پرواز شاهين

پادشاهي دو شاهين كوچك به عنوان هديه دريافت كرد. آنها را به مربي پرندگان دربار سپرد تا براي استفاده در مراسم شكار تربيت كند. يك ماه بعد، مربي نزد پادشاه آمد و گفت كه يكي از شاهين‌ها تربيت شده و آماده شكار است اما نمي‌داند چه اتفاقي براي آن يكي افتاده و از همان روز اول كه آن را روي شاخه‌اي قرار داده تكان نخورده است.

اين موضوع كنجكاوي پادشاه را برانگيخت و دستور داد تا پزشكان و مشاوران دربار، كاري كنند كه شاهين پرواز كند. اما هيچكدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام كنند كه هر كس بتواند شاهين را به پرواز درآورد پاداش خوبي از پادشاه دريافت خواهد كرد. صبح روز بعد پادشاه ديد كه شاهين دوم نيز با چالاكي تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهين را نزد او بياورند.

درباريان كشاورزي متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست كه شاهين را به پرواز درآورد. پادشاه پرسيد: «تو شاهين را به پرواز درآوردي؟ چگونه اين كار را كردي؟ شايد جادوگر هستي؟»

كشاورز كه ترسيده بود گفت: «سرورم، كار ساده‌اي بود، من فقط شاخه‌اي را كه شاهين روي آن نشسته بود بريدم. شاهين فهميد كه بال دارد و شروع به پرواز كرد.»


شرح حكايت

گاهي لازم است براي بالا رفتن، شاخه‌هاي زير پايمان را ببريم (البته شاخه‌هاي زير پاي خودمان، نه زير پاي ديگران!)

چقدر به شاخه‌هاي زير پايتان وابسته هستيد؟ آيا توانايي‌ها و استعدادهايتان را مي‌شناسيد؟ آيا ريسك مي‌كنيد؟

آيا كارمندان خود را مي‌شناسيد؟ آيا تلاش مي‌كنيد استعدادهاي آنان شكوفا شود؟ يا به خاطر ترس از پريدن و پرواز، آنان را به شاخه‌هايي از سازمان وابسته مي‌كنيد؟ آيا بهتر نيست كاركنانتان توانمند و چالاك باشند در عين حال جَلد سازمان؟

آيا نقاط قوت و استعدادهاي سازمان خود را مي‌دانيد؟ آيا به استقبال تهديدها مي‌رويد يا همواره به شكلي محافظه‌كارانه به حفظ وضع موجود مي‌انديشيد؟ در رويارويي با تهديدها و مشكلات است كه سازمان مي‌تواند استعدادها و توانايي‌هاي خود را بروز داده و توسعه دهد.

سازمان مرا ببين



شرح تصوير

هر سازماني علاوه بر ساختار رسمي و از پيش طراحي شده، داراي شبكه‌اي از روابط شخصي و اجتماعي است كه توسط كاركنان آن شكل گرفته است. به اين شبكه، سازمان غير رسمي گفته مي‌شود. سازمان‌هاي غير رسمي ويژگي‌هايي دارند كه متفاوت از ويژگي‌هاي سازمان‌هاي رسمي و ساخت‌يافته است. براي مديريت گروه‌ها و سازمان‌هاي غير رسمي در يك سازمان رسمي، بايد به اين ويژگي‌ها توجه داشت. اين ويژگي‌ها عبارتند از:

- سازمان‌هاي غير رسمي مانند عاملان كنترل اجتماعي عمل مي‌كنند بدين شكل كه فرهنگي توليد مي‌كنند كه دنباله‌روي و انطباق با اعضاي گروه را الزامي مي‌كند.

- روابط انساني حاكم بر سازمان غير رسمي، كاملاً متفاوت از روابط در سازمان رسمي است و فنون متفاوتي براي تحليل آن روابط موردنياز است.

- سيستم رتبه‌بندي و روابط كاملاً جداي از ساختار رسمي است.

- سازمان‌هاي غير رسمي در برابر تغيير مقاومت مي‌كنند.

- گروه غير رسمي سازمان يك رهبر غير رسمي دارد كه لزوماً شخصي نيست كه به عنوان رئيس سازمان منصوب شده است.

از آنجايي كه سازمان‌ها از افراد تشكيل شده‌اند نه خانه‌هاي نمودار سازماني، مديران و طراحان سيستم‌ها نبايد خود را از تحركات سازماني واقعي جدا كنند. مديران بايد از گروه‌هاي اجتماعي سازمان اطلاع داشته باشند و درباره آنها اطلاعات جمع‌آوري كنند و از اين اطلاعات در طراحي سيستم‌ها و برنامه‌ريزي بهره ببرند. مديران بايد به واقعيت‌هاي سازمان توجه كنند.

مشتري خود را بشناسيد

يكي از نمايندگان فروش شركت كوكاكولا، مايوس و نا اميد از خاورميانه بازگشت.

دوستي از وي پرسيد: «چرا در كشورهاي عربي موفق نشدي؟»

وي جواب داد: «هنگامي كه من به آنجا رسيدم مطمئن بودم كه مي توانم موفق شوم و فروش خوبي داشته باشم. اما مشكلي كه داشتم اين بود كه من عربي نمي دانستم. لذا تصميم گرفتم كه پيام خود را از طريق پوستر به آنها انتقال دهم. بنابراين سه پوستر زير را طراحي كردم:

پوستر اول مردي را نشان مي داد كه خسته و كوفته در بيان بيهوش افتاده بود.

پوستر دوم مردي كه در حال نوشيدن كوكا كولا بود را نشان مي داد.

پوستر سوم مردي بسيار سرحال و شاداب را نشان مي داد.

پوستر ها را در همه جا چسباندم.»

دوستش از وي پرسيد: «آيا اين روش به كار آمد؟»

وي جواب داد: «متاسفانه من نمي دانستم عربها از راست به چپ مي خوانند و لذا آنها ابتدا تصوير سوم، سپس دوم و بعد اول را ديدند.»

