاوت است. پسرها می*توانند

در ذهنشان مرز بین دوستی و ازدواج را حفظ کنند،

 ولی دخترها قادر به انجام این تفکیک نیستند.

یعنی دخترها اغلب کسی را برای دوستی انتخاب می*کنند

 که معیارهای جذابیت برای ازدواج را داشته باشد و چون پسرها در دوستی

به ازدواج فکر نمی*کنند، معمولاً این دخترها هستند که در این قبیل دوستی*ه

ا متضرر می*شوند.


قطع رابطه در این شرایط یک نوع شک کردن به

کفایت و صلاحیت طرف مقابل در فرد ایجاد می*کند و این در حالی است

که فرد نمی*خواهد خودش را یک بازنده که در انتخاب دوست

دچار اشتباه شده است، بداند.


نکته دیگر این است که این گونه دوستی*ها تجارب زیادی

 برای طرفین به همراه خواهد داشت و بعد از مدتی طرفین

 از این کسب تجربه پشیمان خواهند شد؛ چرا که در ضمن

کسب این تجارب، به طور ناخواسته و ناآگاهانه وابستگی شدیدی

 به یکدیگر پیدا می*کنند، به

طوری که جدایی هر چند که به صلاح دو نفر باشد،

برایشان سخت و ناگوار خواهد شد.

 قطع رابطه در این شرایط یک نوع شک کردن به کفایت و صلاحیت

طرف مقابل در فرد ایجاد می*کند و این در حالی است که فرد نمی*خواهد

خودش را یک بازنده که در انتخاب دوست دچار اشتباه شده است، بداند.



بهترین راهکار

بهترین راهکار در چنین شرایطی «تجدید قوا بعد از شکست» است.

 دو نفر باید عزت نفس خودشان را بازسازی کنند و سعی کنند بر

 احساسات ناخودآگاهشان چیره شوند و بپذیرند که

ادامه این دوستی به صلاحشان نخواهد بود.

این افراد باید بدانند که راه را اشتباه رفته*اند و موفقیت در زندگی

 یعنی حذف عوامل خطا. ما خودمان مقصر شکست ها و

 اشتباهات زندگی*مان هستیم و نباید تقصیر را به گردن دیگران بیندازیم.

 باید بپذیریم فردی که ما با او دوست شده*ایم، از همان ابتدا مجموعه*ای از اخلاق

و رفتارهای فردی و اجتماعی را داشته است.

اگر اکنون این رفتارها برای ما ناگوار به نظر می*رسد، به این معنا نیست

 که طرف مقابل دچار تغییرات زیادی* شده است و

 یا ما را فریب داده است بلکه این ما بوده*ایم که از همان

ابتدا با دقت نکردن و احساسی عمل کردن، این رفتارها را نا دیده گرفته*ایم.

 پس بهتر است فرد هرچه سریع*تر تکلیف خود را در چنین روابطی

روشن کند و از ادامه بیهوده آن اجتناب ورزد.

yes چگونه پیشنهاد ازدواج بدهیم؟

 

1- مطمئن گرديد كه فرد مناسبي را برگزيده ايد:

 

 واضح است نه! امــا حـقـيقت امر آن است كه ازدواج چيزي نيست كه بخواهيد

بـخاطـر انــگيــزه هــاي آنــي وارد آن گرديد. ممكن است شما ديوانه وار همديگر

را دوست داشته باشيد اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه،

ازدواج شما قطعا زياد دوام نخواهد آورد و يا آنكه ارزشهاي شما با ارزشهاي

همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردي كه ميخواهيد با وي ازدواج كنيد ترديد

داريد، بهتر است بيشتر درباره آن بيانديشيد.

2- مطمئن شويد هر دوي شما آمادگي داريد:

 

 پيـش از آنـكه پيـشنهاد ازدواج دهيد درباره آن كه در زندگي بدنبال چه اهدافي

ميباشيد، حتــي اهداف 50 سال آينده خود با يكديگر صحبت كنيد. هر چه بيشتر

بــا يـكديگر در مــورد آن چـه بــراي شـما حائز اهميت ميباشد گفتگو كنيد بيشتر

متوجه آن ميگرديد كه آيا با يكديگر تفاهم و سازگــاري داريـد يــا خير. همچنين بايد

از لحاظ مالي آمادگي داشته باشيد. اگر شما قادر نيستــيـد كــه مخارج خود را

تامين كنيد، بهتر است نامزدي خود را به تعويق بياندازيد.

3- از پدر و مادر وي اجازه بگيريـد:

 

 شـما ابـتـدا بايد بدانيد كه آيا اگر پـيش از ازدواج با پدر و مادر وي مشورت كرده و

اجازه بخواهيد، آنها را خوشنود ميسازد يا خير. ايـن نـكته شـايـد عـجيـب بـــنظر

آيد اما شما كه نمي خـواهيد پـدر زن و مادر همسر آيـنـده خود را برنجانيد؟ اين

عمل براي آنكه دلشان را بدست بياوريد بسيار موثر خواهد بود.

