مرگ

...خوشا دمی که ازین چهره پرده بر فکنم ...


...خرم ان روز کزین منزل ویران بروم    راحت جان طلبم وز پی جانان بروم...

 

 در پيش معشوق مردن به حقيقت خاموش كردن شمه انيّت در پيش آفتاب احديّت است

 

ترس از مرگ و ترس از غرق شدن در بحر رحمت الهي ، ترسي موهوم است. زيرا هر آنچه اينجا از دست بدهند در آن بحر خواهند يافت. آن بحر به تعبيري گستره وجود انسان است كه با شكستن كشتي تن آدمي آن را تجربه مي كند .

 

من از خدا هستم و به خدا باز خواهم گشت
آن خدای مهربان، به من فروغی از انوار خویش ارزانی خواهد کرد
و آن فروغ مرا بدان حیات و سعادت ابد رهنمون خواهد شد
ای غبار جسمانی من، پس از اندکی درنگ برخیز
برخیز و زندگی از سرگیر
آن کس که تو را به ضیافت هستی دعوت کرد
تو را زندگی جاودانه خواهد بخشید
ای قلب من، باور کن که تو را در این واقعه هیچ زیانی نخواهد رسید
همه آرزوها و آرمانها که برایش تلاش کرده ای برآورده خواهد شد
تو را برای هیچ نیافریده اند، تو را برای هیچ زندگی نبخشیده اند
اینهمه رنج و محنت که کشیدی برای هیچ نبوده است
ترس و هراس و لرزش را رها کن و خود را برای زندگی تازه ای آماده کن
ای مرگ، ای امیر و ارباب همه چیزها، من اکنون بر تو پیروز شده ام
و با بالهایی که از همت عشق بافته ام به عالم بالا پرواز خواهم کرد
و بدان نور خواهم رسید که هیچ چشمی ندیده است
ای قلب من، همه رنجهای تو، تو را به سوی خدا سوق خواهد داد.

-- بخشی از سمفونی معروف رستاخیز -- اثر « گوستاو مالر »

 

مرگ واقعه اي سخت ناگوار است
زيرا حضور پر نعمت اين عالم رنگارنگ را به مرگ از دست خواهم داد
و صحبت دوستان را
و همه محبوبان و نازنينان را
من به هر خاشاكي چنگ مي زنم
از ترس آنكه مبادا در بحر وجود خدا غرق شوم

ای مرگ، ای فصیح ترین خطیب روزگار ، ای فرشته نیرومند و دادگر، تو عبرت آموختی آن کس را که هیچ پند و اندرزی در وی اثر نداشت و تو انجام دادی کاری که در زهره هیچ کس نمی گنجید. آن کس را که تمامی جهان تملق گفتند و مدح و ثنا کردند تو منفور داشتی و از جهان بیرون انداختی. همه بزرگیها، غرورها، ستمها و جاه طلبیها را یکجا گردآوردی و در خاک نهادی و دو کلمه «آرامگاه ابدی» را بر روی آن نقش کردی.
سر والتر راله

 

ما نمی شنویم آن نغمه ها و آهنگها را که همه جا در اطرافمان موج می زند
حواس ما را خارها و آهن ها و ستیغ صخره ها و سوز آتشها
آزرده و مجروح می کنند
تا آن هنگام که مرگ این صورتهای عنصری را در هم بشکند
و آن موسیقی افلاک را
که بردوام در کار ساختن

جهان است آزاد کند
پس از مرگ آدمیان بدان موسیقی باز می گردند
من نیز در خواب آن آهنگهای بدیع را شنیده ام
و خود را در میان رفتگان سعادتمند یافته ام
ما نمی توانیم بر آن امواج که ایشان گام می زنند قدم گذاریم
زمین بهشت را از آهنگ ساخته اند
نه چون زمین سخت و سنگلاخ
آنچه را که ما در چهره رنج و درد حس می کنیم
آنجا به صورت موسیقی آشکار می شود

 

در آزادي بيان


§ کشتن يک کتاب کمتر از کشتن يک انسان نيست .
§ آنکس که انساني را مي کشد موجود خردمندي را کشته است که به صورت خداوند ساخته شده است، اما آنکس که کتابي را مي کشد جوهر عقل را که همان صورت خداوند است نابود کرده است

آريوپجي تيکا (AreoPagitica) اثر جان ميلتون شاعر معروف انگليسي قرن هفدهم 

ادامه نوشته

کل یوم عاشورا

کل یوم عاشورایعنی چی؟

... عاشورا یعنی من قربان تو ، این حرف که ما بی معنی میزنیم یکی با معنی میزنه!

هیچ چیزی رو حاضر نیستیم در محراب دوستی قربانی بکنیم ولی  قربان شما قربان شما با هم تعارف میکنیم

بالاخره تعارفات یه واقعیتی هم داره ، یه نفر نباید باشه که نشون بده که آقا قربان شما معنی داره ،

امام حسین .

