مرگ تمام روزهایی که در خاطرم جای داشتی...!

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشالله

چقدر نوشتن این جمله برام غریب بود...

نمیخوام گلایه های بچه گانه رو دوباره سر بدم...

نمیخوام از خاطرات خوشگلی که با این جمله دارم بگم...

گفتن اینکه یه روزایی بود که با عشق و علاقه خاصی این جمله رو مینوشتم

چه سودی داره جز یاد اوری خاطراتی که دیگر اثری ازشون نیست...!

مرور خاطرات همیشه برام شیرین بوده...البته در صورتی که اون خاطرات هم شیرین

باشند...نه که همش دلنوشته های بچه گانه برای یادی که خاطرم را زمانی پر کرده بود...!

دلنوشته هایی که توشون بغض و اشک حرف اول را میزد...!

دیگر بغض ها فرو خورده شدند...

اشکم هم دیگر خشک شده...

پس کجاست دلیل بودنم....؟

چهار ماه پیش گفتم " برای رسیدن راهی جز رفتن نیست...! "

نمیدونم موقع نوشتنش چه احساسی داشتم...

ولی مطمئنا حق مطلب را خوب ادا نکرده بود که بازم براتون از

" بودنی خواستنی " گفتم...

اگر روزی برایت اشک میریختم و از نبودنت گلایه داشتم فقط و فقط یک دلیل داشت

نوجوان بودم و پر از احساس پر از شور وجود بی پایانت...

ولی گلم مثل تو که بزرگ شدی و همه ما رو توی کوچه های بهاری جا گذاشتی و

گذشتی از ما و خاطرات ما ، منم بزرگ شدم و از کوچه های بهاری خودم رو به زمستان

سرد و پر از برفی رسوندم که برای نسیم های بهاری ارزشی قائل نیستند...!

منم شدم یکی مثل خودت...یکی عین خود بی تفاوتت...

فراموش شدم و فراموش کردم تمام خاطرات بهاریمان را...!

چون :                             این است رمز موفقیت...؟!

تو هم به بزرگی خودت ببخش روز هایی که برای تو دلتنگی میکردم

به نوجوانی و بچگی ام ببخش که  احساس خام و نپخته ام رو به پات ریختم...

و الان چه از من مانده...جز یه حس گس از تمام روز هایی که به پای تو تلف شد...!

نه ناراحت نیستم...این هم تجربه ای بود برای روز های شیرین نوجوانی ام...

برای دو سال با ارزش از عمرم...نمیدانم

شاید اگر تو نبودی رتبه ای بهتر در کنکور داشتم...شاید زمان هایی که به پای تو

پشت این سیستم گذراندم را جای بهتری خرج میکردم...

البته شکایتی هم نیست...تو خودت هم بار ها گفتی...

تو که ما را مجبور نکرده بودی که دوستت داشته باشیم...!

این دل ساده من بود که به سادگی به چشمهای دریا نمایت خودش را باخت...!

دل من بود که ندانست چشمان دریایی جز قوائد دوست داشتن نیست...

باید دلی دریایی داشت تا بتوانی دوستش داشته باشی...

شرمنده تو فاقد ان هستی...!!!!!!

این هم تجربه ای شد برای روز های بلند زمستانی ام...

همیشه نوجوانی را بهار و جوانی را زمستان تشبیه میکردم...

روزهای بهاری ام را دوست دارم...همش اش را منهای لحظاتی که تو در خاطرم بودی...

نه...!!!!

از دروغ گفتن بدم میاد...میدونم دروغ گفتن جز قواعد زمستانی بودن است...

ولی من هنوزم چیز هایی چون صداقت را از روز های خوش بهاری در خاطرم دارم...

لحظاتی که تو را به قلبم راه داده بودم هم شیرین بودند...

از ان روزها کسانی را به یادگار برداشته ام...

کسانی که بر خلاف تو دوستشان دارم و دوستم دارند...

از برداشتنشان میخواستم برای خودم یادگاری باشد تا هیچگاه یادم نرود روزی

بهاری بودم...روزی دلی داشتم که برای همه جا داشت...

البته مهربونم زیاد هم نگران نباش هنوز هم قلبم به وسعت اسمان است

و مانند جذابیت چشمان تو هیچگاه انتها ندارد...

تو هم در خاطرم میمانی...

نمیتونم دلیتت کنم...میخوام از تو به یادگار اسمت رو بردارم...

تا همیشه یادم باشه یه روزی....

مرور کردن خاطرات چه سودی دارد جز به یاد اوردن تلخی روزهایی که بی تو شب

میشدند...

باهات خیلی حرف دارم...اونقدر که به اندازه دوسال از عمر شیرینم وقت میبیرد...

ولی حوصله گفتن ندارم...

چون دیگه برایم رنگی ندارد....نه تو نه خاطرات تو....

میرم از این جا با پای خسته

با چشم گریون قلبی شکسته

هنوزم بغضی مونده تو سینه

دوری چه سخته قسمت همینه

باور نداری...نه...؟؟؟؟؟

من خودم هم باور ندارم که بلاخره احساسم را شناختم...ولی دیگر برایم اهمیتی

ندارد باور ناباورانه ها.....!!!!!

حتی وقتی توی یک کیلومتریم بودی پاهام یاری نمیکرد که بیام طرفت...

واسه همینه که تا اخر اون برنامه نموندم و پا شدم رفتم...

منی که واسه اومدن به اون برنامه تمام تلاشم رو کرده بودم...

ولی عزیز تو دیگه مهم نبودی...!!!

سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،

نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي

كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا

نمیدونم فکر کنم یه ۶۰ تایی ایجا اپ کرده باشم...

دلم نمیاد اینجا رو حذف کنم...البته اگه بمونه هم دیگه اصلا اینجا نمیام...

ولی نگهش میدارم برای روزهایی که دوباره دلم خواست عاشق چشمان کسی شود...!

میام اینجا و تمام اپ ها رو میخونم...میبینم که چه با ذوق شروع کردم به نوشتن...

چقدر خوشگل ادامه دادم و شدم یکی از بهترین ها و صد البته این شعار نیست...!

ولی تمام شدن احساس رنگین کمانی ام رو هم میبینم و درس میگیرم تا ابد جذب

سراب نشم...سراب چشمان دریا نمای توست...!

 نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم

و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم

روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد

 تو این مدت دوستان خوبی پیدا کردم بابت تک تک شون ازت ممنونم...

چیزهای خوبی هم ازت یاد گرفتم که بابتشون ازت سپاس گذارم...

بزرگترینشان گذاشتن و گذشتن از چیز هاییه که دوستشان دارم...!!!

ای پسر رویا های نا تمام برایت عمری بهاری و جاودانه را ارزو مندم...!!!!

از طرف کسی که هیچگاه فراموش نمیکند لحظات انتظار برای دیدن تو را...

دلم برای تمام روزهایی که بی تو شب میشوند تنگ میشود


اینها اکثر عکس هاییه که تو سیستم ام داشتم ولی میخوام دلیتشون کنم

البته تعداد عکس ها بالاست و اپلود کردنشون از حوصله من خارجه فعلا15تاشون

اپلود کردم اگه شد بقیه شون رو همین جا اضافه میکنم :

the memories you dare

پ.ن.۱.حرفایی که توی این دو سال توی دلم تلنبار شده بود خیلی بیشتر از این حرفاست

ولی گفتم که من حوصله گفتن خاطرات تلخم را ندارم...!

پ.ن.۲.اینجا منتظرتون هستم...خواهشا اگه برای محسن افشانی به من سر میزدید

دیگه اونجا نیایید ولی اگر ذره ای در قلبتون جا دارم من در باران بهاری منتظرتون هستم...!

rain-vernal.blogfa.com

و امروز است مرگ تمام روزهایی که در خاطرم جایی داشتی...!

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹

اخبار نوروزی و یه کوچولو انتقاد

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشالله

امتحانات شروع شده و همه سخت درگیر درس و مدرسه یا دانشگاه هستید

منم براتون ارزوی موفقیت در هر مقطع تحصیلی رو دارم...

از اول فروردین تا الان اقا محسن به شدت پرکار بودند از مسابقه با هم گرفته تا کلانتر

و تله فیلم محله من و مجلات مختلف از جمله خانه و خانواده ، زندگی ایده ال و....

من مسابقه با هم رو دیدم پخش انلاین اون هم براتون گذاشتم که امیدوارم دیده باشید

قطعا همتون میدونید که محسن افشانی در روزهای اولیه فروردین یکی دو روزی مهمان

مردم خونگرم اهواز بودند که عکس هاشون رو احتمالا در بلاگ اقای ساکی دیدید

بعد از اون در کاخ سعد اباد به مدت ۶ شب اجرای برنامه رو به عهده داشتند که یازدهمین

روز هم جشن تولدشون رو همون جا روی سن گرفتند...

شنبه ۱۴ فروردین هم کلانتر با بازی محسن افشانی و ۲۱ هم دومین قسمت از این مجموعه

رو نشان داد که من به شخصه هیچ یک از این دو قسمت رو ندیدم...ولی برای شما میذارم

که تماشا کنید...

قسمت اول

قسمت دوم

بیستم فروردین هم از شبکه پنجم سیما تله فیلم محله من با بازی ایشون رو دیدیم

که طبق بازتابی که داشت زیاد به دل مخاطب ننشست و از اون به عنوان یه کار سطحی

نام برده شد...!

تله فیلم محله من

امیدوارم از اپ امروز لذت برده باشید و بابت نظراتتون برای پست قبل به شدت متشکرم

پ.ن.۱.ما ها همه اینجا برای هدف خاصی جمع شدیم و اون هدف رشد و پیشرفت روز

افزون هنرمند بزرگ و اینده دار سینمای ایران محسن افشانی ایست پس فکر کنم در

مقابل تمام تعریف و تمجدیداتی که از ایشون داریم این وظیفه رو هم داریم که خیلی وقتها

انتقاد کنیم و یه چیزایی رو گوشزد کنیم... :

اول : اقای افشانی بعد از بازی ترانه مادری ما انتظار کار های بهتری از شما داشتیم ولی

انگار این انتظار بیهوده بود...بعد از قرارداد بستنتون با اقای فخیم زاده امیدوار شدیم که

دیگه از اون تله فیلم های بی محتوا که به ارزش و شان بازیگراش و شعور مخاطب توهین

میکنند خبری نباشه...ولی مثل اینکه این رشته سر دراز دارد....!

دوم : یک بازیگر قابل میتونه از یه کار ضعیف یه شاهکار بسازه...نمیگم میتونه کل فیلم نامه

رو پوشش بده ولی حداقل میتونه کار خودش رو ساپرت کنه ولی بازی هایی که ما میبینیم

بیشتر تصنعی ایست...پیشنهاد میکنم بیشتر روی بازیتون کار کنید چون بعضی جا ها واقعا

مخاطب دلش میخواد کانال رو عوض کنه...!

سوم : اولین بازیگری که حرف هایی میزد که جنس شعار و دورنگی نمیداد برای من و خیلی های

دیگه شما بودید ولی الان مدتی ایست میشه فهمید که هنرمند باید هنرمند باشد...با تمام

دو رنگی ها....یا حتی اگر این طور نیست برای هنرمند شدن جز مواد اولیه است...!

