معرفی سایت رویای من در اشپزی

خدا را شکر بابت تمام نعمتها یش و خانواده عزیزم

دوستان سلام !

می خواستم حضورتون عرض کنم که وبلاگ من نیز از امروز تبدیل به سایت شد .

البته می تونید از همون وبلاگ هم وارد سایت شوید ،مطالب در هر دو قسمت قرارداره و شما میتونید از هر کجا که دوست داشتید وارد شوید و استفاده کنید.

آدرس سایت اینه : www.shimachef.ir

برای این کار برادر عزیزم تمام زحماتش را انجام داده از همین جا از ایشان تشکر می کنم و امیدوارم همیشه در کارها و زندگیشون موفق و مو ید باشند.


لواشک آلو

قاقا لی لی بچگیمون

یادش به خیر تو زمان بچگی چقدر از این ترشیجات می خوردیم (لواشک ، قره قوروت ، مخلوط سماق و نمک و...)اونچی که مامانم از آلوچه های حیاطمون لواشک درست می کرد و اون چه که پدر بزرگ مهربونم(خدا بیامرزدش )از مغازه اش برام می فرستاد.

یادمه یه روز پدر بزرگم برام خیلی زیاد لواشک آورده بود من هم همش را فردا بردم مدرسه به عنوان خوراکی دیگه فکر نکردم که تا ظهر نمیشه همش لواشک خورد زنگ تفریح اول وقتی بچه ها دیدند لواشک دارم دورم جمع شدند و من هم به هرکدومشون مقداری دادم خودم هم  یه ذره خوردم زنگ تفریح دوم خیلی گرسنه ام شده بود ولی دیدم چاره ای ندارم جز خوردن لواشک .یکی از بچه ها اومد به من گفت :یه ذره به من میدی؟ به او گفتم تو در عوض چی به من میدی؟ یک لقمه نون پنیر دستش بود گفت : لقمه ام را میدم اونقدر خوشحال شدم که تمام لواشکم را به او دادم و لقمه اش را گرفتم .

باور کنید خوشمزه ترین نون پنیری بود که در عمرم خوردم هنوز مزه اش زیر دندونمه.

حالا بیا بچه خودم ...هر روز براش لقمه میذارم اما ظهر دست نخورده برمی گردونه.

ادامه نوشته

کوکوی مرغ(2)

ترکیبی از نشاسته و گوشت سفید

من قبلا" هم براتون کوکوی مرغ گذاشته بودم اما این دفعه با دفعه قبل کمی متفاوت است .

ادامه نوشته

کیک بن تن

حلول ماه ربیع الاول مبارک باد

من به مناسبت ماه ربیع الاول کیک درست کردم.از روزی که کیک انگری برد را درست کردم  برادر زاده ام دایما" به من میگه :عمه کیک بنتن درست کن ،کیک تام و جری درست کن و ... بیچاره تو عالم بچگی فکر می کنه عمه اش خیلی هنرمنده .من کیک تام و جری را قبلا" درست کرده بودم که عکسش را تو ادامه مطلب گذاشتم .

ادامه نوشته

سالاد فصل(ترشی گوجه)

    ترشی گوجه واقعا" خوشمزه

این سالاد خوشمزه سریع آماده میشه و باید سریع هم اون را استفاده کنیم تا خراب نشه .

ادامه نوشته

رحلت رسول اکرم (ص)،امام حسن مجتبی و امام رضا(ع)

خورشید زسوگ مصطفی می گرید

مهتاب به حال مجتبی می گرید

در مشهد دل چه کربلایی برپاست

قومی به شهادت رضا می گرید

در میان حجره کیست یارب غوغا می کند

شکوه  زیر لب  ز بیرحمی دنیا  می کند

همسرش ازفرط شادی و شعف کف میزند

زین عمل خود رابه عالم خوارو رسوا می کند

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟

بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی ؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم

ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی

کیک عشق و امید من شیما

             زیباترین کیک دنیا

اولین پست رابعد از مدتها با این کیک شروع میکنم انشاالله دیگه وقفه ای توی مطالبم ایجاد نشه.

این همون کیکیه که شیمادختر گلم برای اولین بار و تنهایی درست کرد.(شیما جون دستت درد نکنه)

ادامه نوشته

انگیزه شروع به کار


با سلام خدمت دوستان گلم

امیدوارم همه ی شما عزیزان خوب و خوش و خرم باشید و یلدا بهتون خوش گذشته باشه.(البته با کمی تاخیر )

همانطور که می دونید بیشتر عکسهام پریده بودند و من خیلی ناراحت از این موضوع.چون بیشتر عکسها را پاک کرده بودم و نداشتم ودیگه نمی خواستم ادامه بدم .

