اینجا فقط تو رااز دلنوشته هایت میبینند...

                             درست دیده ای فقط خوانده میشوی بی انکه بشناسند تورا...


           قـــهـــرها بـــهـــانــــه اســــت !!!

          کسی که دوستت دارد ...

        برای ماندن در بين هزاران نقطه ی سياه شب

       حتی اگر یک نقطه ی سپید بیابد دلیلش می کند برای ماندن !!!

        و کسی که می خواهد برود ...

        در سپيدی روز حتی اگر نقطه ای سياه را هم نيابد

       با انگشتش به گوشه ای اشاره می کند

       که انگار نقطه ای سياه يافته !!!

       کسی که رفتنی است

      بــــگــــذار بـــرود !!!

...

نمیدانم کجای دنیا پلی شکسته است که هیچکس به خانه ارزوهایش نمیرسد...!

ادمیزاد است...گاهی خاطراتش ارزویش میشوند...

ما ادمها وقتی عاشق میشیم...

به جای اینکه از بودن با عشقمون لذت ببریم

ترس از نبودنش داغونمون میکنه...

شکاکمون میکنه...

بد دل میشیم... بد خاقی می کنیم... دعوا میشه...

بی احترامی میشه...قهر می کنیم...سرد می شیم...

اینا همش بخاطر ترس از دست دادنه...

 

اشکهایم مهم نیست...

فقط نگران دلتنگی ها و خستگی های مردانه ات هستم...

بعد از من چه کسی انها را عاشقانه به جان میخرد؟

 

بیا ...اخرین شاهکارت راببین...

مجسمه ای ساخته ای با چشمان باز...

خیره به دور دست...

شاید شرق...شاید غرب...

مغلوب یک شکست...

مغلوب یک تاوان...

مطلوب یک عشق...

خرده هایش را باد دارد میبرد...

و او... تنها خاطراتش را محکم در اغوش گرفته...

بیا ...اخرین شاهکارت راببین...

             مجسمه ای ساخته ای....

هوا الودست...

هوا خیلی الوده شده...

امروز از بغل یه ماشین پارک شده رد میشدم

پسره افتاده بود رو دختره داشت نفس مصنوعی میداد

با یه دستشم بهش ماساژ قلبی میداد...

دختره هم بنده خدا نفسش بالا نمیومد قرمز شده بود...

جوونامون دارن از دست میرن بس که هوا الودست...

 

 

بیا...

میخواهم رازی را بگویم...

پسر ها عروسک ندارند...

درد دل کردن و حرف زدن را یاد نمی گیرند...

نگاه کن...

فقط بلدند اسباب بازی هایشان را پرت کنند...

پسرها اشک هم ندارند...

می ترسند مردیشان زیر سوال برود...

می شنوی؟؟؟

ته صدای فریادشان گریه ای بی صداست.

با یک اغوش ساده میشود قلب هر مردی را بدست اورد...

نگاهشان کن...

وقتی گرسنه اند...

مریضند...

خسته اند...

دلت نمی سوزد برایشان...

ببین پدرت وقتی مادرت نیست ... چقدر پیر است....

می دانم از پسرها ناراحتی...

جر زنی میکنند...

بی معرفتند...

حرف بد می زنند...

بازی بلد نیستند...

انها تقصیری ندارند...

کسی نازشان نمی کند...

گل سر صورتی به موهایشان نمی زند...

سیلی می خورند که یادشان باشد باید قوی باشند...

دخترک...

پسر ها نمی شکنند...مگر...

به دست دخترکی همچون تو...

 

همین حوالی یکی شبیه توست...

میشود کمی به یادم باشی؟

میدانم...

کار داری...

سرت شلوغ است...

فقط...

لحظه ای به ذهنت خطور کندکه یک جایی کسی

وقت خوابش برای تو اشک می ریزد  کافیست...

 

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

غربت را نباید درالفبای شهر غربت جستجو کرد...

 همین که عزیزت نگاهش را به دیگری فروخت تو غریبی...

 

 

این روز ها...

این روزا دیگه مهم نیست سیگارت گرون باشه یا ارزون...

پایه بلند یاشه یا کوتاه...

 شیک مثل مارلبورو باشه یاخسته مثل اشنو...

فارغ از نوع سیگار به پای کسی بسوزی اخرش جات زیر پاشه...