چهارم : بحث متاهل شدن شما موضوعی کاملا شخصی ایست از هنرمند زیرکی مثل شما

بعیده که بخواد با این حرفا وجه ی خودش رو خراب کنه فکر کنم دیگه بس باشه...!

در اخر امیدوارم از این انتقادات که فقط برای رشد و نمو شماست ناراحت نشده باشید نه

خود اقای افشانی نه مخاطبان گلشون...!

پ.ن.۲.اگر تاخیری در اپ ها بود به شدت شرمنده روی ماهتونم....جبران میکنم...!

پ.ن.۳.عکس های محسن افشانی و خانواده محترمشون که برای دیدن نمایش جزیره رفته بودند

بیست و یکمین بهار زندگیت جاودانه باد

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشالله

امروز یکی از قشنگ ترین روزهای خداست...

چون هدیه ای گرانقدر از طرف خدا به مردمی عطا شد که عاشقانه منتظر اون

هدیه بودند...میخواستند زمین کویری دلشان را با لطافت آن بارانی کنند...

میخواستند بهانه ای پیدا کنند برای دلتنگیهای بی پایانشان...چه هدیه ای بهتر

از کسی که عطر وجودش زمین خشک دلشان را بهاری کرد...

و ارامشی به شبهای بی قراریشان داد که در عالم کم نظیر بود...

آن هدیه خود نیز بهاری بود...

تولدش سر آغاز بهار و شروع کارش شیرینترین بهار برای مردمی بود که او را

خالصانه دوست داشتند و موفقیت او بزرگترین ارزویشان...

بهاری بود همچون دلش...بهاری بود همچون چشمان اسمانیش...

بهاری بود و زیبا ترین بهار ها را با خود برای هوادارانش به همراه آورد...

یکبار با حضورش بهاری شیرین تر از عسل و بارها با نبودش...

و انتظاری گنگ و خاطره ای فراموش نشدنی ازبهار ۸۷...

نوجوانی فصل بیقراری نسل سومی ها را با وجودش بهاری کرد...

او همچون باران بهاری ایست که از اسمان امده تا زمین خشک دلم را

با طراوت چون بهار کند و خاطره ای در ذهنم بسازد که با تند ترین باد ها

و سیل آسا ترین باران ها محو نشود...خاطره ای از جنس بهار...

بودنت را که بهانه ای شد برای نو شدن چون بهار با تمام احساسات

 خالصانه شکر میگویم...

XXXXبهترینم تولدت مبارکXXXX

برای شکر این روز بزرگ بهترین شاد باش ها را آماده کرده بودم...

میخواستم برایت تولدی بگیرم از یاد نرفتنی...اما چه کنم که در این دنیای

مجازی هم مثل دنیای واقعی اختیار هیچ چیز به دست خود ادم نیست...!

بادها میوزند و باران ها میبارند و زندگی را جا به جا میکنند و....

بدون اینکه کوچک ترین دخالتی در هستی مان داشته باشیم...

به بزرگی دلت بر من ببخش اگر نشد هر آنچه باید میشد...!

 

روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو

كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو

درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم

 بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم

ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم

از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم

 من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون

چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون

به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم

هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم

 تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم

 اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم

 كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش

بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک

 بال فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک

 عاشقات با یه قلب بي قرار و کوچک

 فقط مي خوان بهت بگن :.
.
.
.
. تولدت مبارک

ای تماشایی ترین مخلوق در روی زمین

آسمانی میشوم وقتی نگاهت میکنم

                                                                                   عزیزترینم تولدت مبارک

کدامین هدیه را به قلب مهربانت تقدیم کنم؟ که خود گنجینه ی زیبایی های عالمی!!

ای شیرینی لطیف ترین سرود طبیعت، چگونه خدا را برای چنین بخشش رنگینی شکر گویم؟

ای ظرافت تپش قلب چکاوک، تو را بر رفیع ترین قله ی احساسم قرار داده و با تمام وجود فریاد

بر می آورم که روشن ترین فرداها تقدیم تو باد.

لحظه تولد تو ،شروع  پرواز است برای پرستوها و خاطره ماندنی برای تمام آسمانها.

و من با تمام عشق خود به همراه قاصدکها، پیام تولدت ر ا به آسمانها میفرستیم

تا همه هستی به تو بگویند: عزیزترین ، تولدت مبارك

Happy Birthday !

هفت تا آسمون پر از گلاي ياس و ميخك

با صد تا دريا پر عشق و اشتياق و پولك

يه قلب عاشق با يه حس بيقرار و كوچك

فقط مي خواد بهت بگه تولدت مبارك

چه لطيف است حس آغازي دوباره،

و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...

و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!

و چه اندازه شيرين است امروز...

روز ميلاد...

روز تو!

روزي که تو آغاز شدي!

تولد مبارک

عزیزم روز تولدت را با آسمانی پر از ستاره های چشمک زن

با دشتی پر از شقایق ها و با آرزوی موفقیت برای تو

به تو تبریک میگویم . . . گل من تولدت مبارک

Many Many Happy Returns..., Happy Birthday Flowers Cards

دریای دل آبی ست       تویی فانوس زیبایش

اگر آینه یک دنیاست    تویی معنای دنیایش

تو یعنی دسته گل را      ز آن سوی افق چیدن

تو یعنی پاکی باران        تو یعنی لذت دیدن

تو یعنی یک شقایق را    به یک پروانه بخشیدن

تو یعنی از سحر تا شب   به زیبایی درخشیدن

تو یعنی کبوتر را            ز تنهایی رها کردن

خدای آسمان ها را        به آرامی صدا کردن

تو یعنی مثل نیلوفر       همیشه مهربان بودن

تو یعنی باغی از مریم    تو یعنی کهکشان بودن

تو یعنی چتری از احساس    برای قلب بارانی

تو یعنی پیک آزادی         برای روح زندانی

تو یعنی دست یک گل را     به دست اطلسی دادن

تو یعنی در زمستان ها      به فکر پونه افتادن

 تو یعنی روح باران را      متین و ساده بوسیدن

و یا در پاسخ یک لطف    به روی غنچه خندیدن

اگر چه دوری از اینجا       تو یعنی اوج زیبایی

کنارم هستی و هر شب   به خوابم باز می آیی

اگر هرگز نمی خوابند     دو چشم سرخ و نمناکم

اگر در فکر چشمانت    شکسته قلب غمناکم

ولی یادم نخواهد رفت    که یاد تو هنوز اینجاست

میان سایه روشن ها     دل شیدای من تنهاست

نباید زود می رفتی      و از دل کوچ می کردی

افق ها منتظر ماندند      که از این راه برگردی

اگر یک آسمان دل را      به قصد عشق بردارم

میان عشق و زیبایی   ترا من دوست می دارم

چه زیبا می شود روزی     به پایان آید این یلدا

دل تو آسمان گردد         و روح سبز من شیدا

به یادت تا سحرگاهان   نگاهم رسخ و بارانی ست

تو تا از دور برگردی   به هجران تو زندانی ست...

تولد حضوری جاودانه در دریای زندگیست

چه خوب است حضوری به وسعت آب های

زلال داشته باشیم نه به الودگی قسمت های

گل آلود...

  

تمام وجودم را در قلبم ،

قلبم را در چشمانم ،

چشمانم را در زبانم ،

خلاصه می كنم تا بگویم

روز تولدت مبارك باد

من بار ها گفتم از تولدای شلوغ اصلا خوشم نمیاد...این مهم است که به یاد هم باشیم...

دو خط برای هم بنویسیم تا قدرت علاقه مان را ثابت کنیم...امسال دومین سالی ایست که

برایت در این کلبه مجازی تولد میگیرم...دومین سالی است که ۱۱ فروردین فقط یک روز

نیست...دومین سالی ایست که احساسم را با قلب دریاییت پیوند زدم...

امیدوارم انقدر عمر کنی تا تمام خوبی های جهان را کشف کنی...

انقدر که با تمام وجود زندگی را زندگی کنی...

انقدر که قلب دریاییت شفاف تر از همیشه برای خودش هوادار جمع کند...

برای امروز ایده بزرگی در ذهن داشتم حیف که سایتی که قرار بود جامه عمل بر

خواسته ام بپوشاند فیلتر شد...وگرنه برایت جشنی میگرفتم فراموش نشدنی...

زیاده عرضی نیست فقط با پاک ترین احساس ها برای بار هزارم برایت بهاری ترین

سال از عمرت را آرزو میکنم...برایت ارزو میکنم در این سال بزرگ ترین خواسته ات از خدا

کوچک ترین چیزی باشد که او برایت به ارمغان می اورد...!

بین رویای شبانه جست و جویت میکنم

نرگس عشق منی هر لحظه بویت میکنم

برگ برگ خاطراتم را خزان بر باد داد

ای گل ناز بهاری آرزویت میکنم...!

دوستان مهربونم از حضور گرمتون به شدت ممنونم...

با قدم هایتان تولدمان را چراغانی کردید...

منتظر نظرات خوشگلتون هستم...

بازم ممنونم از اینکه منت گذاشتید و با حضورتان وبلاگم را معطر ساختید...!

آمدنت بوی بهار را با خود به ارمغان می اورد...بیست و یکمین بهار عمرت بهاری باد...!

ادامه نوشته

خاطره روز های بهاری...!

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشالله

امروز آسمان دلم ابری تر ازهمیشه برای روز های خوش بهاری بیش تر از همیشه دلتنگی

میکند...برای روزهایی که بی دغدغه و خیال به پای صحبت هایی مینشستیم که از جنس

خودمان بود...نصیحت و پند و اندرز نبود...اما درس زندگی بود...و چقدر استاد این درس برایمان

دوستداشتنی بود...چقدر موهای چتری اش به او ظاهری کودکانه و خودمانی داده بود...چقدر

به دور از هر گونه غرور و تبختر بود...چقدر ساده میگفت و ساده میخندید...و ما چقدر ساده شیفته

آبی نگاهش شدیم....نگاهی که هیچوقت مال ما نبود...استاد میگفت و ما خیلی وقتها غرق در

اسمان نگاهش...گاهی در سرخی لبانش...و گاه در اندیشه افکارش بودیم و صدایی جز او را

نمیشنیدیم....او میگفت و ما را تشنه شنیدن میکرد...او میگفت و ما را....دلباخته تر میکرد...

روز های بهاری ۸۷ متفاوت تر از همیشه برایمان عیدی بود به یاد ماندنی...خاطره ای از جنس بهاری...

خاطره ای که بعد از دو سال هنوز هم در تک تک سلول های خاکستری ذهنمان فریاد میزند...

زمستان است و دلم برای روز های بهاری تنگ شده است...دلم برای محبوب بهاری تنگ شده است...

دلم برای تی شرت های سبز راه راهش...برای خط تیره گفتنایش...برای وعده های دیدارش...

دلم  برای همه روز های بهاری تنگ شده است....!!!!!!

