از سری مجموعه مقالات شاخصه ها و ویژگی های جامعه مهدوی - شماره ۳
ب. عدل و ظلم و قوه قضائیه در جامعه مهدوی:
اشاره شد که داوری و قضاوت آن گرامی در جامعه مهدوی، بسان داوری نیاکان پاک و پاکیزهاش، عادلانه و انسانی و بر اساس حق و عدالت است و با یک ویژگی از داوری آن عدالت پیشگان و نیاکانش، ممتاز میشود. و آن ویژگی این است که آن حضرت در سیستم قضایی خویش بر اساس آگاهی و اطّلاعات خویش بر رخدادها و حوادث، داوری میکند، از اینرو نه به انتظار گواهی گواهان میماند و نه دلایل و مدارک و شواهدی که ادّعا را اثبات کند. سخن در اینجا بر دو محور دور میزند:
1. نخست اینکه این روایت صحیح و جانبخش که در مورد امام مهدی(عج) و ره آورد حاکمیت او بطور متواتر از پیامبر گرامی و امامان معصوم، رسیده است، بارها تکرار شده است که میفرمایند:
«امام مهدی(ع) پس از ظهور خویش، جهان را سرشار از عدل و داد میکند پس از آنکه از ستم و بیداد لبریز گردد.»
شایسته یادآوری است که این حدیث در مجموعههای روایی ما صدها بار از راههای گوناگون و چهرههای مختلف روایت شده است به گونهای که هیچ جایی برای شک و تردید در صحّت و درستی آن نمیماند.
آری! آن اصلاحگر بزرگی که میخواهد ستم و بیداد را در همه میدانها و ابعاد و چهرههایش نابود سازد و ریشه و اساس آن را در هر نقطهای که باشد و یا از هر انسانی سرزند از بیخ و بن برکند، و ظلم ریشه کن شده و عدالت حاکم شود، طبیعی است که از چنین عدالتگستری نباید انتظار داشت که خود منتظر این باشد که مظلوم به او شکایت برد، یا آن پیشوای عدالت از مدّعی ستمدیده برای اثبات ادّعای به حقّش که برای آن داور عدالت پیشه، روشن است دلایل، شواهد، اسناد و مدارک ارائه کند، هرگز! چرا که گاه ممکن است مظلوم برای اثبات بیدادی که بر او رفته یا حق که از او پایمال شده است ناتوان باشد یا نتواند ساختگی بودن بافتههای ظلم را روشن کند. ممکن است ستم و بیداد در بسیاری از نقاط روی زمین واقع شود و مظلوم نتواند از بیدادی که بر او رفته است به امام عدالت و نجات، شکایت برد. و نیز امکان دارد انسانی مخفیانه و به ستم کشته شود و کسی از کشته شدن او آگاه نگردد و قاتل او را نشناسد و در نتیجه خون او پایمال گردد، در این صورت چگونه میتوان گفت: «امام مهدی(ع) زمین و زمان را لبریز از عدل و داد میسازد؟!»
2. از پیامبر گرامی(ص) روایت شده است که میفرمایند:
«مردم، من در میان جامعه، بر اساس دلایل و شواهد و سوگندها، قضاوت و داوری میکنم نه بر اساس وحی و رسالت.»
شاید مفهوم ظاهری روایت پیامبر این باشد که آن حضرت در میان مردم، بر اساس آگاهی و علم شخصی خویش داوری نمیکند. و داوری او با گواهی گواهان یا مدارک و مستندات دیگر شاید این شیوه پیامبر(ص) در داوری و قضاوت و عمل نکردن بر اساس آگاهی و اطلاع شخصی خویش، بدان جهت بود که اگر آن گرامی در داوریهای خویش بر اساس آگاهی و اطّلاع شخصی قضاوت میکرد، رفتار و عملکرد قضایی او در میان امّت سیره و سنّت میشد و آنگاه بود که برای هر قاضی یا حاکمی دستاویز و بهانه میگشت که در جامعه، بدون دلایل و مدارک قانع کننده به هر کس دلش خواست حدّ جاری کند و طبق تمایلات خویش حکم راند و آنگاه ادّعا نماید که به علم و اطّلاع شخصی خویش داوری نموده و قضاوت کرده است. و با این کار نظام دین و جامعه از هم گسیخته و هرج و مرج و خودکامگی در سیستم قضایی رواج یافته و معیارها و مقیاسهای فقهی و حقوقی و عرفی دچار اختلال میگشت. بر این اساس بود که پیامبر گرامی اسلام(ص) این راهها را برای قضات بدرفتار و حکومتهای بیدادگر مسدود ساخت تا آنان نتوانند در میان مردم، طبق تمایلات جاهطلبانه و هواهای خویش حکم رانند و آنگاه مدّعی گردند که بر اساس علم و آگاهی شخصی خویش حکم میکنند. و از این رو شخص پیامبر در محکمه عدالت حاضر میشود، و به انتظار قضاوت مینشیند و حتی به رأی او اعتراض نمیکند. و حال آنکه او علم شخصی داشته و یقین به حقانیّت خودش داشته. و یا علی(ع) بر طبق مدارک و مستندات، قضاوت و از سیره پیامبر پیروی میکند، چرا که ترس از آینده و سیره و سنت شدن رأی با آگاهی شخصی معصوم، در میان غیر معصوم سنت و باب شود.