یادمان باشد که...

http://mj10.persianfun.info/img/92/10/Elham-Bakhsh17/1.jpg

جــــملاتـــــــ الهام بخــــش بـــرای زندگـــــی

 

 

http://mj10.persianfun.info/img/92/10/Elham-Bakhsh17/10.jpg

 

http://mj10.persianfun.info/img/92/10/Elham-Bakhsh17/11.jpg

 

http://mj10.persianfun.info/img/92/10/Elham-Bakhsh17/12.jpg

 

http://mj10.persianfun.info/img/92/10/Elham-Bakhsh17/13.jpg


ادامه نوشته

نقشه پايتخت از گذشته تا كنون

قدیمی‌ترین نقشه ی طهران، دوران فتحعلی شاه قاجار (۱۸۲۶ میلادی)

آفریننده: ناسکوف، افسر ارتش روسیه. تاریخ خلق نقشه: ۱۸۲۶ میلادی (۱۲۰۵ خورشیدی) –

منبع: کتاب اسنادِ تصویری شهرهای ایران. محمد مهریار و همکاران. تهران،

دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۷۸ش. صفحه ۱۴۷


 


نقشه ی دوم طهران، دوران محمد شاه قاجار (۱۸۴۸ میلادی)
خالق نقشه: الیاس بره‌زین – تاریخ خلق نقشه: ۱۲۲۷ خورشیدی (۱۸۴۸ میلادی)



نقشه ی سوم طهران، دوران ناصرالدین شاه قاجار (۱۸۵۸ میلادی)
خالق اثر: آگوست کرشیش – تاریخ چاپ: جمادی‌الاولی ۱۲۷۵ هجری قمری (۱۸۵۸ میلادی، ۱۲۳۷ خورشیدی)




ادامه نوشته

روند تغییرات و محدودیت‌های زنجیره تامین صنعت خودرو

وان مقاله: روند تغییرات و محدودیت‌های زنجیره تامین صنعت خودرو
مولف: حسین عادل نیا نجف آبادی
موضوع: مدیریت زنجیره تامین
سال انتشار(میلادی): 2012
وضعیت: تمام متن
منبع: صنعت خودرو، ویژه نامه زنجیره تأمین ، نسخه شماره 16 - تاریخ 02 /10/ 1388
تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات علمی مدیریت  www.SYSTEM.parsiblog.com   

چکیده: اصلی ترین روند تغییرات در زنجیره تامین خودرو در دهه اخیر، مشتمل بر مواردی چون، ادغام و تصاحب مالکیت شرکت‌ها، برون سپاری، رشد دربخش تامین کنندگان، تقاضای مشتری و بازار پس از فروش است. از طرفی محدودیت‌ها و الزامات پیش روی زنجیره تامین خودرو، در زمینه مشتری، دولت، فناوری، زیست محیطی و اقتصادی آنها را در اتخاذ استراتژی مناسب ترغیب و ملزم نموده است.این مقاله به همت Bordeaux Management School)BEM) بر پایه صنعت خودروی اروپایی ارائه شده است و در آن سعی شده تمام موارد فوق مورد بررسی قرار گیرند.

 

روند زنجیره تامین خودرو

در سراسر دهه اخیر، زنجیره تامین خودرو اروپایی، تغییرات عمده‌ای را در سازمان‌ها، ساخت و تولید و فناوری خود تجربه کرده‌اند. اصلی‌ترین روند تغییرها، در زمینه‌های یکپارچه‌سازی تامین‌کنندگان و خودروسازان، برون سپاری و رشد بخش تامین‌کنندگان، تقاضای مشتری و رشد بازار پس از فروش می‌باشند.

 

ادغام – برنامه

تغییر سریعی، طی چند سال گذشته صنعت خودرو را متحول کرده است و خودروسازان و تامین‌کنندگان آنها را برای توانمندتر کردن هسته‌های مرکزی، کسب تخصص‌ها، افزایش کارایی در فعالیت‌ها، تمرکز بر منابع و کاهش هزینه‌ها تحت فشار قرار داده است. حرکت شرکت‌ها به سوی بزرگ‌تر و قدرتمندتر شدن از طریق ادغام و تصاحب مالکیت آنها، تمام زمینه‌های زنجیره تامین خودرو را طی یکپارچه‌سازی دچار تغییر می‌کند.

تا هنگامی که ادغام‌ها و تصاحب مالکیت‌ها به صورت شکل 1 شود، ادغام سازی مداوم، تغییر مداوم زمین بازی صنعت خودرو را به ویژه در میان تامین‌کنندگان و صنایع وابسته بدنبال داشته است. روند یکپارچه‌سازی، مقیاس فعالیت‌های تجاری شرکت‌ها را تغییر می‌دهد و به آنها کمک می‌کند تا خودشان را برای رقابت‌های داخلی و کسب تخصص و تمرکز منابع توانمند کنند. ادغام سازی، شبکه‌های زنجیره تامین را همانند فرآیندهای مدیریت زنجیره تامین ساده می‌کند. این تسهیل، تمامی اجزاء شبکه مشتمل بربازیگران فرعی صنعت خودرو و مشتریان، بویژه خودروسازان و تامین کنندگان رده بالا که پیمانکاران جزء آنها دائما در حال کاهش است، را در بر می‌گیرد. با دستیابی به این مزیت، شرکت‌ها قادرند بر کاهش هزینه‌ها و افزایش حاشیه سود که تا پیش از این به دلیل رقابت شدید در این صنعت کم بوده، مدیریت داشته باشند.

همانند خودروسازان که نفوذ خود را در بازارهای جدید و جهانی گسترش داده‌اند، تامین کنندگان رده اول نیز مجبورند گسترش یابند و یا این که توانایی تعقیب مشتریان خودروسازان را در خود ایجاد کنند. تمام این فاکتورها، اهرم فشاری بر تامین‌کنندگان خودرو است که آنها بازیگران بزرگ‌تر با قابلیت‌های متنوع‌تر شوند و از ادغام و تصاحب مالکیت‌ها برای رسیدن به تخصص‌های مورد نیاز برای حفظ بقا در میدان بازی استفاده کنند.

