کلاس ن رفتنیه ن گذاشتنی کلاس پیچوندنیه
برن ب افتخار همه ی اونایی ک
متنفرن از ته دل ... از اول مهر
این منم

فائزه احمدی
ک در اوج خوشبختی رسیدم ب مدرسه ی سما
ی جوری آزمون ورودی رو قبول شدیم و رفتیم مدرسه
قیافه ی قبل ورود ب مدرسه

از سال اول چیز زیادی یادم نی ....
چرا ی چیزایی یادمه ...

یادمه یکی میگفت پامو بکنم تو دهنت ؟؟

به به ...

این ی نفر ..
فروزنده ... و صد البته جیرجیرک خودمه ...
اینم عکسش

ای جووووونم
دیگ ....
بازم یادمه 
دعوا ....

با سیما ..

سر یکی از دعواهامون زدم تو سرش ...
هیچی دیگ تا ابد این شکلی میمونه
خداییش چقدر زدمش 
چقدر پوست همو کندیم ....
بسه دیگ ...
خیلی دیگ ب مغزم فشار اومد .. .
میریم سراغ دوم راهنمایی
خیلی خوب بود ...
از اولش ی گوشه ی حیاط داشتم گریه میکردم


ن خو خدایی لحظات لذت بخشش چسبید ..
مثلا ساعتو میکشیدیم جلو
بعد معلم میومد
میموند تو آمپاس
هه هه هه هه
حقشونه ...
عکس پایین اتاق مشاورمون خانوم فداییه

اینم خودشه

البته انقدر با ما سر و کله زد این ریختی شد ...
اومد مارو آدم کنه ..
خودش مثل ما شد .. !!
آخرشم فراری شد و از مدرسه رفت ....

اینم پسرشه ...
جنگجویان کوهستان اینطوری دعوا نمیکردن ک این دعوا کرد ...

ی بار من ونرگس تو اتاقش داشتیم باهاش حرف میزدیم دست همو گرفتیم
هیچی ....
انقدر بد نیگا کرد ...
پسرش ن .. فدایی رو میگم
انگار ..... ( استغفرالله )
اینم نارنگی جاان :-))

چ وضعه نشستنه ؟!!
خانوم جولی اونجوری نمیشینه ک تو نشستی ..
واااااای .. بلا ب دور ... خدا نصیب نکنه :-)

اینم آبجی رکساناس

اینگده دختر خوفیه ..
فقط ی خورده لجبازه
اونم فدا سر ....
از بس دختر خوبی بود مامانش تو بچه گی دادش رف
اینم شوهرشه

آدم خوبیه ...
اصلا هم دعوا نمیکنه ...

زندگی شخصیه مردم ب ما چ ...
البته من خواهر عروسم ...

این عروس نی ک ....
رکسانا عروسه ..
ایناهاش

اینگده دوسش دارم
اینگده دلم براش تنگ میشه ... 


.....
بله ..

نفر بعدی ...
فک نکنم کسی بفهمه کیه ...
آخه ی رازه ..
ن ..
شیدای عزیزم میدونه کیه ..
شمام اگ خواستین بدونین ...
مشکل خودتونه ... ب من هیچ ربطی نداره

زیاد راجبش بحث نمیکنم ...
دوست داشتین حدس بزنین ...
اگ گفتین ؟؟

عکس بعدی مطعلق هست ب ...
دیوووونه !
مال زهراس ...

خخخخخخخخخخخخوب !!
اینم عکس بغل دستیه عززززززیزم ..
مائده 

ک ی عالمه باهم خوش گذروندیم 
سال دوم با همه ی خوشیاش تموم شد ...
میریم سراغ سال سوم ...
واقعا مزخرف بود ...
بزرگترن علتاشم ...
فرزانه و الهی بودن 

اینم فرزانه .... 

چندش..
چندش ..
چندش ..
واااااااااای
اصلا وبم نجس شد ...
طفلک وبم ...
اینم الهی ..

اینجوری وقتی میشد ک مشق ننوشتی ..
خونش میرف تو شیشه ..
طفلک ... فک کنم اخرش .... 
میدونی ...
سر کلاس قاطی میکرد میگفت : از کلاس برو بیرون ...
میرفتی
یعنی از خدات بوده ک زودتر از کلاس بری بیرون
نمیرفتی یعنی ب حرفش گوش ندادی ...
تکلیفش با خودش روشن نبود
سال سوم ..
با بچه های ۲/۳
اول از همه میخوام بگم ..
این ملیکاس 

عزیز دل خودم ...
بله چی فک کردین ؟؟


اینم مهساس ...

ار اونجایی ک بهش لقب عروسک داده بودم اینجام عکسش عروسکه ...
مشنگ ترین دختریه ک تو عمرتون میتوانین پیدا کنین ...
اقا من کنار این وقتی بودم بهترین حس دنیا رو داشتم
احساس شیطنت و زنده بودن ...
ملیکا یاد بگیر ..
مهسا چرا یادش نمیدی ؟؟
خودم براش وقت میگیرم بیاد پیشت آموزش
قبوله ؟؟
اینم نگاره

ی دختر فوق العاده مهربون و دوست داشتنی ...
من سهراب این خانومه ام ..

سر کلاسش ب من میگف ... (سهراب من )
البته بگماا .. دوسش دارم ...
هم خودشو هم درسشو 
این ۳ نفر پایینم ...
۳ تا دیگ از دوستامن ..
ب ترتیب
( شقولی / مهدیه / شقه )









خدایا شکرت
برای همه ی روزهای آفتابی و برای همه ی روزهای غمگین ابری و بارونی
برای غروبها و شبها شکرت ...
به خاطر غمها و شادیهایی ک امسال بهم دادی
خدایا شکرت برای تمام ..
لبخند های محبت بار ، دوستای مهربون ، برا همه آن عشق و محبت
و چیز های شگفت انگیز ک دریافت کردم ....
۳ سال تموم شد ..
۳ سال تحمل کردن ادمایی ک باعث میشن دیگ حتی نزدیک مدرسه قبلیم نرم ..
ولی خوب محیط مدرسه پر بوده از خاطره هایی ک با دوستام داشتم ..
شوخیا و .. خندها ... همش ..
وقتی تنها میشم

چشمامو میبندم و یادتون میکنم

بچه ها واقعا تموم شد ...؟؟؟
حرص خوردنا ...
بازی کردنا....

رقصیدنا...
اذیت کردنا...
دعواها ...

تقلبا...
آسی کردن معلما ...
از شروع کردن دبیرستان بدون شماها میترسم ...
فردا باید برم مدرسه ..
مدرسه ای برام غریبه اس ...
آدمایی ک غریبه ان ..
هیچوقت فک نمیکردم انقدر بزرگ شم ...
هیچوقت ..

بچه ها دلم براتون تنگ میشه ..
دوست دارم ی بار دیگه تو مدرسه همه ی جا جمع شیم و محکم بغلتون کنم 
دیانا ....
ماه پیشونی ....
براتون بهترین آرزو هارو دارم ....

بچه ها برای همتون بهترین ارزوها رو دارم ..
امیدوارم همتون موفق بشین و ب بهترن جاها برسین ..

میدونم صب ک بشه ...
یاد تک تکتون میوفتم ... یاد کلاسمون .. یاد خاطره هامون

و حسابی احساساتی میشم ...
حسابی خیالاتی میشم ...
ولی ماها باید بریم ..
باید بدویم تا عقب نمونیم ...
باید برسیم ب موفقیتا
باید ...

فراموشم نکنین ...
( فائزه
)
بچه ها نظر دهی این پستم فعاله .. !!