امّا امام معصوم و پیشوای عدالتگستری که هرگز چنین احتمالی در مورد او نمیرود و هیچ نوع اشتباه و انحرافی به ساحت مقدّس او راه ندارد، بر چنین انسان والایی زیبنده است که بر اساس آگاهی و اطّلاعات شخصی خویش به امور و رخدادها، داوری نماید و هرگز منتظر گواهی گواهان و اقامه دلایل و مدارک از سوی مدّعی نباشد و بر سوگندهای دروغین از سوی طرفین، بهایی ندهد و آنچه حقّ و عدالت است آن را ملاک قرار دهد و بر اساس آن داوری نماید. و مطمئن است که حکومت بعد از خودش به دست غیر معصوم نمیافتد.
با توجه به این دو نکته اساسی که:
اوّلاً: امام مهدی(ع) اصلاحگر بزرگی است که زمین و زمان را سرشار از عدل و داد میکند.
و ثانیاً: علاوه بر تمامی آگاهیها و اطلاعات و معیارها، بر اساس آگاهی و اطّلاعات شخصی خویش، داوری و حکومت مینماید.
از این واقعیّت دریافت میگردد که آن حضرت تبهکاران و آدمکشان و مجرمان را بر اساس عدالت و به منظور اصلاح جامعه به کیفر شایسته و عادلانه گناهانشان میرساند، خواه آثار و دلایل و مدارک جرم موجود باشد و یا آن را از بین برده باشند و طبق موازین عادّی ثابت نشود و گواه و بیّنه اقامه نگردد.
و بدین سان شرایطی پدید میآید که هیچ کس جرأت ستم و قانونشکنی و گناه در خود نمیبیند و زمین از عدالت و آزادی و دادگری و امنیت و رفاه و سعادت لبریز میگردد.
روایات بیانگر این واقعیّت، بسیار است که به جهت رعایت اختصار تنها به یک نمونه اشاره میشود:
امام باقر(ع) فرمودند: «هنگامی که قائم ما قیام کند به سبک داود(ع) حکومت و داوری خواهد کرد و گواه و دلیل نخواهد خواست.»
حال این سؤال پیش میآید که منظور از حکومت داود(ع) چیست؟ در جواب باید گفت که منظور شریعت و راه و رسم او نیست، چرا که همه شرایع و قوانین پیش از اسلام، با آمدن اسلام نسخ و پایان یافتند. بلکه منظور از این عبارت و عنوان، این است که مهدی موعود(ع) در جامعه مهدوی، بر اساس آگاهی و دانش خویش قضاوت میکند، و قوه قضائیه آن حضرت بر پایه علم امامت حضرت استوار است. چنانکه حضرت داود(ع) پیامبر بزرگ خدا مدّتی طولانی اینگونه حکومت و داوری میکرد.
و حقایق و واقعیّات رخدادها و اختلافات، به اذن خدا برای او آشکار میگشت، و بدین جهت بر اساس آگاهی و دانش شخصی خویش قضاوت کرده و به گفتار طرفین اختلاف و دعوا، اعتنا نمیکرد.
سؤال دیگری که اینجا پیش میآید، این است که امام مهدی(ع) چگونه میتواند عدالت و دادگری را در کران تا کران گیتی تحقق بخشد با اینکه میدانیم آن گرامی در پرتو دانش و آگاهی خویش از مسائل و رخدادهای منطقه و شهری که اقامت دارد با خبر است و یا اینکه به شهرهای دیگر دسترسی ندارد اگر چه علم هم داشته باشد.
این سؤال را با روایتی از امام صادق(ع) پاسخ میدهیم که میفرماید: وقتی قائم ما قیام کند به هر منطقه و شهری فرستادهای آگاه و کاردان و پروا پیشه گسیل میدارد و به او میگوید: «برنامه کار تو در کف دست توست. از این رو هر گاه کاری برایت پیش آمد که راه حلّ آن را نفهمیدی و قضاوت در آن را نشناختی به کف دستت نظاره کن و آنچه در آن یافتی، عمل نما».
در مورد این روایت سه احتمال بنظر میرسد:
1ـ ممکن است روایت را معجزه بشناسیم و بگوییم فرستادگان آن اصلاحگر بزرگ آسمانی هنگامی که در مسائل و رخدادها بمانند بناگاه بر کف دست خویش احکام عادلانه و مورد نظر را نوشته شده و آماده خواهند یافت.
2ـ ممکن است منظور آن حضرت نوعی دستگاه شبیه بیسیم و ارتباطیِ بسیار پیشرفتهای باشد که برخی از کارگزاران ویژه حضرت در اختیار دارند و دستورهای صادره از مقام فرماندهی کلّ را همواره دریافت میدارند چنانکه تصور این مطلب در جوامع امروزی، آسان میباشد. امروز با وجود رایانه، اینترنت و انواع و اقسام وسایل ارتباطی، میتوان در یک لحظه با سراسر دنیا ارتباط برقرار کرد.
3ـ و یا اینکه روایت، پیام و معنای دیگری دارد که پس از ظهور آن حضرت به خواست خدا آشکار خواهد شد و اکنون برای ما ناشناخته است.
کوتاه سخن اینکه امام مهدی(ع) با نمایندگان و حاکمان و قضاتی که برای کشورهای سراسر جهان نصب فرموده و آنان را برای تدبیر امور و تنظیم شئون و حل مشکلات و رفع کشمکشها و تأمین امنیّت و نیکبختی جامعه بزرگ مهدوی در عصر ظهور، گسیل داشته بطور دائم در ارتباط است و آنان با فرماندهی و امامت آن اصلاحگر بزرگ جهانی و در پرتو دانش و عدالت او انجام وظیفه مینمایند. و با اجرای سیستم قضائی واحد، در کران تا کران گیتی به عدالت واقعی رسیده و عدالت اداری، اجتماعی و اقتصادی و قضائی بر جهان حاکم خواهد شد و ظلم و ستم و بیدادگری از دنیا رخت برخواهد بست. انشاءالله.