دردمن
خدایا ببخش
بابت آنروز ک سرت دادکشیدم متاسفم...
من عصبانی بودم
برای داشتن کسی ک تو میگفتی ارزشش را ندارد
ومن پافشاری میکردم
بعضیا....
باید به بعضیا گفت
عزیزم تو روی پاهات نمی تونی وایسی ؛
چه برسه به حرفات
.
.
به بعضیا باس گفت
عزیزم زندگی ما بازار نیست
که بری یه دور بزنی و اگه از کسی خوشت نیومد برگردی ،
اگه رفتی دیگه برو
.
.
به بعضیا باس گفت:
پر و بالو ک خودم بهـــــــــت دادم..
دم از کــــجا در آوردی بدبخت!؟!
.
.
به بعضیا باید گفت
این بادی که انداختی توو گلوت ،
قبلا توو معده ی ما بوده … آره …
.
.
باس به ی ســـــــریام گفــــــت :
عوض نمیشی…؟؟؟ خیالی نیست…
تعویض که میشی
موندم والا؟؟؟
اینجا جاییست که پشته دوستت دارم هایش
نوشته:ساخته چین
##
هی تو اونی که وقتی میبینتت کف میکنه
دلستره نه من
##
ان روز ها هیچچ چیزمان به هم نمیخور*
اما حالا حسابی حالم ازت به هم می خوره
##
به بعضی ها باس گفت:
لطفا یه دهن برامون خفه شو
##
لباسش را من برایش خریدم اما...
دیگری از تنش دراورد
هه؟؟؟؟
هـــــــــی فلانــــــــی؛
تــو را مـن “تــــــــو” کـــردم، وگرنــه کــلمه ی “هوی” هــم زیــادت بــود
واســه مــن “شــما شــما” نــکـن...
+
مثل لیوآنی شده ام که لبه اش پریــده
تشنه شدی مواظب باش
عجــیب وحشی امـ
+
بایـد واسـه بعضیـا آژانس بگیریـ
بگی:
زودتــر گمشو از زندگـیم برو بیرونـ
++
اَگه بَرآم مُهِم بودـی زیرِت خَط میکِشیدَم !
نَه دورِــــت !
ما...
اينـقَـבه وآ3 مَـטּ
{ صـِـבآے گـآو } בَر نيـآر...
مَـטּ و تـو בيگــِﮧ
{
برگرد...
برگرد و از اول برو
چشمانم پر از اشک بود واضح ندیدمت...باورم نشد
خدافظی..
خسته شدم از این همه تکرار...
من!! سیگار!! یاد تو!!
تنهایی!! اهنگ همیشگی...
این اهنگم خسته شد از بس هی تکرار شد...
این روزا دستام میلرزه... سیگارم و نمیتونم نگه دارم...
خسته شدم از این همه اشک ریختن اجباری...
خدا تمومش کن... ما که خدافظی گفتیم...
بیچاره مادرم
یچاره مادرم...
آرزوش خوشبختی من بود...
اینکه منو یه روز تو لباس سفید ببینه...
مادرم...
سفید پوشم...ولی نه سفید پوشه عروسی...
سفید پوش روزی که به عکسام خیره میشی و اشک میریزی...
روزی که نیستم غمتو نبینم...نیستم دلداریت بدم...نیستم اشکاتو پاک کنم...
دردت به جونم مادرم منو ببخش...
بیچاره مادرم...
.
.
.
سفید پوشم...
سفید پوش فریادی که در گلو شکست...
سفید پوش فریادی که در سکوت شکست...
سفید پوش آخرین دیدار...
سفید پوش آخرین لبخند...
سفید پوش رفتن...
سفید پوش روزی که همه سیاه پوشن و من سفید پوش...
روزی که به دیدارم آمدی...
افسوس خفته در خاکم...
دیشب...
چیزی نیست شاید فشارت افتاده...
شاید!!!
امام نمیدونم چرا احساس میکنم ضربانم تند میزنه...
احتمالا از تاثیر داروهاست که میخوری...یکم بشین استراحت کن...
مامان حالم داره بد میشه...یه طوری شدم...سرم گیج میره...
بذار ببینم چته... حالت تهوع داری...؟
آره...آره...یه چیزی بده بتونم توش بالا بیارم...
وایسا...بیا این نایلون و بگیر...
نایلون و نذار جلو دهنت هوا بهت نمیرسه...
چیکار کنم...؟
نفس عمیق بکش...
نفس عمیق...
نفس عمیق...
نفس عمیق...
ارام...ارام.....
ارام چی شد؟؟؟ بیدار شو دختر....
و دیگر هرچه بود محو شد...
و من دیشب برای چند ثانیه مردم...
ارامش
ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻳﻌﻨﻲ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻗﻬﺮ ﻛﺮﺩﻱ ﻣﻄﻤﺌﻦ
ﺑﺎﺷﻲ ﺑﺠﺰﺀ ﺗﻮ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﺟﺎﺗﻮ ﻧﻤﻴﮕﻴﺮﻩ!!!
چشمانش
تمام دردها فراموشم میشوند وقتی چشمهایش در مقابل خیالم قد علم میکنند
لبخندم درد میکند
"لبخندم درد میکند"
صدامو داری
صدامو داری به احترامت هیچ وقت حتی من نمینداختم نگامو جایی
....
جهانـــــــــم بی تو الفـــــ ندارد
دوست دارم
ناشیانــه گفتم دوستت دارم …
لاشیانــه تــرکم کردى !
اونی ک رفت
دلت را خوش نکن به این “دوستت دارم”ها …
تمامشان تاریخ مصرف دارند …
من به تو میگویم دوستت دارم و تو به همه …
با گِل هم بسته نمی شود ، دهانی که هرز می پرد ….
سلام بچهاجونم
من شرمندتونم یکم سرم شلوغه وقت نمیکنم زود ب زود بیام
دوسیتون دالم
بووووووووسی
بی دلیل
منت کشی بی دلیل از هرکسی
ب او جرأت قهرهای بی دلیل را میدهد!
من خودم تجربه کردم
درد دل
سیگار بکش...
مست کن....
بغض کن...
گریه کن...
اصلادق کن...
ولی با ادم بی ارزش درد دل نکن ...
درد
گوش کن...
عذابی ک من میکشم درد بی تو بودن نیست!!
تاوان باتو بودنه
تنهایی
کوچکتر ک بودم
فک میکردم تنهایی یعنی وقتی هیچکس خونه نیس
ولی الان...
فهمیده ام ک نفرت هم مثل دیگراحساسات قیمت دارد!!!!!
تنفر را هم نباید خرج هرکس کرد
روز های بارانی
اولین روز بارانی یادت هست؟
غافلگیر شدیم چتر نداشتیم
خندیدیم و دویدیم و با شالاپ شلوپ های گل آلود
عشق می ورزیدیم...
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی
چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم
سعی میکردی من خیس نشوم و
شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود
و سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکند
و حوصله نداری سرما بخوری
چتر را کاملا بالای سر خودت گرفتی!
و شانه راست من کاملا خیس شد...
چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
با یک چتر اضافه آمده بودی!
و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر در
چشم هایمان نرود
دو قدم دورتر از هم راه برویم!!
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم ..
تنها برو