در سطح دومین رده تامین‌کنندگان، تغییر در اندازه و مقیاس ادامه می‌یابد. از آن جا که تامین‌کنندگان رده دوم شرکت‌های منطقه‌ای تامین‌کننده انواع اجناس و محصولات هستند، گستردگی جغرافیایی مطلوب و اندازه اقتصادی اصلی‌ترین محرک‌ها برای ادغام‌ها و تصاحب مالکیت‌ها در میان شرکت‌ها است. تامین‌کنندگان رده دوم، برای کسب توانائی‌های طراحی و مهندسی طی قراردادهایشان با شرکت‌های خودرساز تلاش مجدانه‌ای می‌کنند. آنها این کار را برای جلوگیری از کهنگی و منسوخ شدن سازمان خود انجام می‌دهند. تامین‌کنندگان رده دوم با یک دیدگاه عقلانی در تلاشند که نه تنها از طریق اخذ طرح و ساخت ساده یا مونتاژ، بلکه از طریق فعالیت طراحی و مهندسی ایجاد ارزش کنند. در عین حال، خودروساز فعالیت‌هایی را برای ارزش آفرینی به تامین‌کنندگان واگذار می‌کند که تامین‌کنندگان مسؤلیت مشارکت در ریسک سرمایه گذاری در تکنولوژی‌های نوین آن را پذیرا هستند.

 

رابطه نزدیک بین خودروسازان و تامین کنندگان آنها – منبع

علیرغم این که دانسته‌های ما در مورد خودروسازها زیاد است، راجع به تامین‌کنندگان آنها که بیش از دو یا سه مجموعه از خودرو (قطعات روی هم سوار شده خودرو) را به خودروساز برای مونتاژ نهایی آماده می‌کنند، کمتر آشنایی داریم. مجموعه قطعه‌سازان بسیاری از شرکت‌ها با روابط مختلف با خودروسازان و مجموعه سازان محصول نهایی از شرکت‌های پیمانکاران فرعی و شرکت‌های تابعه پیمانکاران را شامل می‌شوند. هنگامی که تامین‌کنندگان رده اول، برای ساخت مجموعه‌ای خاص متمرکز می‌شوند، هر یک از این مجموعه‌ها توسط تامین‌کنندگان رده دوم یا سوم تامین می‌گردد. خودروسازان تقریبا تمام مجموعه‌های خودرو را از بیرون خود تامین می‌کنند. فعالیت اصلی آنها مونتاژ است، که حرکت آن از ورق شکل داده شده برای مونتاژ بدنه آغاز و تا رنگ آمیزی و مونتاژ ادامه می‌یابد.

بر اساس منابع تامین موجود خودروساز، قراردادهای بازرگانی شرکت با تامین‌کنندگان از طریق یک شرکت پیمانکار فرعی، منعقد و نگهداری می‌شود. این شرکت‌های پیمانکار فرعی بدنبال خرید مجموعه‌ها از سایر شرکت‌ها می‌باشند. به دلیل تفاوت وضعیت از یک شرکت به شرکت دیگردر برخی موارد برای تامین تا سه سطح پیمانکاری وجود دارد. برخی تامین‌کنندگان رده اول فقط مونتاژ می‌کنند، به طوری که تمام قطعات برای استفاده را خریداری می‌کنند. در اینجا یک جریان منظم شبکه بین شرکت پیمانکار و دیگر شرکت‌ها برقرار است. قراردادهای این شرکت‌ها با خودروسازان است. یک شرکت تامین‌کننده رده اول، همانند حلقه زنجیر بین خودروساز و شرکت‌های گوناگون عمل می‌کند، به گونه‌ای که جریان یکنواخت مواد برای تغذیه خط مونتاژ و رسیدگی‌های انتقال مجموعه‌ها به کارخانه مونتاژ را تضمین می‌کند.

به عنوان مثال، کارخانه فولکس‌واگن در شهر پالملای پرتغال است و تعدادی دیگر از شرکت‌هایش که انواع خدمات نگهداری و همکاری در فروش و خدمات رنگ ارائه می‌کنند در همان محل هستند. شرکت‌ها از آغاز با این طرح سازمانی برپا شده‌اند. اهداف فولکس‌واگن رسیدن به کیفیت فنی بهتر در محصول طی تخصصی کردن موضوع بوده است. داشتن تامین‌کنندگان در مجاورت خود اجازه کنترل بیشتری روی محصولات سازمانی و کیفیت آنها داشته است. ارتباط بین انواع هزینه‌ها نیز در این بین قابل توجه است. در مبحث سنجه‌های عملکرد مشاهده می‌شود که دوره تامین کالا، در تامین‌کنندگان از خودروسازان کمتر است. زیرا تامین‌کنندگان برای تحویل به موقع، از سوی مشتریان، تحت فشار هستند.

چون بهره‌وری ارزش افزوده معمولا در تامین‌کنندگان کمتر از خودروسازان است، لذا دستمزدها در تامین‌کنندگان کمتر از خودروسازان است. از این‌رو می‌توان گفت، هزینه نیروی کار، دلیل خودروسازان و تامین‌کنندگان رده بالاتر آنها برای برون سپاری فعالیت‌های آنها است. به گونه مشابه، با توجه به این که دستمزدها در خودروسازان و تامین‌کنندگان رده اول از پیمانکاران رده‌های پایین‌تر بیشتر است، از این رو بهره‌وری ارزش افزوده نیز در خودروسازان و رده اول‌ها بیشتر است. در مبحث اندازه‌گیری‌ها، تفصیل بیشتری از این مطالب وجود دارد. 

نزدیکی روابط بین تامین‌کنندگان – منبع

به موازات مسؤلیت تامین و افزایش سطح دانش طراحی، مسؤلیت تحویل به موقع محصولات پیچیده تر در سطح قیمت ثابت مطرح می‌گردد. برای دستیابی به این هدف، شرکت‌های رده اول، تامین‌کنندگان خود را برای اجرای دقیق تحویل، مطابق برنامه زمان‌بندی تحت فشار قرار می‌دهند.

