(پست ثابت)

سلام به روی ماه همه رفقای با مرام خودم

رفقایی که قبلا اینجا اومده بودن در جریان محتویات این پست ثابت قرار گرفتن

اومدم بگم که مشکلم حل شده

اومدم تا از اونایی که ابراز هم دردی کردن تشکر کنم

اومدم به همتون بگم این جمله همیشه جواب میده:

به خدا نگو مشکل بزرگ دارم به مشکل بگو یه خدای بزرگ دارم

 

موضوع انشا:تابستان خود را چگونه گذراندید؟


                        
                         
قلم برقلب سفید کاغذ میگذارم وفشارمیدهم تاانشایم آغازشود.
تابستان امسال تابستان بسیارخوب وپربرکتی بود.
امسال تابستان پسرخاله ام زیر تریلی یک چرخ رفت وله گشت ومادرمجلس ترحیمش شرکت کردیم وخیلی میوه وخرما وحلوا خوردیم وخیلی خوش گذشت ماخیلی خاک بازی کردیم.من هرچه گشتم پسر خاله ام راپیدانکردم.درآن روزپدرم مرابابیل زد،بی دلیل!!!
من در تابستان خیلی درس خواندم ولی نتوانستم قبول شوم ومن رااز مدرسه به بیرون پرت کردند!
پدرم مرابه مکانیکی فرستادتا کارکنم و اوستای من هرروزمن را با زنجیرچرخ میزد وگاهی وقت ها که خیلی عصبانی میشدمن رابه زمین میبستو دو سه بار با ماشین یکی از مشتری ها از روی من رد میشد.
من خیلی در کارهای خانه به مادرم کمک میکنم.مادرم مراخیلی دوست میداشت ومن راخیلی ماچ میکرد ولی پدرم حسود است کمن را لای در آشپز خانه میگذاشت
درتابستان امسال مابه مسافرت رفتیم و با قطار رفتیم.من درکوپه بسیار پدرم را عصبانی کردم و او برای تنبیه من را روی تخت خواباند و تخت را محکم بست و من تاصبح همان گونه خوابیدم!
راستی یادم رفت آخرتابستان ماباماشین خودداشتیم میرفتیم سفر یکی دو روزه که داداشم میخواست پوست تخمه رو ازپنجره بندازه بیرون که یهویه تریلی ازکنارماشین رد شد و دست داداشم را از بازو قطع کرد و ماهمگی خندیدیم.
من خیلی تابستان امسال رادوست دارم واین بود انشای من

شاخه گلی برای مزار

                     

از باغ میبرند که چراغانی ات کنند

تا کاج جشن های زمستانی ات کنند!

پوشانده اند صبح تورا ابر های تار

تنها به این بهانه که بارانی ات کنند!

یوسف!به این رها شدن از چاه دل مبند

این بار میبرند که زندانی ات کنند!

ای گل گمان مکن به شب جشن میروی

شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند!

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

از نقطه ای بترس که شیطانی ات کند!

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

گاهی بهانه ای است که قربانی ات کنند!

فاضل نظری

عید قربان مبارک...

        

بار دیگر با کوله باری از شرم و گناه آمدم!دستان نیازم را به سمت تو گشوده ام و چشمان امیدم به توست.

پروردگارا!هنگامیکه این سرزمین را آفریدی چه سری در آن قرار دادی که از آدم ع تا خاتم ص همه مست بوی خاک نم خورده آنند؟

می گویند پس از شب های قدر این روز روز بخشش و رحمت است... حال آنکه باز لباسم را آلوده ساختم....

خدایا!اگر در این روز نیز از گناهان من نگذری به کدام مامن و مرجع پناه برم که از تو مهربان تر و بزرگتر باشد؟؟

پروردگارا!تو را به عظمت این روز قسم می دهم! به بزرگی خودت و به امامی که در این روز تو را نیایش کرد... به آبروی حسینت قسم می دهم تا مرا  پاک و پاکیزه گردانی... مثل روز اول خلقتم...

پروردگارا!به دستان خالی ام بنگر که چگونه به سمت تو دراز شده اند و تو را می طلبند...