4- به طريقي پيشنهاد بدهيد كه خوشايند وي باشد:

 

به پيـشنهاد ازدواج هـمچون يك هديه به بانوي زندگي خود بنگريد. آن را

بـطريقـي طـرح ريزي كنيد كه باب ميل و سليقه وي بوده و مطابق با شخصيتش باشد.

آ

يا وي رومـانتـيـك اسـت و يـا اهـل تـفريح و شوخ طبعي؟ آيا ميل دارد بطور

محرمانه از وي خواستـگـاري كنـيـد و يا روي ديــوار درخـواست خود را بنوسيد؟

5- در باره هديه دادن به وي تصميم بگيريد:

 

 بـراي دختـرهـا و زنـان هيچ چيز مبهوت كننده تر از يك هديه غير منتظره و

غافلگير كننده حلقه برليان نمي بـاشد. امـا اگـر تـوان مالي شما اجازه اين كار را

به شما نميدهد، براي يك حلقه مناسب بودجه شما كفايت ميكند. اما حتما پيش

از آنكه حلقه را خريداري كنيد از نوع سليـقه وي اطلاع يابـيد. ايـن كار را ميتوانيد

با سوال كردن از دوستان و يا خانواده وي و يـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتي كه وي

استفاده مي كند انجام دهيد. اما بسياري از دختران تـمايـل دارند هنگام انتخاب

حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال بايد به خواسته هاي وي احترام بگذاريد.

6- مطمئن گرديد پاسخ وي مثبت ميباشد:

 

هنگاميكه پيشنهاد ازدواج ميدهيد، بـايد مطمئن باشيد كه پاسخ وي ''بله'' خواهد

بود. شما ميباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه كافي صحبت كرده و

كــامـــلا از آن چه طرف مقابل از يك شريك زندگي بلند مدت انتظار دارد، آگاهي ي

افته باشيد. درست است كه ميخواهيد پيشنهاد ازدواج شــما براي او سورپريز

باشد اما نبايد بي مقدمه دست به اين كار بزنيد.

7- افراد زيادي را از قصد و تصميم خود آگاه نسازيد:

 

 شـما مـمكن اسـت وسوسه شويد كه قصد خود را با دوستان و خانواده خود در

ميان بگذاريد. امـا عـاقلانه تر آن است كه اين خبر را تنها با يكي دو تا ازدوستان و

يا نزديكان صميـمــي خود در ميان گذاشته و به آنها اطمينان داشته باشيد كه ر

ازدار و محرم اسرار شما ميباشند.


8- پيشنهاد خود را از حفظ نكنيد:

 

صرفنـظر از آنـكه كـجـا و چــگـونــه پــيشنهاد ازدواج مي دهــيد، بايد آن با نهايت

صداقت و ابراز عشق حقيقي شما نسبـت بـه وي هـمــراه باشد. از قبل در مورد

حرفهايي كه ميخواهيد به او بـزنــيد يادداشت برداريد اما دقيقا آنها را از بر نكنيد.

در آن لحظه به وي بگوييد كه چرا وي يـك فرد استـثـنايي بـوده و چـرا شما

خواهان آن ميباشيد كه باقي عمر خود را با وي سپري كنيد. بـايـد جملات شما از

دلتان برآيد او ميخواهد با يك مرد ازدواج كند و نه يك ربات!

9- مكان و زمان مناسب را بيابيد:

 

مكاني كـه پيـشـنهاد ازدواج مـي دهـيد مي تواند: رسـتوران، پارك، سينما و يا

لب دريا باشد.اما بهتر است مكاني انتخاب گردد كــه بــراي هر دوي شما خاطره

انگيز بوده و شما را به ياد خاطرات گذشته بيندازد. فـاكتور زمان نيز بسيار مهم

مي بـاشــد اگر وي شرايط سختي را سپري مي كند، اگر خسته و يا گرفتار

دغدغه هاي شخصي و شغلي خود ميباشد و يا آنكه از دست كسي عصبـانـي

اسـت، زمان مناسبي براي اين كار نميباشد


10- او را دستپاچه نكنيد:

 

شما ممكن است بخواهيـد پيـشنـهاد خود را براي جهانيان فرياد بزنيد و يا حداقل

براي همسايگان مجاور خود! امـا مـراقب باشيـد اشـتـياق بـي حد شما كار

دستتان ندهد. اگر وي شخص درونگرا بوده و از آن كه مـركز تـوجـه ديـگـران واقع

گرديد بيزار ميباشد، بهتر است اين كار را بطور خصوصي با وي در ميان بگذاريد.