افزایش فشار بر تامین‌کنندگان رده‌های پایین‌تر به صورت استقرار و به‌کارگیری EDI است.این فشار(یا حداقل فوریت) بین تامین‌کنندگان رده اول و دوم بیشترین است. اما گسترش EDI در سطح تمام زنجیره تامین نیاز است که برای تسری آن، این کار از طریق اعمال فشار زیاد به تامین‌کنندگان کوچکتر انجام می‌شود. تامین‌کنندگان رده اول گستره وسیعی از تبادل اطلاعات را خواستارند، که بخش اعظم این اطلاعات، استاندارد و مفید فایده برای بخش عمده پیش بینی‌ها و بخش کمی نیز اطلاعات ساختار نیافته و دارای قابلیت کمتر برای پیش‌بینی‌ها می‌باشند. در واقع، شرکت‌های رده اول آن چنان که با آنها رفتار می‌شود، با دیگران رفتار می‌کنند. این در حالی است که بسیاری از شرکت‌های رده دوم و پایین تر نسبتا کوچک هستند و خبرگی‌های فنی و یا منابع اجرای سیستم‌های پیچیده را ندارند. 

 

ادامه نوشته

مديريت سبز

بهره وری سبز ، به کارگیری تکنولوژی های مناسب و تکنیک های مدیریتی صحیح در راستای تولید کالاها و خدمات سازگار با محیط زیست و در جهت افزایش بهره وری و سوددهی است. در همین راستا بهره وری سبز از دو اصل بهره وری و محیط زیست حاصل شده است. اصل پاسخگویی زیست محیطی مسئولیت پذیری را ایجاد نموده است تا مسئولیت اصلاح خسارات وارده زیست محیطی بر گردن آلوده کننده باشد.

پاسخگویی ، اصل راهنمایی است که به مسئولیت پذیری در قبال اقداماتی که در جهت توسعه صورت می گیرند ، تاکید دارد. این اصل نیاز کسب و کار را به پاسخگو بودن در مقابل ذی نفعان مختلف ، مقرر می دارد. واحدهای کاری به واسطه قانون ، در مقابل قانون گذاران پاسخگو هستند. با این وجود ، سایر ذی نفعان چون عرضه کنندگان ، مشتریان ، مصرف کنندگان و عموم مردم ، به طور فزآینده خواهان پاسخگویی در مقابل اقدامات و تاثیراتی هستند که فعالیت های واحد کاری به جای می گذارد.

اصل پاسخگویی در قبال محیط زیست و جامعه از یک سو از سازمان آلوده کننده می خواهد که نسبت به آلودگی ایجاد شده احساس مسئولیت کند و همچنین جلوگیری از منشا آلودگی را با رویکرد آینده گرا مورد حمایت قرار می دهد.

این روش ، نوعا در موقعیت هایی قابلیت به کارگیری دارد ، که تاثیر یک واقعه ، طولانی مدت و غیر قابل برگشت است. پیشگیری از آلودگی ، تولید پاکتر و کاهش منابع ورودی سازمان ، اصل دیگر بهره وری سبز ، اصل بهره وری و سوددهی است. در این اصل ، منافع در شرایط رقابت پذیر و مورد نظر است. همگی براساس اصل حفاظت از محیط زیست بنا شده اند. در رویکرد بهره وری سبز ، سوددهی پایه و اساس هر کسب و کاری است ، اما سوددهی از طریق صرفه جویی در مواد اولیه مورد تاکید قرار می گیرد. این امر با تمرین اثربخشی منابع ، بهره وری ، کیفیت و فروش ، ارتقاء یافته و محقق می گردد. (Green Productivity) (GP) اهمیت این اصل را تصدیق می کند که فعالیت های اقتصادی به هر شکلی که باشند ، بایستی پایدار و سودده باشند. منافع رقابتی که خواهان جایگاهی در بازار و حفظ آن است جز الزامات کسب و کار است. اما این اصل ، رقابت در قیمت گذاری ، کیفیت و دوستی با محیط زیست را مورد حمایت قرار می دهد.

بهره وری سبز همبستگی و یکپارچگی ارتقای بهره وری با رویکرد محیط زیست را با ایجاد فرصت های شغلی جدیدی خلق خواهند نمود تا منافع رقابتی را در بازاری که تمرکز آن بر کیفیت است ، تامین می کند. مدیریت در دو سطح دارای اهمیت است. یکی تعهد مدیریت ارشد است زیرا اوست که برای سازمان ، اولویتها را مشخص می کند ، منابع را اختصاص می دهد و کارکنان را دارای انگیزه و تشویق می کند. پیش شرط آن که GP با موفقیت در کسب و کار پذیرفته شود ، تعهد مدیریت ارشد نسبت به پذیرش این رویکرد سبز است. سطح دوم ، مشارکت کارکنان از اعمال GP است. بدون مشارکت و تعهد کارکنان صنف ، اجرای موثر GP ممکن نخواهد بود.

هدف GP تضمین حفاظت از محیط زیست و در عین حال ، سودده نمودن کسب و کار است. نه حفظ محیط زیست توسعه هیچ یک ، نمی توانند به قیمت از دست دادن دیگری محقق گردند.

GP تصدیق می کند که محیط زیست و توسعه ، دو روی یک سکه اند. با بسط این شناخت ، مفهوم GP نشان می دهد که برای آن که هر استراتژی توسعه ای پایدار باشد ، نیاز به تمرکز بر کیفیت ، سوددهی و محیط زیست – که تمرکز سه گانه GP خوانده می شود – وجود دارد.

کیفیت به کمک صدای مشتری ، هم در مورد کالاها و هم در مورد خدمات القا می شود. محیط بر روی تضمین کیفیت از طریق افزایش مصرف مواد جدیدتر و ایمن تر ، افزایش فرآیند گرایی و اثربخشی تولید و بهبود شرایط کاری ، شکل می گیرد.