پروردگارا!مرا ناکام از درگاهت مران که غیر از تو کسی را ندارم!ای بخشنده ترین بخشندگان.

ای مهربان ترین مهربانان!دستان نیازم به سوی تو بلند شده اند.... خودت آنگونه که سزاست مرا دریاب!این بنده کوچک و حقیر را که خود آفریدی ببخش چرا که باور نمی کنم مرا در اتش گناهانم بسوزانی در حالیکه برای تو گریه و فغان می کنم و از عظمت تو بر خود می لرزم.

سرور من... مولای من... می توانم حرارت آتشت را تحمل کنم و حال آنکه دوری از تو سخت مرا می آزارد و توان تحمل آنرا هرگز نخواهم داشت...

چگونه می توانم چشم امیدم را از لطف و کرم و بخششت بردارم که تو بخشنده و مهربانی!

پروردگارا! مرا از محبان خودت و پیامبرت و خاندانش قرار ده که من فقط فقط به واسطه آبروی آنان است که می توانم با تو سخن گویم.

مرا ببخش و به راه راست هدایت فرما.

یادش بخیر بچگیا صفایی داشت... وفایی بود...

          

 گاو ما ما مي كرد...
گوسفند بع بع مي كرد...
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي...

شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود...

حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد!

او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.

او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.

موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.

ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.

كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند!!!

چون او با پتروس چت مي كرد.

پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود وچت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ

 شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.

او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.

پتروس در حال چت كردن غرق شد.


براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل

 ريزش كرده بود .

ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .

ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .

ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.

 قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.

اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .

الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي

مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.

او حوصله ي مهمان ندارد.

او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد.او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.


او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .

اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد

به همين دليل است كه ديگر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.......

 

امید

مایه اصل و نصب در گردش دوران زر است

دائما خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است

دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست

جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالا تر است

شست و شاهد هر دو دعوای بزرگی میکنند

پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است

آهن و فولاد هر دو از یک کوره می آیند برون

آن یکی شمشیر گردد دیگری نعل خر است

گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبر کن

روی دریا کف نشیند قعر دریا گوهر است!

میلاد با سعادت هشتمین اختر تابناک بر شما مبارک باد

              

از مدینه تا مرو صدای هلهله فرشته ها زمین را به بازی گرفته بود آسمان ایستاده بود و خدا آفرینش خویش را تماشا می كرد. به گهواره اش كهكشانها را تكان بده كه زمین را یارای ایستادن نیست.

كیست اینكه نامش را علی می گویند و كنیه اش را ابوالحسن؟ كودكی كه مدینه را منور می كند و توس را به بركت گامهایش پایتخت شیعیان جهان .

ای معصوم تر از نگاه باران! آسمان مدینه را به شهر ما هدیه كرده‌ای و عشق را برای ما به ارمغان آورده‌ای می ستایم قدمگاهت را كه …

هفت طاق آسمان را به ضرب می كشانم و ماه را برای دف زدن پایین می كشم. اینها هنوز ابتدای جنون من است كه عاشقانه كلمات را به بند می كشم و رگهای منجمد خیال را در كوچه های نیشابور به قلمدانهای مرصع سوگند می دهم.

بی بهانه نوشتن سخت است و بهانه ای كه تو باشی را نوشتن سخت تر .

چگونه بخوانم اسم اعظم تو را كه نه خورشید برای بودن اندازه می شود و نه ماه برای زیباییت تمثیل .

چگونه طواف كنم آسمانت را كه بهشت را در زمین آورده است و ماهتاب ،‌گوشه كلاهی است كه سر زائرانت را به سجده می‌رساند. نه در هیئت انسان كه آهو شده‌ام. با دستهای ملتمس كه صیادی بیاید و مرا به شما برساند.

ای سر سلسله همه كوههای بلند ، آیا زمین جز به نام تو خواهید چرخید كه عشق را در رگهای انگور می كشانی و زندگی را به خوشه های طلایی چیزی كه نمی دانم می آویزی.

آه ای ابراهیم بزرگ ، خلیل بازوانت را به چشمهای بت زده ام بچرخان تا ناز نگاه تو طلسم خدایان كهنه را بشكند و آسمان هنوز كلمه ای است كه نگاهم را به بالا می كشد و خدای اگر نبود ، كدام عشق را بهانه زندگی می كردیم و آه از تنهایی كسانی كه تو را نمی شناسند...

