سلام
ممنون که تو این مدت با نظراتتون تنهام نذاشتین.
الان حالم خیلی خوبه.
خیلی بهتر...
یه تصمیمی گرفتم
عنوان وبم رو عوض کردم
می دونم زحمتتون میشه ولی لطفا عنوانی که تو وب هاتون گذاشتین (چشمای بارونی من) رو عوض کنید و به جاش بنویسید
***فقط برای خدا***
ممنون به خاطر دلگرمی هایی که بهم دادین.
در ضمن خیلی هاتون فکر کردین که من دیگه اپ نمی کنم ولی اینطور نیست
من تا اخر عمرم تو این وب می نویسم
.
.
.
همین
ماه عسل بازهم معجزه كرد!
پیدا شدن محمد طاها فراهانی
بنام او...
سلام.خداروشکر.خداروشکر بخاطر همه بزرگی و عظمتش.خداروشکر که دل بی قرار پدر و مادر محمدطاها امروز آروم گرفت.
منبع خبر:وبلاگ رسمی محمد طاها فراهانی
منبع:http://ehsan.alborzpatogh.ir
حال این روزهای من
عزیز
این روز ها چه قدر دلتنگ نبودنت هستم
زندگی بدون تو چه قدر سخت است
ای کاش هیچ وقت نمی دیدمت که اینگونه وابسته ات شوم
ای کاش ان قدر بزرگ بودم تا می فهمیدم معنی عشق را
تا اشتباه نگیرمش با هوس!
چه قدر سخت است
عاشق باشی و بدانی به عشقت نمی رسی
چه قدر سخت است
بغضی گلویت را گرفته و قصد خفه کردنت را داشته باشد
و این تعبیری ست برای حال این روزهای من
بغـــــــــــــــــــــــــــــــــــض !
خفگـــــــــــــــــــــــــــــی !
روح ازرده ام این روزها بدجور هوای پرواز دارد
تا رها شود از این همه حس مبهم
ای کاش باور می کردی عاشقانه دوستت دارم
برایم بگو که چگونه می توانم از تو بگذرم
وقتی هر ذره ام هزاران زبان است
خواهشمند سر مویی از تو
چگونه می توان از تو گذشت؟؟؟
چگونه با تو وداع می توان نمود؟؟؟؟
یادم می اید در خیالم
ان روز ها
در کلاف های چندم انتظار بودم
ان وقت ها
که هرکه از دور می امد
تو بودی
و قاب تصویر های تو
و اشک های من ابرو به باران می داد
تو را در کجای تنهایی و جست و جو یافته ام
که در امتداد بی نهایت
شوریده تر از موج و نسیم
با توام و هنوز تشنه !!!!
من اینک گم شده ام
در جنگلی که راه در چشم های تو گم کرده است
در اسمانی که دست های توست
گمــــــــــــــــــــ شده ام
در الفت عریان برگ و باد
در پچ پچ اعماق اب و خاک
در گلدانی پشت پنجره ی عشق
میان روزن تابستان
در پرسه ارام ماه با شب
روی دانه های تسبیح و اشکـــــــــــــــــــــــــــ
منــــــــــــــــــــــ گم شده ام
مرا پیدا کنـــــــــــــــــــــــــ
سوره عشقـــــــ
جای سوره ای به نام عشق در قرانت خالیست...
تا اینگونه آغاز شود
قسمـــــــ به عشقــــــ
و قسمـــ به روزی که قلبت را می شکنند
و جز خدایتــــــــــ مرهمی نخواهی یافتــــــ ...
یا علی...

روا باشد که گردد آسمان زیر و زبر امشب
که شد فرق على شیر خدا شقّ القمر امشب
ز خون فرق حیدر دامن محراب گلگون شد
به خاک افتاد از بیداد نخلى بارور امشب

باید با چشم دل دید...