هدف محیط همچنین این است که عملکرد و ارزش بیشتری را از طریق مصرف کمتر منابع شامل انرژی و ایجاد ضایعات کمتر ، در اختیار مصرف کننده گذارد. خصوصا فعالیتها و به استفاده موثرتر و دائمی تر مواد و انرژی منجر می گردد. (بازده بیشتر با ورودی کمتر)

این امر ، هم در مورد محیط زیست و هم در مورد کسب و کار ، منطقی به نظر می رسد. چون منابع طبیعی حفاظت شده اند و به موجب آن ، تخریب محیط زیست کاهش می یابد. کاهش تعداد مواد و انرژی مورد استفاده برای تولید کالاها و خدمات یا عرضه آنها ، می تواند مستقیما از هزینه کسب و کار کاسته و به موجب آن سوددهی تضمین می گردد. صرفه جویی ها ممکن است ناشی از تولید کمتر ، بنابراین ، GP در جهت دستیابی به سطح بهره وری بالاتر برای برآوردن نیازهای جامعه و حفاظت و توسعه محیط زیست ، هم در منطقه و هم در جهان با تمرکز بر کیفیت ، محیط و بهره وری تلاش می کند. هزینه های زباله کمتر و یا تعهدات زیست محیطی بالقوه باش

مديريت در اسلام

مقدمه :
دین اسلام زمانی دین اصلی و مهم، و دین اکثریت مردم قسمتی از جهان بود که بیش از نصف جهان متمدن در سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا را تشکیل می داد.  با گسترش زندگی ماشینی و متحول شدن کشورهای صنعتی و بعد از آن بسیاری از کشورهای جهان سوم در آسیا و آفریقا و گذشت زمان، بسیاری از اصول اعتقادی، انسانی و اخلاقی از روابط بین افراد، روابط تجاری و سازمانی فاصله گرفت و شاهد آن هستیم که شرایط ناشی از بی تفاوتی حاکم بر جهان مادی باعث بروز جنگ و خشونت در اقصی نقاط جهان گردیده.
همچنین عدم پایبندی به اصول اخلاقی هم باعث بروز تضادهای اجتماعی گردیده، از هم گسیختن بنیاد خانواده، گسترش روزافزون استفاده از مواد مخدر، استفاده ابزاری از زن در جوامع صنعتی، از دیگر آثار بی توجهی به اصول اساسی ادیان الهی می باشد.
تمام مسائلی که در بالا به آنها اشاره شد باعث بروز نگرانی اندیشمندان این جوامع گردیده و آنها را به حل این مشکلات واداشته است. یکی از مهمترین مولفه های بوجود آورنده این مشکلات دیدگاه مدیران غربی می باشد که فقط بدنبال کسب منافع بیشتر بدون در نظر گرفتن مسائل اجتماعی و اخلاقی هستند. در همین زمان با توجه به گسترش شبکه های ارتباط جمعی و آشنائی سایر ملل با دین اسلام، بویژه اصول اولیه و بنیادین این دین باعث جذب و گسترش روز افزون اسلام بعنوان یک دین جامع و در بر گیرنده همه مسائل اجتماعی در اقصی نقاط جهان گردیده است و در حال حاضر یکی از مهمترین موضوعاتی که ذهن اندیشمندان و پژوهشگران بدان معطوف گردیده مدیریت از دیدگاه اسلام میباشد.

مدیریت اسلامی :
اگر بخواهیم تعریفی از مدیریت اسلامی داشته باشیم میتوانیم بگوئیم :
"شیوه به کار گیری منابع انسانی و امکانات مادی، بر گرفته از آموزه های اسلامی برای نیل به اهداف متاثر از نظام ارزشی اسلام است."  از مهمترین آموزه های اسلامی که به آنها در حدیث ثقلین همه اشاره کرد :
پیامبر اسلام که خود الگوی تمام مسلمین در همه زمینه ها می باشند در حدیثی به معرفی الگوهای پس از خود برای مسلمین می پردازند.
(انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض)
همانا در بین شما مسلمانان دو چیز گرانبها گذاشتم. کتاب خدا قرآن و اهل بیتم. پس همانا این دو جدا نمی شوند تا اینکه بر حوض وارد شوند.
با توجه به این توضیحات می توانیم بگوئیم که در تمام مراحل تصمیم گیری و اجرای تصمیمات باید اصول اعتقادی اسلام  را در نظر گرفت و از تعالیم اسلامی از قبیل قرآن کریم بعنوان یک کتاب آسمانی انسان ساز و همچنین احادیث و روایت موجود از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) استفاده نمود و در حقیقت به علم مدیریت ارزش اسلامی را می افزائیم و مدیریت اسلامی را استخراج میکنیم. 

 

اگر بخواهیم تعریف کاملتری از دیدگاه اندیشمندان اسلامی داشته باشیم چنین تعبیری را میتوان بیان کرد :
"مدیریت اسلامی را در منابع اسلامی (قرآن و سنت) مورد بررسی قرار داده، آیات یا احادیثی را که سخن به صراحت یا اشارت درباره آنها دارد استخراج و جمع آوری کنیم و مضامین آنها را به عنوان پاسخهائی مطرح شده در علم مدیریت تلقی نمائیم و ضمناً سیره امامان معصوم (ع) را نیز به عنوان سنت عملی مورد توجه قرار دهیم و بدین ترتیب، مطالب بدست آمده بعنوان راه حلهای ارائه شده از طریق دین برای مسائل مدیریت، تنظیم و تدوین گردد و به عنوان مدیریت اسلامی عرضه شود."