لیست اشخاصی که طعم شیرین ممنوع التصویر بودنو چشیدن!!!

این فهرست بلندبالا که در همه صفحه های این پرونده می بینید، اسامی آدم هایی است که خواسته و ناخواسته مدتی دیده نشدند، شنیده نشدند و کنج عزلت گزیدند! حالا که مدت ها از آن روزگار می گذرد، راحت تر می شود درباره آن همه شایعه نوشت و از دور بهشان نگاه انداخت.

همشهری جوان نوشت: این فهرست بلندبالا که در همه صفحه های این پرونده می بینید، اسامی آدم هایی است که خواسته و ناخواسته مدتی دیده نشدند، شنیده نشدند و کنج عزلت گزیدند! حالا که مدت ها از آن روزگار می گذرد، راحت تر می شود درباره آن همه شایعه نوشت و از دور بهشان نگاه انداخت. لازم نیست که اول هر چهره بنویسیم «شایعه»؟ خودتان با همین پیشوند همه بخش ها را بخوانید و یادتان هم باشد که این فهرست کامل نیست و چند چهره ای جا افتاده اند که خب «افتاده اند»!

ادامه نوشته

دختران امروز مادران فردا روزتون مبارک

 

                              

ای همه آسمانِ شده، خیره‌ به هر نگاه تو

چشم رضا ستاره شد، مانده کنارِ ماهِ تو

لشگرِ حوریان ببین، برگِ خزانِ مقدمت

آمده‌ تا که بال خود، فرش کند به راهِ تو . . .

ولادت حضرت معصومه(س) بر شما مبارک

سلام به روی ماه و خوشگل همه دختر خانوما!

از قدیم گفتن همه دخترا رحمتن.رحمتایی که پا تو خونه هر کسی بذارن با خودشون نعمت و برکت رو تو اون خونه سرازیر میکنن!

بابای خودمن که همیشه میگه قبل  ازدنیا اومدن من هیچی نداشته اما بعد از تولد من به همه چی رسیده!

من مطمئنم همه باباهایی که لطف خداوند شامل حالشون شده و دخترای گل نصیبشون شده حرف بابای منو میزنن.

دعا میکنم تک تک تون به اندازه قدمت ایران خوبو خوشو بی دغدغه باشیدو به همه آرزو های رنگیتون برسید.

روزتون مبارک!

از قدیم گفتن همه دخترا رحمتن.رحمتایی که پا تو خونه هر کسی بذارن با خودشون نعمت و برکت رو تو اون خونه سرازیر میکنن!

بابای خودمن که همیشه میگه قبل  ازدنیا اومدن من هیچی نداشته اما بعد از تولد من به همه چی رسیده!

من مطمئنم همه باباهایی که لطف خداوند شامل حالشون شده و دخترای گل نصیبشون شده حرف بابای منو میزنن.

دعا میکنم تک تک تون به اندازه قدمت ایران خوبو خوشو بی دغدغه باشیدو به همه آرزو های رنگیتون برسید.

روزتون مبارک!

بیوگرافی احسان علیخانی

                  

۰- متولد پانزدهم آبان ۱۳۶۱ 1 - متولد تهران 2 - فارغ التحصيل رشته مديريت بازرگانى 3 - محل تحصيل: دانشگاه تهران 4 - داراى دو خواهر و يك برادر 5 - مجرد 6 - ساكن خيابان هروى تهران 7 - به هيچ گونه فالى اعتقاد ندارد و آنها را خرافات مى‏داند. 

ادامه نوشته

بیوگرافی مهراوه شریفی نیا

                                                                   

                             

 0- متولد بيست و نهم فروردين سال شصت 1- فرزند اول خانواده 2- پدرش (محمدرضا شريفى‏نيا) و مادرش (نگام تولد او 26 و 24 سال سن داشتند. 3- نام مهراوه را پدرش براى او انتخاب كرد. 4- پنج ساله بود كه خواهرش مليكا (21 آبان 65) به دنيا آمد. 5- در دوران كودكى بسيار خوش‏اخلاق و خندان بود.

