کلیپس


چند هفته ی پیش؛

"پانته آ" یه دختر 22 ساله تهرانی از طرف "آرش"یکی از دوستای فیس بوکش که تا حالا ندیده بودش به یه مهمونی توی نیاوران دعوت میشه

"پانته آ" شب بعد به همراه دوستش "النا"حاضر میشه که به مهمونی بره

ولی غافل از اینکه اون شب،آخرین شب زندگیشونه.


النا" و "پانته آ" وقتی به محل مهمونی رسیدن هیجان زده بودن


النا شنیده بود آرش خیلی جذابه

باخنده ماشین شونو توی کوچه پارک میکنن و داشتن به پلاک مورد نظر نزدیک میشدن

که یکدفعه؛

جفتشونو برق میگیره و در جا میمیرن

وحشتناک بود

مرگ مرموز اون ها زبانزد همه جا شد.

یه سرایدار از خونه ی بغلی که این صحنه رو دیده بود به پلیس علت حادثه رو گزارش و مقصر رو معرفی کرد.

"دخترها کلیپسشون به دکل برق گیر کرده بود."

 

نظرت؟

به نظرت چیکار داره میکنه؟


بفرست اون کامنت قشنگه رو

راهکار شناسایی ایرانی ها در خارج از کشور

اگر خارج از ایران باشید، با جملاتی این چنینی برخورد کردید، بدونید طرف مقابل ایرونیه


▪ He looks at me Left Left!
چپ چپ نگاه میکنه!

▪ I die for your height and top!
قربونه قد وبالات!

▪ Ate my head!
سرمو خورد!

▪ He has grown a tail!
دم در آورده!

▪ On my eyes!
به روی چشمم!

▪ Light up my homework!
تکلیف منو روشن کن!

▪ Don;t hit yourself into left Ali Street!
خودت رو به کوچه علی چپ نزن!

▪ To my death?!
مرگ من؟!

▪ I ate the ground and my father came out!
خوردم زمین، پدرم در اومد!

▪ Take away the person that washes your dead body!
مرده شورتو رو ببرن!

▪ Pull your carpet out of the water!
گلیمتو رو از آب بکش!

▪ I;ll hit you so hard that electricity will pop out of your eyes!
انقدر سفت بزنمت که برق از چشمات بپره!

▪ His/Her donkey passed over the bridge!
خرش از پل گذشته!

▪ What kind of dirt should I put on my head?!
چه خاکی به سرم بریزم؟!

▪ The neighbors chicken is a goose!
مرغ همسایه غازه!

▪ Marriage is an uncut watermelon!
ازدواج هندونه ای نبریده است!

▪ Happiness has been hitting you under the belly!
خوشی زده زیر دلت!

▪ Don;t drop worms!
کرم نریز‬

کلیپس

اگر دیدی دختری بر درختی تکیه کرده

.


.


.

برو کمکش چون کیلیپسش تو شاخه ها گیر کرده!

سپند جان تولدت مبارک

سلام

امروز سی و ششمین پاییز عمر با استعداد بازیگر شاهکار ایرانی آقای "سپند امیر سلیمانی" ست.


تولدش مبارک


و از همین جا به تمامی دوست داران ایشون هم تبریک میگیم


آی لاو یو


کلیپس

فیلم هایی در باره ی کلیپس:

1...من کلیپس 15 سال دارم

2...کلیپس قرمزی

3...کلیپسی در باد

4...کلیپس ها فرشته اند.

5..دزد و کلیپس

6...دزد کلیپسها

7...درباره ی کلیپس

8...کلیپس های غریب

9...و خداوند کلیپس را افرید

10...کلیپس شجاع

سخن کوروش

کوروش کبیر دریکی ازسخنانش میگوید:

"در تصویرهای حکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید

هیچ کس عصبانی نیست

هیچ کس سوار اسب نیست

هیچ کس را در حال تعظیم نمی بینم

در بین این صدها پیکر تراشیده شده

حتی یک تصویر برهنه هم نمی بینم

این آداب اصیل ایرانمان است

نجابت،قدرت،احترام،مهربانی و خوشرویی"

لبخند

لبخند بزن؛

برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته را بازگرداند،

تجربه ثابت کرده است که:

گاه قوسی کوچک ، میتواند معماری بنایی را نجات دهد ...