تفاوت مدیریت اسلامی و غیر اسلامی :
برای درک بهتر وجه تمایز مدیریت اسلامی باید تفاوت این سبک مدیریتی را با سایر سبکها مورد بررسی قرار داد. نگرش مکاتب به مسائل مختلف مبنای بسیاری از رفتارها در جامعه می شود از این رو نگرش مکتب اسلام هم بر تمام امور اطراف خود اثر گذار خواهد بود. یکی از نگرشهای که دین اسلام را به نوعی از سایر ادیان متفاوت ساخته نگرش این دین به دنیا و آخرت است.
در اسلام تفکیکی بین دنیا و آخرت صورت نگرفته است و آخرت ادامه حیات دنیوی محسوب می شود لیکن اصالت دادن به دنیا و محبوب و مقدم داشتن آن مذموم شمرده می شود.  بر این اساس هر نوع فعالیت دنیوی با نیت اخروی، عبادت بوده و در انسان مسلمان برای تلاش و اصلاح امور دنیوی و خدمت به بندگان خدا یک تعهد محسوب میشود. ولی در مدیریت در سایر مکاتب چون مدیریت به دنبال سو حداکثر است و سعادت را در مادیات و در دنیا جستجو می کند و به پایان کار (آخرت) اعتقادی ندارد.
پس میتوان عمده تفاوت بین مکتب مدیریت اسلامی با سایر مکاتب را نگرش هر یک به دنیا و آخرت بیان نمود. توجه به آخرت در این مکتب ایجاد تعهد در مدیریت را در پی دارد و این احساس تعهد باعث میشود تا بسیاری از نگرشهائی که باعث تزلزل در مسائل اجتماعی جوامع امروزی شده از بینش مدیران خارج شود و ارزش به انسان و روابط انسانی باعث رشد و تعالی جوامع گردد. ولی نبود تعهد و بی اعتقادی به آخرت باعث توجه به دنیا و مادیات شده و جو بی تفاوتی را ایجاد میکند که بسیاری از مشکلات ناشی از آن در کشورهای صنعتی و بویژه غربی قابل مشاهده و بررسی  است

اخلاق مدیران در اسلام :
نقش اخلاق در مدیریت اسلامی بسیار مهم است زیرا اخلاق مدیران در مدیرت اسلامی باید مبتنی بر معیارهای اخلاقی اسلام باشد و از مهمترین الگوهای فردی که میتوان نام برد و معیارهای اخلاقی آنها را مورد بررسی قرار داد پیامبر اسلام (ص) و امیرالمومنین علی (ع) می باشند. بطوریکه در قرآن کریم نیز زیبائی اخلاقی پیامبر نور و رحمت را می ستاید و ایشان را به عنوان برترین الگو برای انسانهای اهل کمال و سعادت معرفی می کند، لذا در خصوص ارتباط اخلاق با عملکرد و منش مدیران در جامعه اسلامی حساسیت زیادی وجود دارد.
مدیری که با اخلاق و با روح توکل برخدا و اعتقاد بر قدرت بی نهایت الهی تربیت یافته است هنگام بروز خطرها و بحرانها خود را نمی بازد و متانت و آرامش خود را از دست نمی دهد و طبعاً چنین مدیری تصمیمهای عاقلانه تر و سنجیده تر اتخاذ می کند و بهتر می تواند روحیه کارمندان و زیر دستان را تقویت کند و ایشان را به فرجام نیک امیدوار ساخته از یاس و نا امیدی و خودباختگی نجات دهد. و نیز چنین مدیری تحت تاثیر چرب زبانیها و تملق گوییها قرار نمی گیرد و در دام حیله های سود پرستان مکار نمی افتد، و از سوی دیگر با رفتار متواضعانه و فروتنانه و با دلسوزیها و مهربانیهای مخلصانه علاقه کارمندان را جلب کند و در نتیجه بازده کار افزایش می یابد بدون اینکه نسبت به کسی ستمی روا داشته باشد. مدیر در اسلام باید دارای صفات و ویژگی هایی باشد که از مهمترین آنها اخلاق اسلامی است. علم اخلاق، علم معاشرت با خلق است. در این علم انسان رذائل و فضائل اخلاقی خوب و بد را شناسایی می کند و در زندگی خویش به کار می گیرد.  اخلاق مدیر تحت سه عنوان مورد بررسی قرار می گیرد:
1- اخلاق فردی مدیر که از آن جمله به امانت داری، حسن خلق، کظم غیظ، عشق به کار، صبر،کنترل نفس و ... می توان اشاره کرد.

2- اخلاق اجتماعی مدیر که در این عنوان به موارد زیر اشاره می شود: پرهیز از استبداد، ساده زیستی و عدم رفاه طلبی، مبارزه با فرهنگ تملق، مدارا و قاطعیت، مشورت و ... این صفات و ویژگی ها مربوط به روابط بین فرد و جامعه ای است که با آن سروکار دارد.

3- اخلاق دینی مدیر که شامل ایثار، تقوا، ایمان به خدا، اخلاص و ... می باشد. این ویژگی ها در عملکرد مدیر بسیار مؤثر است.

 

همانطور که بیان شد اخلاق یکی از مهمترین ویژگیهای مدیران اسلامی است و مدیران با صفات اخلاقی اسلام میتوانند سازمان تحت فرماندهی خو را به سمت تعالی و پیشرفت به حرکت درآورند و در ضمن محیط را برای پرورش مدیران با همان دیدگاه و اندیشه نیز مهیا می کنند و بدین ترتیب اخلاق اسلامی در میان افراد یک سازمان نهادینه می شود و این افراد که خود قسمتی از جامعه را تشکیل میدهند بعنوان عوامل ترویج دهنده معیارهای اخلاقی اسلام در جامعه مطرح می شوند.