ادما هم همینن...

مهم نیست پولدار باشی یا فقیر...

مانکن باشی یا کوتوله...

فارغ از اینکه کی بودی و چی بودی به پای کسی بسوزی اخرش جات زیر پاشه...

 

    این روز ها همه خرابتر از خرابیم...

بیخودی لاف میزنیم و برای دیگران معلم اخلاقیم...

اما در ذهن خود پر از ترسیم...

 ودر خلوت خود بی اخلاق...

دوس داشتن هارا تا جایی که خود خواهی های ما ارضا شود دوست داریم...

عشق را برای کمبود ها...

 وخدا را برای روزهای مبادا...

و انسانها را برای وقتهایی که کار داریم...

ما قاتلان روح یکدیگریم...

وقتی بی اعتنا به احوال هم در گذریم...

دلگیرم ازت...

دلگیــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم...
از اونایـــــے که تو روزاے سخت زندگیـم تنـهام گذاشـــــتن...
از اونایـــــے که بجاے اینکه خوبـــــے هامو ببینن، دست روے نقطه ضعفام گذاشـــــتن...
از اونایـــــےکه همه سعیشون رو کردن که خرابـم کنن...
اونایـــــے که کل وقتشون رو گذاشـــــتن تا بد بودنـم رو به دیـگران ثابـت کنن...
از اونایـــــے که صدامو نشـــــنیدن, گریـه هامو نـدیـدن ,درددلامو نشـنیدن...
از اوناییـــــےکه منتظر زمین خوردنـم بودن تا بخنـدن...
از اونایـــــے که هرچـــــی داشتم رو کردم ولے همه رو ازم گرفتن ...
از اونایـــــے که منو فقط واسه روزاے تنهاییشـــــون میخواسـتن...
از اونایـــــےکه هرکارے میکنم نمیتونن باورم کنـــــــن...
دلگیـــــرم از اونایـــــے که فقط اداے رفیق رو در مـیارن...
دلگیـــــرم از این شـــــهر وآدمای سردو بی احساسش
دلگیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم ازتـــــــــــــــــــــــ رفیــــــــــــــــــــــــق

هیچ پسری از دختر جلف خوشش نمیاد... 

هیچ پسری از خنده های بلندو دلبرانه یه دختر خوشش نمیاد... 

هیچ پسری بخاطر اهل حال بودنتون نمیاد خواستگاریتون... 

هیچ پسری دو س نداره دختری رو بگیره که مثل یه داف تیپ میزنه وارایش میکنه...  

پس اینو بدونید که پسرا عاشق نجابت شما میشن نه لوندیتون... 

عاشق وقار شما میشن نه سبک بازیتون... 

عاشق سر سختی و یگانگی کلامتون میشن نه یه شب بااین یه شبم با اون بودنتون... 

عاشق سادگی شما میشن نه فیس و افادتون...

گذشته هاگذشته...

روزی می شود که برگ برنده ات دل می شود…

.....

......

.....

اما دیگر تو حاکم نیستی…


یـه جـاهایی هست تـو زنـدگی که...!


بعـد از کلــی دویــدن...!


یهـو مـی ایستــی !!


سـرتـو مینــدازی پایین و آروم میگـی :


خدایــا …


دیگــه زورم نمیــرسـه !!


معلم ورقه ها را داد ، صفر گرفته بودم!


همه مرا مسخره کردند اما باور کن..!


درست نوشته بودم...


گفته بود جای خالی را با کلمه ی مناسب پر کنید


و من همه را نوشتم " تو "


مگر جای خالی ها را فقط تو پر نمیکنی گلم...؟

سپاس من...

تمام سپاس من از ان کسی که

به من نیازی نداشت اما فراموشم نکرد


نوازشم کن

نترس

تنهایی واگیر نداره


یادتان باشد هیچ وقت در زندگی 

خود!

نقش نیشهای مار ” ماروپله” را بازی نکنید . . .

شاید دیگر توان دوباره بالا آمدن از نردبان را نداشته باشد،

همان کسی که به شما اعتماد کرده بود . . . 


چگونه شبهایم به خیر بگذرد؟!