سلام.
لطفا همه نظرشون رو راجع به این پست بگن.
خیلی برام مهمه.
منتظرتون هستم.
ماه عسل
یه چند وقتیه حال من بهتره
دارم راه میفتم ببینم تهش
منو این هوا تا کجا می بره
دارم راه میفتم ببینم تورو
تویی رو که یک عمره راهی شدی
مگه میشه رد شد نگاهت نکرد
ببین توی اینه چه ماهی شدی
هوایی رو که تو نفس می کشی
دارم راه میرم بغل می کنم
تو با من بمون تا ته این سفر
من این ماهُ ، ماه عسل می کنم
همه زندگیمو بگیری ازم
بازم پای عشق تو وا می ایستم
یه آدم تو دنیا نشونم بده
بتونه بگه عاشقت نیستم
همه عمرُ من سجده کردم به تو
من از حسرت غیر تو خالیم
هنوزم زمان پرستیدنت
برام هیچ فرقی نداره کیم
هوایی رو که تو نفس می کشی
دارم راه میرم بغل می کنم
تو با من بمون تا ته این سفر
من این ماهُ ، ماه عسل می کنم
...
...
...
ماهتون عسل
بوی ماه عسل
چه قدر زود گذشت
انگار دیروز بود تیتراژ ماه عسل پخش شد
حس می کنم تورو
تو هرشب خودم
من عاشق همین
احساس تو شدم
تیتراژ ماه عسل پخش شد و هنوز هیچی نشده حال خیلی هارو خوب کرد
یک ماه با این برنامه زندگی کردیم
بزرگ شدیم
با خنده مهموناش خندیدیم
با گریه هاشون گریه کردیم
بغض کردیم
اشک ریختیم
و در نهایت خیلی چیزها ازشون یاد گرفتیم
پرده ماه عسل باز شد
نمی دونم از کجا شروع کنم
از بهنامی که جون خودش رو به خطر انداخت تا جون یکی دیگه رو نجات بده
از امنه ای که به خاطر یه عشق اجباری صورت قشنگش رو برای همیشه از دست داد
از غزلی که با بیماریش جنگید ولی باخت
از همسر غلام کاردی که سالها صبرکرد تا همسرش سر عقل بیاد
از زن و شوهری که سالها صبر کردن تا خدا یه بچه بهشون بده
از زن و شوهری که خدا پنج قلو بهشون داده بود
از زنی که تازه با همسرش ازدواج کرده بود و وقتی تو همون اوج زندگیش
بهش خبر دادن که همسرش مریضه ،کنار نرفت و پای همسرش ایستاد
از خانم دکتری که به خاطر بیما ریش همسرش رهاش کرده بود
از مادری که قلب پسر دوازده ساله ش رو بخشید تا جون یکی دیگه رو نجات بده
از خانمی که با شنیدن خبر تصادف همسرش قلب سالمش رو از دست داد
از پدرومادری که از گناه قاتل پسرشون گذشتن
از پسری که حافظ کل قرآن بود
و خیلی کسای دیگه
ما خیلی چیزهارو از این افراد یاد گرفتیم
عشق
دوست داشتن
محبت
صبر
تحمل
بخشش
و...
ما خیلی مدیون این برنامه هستیم
همه ی قبیله ماه عسلی ها
برنامه با اجرای زنده مهدی یراحی تموم شدو پرده ماه عسل هم بسته شد
احسان علیخانی اخر برنامه با صندلی ماه عسلی ها از استدیو خارج شد
و قبل از رفتنش گفت سال دیگه با همین صندلی برمی گردم
مطمئنم که هممون بغض کردیم اما اشک نریختیم
چون می دونستیم که سال دیگه ماه عسل با احسان برمی گرده
یک سال گذشت
ماه عسل برگشت
اما بدون احسان و صندلی ماه عسلی ها
البته همون ماه عسل همیشگی نبود فقط اسمش ماه عسل بود
یک ماه بعد این ماه عسل قلابی هم تموم شد
باز هم یک سال گذشت
این بار هم ماه عسل قراره برگرده
اما ماه عسل همیشگی خودمون
با احسان علیخانی و صندلی ماه عسلی ها
خدایا خیلی ممنونم ازت که اجازه دادی تو این یه ماه دوباره دور هم جمع بشیم
همه قبیله ماه عسلی ها
دور هم جمع بشیم و خیلی چیزها از مهمونا یاد بگیریم
و در نهایت حالمون خوب بشه
آهای ، ماه عسلی ها
بیاین لااقل تو این یه ماه با همدیگه خوب باشیم و فقط برای خدا نفس بکشیم
فقط خدا
خدایی که خیلی بهمون لطف داره و یه بار دیگه ماه عسل رو بهمون برگردوند
خدایا
خیلی ازت ممنوم
خیلی
.
.
.
ثانیه هاتون عسلی
احسان علیخانی
تو برنامه ساعت 25 هم برای تیتراژ های برنامه ها و فیلم ها یه نظر سنجی گذاشتن.
اگه خواستین به تیتراز ماه عسل با صدای مهدی یراحی رای بدین عدد 76 و به تیتراژ بعدی با صدای مهدی یغمایی رای بدین عدد77 رو به10000725 بفرستین.
قربون همتوووووووووووووووووووووووووووووووووون
ماه عسل 92
شنیده ام...
همان که در میان خاطرات من نهفته است
خیال کردم اولین و اخرین گلش منم
ولی به باغ قلب او گلی دگر شکفته است
دلم گلایه هاش را خدای من کجا برد
گلایه ای که تا کنون به هیچ کس نگفته است
غبار بی کسی به روی شیشه دل است...اه
میان قلب خسته ام چه راز ها نهفته است
به خواب دیده ام که او دوباره در کنار من
نشسته و ز شیشه دلم غبار رفته است
ولی دلش فقط میان خواب با من است چون
شنیده ام که با کسی دگر ز عشق گفته است...