 

" از همه دست کشیدم که تو باشی همه ام

                                                            با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد ! "

                      قلب شیشه ای


پ.ن.دوست مهربونم الهه دو تا عکس از محسن افشانی در تیم والیبال هنرمندان در

وبلاگش گذاشته بود که بد نبود بذارم شما هم ببینید

 

در ضمن ۱۳ و ۳۰ بهمن نیز در دو مسابقه که در جهت خیریه برگذار میشود شرکت دارند...!

ادامه نوشته

پخش پلی آف و  عکس و بحث

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشالله

دیشب شبکه سه اعلام کرد که یکشنبه ۲۷/۱۰/۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۰۰ تله فیلم وقت اضافه ( پلی اف )

با بازی محسن افشانی روی انتن میرود...همچنین مجله سروش یه چند صفحه ای درباره سریال

کلانتر چاپ کرده بود که من دوتا از عکس ها رو که محسن توش بود که براتون گذاشتم...

 

درباره مجله کانون خانواده هم که تبسم عزیز گذاشته مصاحبه اش رو...از وبلاگ اون میتونید بخونید

باور کنید وسط امتحانات وقت نمیکنم براتون بذارم...فقط قسمت های مهمش قسمتی بود که راجب

رنگ ها صحبت میکرد که هر رنگ تاثیرخاصی روی ادم میذارند و خودش هم ترکیب مشکی و قرمز رو

دوست داره...و اون قسمتی که راجب علاقه اش به کله پاچه از بین غذا های سنتی گفت...

در اخر هم گفت که به رستوران سوپر استار ، اواچی و سند باد زیاد میره و منو مورد علاقه اش هم

سوپ جو است...برای خوندن مصاحبه کامل هم گفتم که میتونید به سایت تبسم جون برید....

دیگه اینکه از بیستم دی ماه بازی محسن افشانی و سیاوش خیرابی در سریال 26 قسمتی

آقای فریدون حسن پور به نام از یاد رفته اغاز شده...که در کنار انها خانم بهنوش طباطبایی و

اقای محمد رضا فروتن ایفا نقش میکنند...

لطفا کسانی که منو لینک کردند در پیوند هاشون اسم وبلاگ منو به بهترین برای طرفداران محسن

افشانی تغییر بدهند...ممنون میشم...در ضمن تا یکی دو ماه اینده قرار خیلی اتفاقات دیگه هم

در این وبلاگ بیافتد...اولین تغییر اسم بود...منتظر بقیه اش هم باشید...

ببخشید اگه اینقدر زود اپ کردم...صلاح دونستم یه سری اخبار رو زود به اطلاعتون برسونم که بعد

متهم به این نشم که از جایی کپی کردم...در جواب اون منتقد عزیز و یه سری از دوستان که با کامنت

های خصوصیشون منو کلافه کردند هم گفتم...هرگز در زندگیم از کسی الگو برداری نکردم و اگر هم

چنین بوده با افتخار منبعش رو اعلام کردم...پس لطفا با حرفایی که نه لایق منه و نه لایق خودتون

 وقتتون رو هدر ندید...متشکرم...

تا اپ بعدی یا علی...


پ.ن.۱چند تا عکس از محسن افشانی ( با تشکر از هلیا عزیز )

  

پ.ن.۲متاسفانه یکشنبه تله فیلم وقت اضافه تنها مشابهت اسمی با فیلمی بود که ما انتظارش را

میکشیدیم...از این بابت برای شبکه سوم سیما متاسفم...ای کاش حداقل در سایت و خبر گذاری ها

این خبر را درست منتشر میکردند...به هر حال ما کماکان منتظر پخش تله فیلم پلی اف خواهیم بود...

پخش شاید برای شما هم اتفاق بیافتد و یک سری عکس و خبر...

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشالله

با درس و مشق و امتحانات چکار میکنید....به عنوان یه خواهر بزرگتر از خیلیاتون و یه خواهر کوچیک

تر از خیلی دیگتون نمیگم نصیحت ولی پیشنهاد میکنم این روزا رو از دست ندید...جز پشیمونی هیچی

نداره....به خاطر داشته باش زمان برای هیچکس منتظر نمیماند...باور کن...این باور کن منو یاد روزای

قشنگ بهاری میندازه....شما ها هم یادتون هست....؟

همینطور که خیلی هاتون مطلعید سریال " شاید برای شما هم اتفاق بیافتد " با بازی محسن افشانی

پخش شد که من هنوز ندیدم...ولی امیدوارم مثل همیشه بازی خوبی رو ارائه کرده باشه....

همچنین بازگشت پارمیدا و تبسم رو به همه طرفدارانشون و همکاراشون تبریک میگم اساسی...

اینم یه عکس از سریال ستاره های سربی که در اپ قبلی گفتم راجبش براتون ، که توسط اقای اهنج

برای شبکه دو ساخته میشود...

در ضمن محسن افشانی با مجله روز های زندگی و کانون خانواده مصاحبه داشته که اگه بتونم تا یکی

دو روز دیگه اسکن هاشو براتون میذارم....

یه عکس خوشگل هم از محسن در وبلاگ یکی از دوستان دیدم که براتون میذارم که در اراک به  مناسبت
 
اعیاد قربان و غدیر گذاشته بودند....منبع عکس هم روی عکس حک شده....

* تقریبا ۷۰ درصد از تدوین فیلم تلوزیونی پلی اف انجام شده و اینشاالله تا ماه اینده اماده نمایش

خواهد شد...

در اخر اینم بگم که محسن عضو تیم فوتبال و والیبال هنرمندان شده که اولین مسابقه رسمی فوتبال

را در مقابل تراکتور سازی تبریز انجام داد....!

یه سری عکس هم به همین منظور در وبلاگ دوست عزیزم الهه بود که با اجازه خودش براتون میذارم

 

 

همچنین یه تشکر اساسی از نیلوفر عزیزم بابت ساخت بنر میکنم...اینشالله موقعیتی پیش بیاد جبران

کنم...در قسمت پیوند ها قسمت بنر دوستان رو هم نگاهی بیاندازید و اگر خواستید کد بنرتون رو بذارید

                                       ....در ضمن منتظر تغییرات جدیدی باشید....

 

Happy New Year 2010

 


پ.ن.دیگه خیلی اپ پرباری شد پس با نظراتون بترکونید.....

پ.ن.۱. اینشالله اسکن های کانون خانواده رو به همین اپ اضافه میکنم...

پ.ن.۲.خوشحال میشم به اون وبلاگم هم سر بزنید....        بهانه عاشقانه

خدابا بهانه بودنم را شکر...

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشاالله

این جمله ایه که یک ساله از انسانی به اسم سیمین امیری میشنوید...

حالا این سیمین امیری کی هست...اصلا چه کارست....خوب یه کوچولو حوصله کنید میگم براتون....

شاید این قصه رو براتون گفته باشم...ولی بازم میگم...البته خلاصه تر...میگم چون میخوام یه یاد

آوری باشه به خودم...و به شما هایی که منت گذاشتید و یک سال منو همراهی کردید...

یه روزی یه دختری بود به اسم سیمین...این سیمین خانم خیلی مدعی بود...خیلی ادعا داشت...

فکر میکرد خودش با همه فرق میکنه...دوستاش و هم سن و سالاش رو که طرفداری بازیگران

مورد علاقه شون رو میکردند مسخره میکرد...خیلی وقت ها نصیحت...ولی چه میدونست که یه روزی...

دوازدهمین روز ششمین ماه سال 1387 بود که با دیدن اشک های یه مجری که اون موقع ها زیاد هم

شناخته شده نبود...خودش رو باخت...دلش سوخت...نمیدونم چه اسمی بذارم رو اون احساس...

ولی مطمئن باشید که دلش رو نباخت...چون هنوزم ادعاش میشد...هنوزم همون دختر مغرور بود...

خلاصه اونشب اصلا آروم نبود...نمیتونست بخوابه...نمیدونست واسه چی این همه بی قراره....

رفت سراغ شبکه جهانیش...اونقدر اینور و اونور گشت تا یه رد پایی از همون مجریه که اونشب دلش

حسابی شکسته شده بود پیدا کنه...او موقع هنوز اینقدر طرفدار نداشت...شاید سه چهار وبلاگ برای

اون فعالیت میکردند...که هیچکدومشون هم اونقدر ها آپدیت نبودند...چون هیچ خبری از ماجرا اون شب

تو هیچکدوم از وبلاگ ها نبود...تا اینکه دیگه کلافه شد...گفت بابا بی خیال...حالا این پسره کی هست..

تا اینکه بر حسب کنجکاوی با وبلاگی رو به رو شد که امکان نداره کسی طرفدار اون مجری دل شکسته

باشه و گذرش اونورا نیوفتاده باشه....اون وبلاگ ماله دو تا دختر بود...به اسم پارمیدا و تبسم....که الان

یکی از بهترین دوستان اونه...خلاصه اونا  سه فاز جلو تر از بقیه بودند و زود خبر رو منتشر کردند...

اون دختره...سیمین رو میگم..احساس میکرد دلش خیلی به حال مجریه میسوزه...ترحم نه ها....نه...

ولی احساس میکرد این حق اون مجری نبود...حالا اون مجری کی بود....محسن افشانی کسی که الان

بازیگر قابلیه و مثل اون روز ها ناشناخته نیست...خوب برگردیم به ادامه داستان خودمون....

خلاصه اونشب گذشت...تا اینکه دختره میدید وقتی میره سراغ شبکه جهانیش...حتما یه سر حتی شده

کوچولو به وبلاگ پارمیدا و تبسم میزنه...از اونجایی که هیچ وقت از هیچ مسئله ای راحت نمیگذره....

با خودش خلوت کرد تا مسائل پیش امده رو تجزیه و تحلیل کنه....با خودش گفت اون پسره رو از اسفند

۸۶ میشناسه...تو بوم سفید دیدتش...یکی دو قسمت از سلام بهار رو هم دیده...ترانه مادری رو هم

همینطور ولی هیچی به هیچی....حتی از قیافه اون هم خوشش نیومده...چه برسه تحقیق و کنجکاوی

راجب اون...ولی ماه محبوب چی بوده یا چه جوری بوده که اونو اینجوری کرده...الله اعلم...

ولی با خودش که صادق تر شد...دید تو چشمای مجریه یه صداقتی هست...که نمیشه ساده ازش

گذشت...یه جور پاکی...که تو چشمای کمتر بازیگر...مجری...یا کلا هنرمندی دیده بود...حالا اگه پسر

باشه که دیگه هیچی...انتظار بیجاییه....ولی فقط همین...هر چی دنبال یه علاقه هر چند سطحی

گشت...چیزی دستگیرش نشد...چون واقعا علاقه ای هم نبود...فقط ازش خوشش اومده بود...همین

خلاصه یه کوچولو با خودش کلنجار رفت...تا به این نتیجه رسید که براش یه کلبه کوچولو و صمیمی

درست کنه...و اون رو به همه معرفی کنه...تا همه بدونند اون با بقیه فرق میکنه...اون صداقتی داره به

اندازه امواج دریا...و قلب پاکی به اندازه آسمون آبی و صاف خدا...این تصمیم رو عملی کرد و جایی رو

درست کرد برای یه دنیا احساسش که خودش فکر میکنه پاکه...حالا تا نظر دیگران چی باشه....