اما یکی از دوستان خوب از تمام رسیپیهای من کپی گرفته بود و برایم فرستاد .همین جا از این دوست عزیز بی نهایت تشکر میکنم.من کمی انگیزه پیدا کردم که دوباره تمام عکسهام را آپلود کنم و وبلاگم را راه اندازی کنم.


ولی یک موضوع جالب که انگیزه مرا صد چندان کرد این بود که چند روز پیش وقتی از سر کار اومدم خونه دیدم بوی کیک تمام خونه را پر کرده.(دخترم چون زمان امتحاناتشه زود به خونه اومده بود )

از دخترم پرسیدم : این بو از خونه ما میاد؟

گفت : آره

گفتم : بوی چیه ؟

گفت : بوی کیکه

( از اونجایی که دختر من هیچ کاری تو خونه انجام نمیده و خیلی تنبله ، البته به خاطر درسهاش )حتی یک درصد هم فکر نمی کردم که او کیک درست کرده باشه.با خودم گفتم شاید کیک تی تاپ را داخل مایکروفر گذاشته تا گرم بشه.(کارهای عجیب و غریب زیاد انجام میده تعجب نکنید.)

آشپز خونه هم تر و تمیز بود و هیچ اثری از درست کردن کیک در آن دیده نمی شد .

دوباره سوال کردم: مامان جون بوی کیک از کجاست؟

گفت : من کیک درست کردم .

گفتم : دروغ نگو پس خود کیک کو؟

رفت و کیک را آورد .داشتم از تعجب شاخ در می آوردم یک کیک با پف عالی نشونم داد وقتی خوردم خیلی هم خوشمزه بود (جاتون خالی)

گفتم : مامان جون وسایل را چه جوری پیدا کردی؟

گفت اونقدر گشتم تا پیداشون کردم .

گفتم : دستور کیک را از کجا آوردی ؟

گفت از وبلاگت .

وای وای وای نمیدونید چه ذوقی کرده بودم هم به خاطر اینکه خون خودم تو رگهای دخترم جاریه هم اینکه وبلاگم می تونه یک دفتر آشپزی برای دخترم باشه تا هر زمان که می خواد بدون درد سر از اون استفاده کنه .

به همین خاطر حالا با انگیزه بیشتر این کار را ادامه میدم .امیدوارم شما هم با نظرات خوبتون به من انگیزه بدهید .

امیدوارم شما هم در همه کارهاتون موفق باشید و روز به روز انگیزه تون مثل من بیشتر بشه .


ته چین مرغ

خوشمزه تر از هر ته چینی که تا حالا تجربه کرده اید .


روزی از روزهای خدا مقداری برنج پخته (سفید) در یخچال داشتم حال خوشی نداشتم و مریض بودم

ساعت نزدیک 9 شب بود و من هنوز شام درست نکرده بودم بچه ها گرسنه و خواب آلود بودند از آنجایی که قبلا" بابام مرا قسم داده بود که نگذارم بچه ها سر بی شام زمین بگذارند عذاب وجدان گرفته بودم شدییییییییییدشروع به فکرکردن کردممممم مثل ای کیو سان . ناگهان یاد برنج پخته داخل یخچال افتادم  آشپزیم گل کرد و مریضی را فراموش کردم و نتیجه اش این شد که می بینید.

اما تا رفت غذا آماده بشه بچه ها و بابای بچه ها مرا کشتند اینقدر که گفتند ما خوابمون میاد ولی نگذاشتم بخوابند چون اونجوری دختر گل بابا دیگه حرف بابای نازنینش را رو زمین انداخته بود .

جالب اینجا بود که وقتی غذا آماده شد به اونا گفتم اول صبر کنید من چند تا عکس بگیرم اونوقت مثل گرسنگان اتیوپی کلک اونا بکنید.

حالا گوش کنید آخر قصه را که آخر شب من بیچاره ی مریض اینجوری بودم :و اونا :اینجوری آخه شما بگید این رسم انصافه!!!

ولی ها با تمام این اوضاع و احوال واقعا" اون شب لذت بردم از زندگی....  اول به خاطر اینکه: حرف بابام را گوش کرده بودم ،دوم : با عشق برای نازنینانم غذا درست کرده بودم سوم : به خاطر توانایی و تندرستی که خداوند مهربون به من عطا کرده . خداجون ممنونتم

ادامه نوشته

ناگت مرغ

گلوله های خوشمزه و اشتها آور

من این ناگت ها را از ساناز جون (طعم خوش آشپزی ) یاد گرفتم البته من قبلا" هم ناگت درست می کردم اما به این خوبی نمیشد اینا واقعا" خوشمزه است حتما" امتحان کنید .


ادامه نوشته