این بار می خواهم برایت بگویم که:
زندگی بدون تو چه قدر سخت است...
خانه ام چه بی تو سردوبی روح است...
دلم بی تو فقط جایگاه غم و اندوه است...
دستانم فقط برای تو می نویسند...
پاهایم فقط به سوی تو می ایند...
چشمانم فقط به دنبال تو می گردند...
مرا دیگر یارای مقابله با این همه غم و اندوه نیست...برگرد...

سلام رفقا
خوبین.خوشین؟سلامتین؟
یه سری اومدم که روز ولادت فاطمه زهرا(س) و روز مادر و روز معلم رو بهتون تبریک بگم و زودی برگردم اخه پس فردا امتحان هماهنگی فیزیک داریم.باید حسابی درس بخونم.قربون همتون.
راستی اگه از داداش احسان خبری شد حتما به منم بگین.
سلام...
قررررررررررررررررررررررررررررربون همتون
سلامی دوباره
عید نوروز مبارک
عید
از تو عبور می کنم...
من اشتباه می کنم تو هم گناه می کنی...
ازم عبور می کنی ببین سقوط می کنم...
به من نگاه کن بزن فقط سقوط می کنم...
به من نگاه کن نترس من به تو مبتلا شدم...
به موج می زنم ببین چه ساده ناخدا شدم...
به من نگاه کن بگو کجارو زیرو رو کنم...
کدوم گلایه رو بگم چه دردی ارزو کنم...
به من نگاه کن برو فاصله باورم بشه...
در انتظار بودنت عذاب اخرم بشه.
هرکه رفت...
فراموشی
برای تو می نویسم
برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست
برای تویی که قلبم منزلگه عشق توست
برای تویی که احساسم از ان وجود نازنین توست
برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد
برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است
برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی
برای تویی که هر لحظه دوریت برایم مثل یک قرن است
تویی که سکوتت سخت ترین شکنجه من است
برای تویی که عشقت معنای بودنم است
برای تویی که غم هایت معنای سوختنم است
برای تویی که ...
اسمان ابری
غروری را له کرد
در زندگی بخشیدنت اعجاز عیسی می کند در عهد و پیمان بستنت هر شب یهودی می شوی.
با اینکه یوسف نیستم تا در دلت جا خوش کنم اما نمی دانم چرا گاهی زلیخا می شوی.
وافق کجا عذرا کجا شیرین کجا خسرو کجا اینجا فقط مجنون منم وقتی تو لیلا می شوی.![]()