توالت جهنم

ميگن توالت هاي جهنم


توش پر سوسک بالدار گنده اس


فقط شير آب جوش داره


دمپايي هميشه خيسه


شلنگشم هميشه رو زمين افتاده


تازه فرشته عذاب پشت در واستاده هي در ميزنه ميگه زود بيا بيرون



طول دستشويي 1 متره


درشم از بيرون باز ميشه


قفلم نميشه


درهاي توبه هم اکنون بازه باز است..! 

آقای بهداد تولدت مبارک

امروز 26 آبان علاوه بر اینکه تولد منه...

تولد 40سالگی آقای حامد بهداد بازیگر با استعداد ایرانیست.

چون محرم شده چیزی نمیگم ولی اینم کیکش

سخن کوروش

کوروش کبیر می فرماید:

تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .

کوروش

روزی کوروش دوست لنگ خود مهرداد را خواست تا امور مالی را به او سپرد و مسائل حکومتی را به گوبارو تفویض نمود و کمبوجیه فرزند خود را در راس حکومت بابل قرارداد.

سپس پنج هزاران را از سربازخانه های راحت خود احضار نمود و رو به  بیابان غربی حرکت کرد تا به ایالت جدید خود رسیدگی کند.



در این رسیدگی  فرستادگان فنیگی که بر عرابه های سبک با بار و بنه آمده بودند خود را به پای کوروش انداختند و بردگان آنان هدایایی نادر در حضورش فرو نهادند

این هدایا عبارت بود از ظروف شیشه ای الوان رنگین کمان و کاسه های مفرغی و کوزه های مسی که نقش شیر بر آن حک شده بود.

و نیز مجسمه حیوانی با کله انسان، و برای جلب توجه کوروش، مجسمه ای بالدار لاجوردی شبیه به بالدارهخامنشی که اصلش کار مصربود.

و هفت دختر زیبا به او تقدیم داشتند که از مصر و حبشه و جزایر کریت و دلوس و از یونان برگزیده شده بودند.

این دختران خود هدایایی را مانند آینه های سیمین،بخوردان،چراغ های مرمری حمل می کردند تا بیشتر اسباب خشنودی خاطرپادشاه را فراهم سازند.

فنیگی ها امید داشتند که منظر دختران زیبا، پادشاه هخامنش راتحریک کند مگر به فتح اراضی موطن آنان در غرب بیفتد.



کوروش به آن منظور پی برد و به هر یک از دختران ارمغانی داد و در آن میان به دختر کریتی که چهره ی سفیدش از میان زلف سیاهش جلوه می نمود،بیشتر نگاه کرد.

سپس آنان را به صاحبان برده مسترد داشت و گفت:


((حقیقت این که من از زیبایی اینها می ترسم.خوب گفته اند که زیبایی از

صداقت می آید.البته پادشاهی مانند من نباید بترسد.))


پس از این کلمات،فرستادگان فنیگی را با ضرب المثلی دیگر بیشتر متحیر ساخت و آن این بود:

((تخت حکومت را برای دروغگو ساخته اند ولی اگر دروغ های او بر او چیره

شود،به صورتش تف می کنند!))


فنیگی های ساده،به عقل او و جلال تختگاه او آفرین خواندند و از مقصود او از آن گفته ها پرسیدند.

در جواب گفت:

((من ترجیح می دهم حقیقت را بگویم!))

نادر شاه و پسر سیاست مند

زمانی که نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه کودکی را دید که به مکتب می‌رفت. از او پرسید: پسر جان چه می‌خوانی؟

ـ قرآن.
- از کجای قرآن؟
- انا فتحنا….

نادر از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد.
سپس یک سکه زر به پسر داد اما پسر از گرفتن آن اباکرد.
نادر گفت: چر ا نمی گیری؟
گفت: مادرم مرا می‌زند می‌گوید تو این پول را دزدیده ای.
نادر گفت: به او بگو نادر داده است.
پسر گفت: مادرم باور نمی‌کند.
و می‌گوید نادر مردی سخاوتمند است.
او اگر به تو پول می‌داد یک سکه نمی‌داد. زیاد می‌داد. 

حرف او بر دل نادر نشست. یک مشت پول زر در دامن او ریخت.