وقتی تو نیستی که بگویی: "شب به خــیـــــــر"


  این روزها ، تلخم

تلخ می‌‌نویسم

تلخ فکر می‌کنم

این روزها

دست برداشته‌ام از توجهِ بی‌ وقفه به حضور آدم ها

پرهیز می‌‌کنم از ثبتِ وجود‌هایی‌ که ماندگاری ندارند

این روزها ، تلخ تر از همیشه

از همه ی آدم‌ها بریده ام


 می دونی تلخ ترین درد چیه ...؟

  تو بخوای؛

  اونم بخواد؛

اما . . . خـــــدا نخــــواد :((

نگاره: ‏خدایا ..
دلگیر نشو از من، ولی به خودت قسم


انگار رژیم دارند..!

همه آنهای که به من میرسند

زود سیر میشوند..

68256562701278763401.jpg

 

اهای...

اهاے "مـُفـردِ مونـثِ" غـآیـبـــِ مـَטּ ...


"ضـمـیـرِ" لـحـظـہ هـآیـمـ ڪـہ تــو بـآشــے


"قـیـدِ" هـمـ ہ چـیـز رـآ ﻣﮯ زنـمـ (!)




 بعـב تـو یـہ صداے مزاحمـے

هیـچ وقـت ولـمـ نڪـرב ...


یه صداے مبهمـے کـہ


هـر בم


تـو گوشمـ مـے گفـت :بـآختـے مـــــرد !


گاهی حــــرف ها وزن ندارد …



ریتم ندارد …



آهنگ ندارد …



اما خوب گوش کن …



درد دارند …


دیگران میــــپرسند:


بیـــــداری؟


آری بی “دار”م…


چرا که اگر “دار”ی داشتم


… یا قالی ه زندگیم را خودم میبافتم


یا زندگیم را به “دار” میاویختم


و خلاص


پس بی”دار” بی”دار”م


نخونی از دستت رفته...

 

ﭘﺴﺮﻩ : ﺑﺮﻭ ﺩﻳﮕﻪ ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﻣﺖ ﺩﻳﮕﻪ ﺗﻤﻮﻣﻪ.

ﺩﺧﺘﺮ: ﻋﺸﻘﻢ ﻣﻦ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ ﺑﺨﺪﺍ ﻣﻴﻤﻴﺮﻡ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﻴﻔﻬﻤﻲ؟

ﭘﺴﺮ :ﺩﻳﮕﻪ ﺍﺯﺕ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ ﻋﺸﻘﺖ ﺑﺮﺍﻡ ﺗﮑﺮﺍﺭﻱ ﺷﺪﻩ

.ﻭﺗﻠﻔﻦ ﻗﻄﻊ ﺷﺪ

ﺩﺧﺘﺮﺧﻴﻠﻲ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﻭﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﻴﺮﻩ ﺗﻮﺍﺗﺎﻗﺶ ﭼﺸﻤﺶ ﻣﻴﻮﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻴﺘﻮﺭ

ﮐﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮﻋﮑﺲ ﻋﺸﻘﺸﻮﻣﻴﺒﻴﻨﻪ ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﺵ ﺣﻠﻘﻪ ﻣﻴﺰﻧﻪ ﺁﻫﻨﮓ ﻣﻮﺭﺩﻋﻼﻗﻪ ﻱ

ﻋﺸﻘﺸﻮﻣﻴﺬﺍﺭﻩ ﻭﮔﻮﺵ ﻣﻴﺪﻩ ﺩﻳﮕﻪ ﺍﺷﮑﺎﺵ ﺗﺎﺏ ﻧﻤﻴﺎﺭﻥ ﻭﻣﻴﺮﻳﺰﻥ ﺩﺧﺘﺮﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻴﮑﺮﺩ

ﻳﻪ ﺗﻴﮑﻪ ﺍﻱ ﺍﺯﻭﺟﻮﺩﺷﻮ ﺍﺯﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ .ﺍﻭﻥﺷﺐ ﺩﺧﺘﺮﺧﻮﺍﺑﺶ ﻧﺒﺮﺩ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﭘﻴﺎﻡ ﺩﺍﺩ:

ﺍﻻﻥ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﭘﻴﺎﻣﻮﻣﻴﺨﻮﻧﻲ ﺟﺴﻤﻢ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﻏﺮﻳﺒﻪ ﺷﺪﻩ ﻭﻟﻲ ﺩﻟﻢ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﻭﺳﺖ

ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﻣﻴﺪ ﺑﻴﺪﺍﺭﻱ ﺟﺴﻢ ﻫﺎ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﺑﺮﺍﻱﻫﻤﻴﺸﻪ .

ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻱ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺗﺎﻗﺶ ﻣﻴﺮﻩ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻗﻴﻘﺎ 3:34 ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭﺳﮑﻮﺕ

ﻭﺗﺎﺭﻳﮑﻲ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭﺍﺯﺑﺎﻻﻱ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﭘﺮﺕ ﮐﺮﺩ ﺩﺧﺘﺮﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻴﺸﻪ

ﺗﻮﺗﻨﻬﺎﻳﻲﻣﺮﺩ .

ﺻﺒﺢ ﻣﺎﺩﺭﺩﺧﺘﺮ ﻃﺒﻖ ﻋﺎﺩﺕ ﻫﻤﻴﺸﮕﻲ ﺑﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﻴﺪﺍﺭﺵ ﮐﻨﻪ ﺍﻣﺎ ﺩﺧﺘﺮ

ﺭﻭﻧﺪﻳﺪ .ﺗﻠﻔﻦ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﺧﺘﺮﮐﻪ ﻣﺪﺍﻡ ﻭﭘﻴﺎﭘﻲ ﺯﻧﮓ ﻣﻴﺨﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻬﺶ ﺭﻭﺟﻠﺐ ﮐﺮﺩ

ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﮔﻮﺷﻲ ﺭﻓﺖ ﭘﺴﺮﻯ ﻣﺪﺍﻡ ﺩﺍﺷﺖ ﺗﻤﺎﺱ ﻣﻴﮕﺮﻓﺖ .ﭼﺸﻢ ﻣﺎﺩﺭﺩﺧﺘﺮﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﻲ

ﺍﻓﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ:

ﻋﺰﻳﺰﻡ,ﻋﺸﻘﻢ,ﺑﺨﺪﺍ ﺷﻮﺧﻲ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ ﺧﻮﺍﻫﺶ

ﻣﻴﮑﻨﻢ ﻋﺸﻘﻢ ﻓﻘﻂ ﻳﻪ ﻓﺮﺻﺖ ﺗﻮﺭﻭﺧﺪﺍ .... ﺍﻭﻥ ﭘﻴﺎﻡ ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺳﺎﻋﺖ 3:35 ﺍﺭﺳﺎﻝ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ

 ...

ای پسرک!

ﭘﺴﺮﮎ ... .

ﮔﺎﻫﯽ ﺩﺧﺘﺮﮎِ ﻗﺼﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ

ﺑﺎﻧﻮﯼِ ﻣﻦ

ﺻﺪﺍ ﮐﻦ!

ﮔﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺠﻠﻪ ﯾﺎ ﺑﺎ ﺣﺮﺹ! ﺍﺳﻤﺖ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ

ﺁﺭﺍﻡ ﺑﮕﻮ:

ﺟﺎﻧﻢ؟

ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﭼﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﺎ ﺷﺮﻡ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ:

ﺟﺎﻧﺖ ﺑﯽ ﺑﻼ ... .

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﯾﮏ ﺟﻌﺒﻪ ﺷﮑﻼﺕ ﯾﺎ ﭘﺎﺳﺘﯿﻞ

ﺑﺨﺮ

ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﻨﺸﯿﻦ ﻭ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻦ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﺍ ... .

ﮐﻪ ﺫﻭﻕ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﻌﺒﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ

ﺷﯿﺮﯾﻨﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺨﺎﻃﺮِ ﺩﺳﺘﺎﻥِ ﺗﻮﺳﺖ ... .

ﭘﺴﺮﮎ ... .

ﺑﯿﺎ ﯾﮏ ﺭﺍﺯِ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻓﺎﺵ ﮐﻨﻢ:

ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ

 

ﯾﮏ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﻮﻕ ﻫﺎﯼِ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﺭنگی ...

نفس بکش!

گاهی حس میکنم
جایی در این کره خاکی
تو نفس می کشی و من
از همان نفسهایت نفس میکشم!
تو باش!!
هوایت! بویت!
برای نفس کشیدنم کافیست...

دلتنگم...





اين روزها

جور  ِ ديگري دوستت دارم.

