خوش آمدید.......

 

فقط دلم می خواد نظر نذاری


.......

نمی دانی چطور گیج می شوم


وقتی هر چه می گردم


معنی نگاهت در هیچ لغتنامه ای نیست!

هیس........

 

یعنی میشود؟؟؟

روزی برسد که بیایی

مرا در آغوش بگیری

بخواهم گله کنم

بگویی هیسسسسسسسسسس 

دیگر تمام شد

و آرام در گوشم بگویی:

برای همیشه مال من شدی

........

 

فانتزیم اینه یه دخترداشته باشم
یواش از پشت سرم بیاد
دستاشو حلقه کنه موهاشم بخوره صورتم
در ِ گوشم بگه بابایی بهم پول میدی
داریم با بچه ها میریم بیرون
موهاشو بزنم کنار
ماچش کنم
بگم بروازجیبم ورداربابایی
به خاطردخترم هم که شده یه روزی بابا میشم بخدا

بله ما اینجوریم :)))))

به بابام میگم بخاری رو زیاد کن یخ زدیم حالا ببین چی جواب داد:

تابستون که پدرمون در آوردی واسه سرما بیا اینم سرما!

الان خوبه برم خودمو بندازم زیر تریلی له شم؟

حالا یه مدتیه یه فناوری جدید آورده که منجر به کاهش شعله بخاری شده !

اسمشم اصطکاک گرمایی هست به این صورت که

 فرد یخ زده را آنقدر روی قالی میمالیم

تا تمام زمستان آرزوی سرما کند

بله ما اینجوریم :)))))



شعر

چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو

                                پس چرا نیستی پیشم؟ نگاه خیس تو کو؟

            گوش گوش دوتا گوش ، یه دست باز یه آغوش

                                بیا بگیر قلبمو ، یادم تو را فراموش 

              چوب چوب یه گردن،جایی نری تو بی من!

                                دق می کنم میمیرم ، اگه دور بشی از من

              دست دست دوتا پا ، یاد تو مونده اینجا

                                یادت میاد که گفتی ، بی تو نمیرم هیچ جا

              من؟ من؟ یه عاشق، همون مجنون سابق....

نچ نچ ٬علامت پاک یادت نره هم خوب چیزیه ها :))

دوستت دارم

وقتي 15 سالت بود و من بهت گفتم كه دوستت دارم ...صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زير انداختي و لبخند زدي...

---------------------lllllllllllll---------------------

وقتي كه 20 سالت بود و من بهت گفتم كه دوستت دارم

سرت رو روي شونه هام گذاشتي و دستم رو تو دستات گرفتي انگار از اين كه منو از دست بدي وحشت داشتي
---------------------lllllllllllll---------------------

وقتي كه 25 سالت بود و من بهت گفتم كه دوستت دارم ..

صبحانه مو آماده كردي وبرام آوردي ..پيشونيم رو بوسيدي و

گفتي بهتره عجله كني ..داره ديرت مي شه

---------------------lllllllllllll---------------------

وقتي 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم ..بهم گفتي اگه راستي راستي دوستم داري

.بعد از كارت زود بيا خونه

---------------------lllllllllllll---------------------

وقتي 40 ساله شدي و من بهت گفتم كه دوستت دارم

تو داشتي ميز شام رو تميز مي كردي و گفتي .باشه عزيزم ولي الان وقت اينه كه بري

تو درسها به بچه مون كمك كني

---------------------lllllllllllll---------------------

وقتي كه 50 سالت شد و من بهت گفتم كه دوستت دارم تو همونجور كه بافتني مي بافتي

بهم نكاه كردي و خنديدي

---------------------lllllllllllll---------------------

وقتي 60 سالت شد بهت گفتم كه چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدي...

---------------------lllllllllllll---------------------

وقتي كه 70 ساله شدي و من بهت گفتم دوستت دارم در حالي كه روي صندلي راحتيمون نشسته بوديم من نامه هاي عاشقانه ات رو كه 50 سال پيش براي من نوشته بودي رو مي خوندم و دستامون تو دست هم بود

---------------------lllllllllllll---------------------

وقتي كه 80 سالت شد ..اين تو بودي كه گفتي كه من رو دوست داري..

نتونستم چيزي بگم ..فقط اشك در چشمام جمع شد

---------------------lllllllllllll---------------------

اون روز بهترين روز زندگي من بود ..چون تو هم گفتي كه منو دوست داري

---------------------lllllllllllll---------------------

به كسي كه دوستش داري بگو كه چقدر بهش علاقه داري

و چقدر در زندگي براش ارزش قائل هستي

چون زماني كه از دستش بدي،

مهم نيست كه چقدر بلند فرياد بزني

خندشو نگا:)))

 

 

کدوم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پ ن پ

خخخخخخخخخخ

عشق واقعی یک مردبه همسرش

........

 

پسر خالم آیپدشو گذاشته بود رو زمین
منم فک کردم از این ترازو دیجیتالاس رفتم روش وایسادم :|
هیچی دیگه بیچاره کور شد از بس گریه کرد





 

یادش بخیر

بچه که بودیم هر وقت میخواستیم قرآن با صوت بخونیم فقط اعوذبالله و بسم الله رو مثل عبدالباسط میخوندیم بقیشو مثل عباس قادری میخوندیم.

...........

توی آسانسور واساده بودم یه دختری هم سوار شد
اول ساکت بود بعد گفت:
چطوری؟
گفتم: الحمدلله ....
یه نگاهی به من کردو هندزفری شو جابجا کرد!
معلوم شد داره با تلفن حرف می زنه!
هیچی دیگه منم تسبیحم رو از تو جیبم در آوردم ادامه دادم:
الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله ....