از قضا چنانچه مشهور تاریخ است در آن سفر بر حریف خویش محمد شاه گورکانی پیروز شد.

آرایش

جاهای خالی را پر کنید...


دختر اگه آرایش کنه شبیه.........میشه.


آرایش باید.........باشه.

چت دختر و پسر

پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟


دختر: سلام. خواهش می کنم..میشه خودتونو معرفی کنین؟


پسر : تهران/وحید/۲۶ و شما؟


دختر‌ : تهران/نازنین/۲۲


پسر : اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنینه


دختر: مرسی!شما مجردین؟

پسر : بله. شما چی؟ازدواج کردین؟


دختر : نه. منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟


پسر : من فوق لیسانس مدیریت از ام آی تی دانشگاه اَمِریکا دارم. شما چی؟


دختر : من فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم


چه عالی!واقعا از آشناییتون خوشحالم: پسر


دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هستین؟


پسر: من بچه تجریشم. شما چی؟


دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟


پسر : خیابون دربند. شما چی؟


دختر : خیابون دربند؟ کجای خیابون دربند؟


پسر : خیابون دربند. خیابون…… کوچه……پلاک….شما چی؟


دختر : اسم فامیلی شما چیه؟


پسر : من؟ حسینی! چطور؟


دختر : چی؟وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟


پسر : اِ عمه ملوک شمائین؟چرا از اول نگفتین؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده…. آخه می دونین………..


دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت میدی؟می دونم به فریده چی بگم!


پسر : عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم!


دختر :‌خب! باشه چیزی بهش نمیگم. دیگه اسم فریبرزو نیاریا! راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای


پسر : باشه عمه ملوک! بای

 

سرنوشت سیاه

دلم برای اون پسری میسوزد که وقتی داشت کفش هایم را واکس میزد بهش گفتم سیاهش کن

لبخند تلخی بهم زد و گفت نگران نباش مانند سرنوشتم سیاهش میکنم.....



غلط املایی یا گفتاری؟

همین الان طبق معمول از بالای تخت دو طبقه پریدم پایین


پام پیچ خورد...پام و گرفتم و به داداشم گفتم:


"عارف...فکر کنم از حدقه در اومد"


برگشته میگه:


"چی؟مخت؟"


کلا این مکالمه همش غلط املایی داشت...

کوروش


گویند:

بعد از تسخیر ایران به دست مغولها، روزی چنگیز مغول سر آرامگاه کوروش بزرگ می رود و به طعنه این شعر را می خواند

"برآور سر ایران و توران ببین...به دست دلیران و شیران ببین"

بعد با تمسخر می گوید: خیلی دوست داشتم ببینم اگر کوروش ...زنده بود چه جوابی می داد !

یک کشاورز ایرانی که از آنجا می گذشت رو می کند به چنگیز و می گوید:

من می دانم چه جوابی می داد ، کوروش بزرگ می گفت:

"چو بیشه تهی ماند از نرّه شیر...شغالان درآیند آنجا دلیر"

حقیقتی کوچک

حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را صد در صد بسازند!

اگر:

A   B   C   D   E   F   G   H   I   J   K   L   M 

 N  O   P   Q   R   S   T   U   V   W   X   Y   Z

برابر باشد با:

13  12  11  10   9   8   7   6   5   4   3   2 1 

26  25  24  23  22  21  20  19  18  17  16  15  14

آیا برای خوشبختی و موفقییت تنها تلاش سخت كافیست؟

تلاش سخت = (Hard work)

H+A+R+D+W+O+ R+K

8+1+18+4+23+15+18+11 = 98%

 

آیا دانش صد در صد ما را به موفقییت می رساند؟

دانش = (Knowledge)

K+N+O+W+L+E+D+G+E

11+14+15+23+12+5+4+7+5 = 96%

 

عشق چگونه؟

عشق = (Love)

L+O+V+E

12+15+22+5 = 54%

 

خیلی از ما فکر می کردیم این ها مهم ترین باشند مگه نه؟

پس چه چیز 100% را می سازد؟؟؟

 

پول = (Money)

M+O+N+E+Y

13+15+14+5+25 = 72%

 

رهبری = (Leadership)

L+E+A+D+E+R+S+H+I+P

12+5+1+4+5+18+19+9+16 = 89%

 

این ها كافی نیستند پس برای رسیدن به اوج چه باید كرد؟

 

نگرش = (Attitude)

A+T+T+I+T+U+D+E

1+20+20+9+20+21+4+5 = 100%

 

آری اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوض کنیم زندگی 100% خواهد شد.