ادامه نوشته

بیوگرافی حامد بهداد

                    

0– بيست و ششم آبان سال 52 بدنيا آمد 1 – بچه كوي كارمندان مشهد 2 – فرزند اول خانواده 3 – يك برادر كوچك تر از خودش دارد 4 – يكساله بود كه خانواده اش براي ادامه زندگي به تهران آمدند 5 – محله اش در تهران ، خيابان جيحون است.

ادامه نوشته

بیوگرافی احسان خواجه امیری

                               

0- متولد هفتم آبان سال شصت و سه 1- حدود هفت عصر در بيمارستان هشترويان به دنيا آمد 2- پدر و مادرش براى آنكه او زودتر به مدرسه برود تاريخ سى ام شهريور را به عنوان روز تولد او در نظر گرفتند و اين تاريخ در شناسنامه او ثبت شده است 3- فرزند دوم و آخر خانواده 4- يك خواهر بزرگتر از خودش دارد 

ادامه نوشته

خاطرات زمستان را به بهار نياور

            

برف هاآب شده بودند و دیگر خبری از سرمای زمستان نبود. فصل یخبندان تمام شده بود و کم کم اهالی دهکده شیوانا می توانستند از خانه هایشان بیرون بیایند و در مزارع به کشت وزرع بپردازند. همه از گرمای خورشید بهاری حظ می کردند و از سبزی و طراوت گیاهان لذت می بردند ...

در آن روز، شیوانا همراه یکی از شاگردان از مزرعه عبور می کرد. پیرمردی را دید که نوه هایش را دور خود جمع کرده و برای آنها در مورد سرمای شدید زمستان و زندانی بودن در خانه و منتظر آفتاب نشستن صحبت میکند.

شیوانا لختی ایستاد و حرفهای پیرمرد را گوش کرد و سپس او را کنار کشید و گفت:"اکنون که بهار است و این بچه ها در حال لذت بردن از آفتاب ملایم و نسیم دلنواز بهار هستند، بهتر است روایت یخ و سرما را برای آنها نقل نکنی! خاطرات زمستان، خوب یا بد، مال زمستان است. آنها را به بهار نیاور! با این حرف تو بچه ها نه تنها بهار را دوست نخواهند داشت بلکه از زمستان هم بیشتر خواهند ترسید و در نتیجه زمستان سال بعد، قبل از آمدن یخبندان همه این بچه ها از وحشت تسلیم سرما خواهند شد.

به جای صحبت از بدبختی های ایام سرما، به این بچه ها یاد بده از این زیبایی و طراوتی که هم اکنون اطرافشان است لذت ببرند. بگذار خاطره بهار در خاطر آنها ماندگار شود و برایشان آنقدر شیرین و جذاب بماند که در سردترین زمستان های آینده، امید به بهاری دلنواز، آنها را تسلیم نکند. پیرمرد اعتراض کرد و گفت :"اما زمستان سختی بود"

شیوانا با لبخند گفت:"ولی اکنون بهار است. آن زمستان سخت حق ندارد بهار را از ما بگیرد. تو با کشیدن خاطرات زمستان به بهار، داری بهار را نیز قربانی می کنی! زمستان را در فصل خودش رها کن!

تست زن شناسی(رانندگی خانوم ها)

                      

 من نمی دونم چرا این خانوم ها که از فاصله 7،8متری یه موی زنونه رو روی کت شوهرشون میبینن خصوصا اگه بلوند باشه اما تیر چراغ برق به اون گندگیو وسط خیابون نمیتونن ببینن!!!بابا آخه دوست عزیز درست رانندگی کن بذا این قدر پشت ماخانوما حرف درنیارن.بفرمااینم نمونش!