11- انتظار همه نوع پيشامدي را داشته باشيد:

 

صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ريزي ها، امكان دارد امور دقيقا آن طوري كه

شما و يا وي تصور ميكرديد پيـش نرود. خود را براي واكنشهاي احتمالي آماده

كنيد.او مـمكن است دستپـاچـه شـده و يا هيجان زده گـردد و يـا آن كه كاملا آرام

و بي تفاوت باقي بماند. وي ممكن است بگويد: ''بله-خيـر'' و يــا ''شايد''. شمـا

مـمكن است تصور كنيد وي را كاملا مي شناسيد امـا از پـيـش داوري و آنكه

پاسخ وي چگونه خواهد بود پرهيز كنيد چون ممكن است مايوس گرديد.


12- اگر پاسخ وي منفي بود مايوس نشويد:

 

هـمـواره احـتـمال آن كـه وي ''نه''بگويد وجود دارد. اما دلسرد نشويد با او

صحبت كنيد و علت عــدم آمـادگـي وي را جـويا گرديد. وي ممكن است تـنـها بـه

زمـان بـيشتـري نـيـاز داشتـه بـاشـد و يا آن كـه اصلا وي دختر مناسبي براي

شما نباشد. اگر اين طور باشد بهتر است همين حالا پي بـه آن بـبـريد تا آنكه پس

از ازدواج.

13- خيلي زود و يا خيلي دير پيشنهاد ندهيد:

 

زمـان معـيـنـي براي پيشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها

گذشت 2 هفته از آشنايي خـود بـا وي پـيشـنــهاد ازدواج ندهيد! زمان پيشنـهاد

ازدواج هنـگامي اسـت كـه شـمـا بـــراي مــدتــي كافي به يكديگر متعهد شده

باشيد. همچنين زياد وقت را تلف نكنيد شجاع باشيد و حـرف دلتان را بزنيد. اگر

هم خيلي هم كمرو مي باشيد، مي تـوانـيد پيــشنهاد خود را در قالب نامه براي

دختر مورد علاقه خود ارسال كنيد.

 

 
 
خسته ام

خسته ام دیگر ازین فریاد ها
 
خسته از بی مهری و بی دادها
 
خسته از دلبستگی و یاد ها
 
خسته از شیرین و از فرهاد ها
 
خسته ام از این همه دیوانگی
 
خسته از نادانی فرزانگی
 
 
خسته از این دشمنان خانگی
 
خسته ام ازین همه بیگانگی
 
 
خسته ام از گردش چرخِ فلک
 
خسته از تنهایی و شب های تک
 
 
خسته از ایمانم و تردید و شک
 
خسته از دیو و دَد و دوزو کلک
 
 
خسته ام دیگر ازین آوارها
 
خسته از سنگینی دیوارها
 
 
خسته از ظلم و بد و آزارها
 
خسته از بی یاری بیمارها
 
 
خسته ام از تابش مهر و قمر
 
خسته از نامردمی های بشر
 
 
خسته از بی فطرتان بی هنر
 
خسته ام از خستگی ها، بیشتر…
 
 
خسته ام، خسته ام…
 

خانم‌ها: 10 نکته برای پیدا کردن عشق زندگی


امسال مردی را به‌ سمت خودتان جذب کنید که بخاطر
 
 
خودتان دوستتان دارد و رابطه‌ای مطمئن و صمیمی
 
بسازید که همیشه آرزویش را داشته اید.

 
1. دریچه‌های قلبتان را باز کنید و شگفت‌زده شوید.
 
 
اگر این مقاله را می‌خوانید یعنی درهای قلبتان را برای
 
 دریافت یک عشق جدید باز کرده‌اید. درست است؟
 
 اما اینکه واقعاً دریچه‌های قلبتان را به روی عشق باز کنید
 
یعنی حتی بااینکه دنبال آن فرد استثنایی برای خودتان
 
 هستید، عشق را از هر جایی که بیاید می‌پذیرید.
 
مرد زندگیتان باید به طریقی که اصلاً انتظارش را ندارید
 
 از راه برسد و شکلی باشد که هیچوقت تصورش
 
 را نمی‌کردید. تنها راه پیدا کردن آن فرد این است که افراد
 
گوناگونی را زیر نظر داشته باشید.
 
 
2. تازمانیکه متعهد نشده‌اید، خیلی امیدوار نباشید.
 
 
 
مردی استثنایی را ملاقات کرده‌اید
 
که اوقات بسیار زیادیرا با او می‌گذرانید.
 
به نظرتان می‌رسد که باید فقط روی او تمرکز کنید؟
 
نه، به هیچ‌وجه. راه انتخاب‌های دیگر را باز بگذارید
 
مگراینکه او از شما بخواهد که به او متعهد شوید.
 