خیلی از وقتش رو صرف اون وبلاگ کرد...برای هر آپ اون وبلاگ زحمت های گوناگونی کشید...حتی

از یه آپ هم ساده نگذشت...تا تونست فضایی رو به وجود آورد که صمیمی باشه...تا تونست با افتخار

گفت من طرفدار محسن افشانی ام...محسن افشانی که خیلی وقت ها دل اون و خیلی های دیگه رو

با بیرحمی شکست....ولی اونو بقیه با دلایلی که بعضی وقتها واقعا مضحک و خوش خیالانه بود...ازش

گذشتند...محسن افشانی دیگه اون مجری نبود که شناخته نشده باشه...حتی دیگه اونی نبود که بشه

دلش رو شکوند..نه دیگه اونی نبود که تو ماه محبوب بود..بزرگ شده بود...خیلی بزرگ...یه هنرمند بزرگ

ولی چیزی که عوض نشده بود همون چشماش بود....همون چشمان آسمونی...

حالا اون دختره سیمین امیری رو میگم...کی بود؟

اون دختره من بودم....کسی که یه ساله داره تو این وبلاگ فعالیت میکنه...کسی که یه ساله داره خیلی

از وقت ها از خودش میگذره تا این وبلاگ رو پا باشه....کسی که بعد یه سال هنوزم با افتخار میگه...

من طرفدار محسن افشانی ام....

اول بگم به شدت شرمنده ام که سرتون رو در اوردم...بعد هم یه تشکر اساسی به خاطر اینکه یک

ساله تنهام نگذاشتید...یک ساله برای هر آپم اومدید و هر چی هم که نگفتید یه خسته نباشید گفتید

یه تشکر اساسی از اونایی میکنم که همیشه میان ولی افتخار نمیدن که نظر بدن....خلاصه هزاران هزار

تشکر به خاطر اینکه یک سال منو تحمل کردید...از این پس به خاطر گل روی شما ها با انرژی مضاعف

ادامه میدم...چون برای چشمان خوشگلتون حسابی ارزش قائلم...با آرزوی موفقیت برای هنرمند بزرگ

محسن افشانی عزیز که پلی شد برای ارتباط من با شما دوستان گلم...این آپ رو به پایان میبرم....

خیلی دوستون دارم و حالا حالا ها قراره مزاحمتون بشم....و منتظر حضور پر مهرتون باشم....

خوب دیگه همین....اول خودم تولد وبلاگم رو تبریک میگم....بعد هم که دیگه نوبت شما ها میشه...

یه چند وقت پیش یه ابتکاری دیدم تو وبلاگ یکی از دوستان گلم...خودش کادو های تولد وبلاگش رو

تعیین کرده بود...منم که دیگه خودتون میدونید اینقدر مهربونم که با یه تخفیف حسابی ولی بازم خودم

تعیین میکنم....به عنوان کادو باید هر کدوم از شما ها چهار تا نظر غیر تکراری بدید...یعنی اگه چهار تاش

یکی باشه قبول نیست....به همین دلیل قسمت نظرات  این بار استثنا تایید نداره...استثنا....

منتظر چهارتایی هاتون هستم....

                                     بهاربيست                   www.bahar-20.com    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com       بهاربيست                   www.bahar-20.com

 

             بهاربيست                   www.bahar-20.com               دوستان مهربونم منتظرتون هستم                  بهاربيست                   www.bahar-20.com

                  بهاربيست                   www.bahar-20.com

تردید بی پایان ( آپ ویژه )

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشاالله

این آپ با همه اپ هایی که تا حالا کردم فرق میکنه.فرقش هم خیلی مهمه.....خیلی مهم

این اپ با دنیایی از تردید ، شک و دودلی.....نمیدونم گیچ شدم....شک کردم.....گیر کردم

اسفند ۸۶ با محسن افشانی مجری برنامه ای به عنوان بوم سفید اشنا شدم و این آشنایی

تا حالا یعنی مرداد ۸۸ ادامه پیدا کرد....اگر از هشت ماه باقی مونده بگذریم میشه دو سال...

مهر پارسال با دیدن وبلاگ پارمیدا و تبسم تصمیم گرفتم برای کسی که قلب بزرگی داشت و

دلی دریایی و چشمانی چون اسمان وبلاگ بزنم.......یه کلبه کوچیک........ولی پر مهر......

وقتی این وبلاگ رو میزدم اونقدر به صداقتش ایمان داشتم که تصمیم گرفتم از وقتم برایش مایه

بذارم...فقط یه وبلاگ نویس میفهمه این " وقت " چه اهمیتی داره و هر اپ چقدر وقت میبره..

حتما میگید چه از خود راضی....ولی نه از خود راضی یا مغرور نیستم برای خودم ارزش قائلم.

حالا ۹ ماه و ۹ روز از اولین آپ میگذره و من دچار تردید شدم.....شک کردم.....نمیدونم......

حالا یه فلش بک میزنم به عقب تر...به چهارم مرداد ماه همین امسال....همین چند روز پیش...

در سایت معتبری چون سیمای ایرانی یه خبری خوندم که خیلی برام مهم بود و اون چیزی نبود جز :

هواداران محسن افشانی میتونند از طریق ایمیل زیر با او در ارتباط باشندعجیب بود و البته

خوشحال کننده......حداقل برای من که احساس میکردم حالا دیگه میتونم با خیال راحت تمام دغدغه

که توی این ۹ نه ماه به خاطر " او " داشتم رو به خودش بگم...به قول خودش فقط فقط به خودش.....

یه ایمیل کوتاه از احوالات وبلاگم براش فرستادم و انتظار هیچ جواب خاصی هم نداشتم....گذشت که

گفتند میخواد جواب بده...گفتند همه ایمیل ها رو خونده....خوشحال شدم..چون فقط فقط با خودش

حرف زده بودم و بازم به قول خودش خارج از فضای آنتن و اجرای زنده دلامون رو شبکه میکردیم.

گذشت و جوابیه اومد که ای کاش نمیومد....یه جوابیه کاملا کلی و البته با دستخط زیبای " خودش "

خوندمش یه حس بد بهم دست داد که نمیخواستم باورش کنم و همش اون حس رو پس میزدم...

تا اینکه بامداد بیستم مرداد وبلاگ پارمیدا و تبسم آپ کرد....حالا این پارمیدا و تبسم کی بودند....

اونا کسانی بودند که اولین پایه ها رو برای کلبه های کوچیک  جمع و جور برای مجری نو پایی چون

" محسن افشانی " را ه اندازی کردند و به جرئت میگم الان یکی از بهترین و برترین وبلاگ ها رو دارند

اونا در آپشون چیزایی رو نوشته بودن که حرف دل من و خیلی دیگه از بچه ها بود...نمیدونم بقیه چه

جوری برخورد کردند ولی من فهمیدم احساسم بهم اشتباه نگفته و واقعا این نه این " سلام سلام "

گفتن ها مثل " سلام بهار " و نه اون " یه سلام آلبالویی..... " مثل " بو سفید ". که همه ما باهاش

خاطرات زیادی داریم مخصوصا با بوم سفید که بعد از سلام بهار شد تنها دلخوشی مون برای دیدن

" او " که  در سراسرش اجبار و تحمیل موج میزد و ما نمیخواستیم قبول کنیم که محسن افشانی

هم دل داره....ارزو داره...و خودش باید برای خودش تصمیم بگیره ولی به هر حال به تصمیمش احترام

گذاشتیم و همه جا بر خلاف میلمون جار زدیم " محسن " با اجرا خداحافظی کرده.حداقل تا یه مدتی

حالا من اصلا با این حرف ها کاری ندارم بچه ها واقعا شک کردم آیا این حس که " محسن " برگه ای رو

به دست گرفته و برامون جوابیه نوشته تا فقط خودی نشون بده و بهمون بگه حواسم بهتون هست

درسته یا نه اون واقعا حواسش به ما بوده و هست و این جوابیه رو برای تشکر و خسته نباشید برامون

نوشته.امیدوارم اگه " محسن " این ها رو میخونه بدونه که برای او ارزش و احترام بسیار زیادی قائلم ولی

من حس کردم یه جورایی خواسته نگهمون داره...خواسته هنوزم داشته باشمون...قافل از اینکه اون

روزی که با چشمان آسمانیش نگاهی هر چند گذرا بهمون کرد دل ما ها رو تک تک ما ها رو با خودش

برد ....نمیدونم....یه موقع هایی فکر میکنم انتظار بیجایی که بیشتر از این ازش توقع داشته باشیم

اون که نمیتونه بیاد و یکی یکی ازمون تقدیر کنه و مدال افتخار به گردنمون بندازه...ولی یه حس دیگه

بهم میگه مگه ما چی خواستیم یکم صداقت یکم توجه اونم نه به خودمون به کار ها و زحماتمون....

نمیدونم من یکی که پاک گیچ شدم....نکته دیگه ای که پارمیدا و تبسم عزیز بهش اشاره کردند این

بود که این ایمیل ها جز " محسن افشانی " کسی دیگه هم میخونه که امیدوارم وقتی این جوابیه رو

برامو ن مینوشت کاملا در قسمتی که نوشته بود فقط " من و شما " صداقتی که همه رو شیفته خودش

کرد رو اعمال کرده باشه..حرف های دل من و دوستان من تمومی نداره ولی یک آپ هیچوقت گنجایش

یک دنیا احساس رو نداره...امیدوارم اقای محسن افشانی حتما به این احساسات که به قول پارمیدا و

تبسم عزیزم از سر دوست داشتن نه چیز دیگری هست جواب بده و امیدوارم بدونه من و دوستام خیلی

دوستش داریم و ارزش و احترام بسیار زیادی برایش قائلیم و چون نمیخوایم بی خودی راجبش فکر کنیم

دوست داریم جوابمون رو بده تا هر وقت که یادمون می افته که یکی از دغدغه هامون کیه...یه حس

ناخدا گاه جواب نده اون کسی نیست که شما فکر میکنید.

هوادار همیشگی محسن افشانی سیمین امیری

......................................................................................................................................

بازم میگم من به عنوان یک هوادار محسن افشانی رو خیلی دوست دارم و برایش ارزش و احترام

بسیار زیادی قائلم و قصد هیچگونه بی احترامی و یا خدایی نکرده بی ادبی رو به ایشون نداشتم.

ولی چون بارها و بار ها در رفتار ایشون صداقت دیدم و به حرفاشون ایمان دارم دوست داشتم اونم

حرف دل من و خیلی های دیگه رو بدونه.

پیشنهاد میکنم به وبلاگ پارمیدا و تبسم بروید و اپ زیبای اونا رو هم بخونید.