1.اگر یک خانوم مشغول رانندگی باشد وناگهان متوجه شود که ترمز خودرو اش بریده و نمی گیرد چکار میکند؟

الف-قبل از اینکه هیچ حادثه ای روی دهداو از پشت فرمان سکته کرده وراهی دیار باقی میشود

قاف-سعی میکند یک ایستگاه اتوبوس پیدا کند وبا زدن خودرو اش به مردم داخل ایستگاه آن را نگه دارد

دال-در همان حال با همسرش تماس میگیرد واز او کمک میخواهد

نون-سفره ابوالفضل نذر میکند که زنده بماند

2.اگر یک خانوم در حین رانندگی بخواهد از بین دو خودروی در حال حرکت عبور کندچکارمیکند؟

الف-بعد از ازبیخ کندن اینه بغل جفت خودروها از بینشان عبور میکند

قاف-اول به خودروی سمت راست میکوبد بعد به خودروی سمت چپ سپس با همسرش تماس میگیرد

دال-ابتدا جوری به خودروی سمت راست میکوبد که او منحرف شود وبه خودروی سمت چپ برخورد کند سپس از روی دو خودرو عبور میکند

نون-یک بوق میزند وراننده دو خوردرومتوجه میشوند او خانوم است سریعا به او راه میدهند که برود

3.زمانی که یک خانوم پشت فرمان خودرو نشسته وخودرو اش باسرعت بیش از20 کیلومتر درحال حرکت است این به چه معناست؟

الف-یعنی پاشنه کفشش روی پدال گاز گیر کرده

قاف-یعنی باهمسرش تماس گرفته و فهمیده که اوبا یک خانوم ناشناس در محل کارش مشغول صحبت است

دال-یعنی یادش آمده که بچه اش را داخل ماشین لباش شویی جاگذاشته

نون-یعنی پشت فرمان خوابش برده

4.معمولا یک خانوم راننده وقتی خودرو اش پنچر میشود چکار میکند؟

الف-ابتدا سعی میکند با پوف آن را باد کند و سپس با چسب زخم محل سوراخ رابپوشاند

قاف-تا اولین آپاراتی با پنچری راه میرود تا پدر لاستیک وتیوپ ورینگ را دربیاورد

دال-به آتش نشانی زنگ میزند

نون-ماشین را وسط خیابان رها میکند وبا همسرش تماس میگیرد

تست هوش طنز4گزینه ای

اگر راست میگویید این تست ها راحل کنید وپاسخش رابه میل خود به هرجایی که دوست دارید پست کنید!

سینمایی

1.هنر پیشه معروف سینما؟                                     2.هنرپیشه زن معروف سینما؟                              

الف-محمدرضا گلزار                                                الف-هدیه تهرانی                                           

ب-محمد رضا علفزار                                               ب-کادوی تهرانی     

کاف-محمدرضا گندمزار                                           کاف-چشم روشنی تهرانی

گاف-محمدرضادشت                                              گاف-قابل نداره تهرانی

ادبیات

1.دربیت زیر چه صنعتی بکار زفته؟                             

<بی وفایی،بی وفایی،دل من از غصه داغون شده>

الف-ایهام                 ب-صنعت نفت                کاف-صنعت پتروشیمی                گاف-صنعت میخ راست کنی

2.فعل خوردن راصرف کنید.

الف-خوردی             ب-صرف شده                 کاف-میل ندارم                           گاف-نوش جان

3.نویسنده<منطق الطیر>کدام شاعر است؟

الف-عطار نیشابوری       ب-نجار نیشابوری         کاف-سمسار نیشابوری            گاف-رمال نیشابوری

ورزشی

1.مربی وبازیکن اسبق پرسپولیس؟

الف-علی پروین          ب-علی شهین              کاف-علی مهین                     گاف-گزینه ب وشین

2.کشتی گیر گردن کلفت ایران؟

الف_علی جدیدی    ب-علی قدیمی               کاف-علی نیو                         گاف_علیآپ تو دیت

3.تیم فوتبال آبادان؟

الف-نفت آبادان        ب-بنزین آبادان               کاف-گازوییل آبادان                  گاف-استقلال اهواز

4.باشگاه انگلیسی؟

الف-میدلزبرو            ب-میدلزبیا                 کاف-میدلز بودی حالا                گاف- میدلزپاشوبرو گمشو

 

5.بازیکن بوسنیایی سابق بایرن مونیخ؟

الف-حسن صالح حمید زیچ     ب-حمید صالح حسنزیچ     کاف-حسن حمید صالح زیچ     گاف-باباچند نفربه یه نفر؟؟