يك جور  ِ خيلي زياد

خيلي عجيب

خيلي قشنگ

اين روزها

دلم تنگ ترين دريچه ي دنيا براي دلتنگيست.

دلم را بساز

عاشقي كن.

مرا ببين

كه چه عاشقانه

مردانگي هايت را دوست دارم.ا ادوست دارم.

وقتی که دیگر نبود...

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی‌توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی که او تمام شد من آغاز کردم چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن

دکتر علی شریعتی

لعنتی!

هرچه که داشتم, برایش رو کردم...

اما لعنتی...

"اسیر" نشد..."سیر" شد


شب های دلتنگی اش...

خدایا کسی را که قسمت دیگریست سر راهمان قرار نده تا شبهای دلتنگی اش برای ما باشد و روزهای خوشی اش برای دیگری.

c49w22vczqiytk2js1jg.jpg

پناهم شو...

░▒▓█▐ هم اغوش▌█▓▒░


دارو نداره من
"آغوش توست"
در این سرما
که بی پناهان
چاره ای جز "مردن" ندارند
آغوشت پناهگاه امنیست برایم
پنـــــاهم شــــو.. .!!  

جاذبه ات...

وقتی مرا بغــــــــل میکنی
چنان جاذبه ی آغوشـــــت
به جاذبه زمین غلبـــــه میکند
که روحم به پــــرواز در می آید…
دستانت را دور گردنم حلقه کن

این دوست داشتنی ترین شالگردن شب های سرد من است ؛ باور کن . . .


بی شک آغوش تو
از عجایب دنیاست

واردش که می شوم زمان بی معنا می شود
هیچ بعدی ندارد
بی آنکه نفس بکشم ،روحم تازه می شود … 
Avazak ir Love2711 برای دختر و پسرای عاشق + عکس

گرما یعنی ....

نفس های تو ....

دستهای تو .....

آغوش تو ......

من به خورشید ایمان ندارم...

تو مخصوص کدام ادمی؟؟؟


هر آدمی توی زندگی یک نفر بخصوص را می‌خواهد
یک نفر که بی‌ قید و شرط عاشقش باشد
یک نفر که با او، خود خودش باشد، بی‌هیچ نقابی !
یک نفر که بی‌هراس از موهای ژولیده و صورت رنگ پریده‌ات، با‌‌ همان قیافه به آغوشش پناه ببری، و سر روی شانه‌هایش بگذاری…
زن و مرد هم ندارد؛
توی زندگی مرد‌ها هم باید زنی باشد، که صورت ِ آفتاب خورده و عرق کرده و ته ریش نامنظمشان را به اندازه ی صورت هفت تیغه ی ادکلن زده دوست داشته باشد، شاید هم بیشتر.…
آدم‌ها توی یک زندگی یک نفر بخصوص را می‌خواهند که برایش درد دل کنند، بی‌آنکه بترسند، بی‌آنکه هراس داشته باشند از حرف‌هایشان
یک نفر که آن‌ها را‌‌ همان طور که هستند دوست داشته باشد،‌‌ همان طور غمگین،‌‌ همان طور شیطان،‌‌ همان طور پر حرف؛‌‌
همان طور ساکت،‌‌ همان طور غُرغُرو و‌‌ همان طور شلخته !
آدمی که وقت ِ آمدنش آرام شوی و مثل چشمه از حرف‌های نگفته قُل قُل کنی و بجوشی…
آدمی که ساعت ِ دیدارش بخواهی بدوی جلوی آینه که
"نکند مقبولش نباشم"
آدم ِ تو نیست !
توی زندگی هر کس، یک نفر بخصوص باید باشد

تمام احساسم به تو...


میخواهم تمام احساسی که به "تو" دارم را بیان کنم

میخواهم

امشب…تمام احساسی که به "تو" دارم را بیان کنم……..

میگویم که دوستت دارم .دلتنگتم…

به آغوشت نیاز دارم !

مغرور میشوی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
……….
مهم نیست

با این که کمتر دوستم خواهی داشت و یا حتی ترکم میکنی و تنها میمانم!

مهم این است:

شاید فردایی نباشد که عشقم را به پایت بریزم.

قلب ارام من...



چـقـــ ــدر خـوبــهــ . . .

یـکـــ ـی بـــ ـاشـهـ ..