 

مقایسه مدیران در مکتب اسلام و سایر مکاتب : مدیریت یکی از رشته های علوم انسانی است و محور آن انسان است و به همین دلیل در رشته مدیریت نیاز خاصی به شناخت انسان می باشد، یکی از مباحثی که ما در مبحث اخلاق مدیران  به آن اشاره کردیم مبحث ((ارزشهای انسانی)) بود. بسادگی می توان دریافت که عمده تفاوت بین مدیران در مکتب اسلام و سایر مکاتب دیدگاه آنها به جایگاه انسان و ارزشهای انسانی است. مدیریت در مکتب اسلام بر مبنای عمل به حق می باشد و مدیران در این مکتب با در نظر گرفتن آخرت و همچنین ارزشهای الهی و انسانی استراتژی های خود را ترسیم می کنند و نمی توانند از هر وسیله برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند و در حقیقت ارزشهای الهی و انسانی جهت دهنده مدیران اسلامی هستند. مدیران اسلامی باید در همه حال مساوات و عدالت را رعایت کنند و بر هوای نفس خود تسلط داشته باشند. و باید بخاطر بسپارند، مسئولیت و پست و مقامی راه که در اختیار دارند امانت الهی است و باید همچون امانتداری صادق و امین از هر آلودگی و گناهی از آن حفاظت کنند و در همه احوال در اعمال شیوه مدیریت به امیرالمومنین علی (ع) اقتدا کنند. مدیریت در سایر مکاتب بر مبنای تصمیم گیری و مدیریت، سود و زیان است. دیدگاه این مکاتب تجارت مآبانه، از اسنان آغاز شده و مهمترین وظیفه اش استمرار حیات برای کسب مال بیشتر و رفاه افزونتر است و در این مکاتب ارکان و اجزای مدیریت سود آوری است و در راه کسب این هدف، انسان، جامعه، مشتری و ارزشهای الهی و انسانی می تواند در مقطعی هدف یا ابزار یا عاملی حاشیه ای قلمداد گردند.
در مکاتب غربی دیدگاه آنها استفاده حداکثر از انسان است و تفسیرشان از مدیریت در چهارچوب ماده و خارج از معنویات و الهیات است ولی در مدیریت اسلامی با تئوری کمال و سعادت انسانی روبرو هستیم و از همه مهمتر ((تولید)) و ((تعالی)) مکمل یکدیگر هستند. 
و در مدیریت اسلامی هدف اصلی تکامل یافتن انسان است و استفاده صحیح از انسان بطوریکه ارزشهای انسانی در سرلوحه تصمیم گیری مدیران قرار دارد.
یکی دیگر از تفاوتهای مدیریت اسلامی با سایر مکاتب مدیریتی در تاثیری گذاری مدیریت بر اعتقادات مردم می باشد. اگر در مدیریت اسلامی مدیریت خوب صورت نپذیرد آفات جبران ناپذیری به ریشه های دینی و اعتقادات مردم خواهد زد و دلیلش این است که مدیریت اسلامی آمیخته با اصول دین است و بر عکس اگر مدیریت خوب اعمال شود می تواند باعث جذب افراد شود ولی در مکاتب دیگر اینطور نیست زیرا اصول مدیریت عموماً بر پایه اعتقادات مردم نیست و دیدگاه مدیران به مدیریت از ناحیه شخصی است لذا مدیریت آنها بر عقاید افراد جامعه تاثیری ندارد و در حقیقت نوعی بی تفاوتی در قبال دیدگاه مدیران و عملکردشان در میان مردم وجود دارد و تنها نگرش و کنترل سطحی از سوی جامعه بر مدیران حاکم است.
 

نگاهی بر مدیریت نبوی و مدیریت علوی :
در نگاه نبوی مدیریت امانت است و باید به مثابه امانت از آن نگهداری کرد نه اینکه مدیریت به ابزاری برای کسب اهداف مدیر تبدیل شود، لباس مدیریت را باید به اهل آن پوشاند و به افراد ناشایست و بدون اهلیت نباید مدیریت سپرد. طبق سیره نبی اکرم (ص) مدیر باید توانایی، کفایت و شایستگی لازم را داشته باشد، علاوه بر آن از دانش و آگاهی کافی برخوردار باشد، پیغمبر(ص) بارها تاکید کرده کسی که بدون علم عمل کند و آگاهی نسبت به کار نداشته باشد، فساد مدیریتی او از کارهای اصلاحی و ساماندهی‌اش بیشتر خواهد بود.
بدون تردید چگونگی روابط انسانی در مدیریت، تابع نوع نگرش به انسان است. در مکتب اسلام که بیش از تمام مکاتب بر ارزش انسان و رشد و تعالی مادی و معنوی او، تاکید گردیده در قلمرو مدیریت نیز توجه کافی به انسان و ابعاد بالاترین اهداف به شمار می آید. لذا بدیهی است روابط انسانی در مدیریت نیز مورد توجه بوده است. پیامبر اسلام (ص) در حدیثی مدیر را نیازمند سه ویژگی می داند: 
1- تقوا، که او را به خدا متصل نماید و از موج های شیطانی بر خاسته از هواهای نفسانی دور نماید.
2- سعه صدر که زمینه ظرفیت روحی و روانی او را ارتقا بخشد.
3- مهارتهای ارتباطی که بتواند همکارانش را همچون پدری مهربان در زیر چتر محبت خویش قرار بدهد.
پیامبر گرامی اسلام (ص) یکی از مدیران موفق تاریخ است، ایشان توانست از مردمی عقب مانده و نیمه وحشی، بهترین انسانها را بسازد و بهترین جامعه را به وجود آورد و زیباترین شهر را به عنوان الگو به بشریت ارائه کند.  علت موفقیت ایشان در مدیریت جامعه آن زمان چه بوده است ؟ قطعاً استفاده از فرامین و دستورهای قرآن کریم ایشان را در اهدافشان به موفقیت رسانده است.
یکی دیگر از دیدگاههای مدیریتی در مدیریت اسلامی، مدیریت علوی میباشد که در امتداد و ادامه را مدیریت نبوی می باشد حضرت علی (ع) در مدیریت خود علاوه بر دستورات قرآن کریم  از دیدگاههای پیامبر اسلام (ص) هم بهره می بردند. یکی از منابعی که سرشار از مباحث مدیریتی است نهج البلاغه میباشد که بررسی و مطالعه آن به مدیران توصیه می شود.
یکی از مهمترین صفات مدیر از نظر حضرت علی (ع) شرح صدر میباشد که در این مورد فرموده اند : " آله الریاسه سعه الصدر"  مهم ترین وسیله لازم برای مدیریت داشتن سعه صدر و سینه ای گشاده می باشد.
 یکی از کاملترین دستورات مدیریتی حضرت علی (ع) فرمایشات ایشان در زمان انتصاب مالک اشتر به ولایت مصر بود که طى آن وظایف یک مدیر را براى ایجاد محیطى سالم کاملا مشخص فرمودند که رعایت اصول آن مى‌تواند در تمامى زمان‌ها ایجاد بهداشت روانى یا “بهره‌وری”‌ مفید را در پى داشته باشد. از مهمترین نکاتی که می توان نام برد :
1- ارزشیابى موقعیت حال و گذشته.
2- توجه به نظرات افراد تحت نظارت.
3- توجه به قضاوت‌هاى افراد تحت نظارت.
4- خودسازى و جهاد اکبر.
5- عشق و محبت و رافت بر افراد تحت نظارت.
6- عدم ترور شخصیت و انتقام‌جویى از افراد تحت نظارت.
7- داشتن گذشت و اغماض و تعامل.
8- توجه به حق تعالى در کلیه لحظات.
9- عطوفت با افراد تحت نظارت.
10- تصمیم‌گیرى با تعمق.
11- نفى شیوه دیکتاتوری.
12- انتقادپذیرى و عدم خودبزرگ‌بینی.
13- عدل و داد و میانه‌روى در امور.