 

فیزیک 1،2،3،4وشیمی

1.مساحت دایره چقدر است؟

الف-2متر                 ب-2.5متر                     کاف-بیشتره                          گاف-صبرکن بپرسم

2.سرعت نور چقدر است؟

الف-خوب است       ب-بدک نیست              کاف-شماچطوری؟                   گاف-چه خبر؟

3.کدام دانشمند جاذبه زمین را کشف کرد؟

الف-نیوتون             ب- کیلو گرم                کاف-متربرمجذور ثانیه                گاف-نیترات مس

        

آیا می دانید هایی جالب از سینمای ایران

آیا میدانستید : شادمهرعقیلی یکی از نوازندگان رسمی واحد موسیقی سازمان صدا و سیما بود

آیا میدانستید : محمدعلی کشاورز بازیگر توانای سینمای ایران به تنهایی زندگی می کند
آیا میدانستید : فرزند ارشد داود رشیدی به نام فرهاد مدرک علمی پروفسوری دارد

آیا میدانستید : ورود الناز شاکردوست به دنیای بازیگری کاملا اتفاقی بوده و جایگزین هم دانشکده ای خود شده است.

آیا میدانستید : علی لهراسبی زمانی مربی سرود در کانون پرورش فکری کودکان بود

آیا میدانستید : ملیکا زارعی ( خاله شادونه ) مجری برنامه های کودک خواهر مریلا زارعی بازیگر سرشناس سینماست

آیا میدانستید : پدر رضا کیانیان عاشق بازیگری بود . اما وقتی آقا رضا برای حضور پدرش در یک فیلم خوب پادرمیانی کرد درست یک هفته مانده به شروع کار پدر ایشان دار فانی را وداع گفت

آیا میدانستید : اتومبیل شهاب حسینی در فیلم سوپراستار (پرادوی سفید ) متعلق به خانم میلانی بوده و ایشان علاقه ی زیادی به این ماشین دارد

آیا میدانستید : احمد پور مخبر برای تست بازیگری پسرش سر کار عطاران رفته بود اما خودش قبول شد ! حالا پسرش مدیر برنامه های اوست

آیا میدانستید : حامد بهداد علاقه شدیدی به مارلون براندو دارد و در تمام پیامک های خصوصی خودش را براندو معرفی می کند

آیا میدانستید : تمام صحنه های اکشن سریال معروف خواب و بیدار را رویا نونهالی خودش بازی کرده و هیچ بدل کاری در کار نبوده است

آیا میدانستید : سعید پیردوست و مسعود کیمیایی و فرامرز قریبیان در دوران مدرسه پشت یک نیمکت می نشستند و هنوز هم رفقای درجه یک هم هستند

آیا میدانستید : تهمینه میلانی و سیروس مقدم هردو دستیاران ویژه مسعود کیمیایی در دهه ی شصت بودند

آیا میدانستید : مهران مدیری در سالهای دور به اتفاق دوستانش در جبهه جنگ برای تقویت روحی رزمنده ها نمایش طنز اجرا می کرد

آیا میدانستید : بهنوش بختیاری زمانی که منشی صحنه فیلم مهرجویی بود هرگز تصور نمی کرد که روزی بازیگر شاخص طنز خواهد شد

آیا میدانستید : مهران مدیری کار سخت گرداندن عروسک ربات در فیلم دیگه جه خبر را بر عهده داشت

سخنی از کوروش کبیر

اغلب مردم‏، بي انصاف و بي منطق و خود محورند، ولي آنان را ببخش.

اگر مهربان باشي تو را به داشتن انگيزه هاي پنهاني متهم مي كنند ولي مهربان باش.

اگر شريف و درستكار باشي فريبت مي دهند، ولي شريف و درستكار باش.

نيكي هاي امروزت را فراموش مي كنند، ولي نيكوكار باش.

بهترين هاي خود را به دنيا ببخش، حتي اگر هيچگاه كافي نباشد.

و در نهايت مي بيني كه هر آنچه هست همواره ميان تو و خداست نه ميان تو و مردم.

کوروش کبیر

سخن بزرگان (دلنوشته سهراب)

                                  

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟
سهراب سپهري