یـکــ ـــی بـــ ــاشـهـ کـــه بـغـلـتـــ کـنــــهـ . . .

سـرتـــ ــو بـــ ــزاری روی قلبش...

آرومــ ـتــ کـنــ ــــهــ . . .

حـُــ ــرم نـفـس هــ ـــاش تـنـتـــ ُ داغ کـنــ ـــهــ . . .

عـطـر دسـتـــ ــاش مـوهـاتــ ـــو نـوازش کـنــ ـــهــ . . .

چـقــ ـــدر خـوبــ ــهــ . . .

چـقـــ ـدر خـوبـــ ـهـ کــ ــهـ آرومـ دمـ گـوشـ بــگــ ـــهــ ...

عزیــ ـزمــ دوستـــ دارمـــ ....

بهشت من...


میدونی بهشت کجاست؟ 

یه فضای چند وجب در چند وجب

بین بازوهای کسی که دوستش داری



فرقـے نمـے کند !!

بگویم و بدانـے ...!

یا ...

نگویم و بدانـے..!

فاصله دورت نمی کند ...!!!

در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ ...!

جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.:

دلــــــــــــــم.....!!!

بوسه با لجبازی...




♥♥من دیوانه ی آن لحظه هستم که تودلتنگم شوی♥♥





♥♥ومحکم درآغوشم بگیری♥♥





♥♥ومراشیطنت وارببوسی♥♥





♥♥ومن نگذارم♥♥





♥♥عشق من♥♥

♥♥بوسه بالجبازی بیشترمیچسبد♥♥

گر مای لحظه هایم...

عکس عاشقانه زوج های عاشق (4)

هرچه پیش آمد

هر اتفاقی افتاد

فراموش نـــــکــــــــن که دوسـتـــــتـــــــ داشته ام

که دوستت دارم

و هیچ کس

هیچ کجا

هیچ وقت

نمی تواند گرمایی را که تو به لحظه هایم بخشیدی

تکرار کند . .

کنج دلم!

 هنوز معنای باران نفهمیدم که بر اسمان دلم باریدی


هنوز معنای محبت را نمی دانستم که تو در کنج دلم جای دادی


نمی دانم تو را به چه چیز صفت دهم


 با کدام گل سرخ جواب محبتهای تو را کنم


هنوز معنای عشق نمی دانستم که تو با عشق ورزیدن به من عشق را نشان دادی


وقتی قلم در دست داشتم تا به جای گل سرخ نامه ای برایت بنویسم


هیچی به ذهن نمی رسید به جز اینکه بگویم


دوستت دارم


پس فرصتی برای عاشقی من بده


بعضی وقتا...


✘.. بعضـــــﮯ وقتـــ ـ ــا مـجـبـورے تو فضاے بغضتــــــ بـخنـבے...


בلتـــــ بگیرهـ ولـــــے בلـگـیرے نکنـــــے...

شاکـــے بشــے ولـــے شکایتـــــ نکنـــے...

گریـﮧ کنے اما نـבֿارے اشکاتـــــ پیـבا شـטּ...

خیـــ ـ ـــلے چـیـزارو بـبـیـنے ولــے نـבیــבش بـگیـرے...

خیلــے حـرفـارو بـشـنـوے ولی نشنیـבهـ بـگـیـرے!

خیلے ـها בلتـــــو بشکنـטּ ...

و تــــــو فقــــط سکوتـــــ کنــے✘.....

همیـــטּ

درد میکشم!

گفته باشم من درد میکشم اما تو چشمانت راببند

سخت است بدانم میبینی وبیخیالی...

اولین تو بودی...

ولین تو بودی

آخرین هم تو خواهی بود

نمی خواهم طعم چشم دیگری را بنوشم

انتظار بارانت سخت هم باشد

فقط به خیال آمدنت

خیس خیسم
1337450614891640_large.jpg

دوستت دارم...

سکوت اتاقم را دوست دارم

و آنرا حتی با صدای ترکیدن بغضم نخواهم شکست

بغضم را فرو خواهد خورد اما سکوت را ادامه خواهم داد

تاریکی مطلق اتاقم را با هیچ نوری از بین نخواهم برد

حتی با برق نگاهم

چشم هایم را مدت هاست به روی همه چیز بسته ام

چرا که تاریکی اتاقم کمرنگ نشود