سلام بر محرم
با حسین از یا حسین یک نقطه کم دارد ولی
با حسین بودن کجا و یا حسین گفتن کجا
با حسین از یا حسین یک نقطه کم دارد ولی
با حسین بودن کجا و یا حسین گفتن کجا
ﻣﺎ ﺁﺩﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯿﺸﯿﻢ
ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﻋﺸﻘﻤﻮﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯾﻢ ,
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩﻧﺶ ﺩﺍﻏﻮﻧﻤﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨﻪ !
ﺷﮑﺎﮐﻤﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨﻪ ؛
ﺑﺪ ﺩﻝ ﻣﯿﺸﯿﻢ
ﺑﺪ ﺧُﻠﻘﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ
ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﺸﻪ ؛
ﺑﯽ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﯽ ﻣﯿﺸﻪ
ﻗﻬﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺳﺮﺩﺗﺮ ﻣﯿﺸﯿﻢ و
ﺍﯾﻨﺎ ﻫﻤﺶ ﺑﺨﺎﻃﺮِ ﺗﺮﺱِ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﻪ...........
دلــم خـیـلــی بــیــشــتــر از حـجـمــش پـــُر اســت ؛
پــُـر از جــایِ خــالـیِ تـــو
پــُـر از دلــتــنـگی بـرای نگــاهِ تـــو
پــُـر از خــاطـراتِ قــدم زدن
در کـوچــه پــس کــوچـه هـــای شــهـر بـا تــو
پــُـر از حــس پــرواز
پــُـر از تــو . . .. . .

از آن روزي كه دست حضرت قابيل
گشت آلوده به خون حضرت هابيل
از آنروزي كه فرزندان آدم
صدر پيغام آوران باري تعالي
زهر تلخ دشمني در خونشان جوشيد
آدميت مرده بود گرچه آدم زنده بود.
از آن روزي كه يوسف را برادرها به چاه انداختند
وز آن روزي كه با شلاق وخون ديوار چين را ساختند
آدميت مرده بود . بعد از آن دنيا پر از آدم شدو اين آسياب گشت وگشت
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
اي دريغا آدميت بر نگشت.
قرن ما
روزگار مرگ انسانيت است
سينه دنيا زخوبي ها تهي است .
صحبت از پاكي مروت ابلهي است .
من كه از پژمردن يك شاخه گل ،
از نگاه ساكت يك كودك بيمار ،
از فغان يك قناري در قفس ،
از غم يك مرد در زنجير حتي
قاتلي بر دار
اشك در چشمان
وبغضم در گلوست
وندر اين ايام شهدم در پياله
زهر مارم در سبوست ،
مرگ اورا از كجا باور كنم !
صحبت از پژمردن يك برگ نيست ،
واي جنگل را بيابان مي كنند ،
دست خون آلودرا در پيش چشم خلق پنهان مي كنند ؛
هيچ حيواني به حيواني نمي آرد روا
آنچه اين نامردمان با جان انسان ميكنند .
صحبت از پژمردن يك برگ نيست ،
فرض كن مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست ؛
فرض كن يك شاخه گل هم در جهان هرگز نرست ،
فرض كن جنگل بيابان بود از روز نخست.
در كويري سوت و كور،
در ميان مردمي با اين مصيبتها صبور ،
صحبت از مرگ محبت
مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانيت است .
من باران اشکهایم را در ابر چشمانم پنهان میکنم
اما خودم میدانم که هر گاه درون خود را میکاوم
و
آن غم نبودن
تــــوســـت
یادش بخیر ...
واقعا چقدر زود گذشت...
حس عجیبی دارم..
قربون خدا برم...
بعضی وقتا یه اتفاقهایی تو زندگیت می افته که هرگز فکرشم نمی کردی برات پیش بیاد
و البته این یه حسن خوبه که از فردای خودت خبر نداری...
اینجاست که امید نقش اول زندگیت میشه
خدایا تا تو دارم نا امید نمیشم
برای همه چیز ممنونم
خدایا شکرت..
من فهمیده ام در مختصات درد ،
در جایی که سایه ها
نور خورشید را بلعیده اند ،
فقط * خداست * که
چشمهای
مرا بی ریا می بوسد....
کربلا لبریز عطر یاس شد
نوبت جانبازی عباس شد
عین حرف اول عشق
حرف اول عاشورا!
تاسوعا و عاشورای حسینی تسلیت باد.
السلام علی الحسین
وعلى علی بن الحسین
وعلى أولاد الحسین
وعلى أصحاب الحسین
چهار چیز را هیچگاه نشكنید
اعتماد، قول، رابطه و قلب!
زیرا اینها وقتی می شكنند،
صدایی ندارند ولی درد زیادی دارند!
چارلز
سلامی به وسعت اسمانها ....
ای تجلی گاه عشق می خواهم از تو بنویسم ...
از تو که به لطافت گل یاسی، از تو که عشق را برایم معنا کردی،
میخواهم از دل خودم بنویسم...
از دلی که دیوانه وار برایت می تپد...
از دلی که لحظه ای از یادت غافل نیست،
چقدر دوری وقتی در نزدیکیهایم هستی و چقدر نزدیکی وقتی فرسنگها از تو دورم .....
کاش میدانستی لحظه هایم چقدر وجودت را تمنا می کند...
به قـــولِ والت ویتمن
زندگی به من آموخت
بودن با کسانی که دوستشان دارم
از همه چیز با ارزش تر است.
امیدوارم غمهایتان قربانی شادیهایتان گردد.
عید قربان مبارک
تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم
مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را
مبادا گم کنم اهداف زیبا را
مبادا جا بمانم از قطار موهبت هایت
خداوندا مرا مگذار تنها لحظه ای حتی . . .
پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم:
ذکر "لا حول و لا قوه الا بالله"
۹۹درد را شفا می دهد که
کمترین آنها اندوه است.
پرسید:
دوست را چون دوستش داری، نیازش داری؟
یا که چون نیازش داری، دوستش داری؟
گفتمش:
چون دارمش، بی نیازترینم..
هرگز
روزت را با تکه های شکسته ی دیروز
آغاز مکن .
امروز روز دیگریست .
شاد باش !

زندگی را شاید
غنچه تفسیر کند وقت شکفتن به درخت
زندگی را شاید
ماه تعبیر کند در دل شبهای سیاه
زندگی ازنظر من اما
رفتن و آمدن از مدرسه است
پیشه ام کاشتن معرفت است
بردن کودک معصوم به راه فردا
تا بیاموزند علم،رمز و راز دنیا
تا بنمایم صرف ،فعل راه فردا
زندگی یافتن مجهولات است...