اگر دوست داشتید جوابیه محسن افشانی و فیلم او در سیمای ایرانی رو ببینید به این لینک برید

 جوابیه و گفتگو محسن با هواداراش

لطفا شما هم نظرتون رو بگید و همیشه برای هنرمند کم سن و سال ولی با قلبی به وسعت آسمان

دعا کنید.تا هم بتونه در کارش پیشرفت کنه هم ما ها رو راضی نگه داره.ممنون میشم

جشن اعیاد شعبانیه و عکس های عید مبعث-شیراز

سلام خوبید خوشید سلامتید

 امروز میخوام عکس های هنرمندان در ویژه برنامه عید مبعث در شیراز رو براتون بذارم

بعد هم یه خبر درباره جشنواره اعیاد شعبانیه براتون بذارم با حضور محسن افشانی:

 جشنواره اعیاد شعبانیه با حضور اساتید و هنرمندان عرصه موسیقی ، سینما و تلویزیون ، آقایان :

 ایرج خواجه امیری ، محسن افشانی ، مهدی مقدم ، مهدی مدرس ، رسول اکبریان ، شهریار صابری ،

 یوسف تیموری ، احسان فدایی و به ویژه هنرمند پیش کسوت آقای احمد پور مخبر در شهرستان تفرش

 برگزار می گردد. روابط عمومی سیمای ایرانی

 تلفن روابط عمومی : 09124441175 - 09124441275

اینم آدرس ایمیل محسن افشانی:  pesarirooni@simayeirani.com

لطفا در پست قبلی نظر بدید.عکس هنرمندان در فرودگاه شیراز

لطفا در پست قبلی نظر بدید.با تشکر از سایت سیمای ایرانی

عکس های محسن افشانی در سفرهای استانی

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشاالله

امروز اومدم عکس های محسن افشانی رو که در شیراز در روز عید مبعث برنامه داشتند رو براتون بذارم.

تا این لحطه این عکس ها پخش نشدند خواهشا از این لحظه به بعد هم پخش نشن.

بذارید به حساب زحمتی که برای پیدا کردنشون کشیدم.ممنون میشم

اگر هم دوست دارید ازشون استفاده کنید حتما آدرس وبلاگم رو درج کنید و به اسم اکتفا نکنید.

اگه لطف کنید و نفری ۱۰ تا نظر بدید خیلی خوشحال میشم برای همین هم تاییده رو این دفعه

بر میدارم.همین یه بار ها.

..............................................................................................................

پ.ن.بارات جان عزیزم من حتما باید برات توضیح بدم ولی کجا بگو تا برات توضیح بدم گلم.

حضور محسن افشانی در برنامه ویژه عید مبعث

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشاالله

قبل از هر چیز عید مبعث را به همه دوستان گلم تبریک میگم.

امروز ساعت ۱۷:۳۰ از شبکه سه برنامه ای پخش شد با عنوان ویژه برنامه عید مبعث.

منم تلوزیون رو روشن کردم که ببینم چه جور برنامه ای که ۵ دقیقه مونده به پخش دوستم

زنگ زد.منم باهاش حرف میزدم که برنامه شروع شد ولی از اونجایی که تلفن در آشپزخانه

بود مجری رو نمیدیدم ولی صداش برام خیلی آشنا بود.تا اینکه تلفن رو قطع کردم و به طرف

تلوزیون اومدم دیدم به به اجرای برنامه رو به بهترین مجری تلوزیون سپردن.

اونم با تمام توان داشت اجرا میکرد و اون کسی نبود جز محسن افشانی.

خلاصه برنامه قشنگی بود . ارزش دیدن رو داشت اونم بعد از این همه مدت دوری.....

 بدون دانلود کردن از طریق لینک زیر میتونید این برنامه رو نگاه کنید    ویژه برنامه عید مبعث

جا داره اینجا مرگ بازیگر نو پایی رو هم تسلیت بگیم که اولین کار حرفه ایش رستگاران بود

و نقش زن فرزاد برادر سارا ( صبا کمالی ) رو بازی میکرد که در اثر سقوط هواپیمایی که به سمت ایروان

در حرکت بود اتفاق افتاد. لطفا به وبلاگ بهار عشق هم سر بزنید

دوستان گلم اگه زود قسمت نظرات رو پر کنید دو تا عکس ویژه از حضور محسن در شیراز براتون میذارم.

مصاحبه محسن افشانی با هفته نامه کیهان ورزشی و حضورش در شیراز

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشالله

اول یه نکته در مورد آپ قبلی بگم.اینقدر گفتید کوچک مینویسی حالا خوب شد دیگه اینشاالله....

بعدش هم تقریبا در مورد همه چیز این وبلاگ مثبت فکر میکردید....خدا رو شکر....

محسن افشانی عزیز هم که با هفته نامه کیهان ورزشی مصاحبه کرده که میتونید از وبلاگ

پارمیدا جون بخونید و لذت ببرید.( خوشتون میاد هر دفعه یه جوری از زیر نوشتن در میرم )

محسن همش در این مصاحبه میگه : وقت ندارم ، سرم شلوغه ، خیلی گرفتارم و .......

ولی خداییش بیچاره گناه داره هم باید درس بخونه هم باید فیلم بازی کنه هم مشهور بشه هم

اینکه پشت سر هم طرفدار و کشته مورده دور خودش جمع کنه....خوب راست میگه بیچاره سرش

شلوغه دیگه....

راستی محسن جان قراره در عید مبعث در شیراز برنامه داشته باشه......خوش به حال شیرازی ها...

اصلاعاتی از سفر محسن  افشانی به شیراز:

جشنواره عید بزرگ مبعث مکان :شیراز - بلوار صنایع نرسیده به زیر گذر - خانه بسکتبال شیراز.

ساعت شروع برنامه 20:30 الی 22:30

بازیگران:حدبث فولادوند - یوسف تیموری - محسن افشانی - سید مرتضی حسینی - ارمین سپهری -

شهبانو موسوی - مجید خراطها - احمد پور مخبر

تاریخ اجرا: 29  و 28 تیر ماه 88

خوب دیگه سخن خاصی نمونده جز اینکه حتما به اون وبلاگم بهار عشق سر بزنید و در اون هم نظر بدید.

لطف کنید از دادن هرگونه نظر خصوصی بپرهیزید....متشکرم.

دايي بهنام و محسن افشاني

چند تا سوال...لطفا جواب بدید

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشاالله

دوستان گلم من امروز اومدم چند تا سوال ازتون بپرسم چون دیدم این چند وقته بازار سوال

پرسیدن در وبلاگ های گوناگون خیلی گرمه منم گفتم خوب منم اینکار را انجام بدم :

اول : نظرتون راجب موضوع این وبلاگ یعنی محسن افشانی چیه ؟

دوم  : نظرتون راجب آپ هام ( نوع نوشتنم ) چیه ؟

سوم : نظرتون راجب قالب وبلاگم چیه ؟

چهارم : نظرتون راجب اهنگ وبلاگم چیه ؟

پنجم : نظرتون راجب وبلاگ  بهار عشق  چیه ؟

.................................................................................................................................

مرسی که به سوالاتم جواب دادید.در ضمن این سوالات فقط برای این طرح شده که وبلاگم روند رو به رشدی رو طی کنه.

ازمحسن افشانی هم خبر خاصی ندارم.ولی همه ی ما ها میدونیم که سرش خیلی شلوغه..

نمیدونم شما ها میدونید یا نه ولی من میدونم یعنی همیشه شنیدم که میگن " تب تند زود عرق میکنه " امیدوارم برای محسن این طور نشه.

راستی یه اپ جذاب در مورد روز پدر در وبلاگ بهارعشق کردم که خیلی کوتاه...ولی قشنگه....

لطفا در پست قبلی نظر بدید.ممنون میشم.

همیشه یا به اندازه تلاشت آرزو کن یا به اندازه آرزوهات تلاش کن !

pic223d5445b8af.jpg

با تشکر از پارمیدا و تبسم ( محسن افشانی )

مصاحبه محسن افشانی با مجله فضیلت خانواده

 

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشاالله

من امروز مصاحبه محسن افشانی با مجله فضیلت خانواده رو براتون گذاشتم :

معرفی

محسن افشانی متولد 11/1/68 صادره از تهران.ترم دوم مهندسی مکانیک سیالات.

مجرد.دارای یک خواهر.شغل پدر دکوراسیون داخلی.مادر خانه دار.فرزند دوم خانواده هستم.

 

فعالیت هنریتان را از چه سالی شروع کردید؟اصلا چگونه وارد این عرصه شدید؟

سال 83 به اتفاق یکی از دوستان تئاتر کارمی کردیم.ایشان در فرهنگسرای سالمند مشغول به کار بودند که این باعث شد من هم وارد فرهنگسرا شوم به مدت 2 سال به تمرین تئاتر در این فرهنگسرا پرداختم تا اینکه در سال 85 به برنامه استانه دعوت شدم که ان زمان جناب اقای مختارزاده مسئول انجا بودند.ایشان با خلق و خوی بنده اشنا بودند.من اتیه های یک دقیقه.دودقیقه.پنج دقیقه میگرفتم و کار میکردم سال 86 مجری برنامه استانه شدم بعد اجراهایی که داشتم یک سرو گردن از سایرین بالاتر شدم که بعد از ان در برنامه ای به نام"مادوتا" ایفای نقش کردم و بعد از ان سلام بهار و..

دی ماه 86 در سریال تلویزیونی کاراگاهان بازی کردم و بعد از ان در سریال ترانه مادری ایفای نقش کردم که اقای محمد خمزه ای دستیار اقای سهیلی با من تماس گرفتند و ضبط این برنامه 3ماه و نیم به طول انجامید.

 

برنامه هایی که در انها اجرا داشتید؟

استانه.ما دوتا.بوم سفید.سلام بهار.ماه محبوب.

 

از سریال ها نام ببرید؟

کاراگاهان.ترانه مادری وباز پرس که با اقای مهدی فخیم زاده است که در مرحله تولید می باشد.

 

سینمایی؟

کیمیاوخاک هنوز اکران نشده.

 

تله فیلم؟

ضامن.ماهی کوچولوها دعا می خوانند. خانه سوپر استاروکرکس که هنوز اکران نشده.زنده بی ریا با ارژنگ وبردیا که کار طنز می باشد و کبوتر جلد چنگوله که کار دفاع مقدسی است به همین زودی پخش می شود و "همه من"که اخرین کار من است هفته گذشته ضبط ان تمام شد.

 

با سن کمی که دارید چقدر امیدوارید که یکی از سوپر استارهای سینما شوید؟

خیلی زیاد طولی نمی کشد که این اتفاق بیفته.من به استعداد خودم شک ندارم.

تا چه زمانی میخواهید به تحصیلاتتان ادامه دهید؟

ادامه میدم تا بشم یک اقای مهندس.

 

رابطه تان با خانواده تان چگونه است؟

به خانواده علاقه شدیدی دارم.پدرم اوایل مقداری تعصب به خرج میداد میگفت که بشین درس بخوان تئاتر سخته و جای پیشرفت نداره.مخالفت میکرد ولی بعد از پخش اولین تصویر از من نظرش عوض شد.ولی در عین حال نصیحت ها و پند های خودشان را نسبت به من فراموش نمیکنند.