مسئله پیچاندن او نیست، مسئله این است که
 
حس خودتان بودن را حفظ کنید به ‌جای‌ اینکه یک مرد
 
را مرکز زندگیتان کنید. همچنین باعث می‌شود
 
 خیلی نیازمند آن فرد به‌ نظر نرسید و طوری به نظر او
 
خواهد آمد که درخواست او بوده که به هم متعهد شوید.
 
 
3. زبان بدنتان را نرم‌تر کنید.
 
 
 
دفعه بعدی که با مردی قرار می‌گذارید
 
و بیرون می‌روید، لحظه‌ای صبر کنید
 
و ببینید بدنتان چه می‌کند. این احتمال وجود دارد که
 
 اعصابتان باعث می‌شود شانه‌هایتان را سفت کنید
 
 یا دست‌هایتان را به هم قلاب کنید.
 
 ما زن‌ها اینقدر اسیر خودمان می‌شویم که
 
 فراموش می‌کنیم زنانگی که مردها اینقدر
 
عاشقش هستند را نشان دهیم.
 
 پس به جای این، دست‌هایتان را آرام کنید،
 
 شانه‌هایتان را بیندازید و وقتی در حضور او هستید،
 
 پشتتان را صاف نگه دارید.
 
 بعد ببینید که چطور نرم نرمک به شما و دلتان
نزدیک می‌شود.
 
 
4. خیلی به جلو نگاه نکنید.
 
 
 
در آخرین قرار ملاقاتتان به چه فکر می‌کردید؟
 
 اگر شما هم مثل اکثر زن‌ها باشید، احتمالاً می‌بینید
 
که خیلی وقت‌ها این افکار ذهنتان را مشغول می‌کند:
 
 آیا دوستم دارد؟ آیا شوهر خوبی برایم می‌شود؟
 
آیا دوست دارد رابطه با من را ادامه دهد؟
 
 تمرکز بر آینده و ای کاش‌ها نه تنها باعث می‌شود
 
 
 نتوانید از لحظاتتان لذت ببرید و کشف کنید که آن مرد واقعاً
 
کیست، بلکه باعث می‌شود نتوانید
 
 هیچوقت با بخشی از او که بیشترین اهمیت را دارد
 
یعنی دلش، ارتباط برقرار کنید.

 
 
5. بدون‌اینکه او را مسئول بدانید احساساتتان را با او درمیان بگذارید.
 
 
 
باز دیر کرده است. حرف از رابطه قبلی اش
 
 به میان می‌کشد. یادش رفته است زنگ بزند.
 
اینها همه داستان‌هایی است که بیشتر وقت‌ها پیش می‌آید—
 
حتی بعد ازاینکه با هم ازدواج کنید.
 
بیشتر زن‌ها فکر می‌کنند حرف زدن درمورد این چیزها
 
فقط مرد را دورتر می‌کند اما رمز موفقیت
 
این است که با بیان احساساتتان به طریقی واضح بدون متهم
 
کردن او،به سمت خودتان بکشانیدش:
 
"وقتی درمورد زن‌های دیگر حرف می‌زنی واقعاً
 
حس بدی پیدا می‌کنم. دوست ندارم رمز و رازی بینمان به‌وجود
 
بیاید. نظر تو چیست؟"

 
 
6. دست از تظاهر به آنچه که نیستید بردارید.
 
 
 
 چندبار تابحال شده وقتی با مردی هستید،
 
 خودِ واقعیتان را پنهان کنید؟ تصور می‌کنید
 
اگر چیزهای عجیب درمورد خودتان را برملا کنید،
 
او را بترساند یا اگر با نظر او مخالفت کنید،
 
 او را از خودتان دور کنید. اما هیچ چیز بهتر از
 
حقیقت نیست. البته منظورمان این نیست که در
 
 همان جلسه اول همه چیز را بیرون بریزید.
 
 منظور این است که نیازی نیست آدم کاملی
 
باشید تا بتوانید کسی را عاشق خودتان کنید.
 
پس دست از خودسانسوری بردارید و اجازه بدهید
 
 شما را به‌خاطر آنچه که هستید دوست بدارد.
 
 
7. برای دریافت کردن کانال را عوض کنید.
 
 
 
 ممکن است تصور کنید که برای‌ اینکه به مردی نشان دهید
 
 که موردی خوب و عالی هستید، باید برایش شام
 
 درست کنید، کارهایی برایش انجام دهید یا رابطه
 
 را جلو ببرید. اما واقعیت این است که مردها عاشق
 
 این می‌شوند که چقدر خودشان برای شما مایه بگذارند،
 
نه برعکسش. یک مرد خوب دوست دارد که
 
 خوشحالتان کند و کارهای خوب برایتان انجام دهد.
 
 
پس اجازه اینکار را به او بدهید!
 
 
8. همیشه خودتان را اول بگذارید.
 