در مدیریت اسلامی ، مدیریت تنها با اتخاذ تصمیم پایان نمی‌پذیرد بلکه پس از اتخاذ تصمیم باید به خدا توکل کرد و از درگاه لایزال الهی مدد خواست و امور خویش را بدو واگذار نمود.
همانطور که در مدیریت نبوی و مدیریت علوی بیان نمودیم توجه به آخرت و توکل بر نیروی بی کران الهی مبنای اصلی همه تصمیم گیرها در مدیریت اسلامی میباشد و بدون توجه به ارزشهای الهی و ارزشهای انسانی مدیریت در اسلام هیچ معنای ندارد و فقط دیدگاه معنوی و غیر مادی این مکتب است که آن را از سایر مکاتب مدیریت متمایز و مورد توجه قرار داده است.

نتیجه :
یکی از راهکارهای اساسی برای خروج از بسیاری از بحرانهای جهانی توجه به مدیریت اسلامی و مطالعه و بکارگیری تئوریها و اصول این مکتب می باشد. ارزش علم مدیریت با هدف و جهتی که در آن بکار گرفته می شود تعیین میگردد با توجه به اینکه مدیریت اسلامی بر اساس معنویات و فرهنگ بنا شده است و هدف آن آخرت گرائی است یعنی قرار دادن امکانات دنیوی در جهت آخرت، افراد جامعه می توانند به قرب الهی دست یابند و تاثیر آن بر تمام امور اجتماعی در کوتاه زمان مشهود خواهد بود. بطور خلاصه می توان گفت که اسلام در تمام شئون زندگی انسان از جمله مدیریت خرد وکلان، رهبری جامعه، روابط بین الملل و قوانین اجتماعی سخن دارد و بکار گیری آنها تعالی انسان را در پی خواهد داشت.

 

منابع :          

1- اسلام چگونه کسترش یافت – دکتر رضا دهقانی سایت : سازمان تبیغات اسلامی
2- مدیریت در اسلام، قم : 1384 پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ص11
3- مجموعه آثار – مرحوم دکتر علی شریعتی
4- پیش نیازهای مدیریت اسلامی – مدیریت اسلامی چیست؟ - سایت آفتاب
5- ماهنامه اندیشه – رضا حق پناه س7 ش2 1380
6-بحار الانوار – علامه محمدباقر مجلسی – ج23 ص 108
7- مقاله : روابط انسانی در مدیریت از منظر اسلام – روزنامه مردم سالاری ش1802
8- سخنرانیهای پیش از خطبه های نمازجمعه تهران – حجت السلام تقوی رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه سراسر کشور

تعريف بازاريابي

تعریف مناسب برای بازاریابی نباید محدود به محصولات و خدمات باشد. این تعریف باید سازمان ها ، مردم ، مکان های فیزیکی و افکار و عقاید را نیز در بر بگیرد .

یک سازمان با ارضای نیاز مشتریان قادر است به هدف های خود دست یابد . بازاریابی">بازاریابی ، تنها به مفهوم گسترش تقاضا برای محصول نیست.  طبیعت اجتماعی آن از قبیل اعتبار ، سلامت و امنیت محصولات نیز باید خود را در تعریف بازاریابی نشان دهد .

یک سازمان ، همان گونه که از خود در مورد آنکه آیا می توان محصولی را بفروشد سؤال می کند ، باید در این باره که آیا باید آن محصول یا خدمت را بفروشد نیز سؤال کند.

تعریف گسترده تری که انجمن بازاریابی آمریکا در سال 1985 از مفهوم بازاریابی ارائه داد و جایگزین تعریف کلاسیک سال 1960 شد بصورت زیر است :

" بازاریابی ، فرآیند برنامه ریزی و اجرایی کردن مفاهیم قیمت گذاری ، ارتقا و توزیع افکار و عقاید ، محصولات و خدمات است ، به گونه ای که از طریق مبادله آنها سازمانها و افراد به اهدافشان دسترسی پیدا می کنند."

امروزه سه رویداد موجب آفزایش نیاز به اطلاعات بازار شده است :

• حرکت از بازار محلی و ملی به سمت بازار جهانی ؛ زیرا شرکت ها دامنه جغرافیایی فعالیت های خود را افزایش داده اند و از این رو مدیران آنها به اطلاعات وسیعتری نیاز دارند .

• حرکت از نیازها به سمت خواسته های مشتری ؛ قدرت خرید در حال افزایش است و مشتریان دقت بیشتری در انتخاب محصولات مورد نیاز خود به خرج می دهند .

• حرکت از رقبا برروی قیمت به سمت رقابت بر روی سایر موارد.