 

معدل دیپلم؟

14/18

 

چرا با این همه پیشرفتی که در حال حاضر در عرصه صدا و تصویر با سینما و تلویزیون در دنیا.گفته اما برنامه های ما با ان پیشرفت ها خیلی فاصله دارد؟

رسانه جمهوری اسلامی یکسری محدودیت ها دارد در جهت حفظ شئونات اسلامی که باید درخورشان اسلام باشد. این به خاطر حجب و حیای تلویزیون است. نمیشد گفت که پیشرفت تلویزیون غرب به خاطر بی بند و باریش هست بلکه به خاطر یکسری محدودیت های دیگر که ندارد.نه اینکه این محدودیت باعث پیشرفت تلویزیون بلکه به کندی پیشرفت دارد.یکی دیگر وجود ادم های کار نابلد.یکسری از افراد خود را تهیه کننده معرفی میکنند یا حتی یک انسان کاملا حرفه ای. در صورتی که اصل قضیه به انچه میبینیم و احساس میکنیم منافات دارد.مثلا در تله فیلم ماهی کوچولو ها دعا میخوانند شخصی به نام ...که خود را تهیه کننده رسمی خانه سینما معرفی کرده بود و ادعا داشت با سرمایه شخصی خود تهیه فیلم رابه عهده دارد این اتفاق الان اینگونه است که سرمایه گذار اقای...با ضرر روبرو شده و جناب اقای .... به خاطر عدم داشتن شخصیت حرفه ای و اشراف نداشتن به شعور هنرمند هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ انسانی مدیون افرادی مثل من.خانم امیرجلالی و اقای خلج و......هستند.

 

از دوران کودکی تان چه مسائلی را به یاد دارید؟

اتفاقات مبهم از کودکی به یاد دارم.اینکه یک بچه بودم و شیطون بودم.یادمه پدرم ایران نبود دست هربچه ای که توی دست پدرش بود میدیدم می زدم زیر گریه. از بچگی مستعد بودم(تعریف از خود نباشه)

 

ویژگی های منحصر به فرد:

با دوتا.دستم میتوانم بنویسم.بیلیاردخوب بازی کنم.رانندگیم حرف نداره .موتور سواری خوب بلدم.سال2005 تافل زبان را گرفتم. ادم شوخ طبعی هستم.با ادم ها خوب ارتباط برقرار میکنم.نمیگذارم کسی از من دلگیر بشه.ادبیات من حرف نداره .بازیگر خوبی هم هستم (اغراق نباشه البته....)فقط دوست دارم اقای کیمیایی.کیارستمی.بیضایی.حاتمی کیا...منو پیدا کنند.البته یکی از ویژگی های منحصر به فرد من اینکه فروردینی هستم.

 

نگاهتان به زندگی؟

زندگی برایم شرینه.خدا روشکر راضی هستم.عمدتا مثبت نگر هستم.

 

به خانواده ها چه توصیه ای میکنید؟

اینکه مراقب فرزنداتشان باشند تا جایی که میشه حمایتشان کنند.از همه لحاظ.یکی از دلایلی که با خانواده ام خیلی رفیقم اینکه یک عالمه حامی من هستند.

 

از نقش هایی که داشتید کدام یک از ان ها را بیشتر می پسندید؟

با اعتماد به نفس تمام می گم همه نقش هایی که داشتم را دوست دارم.

 

چقدربه شانس اعتقاد دارید؟

من  نمی گم شانس.من می گم لطف خدا.خدا بدجوری به من روکرده.همیشه مدیون حرف های اقای حسن مصطفوی هستم که منو باخدا اشنا کرد که هیچ موقع فراموش نمی کنم.

 

زیباترین جمله ای که به مردم می توانید بگویید؟

من جمله مرحوم خسرو شکیبایی را می گم:مردم بدون ما زنده اند ولی ما هنرمندان بدون مردم مرده ایم.

 

دغدغه های امروزاقای افشانی؟

انجام کارهای خوب.سلامتی خانواده ام وسلامت رفتاری.جسمی وفکری خودم.

 

به فعالیت تان در طول دوران زندگی چه نمره ای می دهید؟

واقعا20 .من بیست بیستم.

 

حرف اخر:

اینکه هوای خودتون داشته باشید.به خانواده تان احترام بگذارید.استعدادهای خودتان راکشف کنید و خدارو فراموش نکنید.

می خوام بگم:بابادوستت دارم.مامان عاشقتم. خواهرهواتودارم.

 

با تشکر از دوست خوبم مونیکا جون

کامل بخونید.......لطفا

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشاالله

حتما قسمت اول سریال بازپرس با بازی محسن افشانی خوندید

اگه نخوندید...مهم نیست میتونید از طریق وبلاگ دوست گلم

پارمیدا جون بخونید.....

بچه ها بازم اون یکی وبلاگم رو بهتون معرفی میکنم:   بهار عشق

دوستان گلم حتما از شنبه سی خرداد هر شب ساعت ۲۳ مجموعه

ملودرام رستگاران رو نگاه کنید خیلی قشنگه قراره هر شب در۵۲

قسمت پخش بشه.

راستی من در آخر وبلاگم هر هفته اسم فیلم های در حال اکران را میذارم.

پس نتیجه حرف هامون...قسمت اول فیلمنامه بازپرس رو در وبلاگ پارمیدا بخونید.

- به دومین وبلاگم با عنوان بهار عشق سر بزنید

- از شنبه هر شب ساعت۲۳ فیلم رستگاران رو نگاه کنید.

همیشه خدایی هست آن سوی دلتنگی ها...

عذرخواهی

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشاالله

واقعا برای غیبت اخیرم ازتون عذر میخوام راستش دهم مجبور شدم برم مشهد

و همین دو روز پیش رسیدم.

البته اونجا نظرات زیباتون رو چک کردم...در ضمن از این به بعد فقط منو سیمین

صدا کنید نه چیز دیگه ای ممنون میشم....

خواهشا از این پس نفری حداکثر ۳ تا نظر بذارید نه بیشتر....متشکرم

من یه وبلاگ جدید افتتاح کردم که خیلی خوشحال میشم بهش سر بزنید

فکر کنم وبلاگ خوبی بشه....

      اینم آدرسش  :  بهار عشق روش کلیک کنید نمایش داده میشه.

آپ جالبی در وبلاگ بهار عشق نوشتم.خوش حال میشم نظرتون رو بدونم.

حتما از مصاحبه محسن افشانی با مجله سینما امروز رو خوانده اید

اگر نه میتونید از روزنامه فروشی ها تهیه کنید یا از وبلاگ پارمیدا و تبسم جون

بخونید.

ممنون که در مدتی که نبودم تنهام نگذاشتید......

دومین ستاره خاموش

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشاالله

میدونید که کیوان ساکت هم به عنوان دومین مجری برتر

بوم سفید از اون برنامه رفت....

اون تو وبلاگش نوشته بود  وجودش برای ما مهم نیست...نوشته بود که فکر میکنه

بود و نبودش به حالمون فرقی نمیکنه....نوشته بود میدونه که تا مدتی مثل

اوایل رفتن محسن اعتراض میکنیم ولی بعد عادت میکنیم و خیلی چیزای دیگه...

از این رو من یه متن خطاب به اون نوشتم که برای خودش هم در وبلاگش

نوشتم که امیدوارم بخونید و نظرتون رو در پست قبلی بدید :

سلام آقا کیوان شما خیلی خودخواهید.خیلی

شما به چه حقی در مورد ما اینجوری قضاوت میکنید.

بله محسن رفت ولی ما هنوزم ناراحتیم میدونید چرا ؟

چون اونم مثل شما به ما اهمیت نداد.

ولی ما هنوزم دلخوریم هنوزم انتظار داریم یه روزی محسن رو تو بوم سفید ببینیم.

میدونی چرا تو نفهمیدی که ما از نبود محسن ناراحتیم

چون ما خودمون رو خفه کردیم و هزاران بار به برنامه ایمیل زدیم

و از نبودش شکایت کردیم ولی هیچوقت اون ایمیل ها خونده نشد..

ببخشید که اینقدر صریح صحبت میکنم ولی به نظر من یه هنرمند

وقتی پا تو این حیطه میذاره دیگه فقط مال خودش نیست که خودش به تنهایی

در مورد خودش تصمیم بگیره....

ببینم تو از کجا میدونی که نبودت واسه ما مهم نیست...

فقط چون عوامل برنامه کسای دیگه ای رو جایگزین آیتم های اجرایی تو کردند

نذار فکر کنیم اون موقع ها که تو صورت ما لبخند میزدی فقط به فکر رضایت همون

عوامل برنامه بودی...

ببین آقا کیوان اون روز که محسن از برنامه رفت من تا دو ماه برنامه رو نگاه نکردم

چون واقعا شاکی بودم

ولی بعد دو ماه فقط به امید وجود تو نگاه میکردم اون برنامه رو

که حالا تو امیدم رو ناامید کردی.

بازم کیوان جان عذرخواهی میکنم اگه یه خورده تند رفتم

هرجور راحتی ولی امیدوارم جواب منو بدی...

از امروز به بعد من هیچ برنامه ای رو به اسم بوم سفید نمیشناسم

مگه اینکه تو در اون اجرا داشته باشی.

گفتم امیدم رو ناامید کردی...خدا امیدت رو ناامید نکنه...

در هر صورت بازم از کیوان عزیز عذر میخوام که اینقدر تند باهاش صحبت کردم

این پست رو زمانی نوشتم که خیلی شاکی بودم...خیلی

ولی وقتی آروم شدم و پست جدید اونو دیدم که اعتراف کرده بود که

منظورش از بی اهمیتی وجودش برای عوامل برنامست نه ما

منم متنی هم به عنوان عذرخواهی هم دلجویی و هم دلداری برای اون

نوشتم و فرستادم:

سلام پسر خاطره های به یاد ماندنی

اولا خیلی عذر میخوام برای نظرات قبلی که شما رو خودخواه تصور کردم

حالا که بیشتر فکر میکنم میبینم که خود من از همه خودخواه ترم که از شما

میخوام کاری رو انجام بدید که دوست ندارید.

ولی کاشکی یه خداحافظی ساده انجام میدادید که حداقل باهاش دفتر

خاطرات بوم سفیدمون رو با تو می بستیم.

من هنوزم میگم کسی که ضرر کرد تو نبودی.

اونا بودن که هم تو رو از دست دادن هم تماشگرانی مثل ما.

ولی اینو بدون که تو همیشه تو قلب ما یه جای خوب برای خودت داری.

به قول عزیزی نمیگم خداحافظ میگم خدا تو را حافظ

در پست بعدی حتما میخوام فقط در مورد خودم براتون بنویسم.

نظرات در پست قبلی لطفا.دوستون دارم

تا درودی دیگر بدرود

دلنوشته دوم...تقدیم به کسی که ....

سلام پسر آرزوهای خیال پردازانه

بهت قول داده بودم برات بنویسم

میخوام از آشنایمون برات بنویسم....

از روزایی که تو بوم سفید بودی و انگار نبودی..بودنت مهم نبود...

از کنارت ساده میگذشتم و گاهی بخاطر رفتار بچگانت مسخرت میکردم...

از روزایی که با اصرار دوستام میزدم شبکه یک که تو بهم بگی :

ما تعبیر رویایی هستیم که دیروز....

از روزایی که با ترانه مادری ترکونده بودی ولی من....بازم نمیدیدمت...

