خوش آمدید.......
فقط دلم می خواد نظر نذاری

فقط دلم می خواد نظر نذاری

نمی دانی چطور گیج می شوم
وقتی هر چه می گردم
معنی نگاهت در هیچ لغتنامه ای نیست!
روزی برسد که بیایی
مرا در آغوش بگیری
بخواهم گله کنم
بگویی هیسسسسسسسسسس
دیگر تمام شد
و آرام در گوشم بگویی:
برای همیشه مال من شدی
فانتزیم اینه یه دخترداشته باشم
یواش از پشت سرم بیاد
دستاشو حلقه کنه موهاشم بخوره صورتم
در ِ گوشم بگه بابایی بهم پول میدی
داریم با بچه ها میریم بیرون
موهاشو بزنم کنار
ماچش کنم
بگم بروازجیبم ورداربابایی
به خاطردخترم هم که شده یه روزی بابا میشم بخدا
پس چرا نیستی پیشم؟ نگاه خیس تو کو؟
گوش گوش دوتا گوش ، یه دست باز یه آغوش
بیا بگیر قلبمو ، یادم تو را فراموش
چوب چوب یه گردن،جایی نری تو بی من!
دق می کنم میمیرم ، اگه دور بشی از من
دست دست دوتا پا ، یاد تو مونده اینجا
یادت میاد که گفتی ، بی تو نمیرم هیچ جا
من؟ من؟ یه عاشق، همون مجنون سابق....
بچه که بودیم هر وقت میخواستیم قرآن با صوت بخونیم فقط اعوذبالله و بسم الله رو مثل عبدالباسط میخوندیم بقیشو مثل عباس قادری میخوندیم.
توی آسانسور واساده بودم یه دختری هم سوار شد
اول ساکت بود بعد گفت:
چطوری؟
گفتم: الحمدلله ....
یه نگاهی به من کردو هندزفری شو جابجا کرد!
معلوم شد داره با تلفن حرف می زنه!
هیچی دیگه منم تسبیحم رو از تو جیبم در آوردم ادامه دادم:
الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله ....
روز و شب با خودت نرو هی ور
با تو هستم ، بله ، شما ... دختر
قلب تو گرچه واقعا پاک است!
خواهرم خوشگلی خطر ناک است
با چنان تیپ و این چنین ترکیب
صورتی مثل کاغذ تهذیب
وقتی از خانه میزنی بیرون
مرد صد ساله میشود دل خون!
متلک بشنوی تو از حالا
از جوان های بی سر و بی پا
آن یکی با دروغ و صد نیرنگ
می دهد وعده های خوب و قشنگ
دیگری گویدت که جانی تو
خرما شیرین بمی تو!
پیر مرد یواشکی از پشت
گوید این دخترک مراهم کشت!
نم نمک میروی از راه به در
با همین گفته ها میشوی خر :D
سادگی هاتو ی کمی کم کن
تو کوچه و خیابون حواستو جمع کن!
گیرهای سه پیچ را ول کن
خوشگلم ، فکر این ارازل کن
این جوان ها تمام ناجورند
آی ماهی ، بپا تو هم تورند
پلویی می شوی ب یک دوری
سی دی ات پخش می شود فوری
می شوی نقل محفل مردم
سبب عیش کامل مردم
آبرویت ب یاد خواهد رفت
یه یه خورده ، زیاد خواهد رفت
کار من نیست تا کنم خواهر،
امر ب معروف ، نهی از منکر
قصد من نیست تا کنم کیفی
منتها چون دیدمت حیفی!
گفتم این را بپرسم ای زیبا
که اگر فکر شوهری حالا؟!
گرچه ناراحتی تو از دستم
من خودم کیس قابلی هستم!
امید وارم خوشتون اومده باشه
کامنت فراموش نشهـ

حاجیان جمع اند دور هم همه
پس کجا رفته حسـین فاطمه
حاجـیان رفتند یکـسر درمنا
پس چرا اورفته سوی کربـلا
او بجای موی سر ،سـر میدهد
قاسـم و عـباس و اکبر میدهد
سعی حـج او صفا باخنجر است
مروه اش قبر علـی اصغر است
آخه مومن.کی صبح از خوابش میزنه بیاد دانشگاه؟!!!!!!!!!