 
برای خانم‌ها طبیعی است که دیگران را به خودشان
 
 مقدم بدانند اما اگر می‌خواهید عشق را در مردی
 
 شعله‌ور کنید، اینکه نیازهای او را بر خودتان پیش بدانید
 
کاملاً خلاف آنرا انجام می‌دهد. درست است که در هر رابطه‌ای
 
باید دادن و گرفتن به یک اندازه وجود داشته باشد
 
 اما با این ‌وجود لازم است که هوای خودتان را داشته باشید.
 
وقتی مردی ببیند که با خودتان با مهربانی و احترام رفتار می‌کنید،
 
زنی را با عزت نفس و اعتماد به نفسی سالم خواهد دید
 
 که هر دو ی آنها برای شاد کردن او بسیار جذاب هستند.
 
 
9. به طرفتان فرصت بدهید.
 
 
 
آیا زیادی قد کوتاه است؟ سنگین وزن است؟
 
 
 خیلی سنش پایین است؟ خیلی جدی است؟
 
یا به‌ اندازه کافی جدی نیست؟ خیلی زن‌ ها بودند که اوایل
 
آشنایی شوهرانشان اصلاً برایشان قابل تحمل نبودند
 
 و الان حتی نمی‌توانند یک روز را بدون آنها سپری کنند.
 
وقتی مردی وارد زندگیتان شد، آن را یک فرصت بدانید و حداقل تا
 
3 جلسه ملاقات به او فرصت دهید، مگر اینکه حسابی
 
 
با دیدنش توی ذوقتان خورده باشد و اصلاً نتوانید با او بودن
 
 را تصور کنید. شاید آن مرد مرد ایدآل شما نباشد اما اگر
 
 بیشتر به او نزدیک شوید می‌توانید چیزهای بیشتری درموردش کشف کنید.
 
 
10. یادتان باشد، حرف نادرست را نباید به مرد درست بزنید.
 
 
 
 اگر حرفی که می‌زنید از ته دلتان باشد،
 
مردی که قرار است عاشقتان شود نخواهد ترسید.
 
او تلاش خواهد کرد مشکلات را از میان بردارد و اینکار باعث
 
می‌شود به هم نزدیک‌تر شوید. البته، باید بگذارید
 
 او هم به همین اندازه احساس امنیت کند و حرفهایش
 
را با شما درمیان بگذارد. وقتی پایه‌ای محکم از پذیرش
 
 و اطمینان متقابل برای رابطه‌تان ساختید، دیگر
 
عشق منتظر نخواهد ماند و شعله‌ور خواهد شد.
 
 
 
تغییر عادت‌هایتان نیازمند زمان و تمرین است.
 
مطمئنم اگر اینطور شود عشقی که همیشه آرزویش
 
را داشتید در زندگیتان پدیدار می‌شود.
 

 

عاشقانه ترین جمله تاریخ







با انتخاب عاشقانه ترین جمله عاشقانه تاریخ از رمان «بلندی‌های بادگیر»
 
 امیلی برونته، این كتاب بار دیگر به عنوان عاشقانه‌ترین كتاب ادبیات انگلیسی
 
انتخاب شد


یك نظرسنجی در برایتون انگلیس نشان داد از نظر دوستداران ادبیات،
 
 
یك خط از رمان «بلندی‌های بادگیر» اثر «امیلی برونته»، رمانتیك‌ترین جمله
 
 در تاریخ ادبیات انگلیسی است.در این نظرسنجی كه 2000 نفر در آن
 
شركت داشتند، 20 درصد از شركت‌كنندگان جمله‌
 
«روح از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یك جنس است»
 
را به عنوان عاشقانه‌ترین جمله ادبی انتخاب كردند و به این ترتیب كتاب
 
«بلندی‌های بادگیر» را به عنوان
 
 عاشقانه‌ترین كتاب ادبیات انگلیسی برگزیدند.
 
این جمله را كاترین ارشاو خطاب به هتكلیف به زبان می‌آورد

.
عنوان دوم در این نظر سنجی به «وینی پو»
 
 خرس مشهور كتاب كودكان تعلق گرفت كه در یك جمله گفته است :
 
 «اگر 100 سال عمر كنی، امیدوارم من 100
 
سال منهای یك روز زنده بمانم تا مجبور نباشم بدون تو زندگی كنم.».

داستان‌های این خرس را ای.ای.میلن خلق كرده است
.
در این میان اما جمله‌ای از مشهورترین تراژدی
 
«ویلیام شكسپیر» مقام سوم را
 
كسب كرد. این جمله كه از نمایشنامه «رومیو و ژولیت» آمده،
 
چنین است:
 
«آرام‌باش! چه نوری است كه از آن پنجره می‌تابد؟ آنجا مشرق است و ژولیت
 
خورشید تابان».
 