در ماه محبوب بود که تازه از چهرت خوشم اومد.....

گفتم نه بابا خوشگله ولی فقط همین...

۲۳شهریور۸۷ بود که تو با اشکای دونه مورواریدت که به زور نگهشون داشته بودی

دل منو نرم کردی...از ماه محبوب بیرون اومدی و به دل من وارد شدی....

                  

                          ............................خوش اومدی..........................

 

تقدیم به کسی که نامش در بهار من ، یادش در اندیشه من ، عشقش در قلب من

و دیدنش آرمان من است.

لطفا ادامه مطلب رو حتما بخونید............حتما بخونید...........حتما......

ادامه نوشته

محسن و کارهای جدید

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشاالله

حتما خبر دارید که فیلم ۵ اپیزودی عباس رافعی به اسم کیمیا و خاک

به نیمه رسیده و اینم میدونید که محسن افشانی عزیز یکی از بازیگران

این کار هست.

از اونجا که این اقا محسن ما بسیار پرکار هستند و در سریال جدید مهدی فخیم زاده

به نام بازپرس هم بازی دارند.

در این فیلم به جز محسن بازیگران ارزشمندی چون رویا نونهالی ، مهدی فخیم زاده و....

هم حضور دارند.

این سریال در ۴۵ قسمت پخش میشود که پیرامون پیدا شدن جسدی در یک ساختمان است

که با وجودش پای دیگر اهالی ساختمان را هم به مسئله باز میکند.که محسن یکی از اون هاست.

اینم یه عکس از محسن افشانی و سیاوش خیرابی که کمتر در نت دیده شده است :

منبعش هم که دیگه گفتن نداره روش درج شده از وبلاگ مرجان و ارتا جون برداشتم.

عسیسانم یه دلنوشته کوتاه برای محسن در ادامه مطلب نوشتم

دوست دارم شما هم بخونید و حتما نظرتون رو راجبش بگید.

خب دیگه من تا ۵خرداد دیگه اپ نمیکنم فقط هر جند شب

یک بار میام بهتون سر میزنم.

جا داره اینجا درگذشت پیمان ابدی عزیز که یکی از افتخارات کشورمون بود رو

تسلیت بگم.

دوستان گلم خیلی دوستون دارم و امیدوارم از این آپ کوتاه لذت برده باشید.

تو آن ستاره منی که گر شبی ز کلبه ام سفر کنی

ز شوق روی ماه تو صدای خنده ی دلم به اسمان سفرکند

ادامه نوشته

خداحافظی

سلام به دوستان گلم

گفتم یه خورده از خشکی دربیام ننویسم:سلام خوبید خوشید سلامتید.انشالله

الان که دارم این متن رو براتون مینویسم آسمون داره گریه میکنه....

تهران داره بارون میاد...انگار اسمون هم مثل من دلش گرفته....

من اومدم باهاتون خداحافظی کنم.یه خداحافظی یه ماهه.شایدم بیشتر

فکر نکنید جا زدم.....نه.....راستش عروسی دخترخالمه اونم تو امریکا

میخوام بریم عروسی.بلیت هامون هم هماهنگه.اگه بتونم از همون جا آپ میکنم.

ولی اگه نشد ببخشید دیگه شما به بزرگی خودتون.تو این مدت وبلاگم رو تنها نذارید.

زود به زود بهش سر بزنید.هر خبری هم از آقا محسن شد.بهم اطلاع بدید.

اگه شد با لپ تاپ داداشم میام نظر هاتون رو میخونم.

راستی فرشته عزیزم همونی که بی هیچ نام و نشونی برام نظر میذاری

وقتی نظراتت رو میخونم.واقعا یه حس خاص بهم دست میده.

همچنان منتظر نظرات قشنگت هستم.

راستی بچه ها دلتون میاد تو غربت نظراتم کم باشه....خوب دلم میشکه...

پس نفری۱۰تانظر بذارید...هرکس دوست داره هیچ اجباری نیست.

قول میدم آخرین باره که چنین درخواستی دارم.

خوب دیگه تا یه ماهه دیگه...حالا شاید هم بیشتر شاید کمتر خداحافظ

دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا ارزومندم.

 

تولدت مبارک

سلام خوبید خوشید سلامتید انشاالله                                                         ۱۱/۱/۸۷

                                     

                                               تولد تولد تولدت مبارک،مبارک مبارک تولدت مبارک  

 

                         امروز تولده. اگه گفتید تولد کی............نمیدونید............بابا ۱۱فروردینه...........

                         متوجه شدید...........نه.........آره.................بلاخره نه یا آره..........................

                         باشه بابا از خیر بیست سوالی گذشتم................خودم میگم.......................

                                                          امروز تولد..........تولد..................تولد

                                                                                 ..........

                                                                                 ..........

                                                                                 ..........

                                                                     محسن افشانیه

                      

     الهی صدساله شی نه صدو بیست ساله شی نه صد و بیست سال کمه

        همیشه زنده باشی

 

 

خوب یه سال دیگه هم گذشت و محسن عزیز پا با بیست سالگی گذاشت.

اگه فوت پدربزرگش رو فاکتور بگیریم سال۸۷ که براش عالی بود.

سال ۸۸هم اینشاالله براش عالیه عالیه.

دیگه اقا محسن پا به دوره جوونی گذاشت.

راستش بچه ها من از تولد های شلوغ خوشم نمیاد

همین قدر که محسن بدونه تولدش رو به خاطر داریم به نظر من کافیه.

.....

.....

.....

.....

اینم یه دسته گل سرخ برای آقا محسن 

               خدمات وبلاگ نويسان جوان              www.zibasazi.bahar-20.com  

خب بچه ها هدف فقط یاداوری بود

راستی ۴فروردین محسن به برنامه عصربخیر بچه ها زنگ زده بود و مثل اینکه اسم

چندتا از دوستاش مثل فرشاد کیوان سهیل حسین و.....رو گفته بود

هر کس اطلاعات بیشتری راجب این تماس داره به منم بگه.

*راستی میدونستید قرار بوده که محسن و کیوان عصر بخیر بچه ها رو اجرا کنند*

*ولی محسن قبول نکرده و کیوان رفته سر کار بعدش هم ...رفت از اون برنامه*

*بعد محسن به دوستانش که باهم تاتر کار میکردن sms میزنه که دارن

 برای همچین برنامه ای تست میگیرن*

*خب حالا اگه گفتید دوستاش کیا بودن...همین فرشاد حسن پور و حسین اکبری*

ببخشید دیگه اینقدر سادست تولدمون.

امروز تایید رو بر داشتم که نفری۵تانظر بذارید.

به هر حال به محسن عزیز تولدش رو تبریک میگم.

تا پست بعدی خداحافظ

قسمت هایی از مصاحبه محسن افشانی

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشاالله

 اینجور که معلومه آقا محسن خیلی فعال شده.خیلی

برای نوروز هم در مجله خانه و خانواده و هم خانواده سبز مصاحبه کرده.

 من امروز براتون قسمت های مهم از مصاحبه محسن با خانه و خانواده را گذاشتم:

 رفتن از برنامه ماه محبوب چقدر به لحاظ روحی در تو تاثیر داشت ؟

 فقط همان روز ! شاید باورتان نشود اما من خوشحال بودم چون بالاخره از گیر اجرا در رفته بودم.

 ..............................................................................................................................

به نظر خودن محسن افشانی می تواند خواننده خوبی باشد؟

 (می خندد) خودم قبول دارم که صدایم خوب نیست.خودم از صدای خودم خوشم نمی آید.

 ..............................................................................................................................

چه موسیقی گوش می کنی ؟ از همین رپ ها و جوان ها که همه گوش می کنند!

من مدل خواندن محسن نامجو را خیلی دوست دارم.

 ................................................................................................................................

 خودت کی قرار است صاحب خانواده شوی ؟

(کمی خجالت می کشد) سال 1393 .

چرا؟

 چون سن بیست و پنج سالگی برای من بسیار محترم است و بابام قرار است

کت و شلوار دامادی تنم کند.

و فرد خاصی را برای زندگی مشترک هنوز در نظر نگرفتی ؟!

 چه خوب. اولین جایی است که از این سوال ها از آدم می پرسند! نه هنوز گزینه ای برای ازدواج ندارم.

 ...........................................................................................................................

 در مورد خانواده سبز هم مطلب مهمی نگفت به جز دلتنگی های گاه به گاهش

برای کیوان و اجرا های دو نفره با او.

 .............................................................................................................................

 خوب از شما خواستم یه جمله کوتاه در وصف محسن بگید خودم هم قول دادم

جمله ام رو براتون بنویسم:

                         *پسری از جنس باران که زمین خشک دلم را سیراب کرد*

 جمله های همتون قشنگ بود خیلی قشنگ.

انتخاب از بینشون خیلی سخت بود اما من مجبورم یکی رو انتخاب کنم:

 پسر شکوفه های بهاری که مثل گل بهار زود گذر بود.ما جدی گرفتیمش اما اون ما رو نه.

 که پانیذ جون نوشته بود و خیلی به دلم نشست.

 .....................................................................................................................

 دیگه اینکه من تا 11فروردین که تولد محسن هست آپ نمیکنم

 پیشاپیش عیدتون مبارک بهترین آرزو ها رو براتون دارم.

 تا 11فروردین خداحافظ

حتما تا آخر بخونید

سلام خوبید خوشید سلامتید

ماهی کوچولوها دعا می خونند رو دیدید

بازی محسن خوب بود نه......آره......بلاخره نه یا آره

خوب امیدوارم خوشتون اومده باشه

حتما شنیدید محسن خیلی اکتیو شده و تند تند داره بازی میکنه

اسم فیلم جدیدش رو به خاطر ندارم فکر کنم کیمیا خاک یا یه چیزی

تو همین مایه ها.

خوب حالا میخوام ازتون یه درخواستی کنم:

                                             یه جمله قشنگ در وصف محسن افشانی بنویسید

فقط در یه جمله محسن رو توصیف کنید.

خواهشا نظر خصوصی نذارید.

هر کس میخواد بیش از یه جمله بگه بیشتر نظر بده مثلا

 اگه ۵ تا جمله میخواهید بگید ۵ تا نظر بذارید.

بهترین جمله رو در پست بعدی میذارم بعلاوه به توصیف خودم از محسن.

 

گاهی سکوت کن شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشد.

 

تا پست بعدی یا علی خدانگهدار

ماهی کوچولو ها دعا میخونند

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشاالله

یه خبر خیلی مهم و خوب برای هواداران محسن افشانی:

بچه ها شاید یه خورده دیر باشه منم همین حالا فهمیدم

تا یک ساعت دیگه تله فیلم ماهی کوچولوها دعا میخونند

از شبکه سوم پخش می شود.

بخدا خودم هم همین حالا فهمیدم هنوزم مطمئن نیستم که

صد در صد نشون بده ولی................حالا به هر حال شما

تماشا کنید.

پس یادتون نره امشب( ۷ اسفند )ساعت ۲۰:۰۰از شبکه سوم.

راستی فردا(۸ اسفند) ساعت ۱۵:۰۰تکرارش رو نشون میده.

