من ی خرم!

هر چی فک کردم که چه پست به درد بخوری بذارم به نتیجه نرسیدم...تصمیم گرفتم یه پست به درد نخور بذارم 


امسال در عین مسخره بودنش عالیه خیلی داره بهم خوش می گذره ( امیدوارم تا آخر همین طوری باشه)

 یه کم فاز خبیصیم گل کرده دوس دارم کلی دیوونه بازی در بیارم.. شما راه کاری برا دیوونه بازی ندارین؟ 

بکن چشماتو کور تا بدی کنکور

واژه ی کنکور.... در لغت نامه ی من ( البته لغتنامه ی ایران بگیم بهتره تا من)
:"
بکن چشماتو کور"

به زبان ساده تر: خر بزن تا کور شی!

 

امسال خیلییییییی سوژس... بذارین وقتی کوریه چشمام تموم شد می یام همشو براتون تعریف می کنم...
بدرود دوستان من...هیییییییع

ای دوست...

هر چه رسد از تو نیکوست

پس به دعا مرا

تا بزنند صدا

که زینب تو شدی یک رقمی

 

حساس نشین ..همون قضیه ی تاب برداشتن مخه می دونم

 

ما رفتیم 

 


 :).ن : چه قد چرت پرت گفتم تو این پست :| ( برداشت من بعد از چند ماه)

آقا مبین ..ملقب به مبی کوچول p:

 

نام : مبین   ( شانس آورد که بهش می یومد)

اخلاق: نق نق و اخمو...اصا مردددی بود واس خودش ... صورتشم خط خطی کرده بود همون اول کاری...

شانس بیاریم جنایت کاری چیزی نشه

بردنش حموم درجا خسبید... از اینکه خوابه کسی اذیتش کنه به شدت عصبی می شه ( به خودم رفته)

چشمام بسته بود ( به من نرفته)

تنها پسر بیمارستان بود که امروز به دنیا اومده بود 

پیش بینی : بچه ی باحالی می شه  خودم تنهایی گفتم

 

نوش جون

 

 

چیزه شما به اسم کیک توجه نکنید! اشتباهی اسم یکی دیگرو زدن...اتفاقه دیگه میافته

تولدت مبارک کوچول

 

 

بحث شیرین کادو

از طرف خودم

یک دستگاه کروات با پیرهن و شلوارش

فعلا همینا از سرتم زیاده...

برا یکسالش فک کنم خوب باشه.شایدم دو سال

 

اینم مبی هفت خط اخموی خودم شلام شلام

 خیلی خره  هنوز معلوم نیس به کی رفته ولی فرم چونه و لبش فعلا شبیه مامانشه..اخمشم شبی باباش

بخورم لپاشو

ماشالا ماشالا چشم و این داستانا نخوری ایشالا

----------------------------------------------------------------------------------

:) . ن: مبین می گم ببین چه قد بچه بودی خوشگل بودی الان بیریخت شدی...خجالت بکش

 

اومد!!! (خوش بیامدی ...کوچول ^_^ )

بالاخره کاره خودشو کرد...

به دنیا اومد..امروز صبح ... چهاردهم شهریور نودو دو....

با اینکه از شهریوریا دل خوشی ندارم ولی امیدوارم این برام دل خوش بذاره

به عبارتی ساده تر عمه شدم باید از همین الان تو گوشش بخونم بهم بگه "زینب "

هنوز اسمشم نمی دونم  مثلا سورپیریزه.... اگه اسمشو دوس نداشته باشم خودم یه اسم دیگه براش می ذارم

ساعت ۳ تا ۵ ملاقاتی....می رم ازش عکس می ندازم می یام براتون می ذارم  براش تفلدم می گیرم تازشم

حسه خاصی ندارم...فقط گیجم...شاید بعدا که بزرگ شد بگم بیاد این پست و بخونه.... شاید حسمو درک کرد...ولی امیدوارم درک نکنه....آره...امیدوارم از به دنیا اومدنش هییییییییییچ وقت پشیمون نشه.... اصا تا اونجایی که بتونم کمکش می کنم که پشیمون نشه...

جدی نگیر «1»

من می یام

 الان اومدم بگم اومدم !

گفتم جدی نگیر خب! 

(الان نمی دونم چرا گفتم "خب" در هر صورت جدی نگیر)

شب بخیر فعلا!