در مكان چهارم جمله‌ای از «وی.اچ . اودن» و در مكان پنجم
 
یك جمله از دكتر زئوس نویسنده مشهور كتاب‌های كودكان
 
 رای آورد و آن جمله چنین است:
 
«وقتی می‌فهمی عاشق شدیكه می‌بینی دوست نداری بخوابی، چون واقعیت
 
شیرین‌تر از رویاهایت شده است.»
 
 

 
هفت اشتباه دختران مجرد

 

اشتباه شماره 1: ملاک های خود را با شرایط دیگران تعیین می کنند

 

تعجب نکنید هنوز هم بسیارند دخترانی که ملاک ها و معیارهای خود را

برای ازدواج از روی چشم و هم چشمی و برای تایید دیگران انتخاب

 می کنند . به عنوان مثال چنین می گویند: “وای ببین دختران فامیل

 با چه شرایطی و چه سطح سوادی چه ازدواج هایی کرده اند،

 آن وقت من با یک شخص کم سواد تر از خودم ازدواج کنم؟

 این طوری همیشه احساس حقارت می کنم. مگه من چی کم دارم؟”‌

نه تنها دختران بلکه همه جوان ها باید بدانند که هر کس باید به

فراخور حال خود معیارهایش را برگزیند. مقایسه خود با دیگران و

تعیین ملاک ها باعث می شود تا شما را از واقع بینی دور کند و

نتوانید در شرایط خود بهترین انتخاب را داشته باشید.

 

اشتباه شماره 2: تجارب خود از افراد را تعمیم می دهند

 

برخی از دختر ها سعی می کنند دور کلیه خصوصیات رفتاری یک فرد

 نابهنجار در زندگیشان خطی بکشند و در مواجهه با هر یک از این

 ویژگی ها در فرد دیگر، نگاهی غیر اصولی به او خود داشته باشند .

 به عنوان مثال اگر مردی بد اخلاق همراه با اعتقادات دینی را در

 زندگی اطرافیان خود مشاهده کرده اند و شاهد آسیب های وارده

از او به همسرش بوده اند ،تلاش میکنند خواستگاری هر شخص

 با اعتقادات دینی را رد کنند و به او با نگرشی منفی بنگرند.

 در حالی که نابهنجاری اخلاقی فرد ربطی رفتارهای دینی او ندارد.

 اگر چه فرد دیندار باید در کلیه منش های خود اصول دینی را

 رعایت کند و اخلاق یکی از شاخه های اصلی دین است،

 اما نداشتن اخلاق مناسب در شخصی مذهبی نشان از

 زیر سئوال بردن اعتقادات دینی نیست.

بارها و بارها مشاهده کرده‌ایم که دختران جوان منتظرند

 مرد مناسب از آنها خواستگاری کند. اما زمانی که این اتفاق می‌افتد،

 آنها پا به فرار می‌گذارند و از او دور می‌شوند. به خودتان اجازه بدهید

 زمینه را برای آشنایی و شناخت برای ازدواج موفق فراهم کنید.

این همان چیزی است که برای رهایی از تنهایی و ناراحتی

 به دنبال آن بودید

 

اشتباه شماره 3: مردان مناسب را نادیده می‌گیرند

 

وقتی یک دختر مجرد باور می‌‌کند که هیچ مرد مناسبی برای او

وجود ندارد، همه چیز پیرامونش روی این موضوع صحه می‌گذارد.

 ما به همه کسانی که فکر می‌کنند همه مردان خوب ازدواج کرده‌اند

 پیشنهاد می‌کنم که این احساس را کنار بگذارند و به جای آن،

 به شادی، خوشبختی و تمایلشان توجه کنند. امید همیشه

منشا تلاش و موفقیت است . پس بنا را بر این نگذارید که با

 ناامیدی آینده خود را بیهوده و یکنواخت تصور کنید.

 

اشتباه شماره 4: آنها پا به فرار می‌گذارند

 

بارها و بارها مشاهده کرده‌ایم که دختران جوان منتظرند مرد

مناسب از آنها خواستگاری کند. اما زمانی که این اتفاق می‌افتد،

 آنها پا به فرار می‌گذارند و از او دور می‌شوند. به خودتان

 اجازه بدهید زمینه را برای آشنایی و شناخت برای

ازدواج موفق فراهم کنید. این همان چیزی است که

 برای رهایی از تنهایی و ناراحتی به دنبال آن بودید.

 

اشتباه شماره5: اجازه می‌دهند که کار حسابی مشغولشان کند

 

دختران زیادی را می بینید که به شدت در کارشان غرق شده اند

و موفقیت در کار را در اولویت همه مسایل دیگر زندگی می دانند.