راستی نظر فراموش نشه.

تا بعد یا علی

 

 

چند تا عکس از محسن

سلام خوبید خوشید سلامتید. انشالله

یه خبر خوب برای هواداران سیاوش خیرابی

که فکر کنم بعضی ها بدونند.اونم اینکه مجله خانواده سبز با او و برادراش

مصاحبه کرده.

راستش خبر خاصی نیست.بیشتر در حال درس خوندن هستم

و وقت نمیکنم زیاد بیام نت ولی خب قبول دارین تعداد نظرات هم آدم رو

دلسرد میکنه؟؟؟؟

محسن هم که کم کار تراز قبل شده و غیر از خبر خوشی که در پست قبلی

نوشتم خبر تازه ای ازش ندارم.

ولی نه کم کار نشده اون تو سال ۸۷ خیلی هم پرکار بوده:

سلام بهار،ترنه مادری،ماه محبوب،بوم سفید،ضامن،ماهی کوچولو ها دعا میخونند و....

شاید رضا گلزار هم که مثلا سوپراستار تو یک سال این همه کار انجام نده....

خوب حالا به هر حال ما باید تا عید منتظر بمونیم.پس الکی حرص و جوش نخوریم.

چند تا عکس از محسن براتون گذاشتم که دیدنش خالی از لطف نیست

با کلیک روی تصاویر بزرگ شدشون رو ببینید.

تا بعد بای

خبر خوش

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشالله

 یه خبر دارم داغ داغ داغ...........داغ

 درباره محسن افشانی.یه خبری که خستگی این دو سه ماهه

 رو که تو بیخبری گذروندیم رو از تنمون در بیاره.

 اون خبر هم چیزی نیست جز :                         

                                              برگشت مجدد محسن افشانی به حیطه اجرا

خوشحال شدید نه................من که خیلی خوش حال شدم.

 تازگی ها همش فکر میکردم حتما ما برای محسن هیچ اهمیتی

نداریم که بعد از این همه درخواست تجدید نظر در عقایدش بازم حرف خودش رو میزنه.

 ولی حالا فهمیدم که اشتباه میکردم.

چون اون اهمیت ماهارو یه بار دیگه ثابت کرد. ثابت کرد که ما و نظر ما براش مهمه.

ما هم با حمایتامون ازش قدردانی مون رو نشون میدیم.

موافقید؟

 راستی این برنامه از شبکه جام جم قراره پخش بشه ولی کدوم شبکه معلوم نیست.

این برنامه در همین روز ها گرفته میشه که عید نوروز بره رو آنتن.

باید منتظر موند و دید این دفعه آقا محسن چه گلی برامون کاشته.

راستی من ندیدم ولی میگن محسن رو به مدت تنها چند دقیقه

 در برنامه سی تا سی با اجرای فرزاد حسنی نشون دادن.

قالب رو هم براتون عوض کردم.اگه تکراریه ببخشید.

راستی اگر یه قالب وبلاگ خوب بهم معرفی کنید ممنون میشم.

 راستی یه خواهش لطفا نظر خصوصی نذارید.

ممنونم تا بعد یا علی

محسن کجاست...؟

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشالله

من بعد قرنی دارم آپ میکنم .ببخشیدا

ولی خوب کامپوترمون خراب بود و حالا که درست شده سعی میکنم

جبران کنم.

از محسن هم که هیچ خبری نیست.و واقعا من نمیدونم وبلاگ هایی که به

اون اختصاص دارن این روزها چکار میکنن.

لطفا منو بخاطر قالب ساده ام ببخشید دنبال یه قالب خشکلم که جایگزین کنم.

راستی خواهشا نظر بدید تا حداقل دلمون به شما ها خوش باشه.

به سیمین و سروه عزیز هم به خاطر ورود دوباره به دنیای مجازی تبریک میگم

همچنین به پارمیدا جون و تبسم خانوم گل به خاطر قالب جدیدشون.

منتظر نظرات قشنگتون هستم.چشم انتظارم نذارید.

تا بعد یا علی

 

دوباره سلام

سلام خوبید خوشید سلامتید . انشالله

 من برگشتم.بعد یک ماه (به صورت تقریبی)

اینقدر دلم براتون تنگ شده بود که نگو و نپرس... .

فکر میکردم شما هم حتما دلتون تنگ شده و با نظراتون بلاگفا رو ترکوندید...

خب تازه چه خبر؟

 من که حدود یه ماه تو بی خبری مطلق به سر میبردم ولی حالا دوباره اومدم.

به جان خودم همه چی از یادم رفته....همه چیز.....

دو روزه اومدم ولی خب اینقدر خسته بودم که.........

میدونم شما هم انتظار نداشتید با اون همه خستگی که

 از یه ماه گشت و گذار و بخور بخواب و تفریح و شوخی و

بازی و پیک نیک و.......پدید اومده بود بیام و آپ کنم.

راستی من تو مجله زندگی ایده آل مشترک شدم

 پیشنهاد می کنم شما هم فرم اشتراکش رو پر کنید و عضو بشید

(هر چی خانواده سبز و خانواده روز های زندگی و راه زندگی و .......میذاره تو جیبش.مگه نه؟)

 تازه هر روز یه خبر جدید ازمحسن افشانی توش نوشته میشه...

خب چه خبرا ما رو نمیبینید خوش میگذره.....

راستی بچه ها یه سوال مهم اون هم این که:

 

                     *****   چی شد که از محسن افشانی خوشتون اومد   *****

 

حتما حتما به این سوال جواب بدید منم تو پست بعدی جواب این سوال رو میدم.

منتظر نظرات قشنگتون هستم.خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

راستی من واسه آهنگ وبلاگ از تیتراژ برنامه سلام بهار استفاده کردم

 که متاسفانه با کمی تاخیر پخش میشه ، ولی خب پخش میشه...

این مهمه لطفانظرتون رو راجب به موزیک این وبلاگ هم بنویسید....

 

حضور محسن افشانی در برنامه چشم انداز+یه خداحافظی طولانی

سلام خوبید خوشید سلامتید.انشاالله می خوام باهاتون خداحافظی کنم یه خداحافظی طولانی(یه ماهه) فکرکنم در جریانید که کنکور قبول نشدم میخوام برم استراحت کنم. خیلی خستم خیلی زیاد

 میرم اصفهان خونه خاله بزرگم و................

ولی قبلش خواستم از حضور ناگهانی محسن افشانی در برنامه چشم انداز که از جام جم 3 پخش شد

براتون خبر بدم:

ساعت دو و نیم بعد از ظهر یکشنبه بود که به شدت خوابم میومد

 ولی یه حسی بهم میگفت پاشو تلوزیون رو روشن کن.

یه نیم ساعتی با اون حس کلنجار رفتم ولی اون حسه به من غلبه کرد

 رفتم تلوزیون رو روشن کردم....زدم شبکه جام جم 3دیدم تیتراژ برنامه چشم اندازه

میخواستم کانالشو عوض کنم که دیدم مجریه سلام علیک کرد و خبر از مهمان برنامه داد:

امروز یکی از بازیگران تازه کار و مجری جوانی دعوت کردیم به این برنامه بیان که قطعا آینده خوبی داره.

بعد در کمال تعجب دیدم محسن افشانیه......

مصاحبش رو به یاد ندارم.......فقط یه قسمتش گفت:

  معذرت خواهی میکنم از دوستان عزیز طرفدارای گل بوم سفید من احساس میکنم یه دینی به گردن بچه ها دارم نمیدونم یه جورایی خجالت زده روی اونام به خاطر اینکه اینکه برنامه ی بوم سفید رو نصفه نیمه رها کردم.من به خاطر اینکه تو حیطه بازی پا گذاشتم باید از حیطه اجرا خداحافظی می کردم دوست نداشتم اون برنامه رو که بین نوجوان ها خیلی جا داشت رو رها کنم....ولی به هر حال اتفاق هایی واسه من افتاد که اجازه خداحافظی به من ندادن،حالا به هر حال(دقت کردین تکه کلامشه) منم برنامه بوم سفید رو دوست داشتم مخاطباشو دوست داشتم.امیدوارم منو ببخشید که دیگه تو اون برنامه نیستم.

خیلی متشکرم............ همین

 

بااین حرفش جواب سوال آپ قبلی منو داد.

مصاحبش بیست،بیست پنج دقیقه بیشتر نبود.....

بعدشم شهاب کسرایی رو دعوت کردند و تمام...

......................................................................................................................

هر کس ندیده میتونه از طریق دو لینک زیر ببینه :

http://iransima.ir/FilmDescription.jsp?IDCode=170309&pCode=71&pType=2008-11-30&place=calendar

............................................................................................. mms://media.iransima.ir/JAM-E-JAM3/JJTV3_13870910_015.wmv P>...............................................................................................................>

خب دیگه تا یه ماه آینده خداحافظ راستی نظر یادتون نره......

ممکنه برم کافی نت کامنت ها رو چک کنم.......

از همه کسانی که میان و نظر میذارن پیشاپیش ممنون.

تا دیداری بعد یا علی   

...................................................................................................................

این روزا حال و هوات بهاریه                         نوجوانی فصل بی قراریه

دل تو یه چیزایی فهمیده                            داره دنیا رو نشونت میده

گاهی بازیگوشی گاهی سر به زیر                  گاهی تو جمعی و گاهی گوشه گیر

گاهی حس میکنی خیلی میدونی                 گاهی تو یه حس ساده میمونی

اینا لحظه های نوجوونیه                              هم زمینیه هم آسمونیه

داری کم کم تو خودت پیدا میشی                  داری هم قد بزرگترا میشی

از خودت میپرسی من یعنی چه؟                    عشق و ایمان و وطن یعنی چه؟

اگه دوست دارید این شعر رو بطور کامل بشنوید آهنگ این وبلاگ رو گوش بدید تیتراژ سلام بهار رو براتون

گذاشتم.  

چرا محسن از بوم سفید رفت..................

سلام خوبین خوشین سلامتین.انشاالله

چه خبرا...............هیچی..................

حتما خودتون میدونین خبرتازه ای نیست

فقط محسن از بوم سفید رفت............

چرا؟

چراش رو هیشکی نمیدونه..............

اون کسایی هم که خواستن بدونن به برنامه بوم سفیدایمیل زدن........

............................دریغ از یه جواب درست.................................

همش آدمو میپیچونن..........نمیدونن ما خودمون فلکه ایم................

ولی خداییش جاش خیلی خالیه.....................مگه نه....................

یه روز میگن  مشغله کاری داره.............................

یه روز دیگه میگن خودش خواسته بره.................................

یه روز دیگه میگن موقتی رفته........................

آخرش چی؟..................

حداقل کاش یه خداحافظی خشک و خالی میکرد....................

که این همه شایعه پشتش نباشه..........................

البته اون بیچاره تو ماه محبوب خداحافظی که کرد

مردم محترم از حرف ها و شایعه های بی سرو تهشون بی نصیب

نذاشتنش......چه برسه به الان......................

خوب دیگه خیلی پر حرفی کردم ...................

شماهم بیاید و نظرتونو راجب نبود محسن و دلیلش بگید مرسی

تا بعد.یاحق