گفت قربان شما رو من براتون معنی میکنم ، که شما هم یاد بگیرین

طواف کردن رو یاد بگیرین . دائما، بگین که من دورت بگردم

اون معشوقتونو پیدا کنین اول ، بذارین اون وسط ، بگید که من دورتو میگردم ،تا آخر عمر، کی ؟ همیشه

در حول و حوش وجود تو می گردم اصلا

چیزی که منو بخواد از تو جدا بکنه و دور بکنه با اون هیچ ارتباطی ندارم...

هرکه را با خط سبزت سر سودا باشد

پای ازین دایره بیرون ننهد تا باشد

یادداشتهایی در دنیای گذرا

در این روزگار قدم می زدم

ستاره ای یافتم، بسیارکوچک ولی نورانی

آماده به جلو رفتم

گامها نهادم، نزدیک می شدم

راه دراز، ناهموار و پرخاک بود

در میان غبارها به جلو رفتم

چشمم چیزهایی دید، که در هیچ هوای صافی به روی خود ندیده بود

یافتنی های گمشده، گفتنی های ناگفته، دنیایی ناشناخته

همه چیز زیباتر، قشنگ تر و پر معنا شده بود

جاده باریک و ستاره نزدیک تر می شد

دیگر از غبار جاده ها خبری نبود

همه جا روشن بود

از ستاره گذشته بودم

به پشت سر نگاهی کردم و به راه افتادم

                                                                                                                                             پسربچه ای18ساله

شیوه های پرجاذبه تعلیم و تربیت

1 انذار تبشیر 3  تمثیلتوجه به مرگ 5  شناساندن خودعشق 7  تقلید غیر کورکورانه

هدف بر اساس نیاز



سلامتی ، زیبایی ، دانایی ، نیکویی

( عمومی - لازم و ضروری برای همه )
   
1- نیازهای زیستی ، سلامتی روح و جسم ( با توجه به واکنش طبیعی بدن در شناخت موارد مفید و مضر )

2- نیازهای اخلاقی ( با توجه به آگاهی طبیعی نسبت به خیر و شر )


( غیر عمومی )

3- نیازهای هنری (میل طبیعی تزکیه و حذف کلیه چیزهای زائد که تولید زیبایی و اثر هنری می کند )

4- نیازهای علمی ( کنجکاوی طبیعی انسان در مقام بوالفضول عالم )

آیه ای از قرآن

 ان جائكم فاسق بنبأ فتبينوا

( بخشي از آيه 6 ، سوره حجرات )


هر گاه فاسقي شما را خبري آورد درباره آن خبر تحقيق و تامل كنيد

از اين آيه كه بيش از چهار كلمه اصلي نيست ، چهار نكته مهم اجتماعي را مي توان دريافت :

 1-آزادي بيان، زيرا وقتي فاسق (كسي كه احتمال گناه و خطا در زندگي او هست) مي تواند خبر بياورد (بگويد يا بنويسيد ) همه كس مي تواند سخني بگويد و خبري بياورد و نمي توان كسي را گفت كه تو چون فاسقي حق آوردن ( يا نوشتن ) خبري را نداري

 2- خبر شخص فاسق را نبايد تكذيب كرد چون ممكن است راست و درست باشد و نبايد بدون تحقيق پذيرفت زيرا همچنين ممكن است (به اقرب احتمال ) نادرست و گزاف باشد.

 3- انسانها بايد اهل تحقيق باشند تا اين همه تبليغات دروغ در جهان رواج نيابد بدين سان چون احتمال فسق بر اكثر آورندگان خبر مي رود بايد در هر آنچه مي شنويم و مي خوانيم از اخبار و تبليغات و غيره بينديشيم و درباره صحت و سقم آن تحقيق كنيم تا موضوع روشن شود و اين معني تبيين است و درحقيقت خواسته اند كه انسانها اهل تحقيق باشند تا فريب نخورند.

 4- اگر انساني به خوبي و درستي و راستگويي و فضيلت شناخته شده باشد مي توان به خبر او اطمينان كرد و چه لذت و افتخاري است كه انسان وقتي سخني مي گويد مردم با ديده ترديد در او نگاه نكنند و سخن او را حمل بر درستي كنند. اما اينكه بعضي از مفسران گفته اند لازمه معني آيه اين است كه "صدٌق العادل" يعني سخن شخص عادل را تصديق كنيد تفسيري ضعيف است زيرا اولا لازمه منطقي آيه ضرورتا چنين نيست ثانيا ممكن است شخصي در عين احراز عدالت كه ارزش اخلاقي است به علت عدم آگاهي و ضعف انديشه سخني بياورد كه با حقيقت قرين نباشد لذا سخن عادل نيز ممكن است نياز به تبيين داشته باشد و آيه متضمن حكم به نفي تبيين در مورد سخن عادل نيست

( والله اعلم ) مفسرناشناس