 با وجود زیبایی، جذابیت و موفقیت‌های فراوان، همه درها

 برای برقراری ارتباط با آنها بسته است، چرا که تمام

 زندگی شان در کار خلاصه می شود. بعضی دختران فکر

 می‌کنند اگر مردی به آنها علاقه‌مند شده‌ اند، حتما مشکلی

 در آنها وجود دارد. این افکار باعث می‌شود که مردهای مناسب زیادی

 را از دست بدهند، قبل از اینکه حتی یک‌بار به آنها

 فرصت داده باشند تا به خواستگاری بیاید.

 

اشتباه شماره 6: تجربه را به بدبینی تبدیل می کنند

 

برخی دختران تجارب خود را از ازدواج و زندگی دیگران به

 نوعی بدبینی و احتیاط فوق العاده و غیر ضروری تبدیل می کنند

 و در انتخاب و ارزیابی طرف مقابل دچار سخت گیری

 و وسواس می شوند . درست است که کسب تجربه لازم

 و ضروری است اما قرار نیست به خاطر شنیدن وقایع آزارنده

 از اطراف دچار استرس در انتخاب باشیم. تیزبینی و زیرکی

 متعادل برای یک انتخاب مناسب کافی است. لازم نیست

 از ابتدا با منفی اندیشی مثل یک کارآگاه عمل کنیم.

 

اشتباه شماره 7: آنها باور کرده‌اند که زمان مناسب برای آنها تمام شده است

 

دختران زیادی هستندک به دلیل بالا رفتن سنشان باور دارند

که زمان ازدواج و بچه‌دار شدن از آنها گذشته است .

درست است که زمان ازدواج و بچه‌دار شدن، پیش‌بینی شده است،

 اما در قرن بیست و یکم زندگی ما کمتر قابل پیش‌بینی است،

 که البته این نکته مثبتی است.

دختران زیادی تا چهل- پنجاه سالگی ازدواج خود را به تاخیر می‌اندازند،

 اما واقعیت این است که ما هیچ‌وقت اسیر اعداد و ارقام نیستیم.

 ما هر لحظه در مناسب‌ترین زمان زندگی خود هستیم.

بله، درست است که بیولوژی بدن همیشه ما را همراهی نمی‌کند،

 اما اگر شما واقعاً می‌خواهید صاحب خانواده شوید و بدن شما دیگر

این اجازه را به شما نمی‌دهد که بچه‌های خودتان را داشته باشید،

به این معنا نیست که این خواسته شما برآورده‌شدنی نیست.

می‌توانید با پذیرفتن سرپرستی یک کودک، تشکیل خانواده‌ دهید.

 

 

 طنز ازدواج !!!


 
چند سال پیش یک روز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، 
 
 
فوتبال نگاه می کردم و تخمه می خوردم. ناگهان پدر و
 
 
مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند و فریاد
 
 
زدندکه :(( ای عزب! ناقص! بدبخت! بی عرضه!
 
 
 بی مسئولیت! پاشو برو زن بگیر)). رفتم خواستگاری،
 
 
 دختر پرسید: مدرک تحصیلی ات چیست؟ گفتم: دیپلم
 
 
تمام! گفت: بی سواد! امل! بی کلاس! ناقص العقل!
 
 
 بی شعور! پاشو برو دانشگاه. رفتم چهار سال دانشگاه
 
 
لیسانس گرفتم برگشم، رفتم خواستگاری. پدر دختر
 
 
پرسید: خدمت رفته ای؟ گفتم : نه هنوز. گفت: مرد نشد
 
 
نامرد! بزدل! ترسو! سوسول! بچه ننه! پاشو برو سربازی.
 
 
 رفتم دو سال خدمت سربازی را انجام دادم برگشتم.
 
 
 رفتم خواستگاری. مادر دختر پرسید: شغلت چیست؟
 
 
 گفتم فعلا کار گیر نیاوردم. گفت: بی کار! بی عار!
 
 
 انگل اجتماع! تن لش! علاف! پاشو برو سر کار.
 
 
رفتم کار پیدا کنم گفتند: سابقه کار می خواهیم.
 
 
 رفتم سابقه کار جور کنم. گفتند: باید کار کرده باشی
 
 
 تا سابقه کار بدهیم. دوباره رفتم کار کنم، گفتند باید
 
 
سابقه کار داشته باشی تا کار بدهیم. برگشتم رفتم
 
 
خواستگاری گفتم : رفتم کار کنم گفتند سابقه کار ،
 
 
 رفتم سابقه کار جور کنم گفتند باید کار کرده باشی.
 
 
 گفتند: برو جایی که سابقه کار نخواهد. رفتم جایی که
 
 
 نخواستند. گفتند باید متاهل باشی!. برگشتم رفتم
 
 
خواستگاری گفتم : رفتم جایی که سابقه کار نخواستند
 
 
ولی گفتند باید متاهل باشی. گفتند باید کار داشته باشی
 
 
تا بگذاریم متاهل شوی. رفتم گفتم: باید کار داشته باشم
 
 
تا متاهل شوم. گفتند: باید متاهل باشی تا به تو کار
 
 
بدهیم. برگشتم رفتم نیم کیلو تخمه خریدم دوباره دراز
 
 
کشیدم جلوی تلویزیون و فوتبال نگاه کردم!!!