رستم و سهراب

چنین گفت رســتم  به سهـــراب یل
که من آبـــرو دارم انــــــدر محـــل
مکن تیز و نازک، دو ابـروی خود
دگر سیخ سیـخی مکن مـوی  خود 
 
شدی در شب امتــــــحان  گرمِ چت
بروگــمشو ای خــاک بر آن سـرت
اس ام اس فرستادنت بس نبــــــــود
که ایمـیل و چت هم به ما رو نمـود
 
رهـا کن تو این دختِ افراسیــــــاب
که مامش ترا می نمــــاید کبــــــاب
اگر سر به سر تن به کشتن دهیـــم
دریغـــا پسر، دستِ دشــمن دهیـــم
 
چو شوهر در این مملکت کیمــیاست
ز تورانیان زن گرفتـــــن خطـــاست
خودت را مکن ضــــایع از بهــراو
به دَرست بـــپرداز و دانش بجـــــو
 
دراین هشت ترم،ای یلِ با کـلاس
فقـط هشت واحد نمـودی تو پاس
توکزدرس ودانش، گریزان بـُدی
چرا رشــته ات را پزشـکی زدی
 
من ازگـــــــــور بابام، پول آورم
که هــرترم، شهـریه ات را دهـم
من از پهلــــــوانانِ پیــشم  پـــسر
ندارم بجــز گرز و تیـــغ و ســپر
 
چو امروزیان،وضع من توپ نیست
بُوُد دخل من هفـده و خرج بیست
به قبـض موبایلت نگـه کرده ای 
پــدر جــــد من را در آورده ای
 
مسافر برم، بنـده با رخش خویش
تو پول مرا می دهی پای دیـــش؟
مقصّر در این راه، تهیمیــنه بود
که دور از من اینگونه لوست نمود
 
چنیـن گفت سهـراب، ایـــول پـدر
بُوَد گفـــته هایت چو شهـد و شکر
ولـی درس و مشق مرا بی خیـال
مزن بر دل و جان من ضــد حال
 
اگرگرمِ چت یا اس ام اس شویــم
ازآن به که یک وقت دپرس شــویم


بی تربیت نگاه چی میکنی؟!؟!؟

بدون شرح :|

مجسمه آزادی افغانستان

اخه چطووور؟

معرفی ی دختر خانوم حوب(شعر طنز)

روز و شب با خودت نرو هی ور

با تو هستم ، بله ، شما ... دختر


قلب تو گرچه واقعا پاک است!

خواهرم خوشگلی خطر ناک است


با چنان تیپ و این چنین ترکیب

صورتی مثل کاغذ تهذیب


وقتی از خانه میزنی بیرون

مرد صد ساله میشود دل خون!


متلک بشنوی تو از حالا

از جوان های بی سر و بی پا


آن یکی با دروغ و صد نیرنگ

می دهد وعده های خوب و قشنگ


دیگری گویدت که جانی تو

خرما شیرین بمی تو!


پیر مرد یواشکی از پشت

گوید این دخترک مراهم کشت!


نم نمک میروی از راه به در

با همین گفته ها میشوی خر :D


سادگی هاتو ی کمی کم کن

تو کوچه و خیابون حواستو جمع کن!


گیرهای سه پیچ را ول کن

خوشگلم ، فکر این ارازل کن


این جوان ها تمام ناجورند

آی ماهی ، بپا تو هم تورند


پلویی می شوی ب یک دوری

سی دی ات پخش می شود فوری


می شوی نقل محفل مردم

سبب عیش کامل مردم


آبرویت ب یاد خواهد رفت

یه یه خورده ، زیاد خواهد رفت


کار من نیست تا کنم خواهر،

امر ب معروف ، نهی از منکر


قصد من نیست تا کنم کیفی

منتها چون دیدمت حیفی!


گفتم این را بپرسم ای زیبا

که اگر فکر شوهری حالا؟!


گرچه ناراحتی تو از دستم

من خودم کیس قابلی هستم!



امید وارم خوشتون اومده باشه

کامنت فراموش نشهـ

صفای کربلا

حاجیان جمع اند دور هم همه

پس کجا رفته حسـین فاطمه

حاجـیان رفتند یکـسر درمنا

پس چرا اورفته سوی کربـلا

او بجای موی سر ،سـر میدهد

قاسـم و عـباس و اکبر میدهد

سعی حـج او صفا باخنجر است

مروه اش قبر علـی اصغر است

!@@@@

جالب انگیز

هوشش تو حلقت

یه نفری تعریف میکرد ﺳﺮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﻼﺳﺎﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﺯﻡ ﭘﺮﺳﯿﺪ:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﯾﻪ ﻭﺍﺣﺪ ﻛﻮﭼﯿﻚﺗﺮ ﺍﺯ ﻣﺜﻘﺎﻝ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮ!
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺪﯼ ﮔﻔﺘﻢ : ﭼﺲ ﻣﺜﻘﺎﻝ!!! 
ﮐﻼﺱ ﻣﻨﻔﺠﺮ ﺷﺪ...صندلی بود که بچه هاگاز میزدن!

 

problemo troll smiley

ایشششششششششش

صبح ساعت۸نگهبان دانشگاه یه جوری کارت دانشجویی رو چک میکنه انگار......

آخه مومن.کی صبح از خوابش میزنه بیاد دانشگاه؟!!!!!!!!!

عکس خنده دار

خدایا خودت می دونی کودوم ماشین کنترلی رو میگم