نگرش همه چیز را عوض می کند، نگاهت را تغییر بده چشم هایت را دوباره بشوی همه چیز عوض می شود.

یکجا بایست

من رسما از همینجا از دکمه ی "پ" کیبورد تقاضا دارم این قدر با دکمه ی "ژ" جای خود را عوض نکند و در جای خود همانند دیگر کلید ها مستقر شود.

دروغ

 روزی دروغ به حقـــــیقــــت گفـــت :


"مــــــیل داری با هـــم به دریـــا بــــرویم و شنـــا کنیم ؟"


حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد


آن دو با هم به کنار ساحل رفتند


وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد .

 

دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و رفت . . .

 

از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است

 

 اما دروغ در لبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود .

نظرتون چیه؟

مسخره ترین تبلیغ تلویزیونی از نظر شما چیه؟

بعضی از نظر ها:

من: سالاد الویه و سالاد ماکارونی نامی نو

عارف:مدرسان شریف

بنده خدا:شامپوسیر پرژک

صاحب دلان313:بسته آموزشی بالا بالا

جواب بدید...به بهترین جواب 10 نظر جایزه داده میشود.



برنده: مریم

به زودی...


غلط کردم...ازمحسن چاوشی
لعنت به من...از مازیار فلاحی
و من لعنتی...از بنیامین

 آهنگهای بعدی به زودی:

خاک به سرم...از محسن یگانه
 برو گمشو...از سیروان خسروی
ریدی تو حلقم...از مجید خراطها

تعویض

         ﺍﯾــﻨـــﻘـــﺪﺭ ” ﺗـــﻌـــﻮﯾـــﺾ ” ﻧــﮑــﻦ

 ﺑـــﻪ ﺧــــﺪﺍ ﮔـــﺎﻫـــﯽ ﻣــﯿــﺘــﻮﺍﻥ ﺭﺍﺑــﻄــﻪ ﻫــﺎ ﺭﺍ

             ” ﺗــﻌــﻤــﯿــﺮ ” ﮐـــﺮﺩ

            ﺣـــﺘــﯽ ﺑـــﺎ ﯾـــﮏ ﻟـــﺒــﺨـــﻨـــﺩ عــــاشقــانـه

مامایی

یه سوال كه ذهنم رو خيلي مشغول كرده اينه كه :


چرا خانوما رشته مامائي دارن ولي آقايون رشته بابائي ندارن

کلیپس

سوال امتحانی در آینده ای نه چندان

ﻗﺪ: 145

وزن :35

 ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ی ﮐﯿﻠﯿﭙﺲ ﺭﺍ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ (۲ﻧﻤﺮﻩ)


کلیپس

میرسیم به روزی که  دختری مرگ مغزی بشه

خونوادش کلیپس شو اهدا کنن 

تا شما باشید اسمو مخفف نگید

 اینایی که به اسماعیل میگن اسى

!به ابراهیم میگن ابى

!به کامران میگن کامی

!به نازنین میگن نازى

!به آزاده میگن آزى!

و کلا تنبليشون ميشه يه اسم کاملو بگن..

از همینجا آرزومندیم که همسرى خوب و زیبا و پاکدامن به نام گوهر نصیبشون بشه

دوستت دارم

دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟

پسر: آره عزیز دلم
دختر: منتظرم میمونی؟
پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند ...

تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند

پسر: منتظرت میمونم عشقم
دختر: خیلی دوستت دارم
پسر: عاشقتم عزیزم
بعد از عمل سختی که دختر داشت

و بعد از چندین ساعت بیهوشی ..

کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد...

به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد.

پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی.
دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه
به همین راحتی گذاشت و رفت؟
پرستار در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد

رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟

دختر بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد...

-آخه چرا؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود

دختربی امان گریه میکرد....

پرستار: شوخی کردم بابا ! رفته دستشویی الان میاد