برای تو می نویسم...



برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...

 

برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست ...



 

برای تويی كه احسا سم از آن وجود نازنين توست ...



 

برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...



 

برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...

 

برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...



 

برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...



 

برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است...

 

... تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است برای



 

برای تويی كه قلبت پـا ك است ...

 

برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است...



برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...

 

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...

 

برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...



برای تویی که آرزوهایت آرزویم است...

 

 

 

سلام دوستای گلم سال نوی همتون مبارک

 

شیرین

 

شیرین با هر دو چشمانش نگاه کرد

مرا از سوگ غم هایم  رها کرد

عزیمت کرد بر حال من زار

مرا تا به سحرگان دعا کرد

فرو نگذاشت بر خود مرد بیمار

خلعتی از کرمش بر تن ما کرد

تکیه کردم بر ندایش از در عشق

مرا هر دم به نامی نیک صدا کرد

به گوشم خواند زان صوت الهی

گویی در دلم شوری به پا کرد

کوکبی بود زصحرای الهی

مستانه شبی با ما صفا کرد

کرد بر پا در منزل ویرانم ضیافت

ببین در حرم عشق چه ها کرد

آن شب از ساغری دل بر ملا کرد

محال را ممکن و معجزه ها کرد

بگذاشت سرشبر ملک والای الهی

بر گلشن هستی نگاهی بی ریا کرد

بود شاه غمگساری برپای حق

شرطه را بر طرف سودای ما کرد

شیرین بر سر شاهین نهادست مهنتی

از آنکه از بند قفس اورا رها کرد.

 

                     شاهین کرمانشاهی

 

 

 

سفره هفت سین ایران باستان

در آيين هاي باستاني ايران براي هر جشن و يا مراسم مذهبي خواني

گسترده مي شد كه در آن علاوه بر آلات و اسباب نيايش مانند : آتشدان ،

ماهروي و برسم ، فراوردهاي فصل و خوراكي هاي گوناگوني نيز بر سر

خوان نهاده مي شد. زيرا خوردن خوراك مذهبي يكي از رسم هاي ديني

بود.

عدد هفت از هفت امشاسپند در دين زرتشتي ( اورمزد، وهمن، ارديبهشت،

شهريور، سپندامذ، خورداد و اَمُرداد ) گرفته شده.

خانواده هاي ايراني هفت سين مي چينند كه حاوي مجموعه اي از نمادهاي

استقبال از بهار است. هفت سين حداقل بايد حاوي هفت عنوان باشد كه با

حرف سين شروع مي شوند.

سبزه: تولد دوباره ، حيات نو و سبز بودن

سمنو: ثروت و فراواني و وفور

سنجد: عشق

سير: دارو و درمان و بعنوان ماده اي گندزاد مي باشد

سيب: زيبايي و سلامت

سماق: رنگ طلوع آفتاب

سرکه قرمز : سن و صبر و عقل

سنبل: آمدن بهار و نشان دهنده زيبائي

سکه زرد : ثروت

همچنين برسرسفره هفت سين شمع هايي روشن دربرابر آينه قرارمي

دهند كه نشان دهنده آينده اي روشن است .

تخم مرغ رنگ شده نيز نشانه باروري است .

آينه نيز نمادي از خلقت است .

ماهي قرمز نشانه زندگي است

از ديگر چيزهايي که بر سر سفره‌‌ي ايرانيان بوده نان به نماد فراواني، شير

تازه به نشان غذاي نوزادي که تازه متولد شده و شمعدان که شمع‌ها را به

احترام آتش روشن مي‌کردند مي‌توان نام برد.

 

البته اگر با یه حساب سر انگشتی بشمارید خواهید دید که این سین ها و

این اجزای سفره خیلی بیشتر از 7 سین خواهند بود اما بنا به دلیلی که در

بالا عرض شد این سفره معروف به هفت سین شده است.

 

http://www.up.98ia.com/images/g81bpvokaxb9v450fsf.gif

 

 

 

از باغ می برند چراغانی ات کنند  

 

               تاکاج جشن های زمستانی ات کنند  

 

پوشانده اند گرد تو را ابرهای تار

 

                تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

 

ای گل.دلخوش مباش به شب جشن میروی

 

                         شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

 

ای یوسف به این رهایی از چاه دلخوش مکن

 

                     این بار می برند که زندانی ات کنند

 

آب نطلبیده را همیشه مراد نیست 

        

             شاید بهانه ای است که قربانی ات کنند

 

یک نقطه است فرق بین رحیم و رجیم

 

                      از آن نقطه بترس کنه شیطانی ات کنند .