عه راستی سلام

خدافظی

گالری آبکی 2....بوووووووف

سلام بچه ها من کامین کردم 

 

زنده این آیا؟ من که ماه رمضونی در شرف مردن بودم...راستی عیدتونم  مبااااااارکککک

خیلی وقته عیدا دیگه برام حسه خوشی که بچه بودم داشتمو نداره... خنده هام زورکی شده... اینطوری =»  ولی خب واس خاطره شما سعی می کنم دیوونه شم

از یه سال پیش قول دادم گالری آبکی می ذارم یادتونه؟ الان اومدم بذارم ههههه

 ولی قبلش بیاین یه کم بحرفیم حوصلم سر رفته خخخخخ ...

نه ولش کن حرفم نمی یاد برین ادامه پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

104103_667

 

 

بچه های حالارو ههههههه

رمزیه پست حواستون باشه هاهاهاپریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

راستی یه چیز بگم من واقعا عذر می خوام که نمی تونم براتون کامنت بذارم...راستش با گوشی می یام بیشتر وقتا و گوشیم قابلیتاش زیاد نیس خیلی :|

ادامه نوشته

دوب برو رو دوب برو رو دوب برو رو ، دوب

سلام

دیگه عزممو جزم کردم بیام پست بذارم!
خیلی همه چی شلوغ پلوغ شده
جاتون خالی امسال یه کارورزی داریم با یه مدیر کارورز اصا در نوع خودش یه موجود ابر موجودیه... اصا تا این هست گرافیک و صنایع دستیو معماری در برارش سوسکن... ما که موجود تک سلولیم این وسط محسوب نمی شیم....فقط این به من نمره کامل نده... یه حرکت می زنم 20 کیلو ماه رمضونی کم کنه...به هفت قسمت مساوی تقسیمش می کنم...همچین شتکش می کنم

از اون ورم که داریم پیشواز کنکور می ریم ببینیم آخر می رسیم به رویاهای فاخرمون یا باید بریم دکه گل فروشی بزنیم

اوووووووووف یه اتفاق خیلی بزرگ افتاده شاید اصا باورتون نشه....منکه خودم الان تو هنگم... یکی از درسامو اعتراض زدم جوابش اومده ۲۰ شدم برا یه بار تو زندگی احساس کردم حقم ضایع نشده...برا یه بار احساس کردم زندم هنوز نمردم....برا یه بار احساس کردم اعتراض :یعنی کشک، می تونه یه درصد کشک نشه....برا یه بار احساس کردم خودکارو کاغذ الکی حروم نکردم....برا یه بار احساس کردم کسایی که جواب اعتراضارو چک می کنن آدمایی خیالی نیستن.. من به نمایندگی از همه ی اونایی که تمام عمرشون اعتراض زدن و بهش نرسیدن شادیمو باهاشون تقسیم می کنم....اصا نمره ی من واس شما

(دارم هذیون می گم...تأثیرات بعد از افطاره حساس نشین)

خلاصه که بسی شلوغ است سرمان... اصا ترافیکیه توش....
.
.
می گم اگر مارو سر سفره ی افطار یادتون نبود بازم دعا کنید

من که از اول ماه رمضون تا الان تنها دعام اینه: خدایا همه ی آدمارو شفا بده...هم ذهنی هم جسمی به خصوص اولیه

تا حالا شده یه حس خیلی خیلی مزخرف داشته باشین ؟ ... پ ن پ! سئوال پرسیدم خیر سرم بذارین حسمو براتون باز کنم.... می خوام برم ولی اصا نمی تونم، فهمیدن الان؟ در همین حد بسه بمونین تو خماری

چه قد چیزی می خواستم بگ یادم نرفت... بذارین براتون یه پست به درد بخور بذارم... ادامه ی مطلب انتظار شمارا می کشد ها ها ها

ادامه نوشته

یک سالم زندگیه جالبیه!

 آخ آخ آخ دیدی چه بزرگ شد بچم.... ینی انقد یه هویی زود بزرگ شد که خودم نشناختمشحس خوبیه اینکه تو از هر جام وا بمونی بازم می دونی یه جایی هست... کوچیک و جمع و جور که برا توه.... برا خودت... هزینشم فقط تحمل سرعت اینترنت له  و گذروندن عمرته...  جایی که سرنوشتش دسته توه و می تونی با کسایی حرف بزنی که بیشتر شبیه آدمای خیالیه ذهنتن... آدمایی که شاید یه روز واقعی شن:) آدمایی که بعضی وقتا دوست داری بغلشون کنی یا جفت پا بری تو دهنشون

تو این یه سال چه اتفاقاتی افتاد ینی اصا من تو کفشم ....   آقا یه منبع موسق  که جلو اومدن شکم  را نشون می ده حاکی از این است که گویا تا آخر تابستون یک شخص جدید که هنوز قیافش معلوم نیست و وجود خارجی ندارد خواستار این است که هر چه زود تر پا در کره ای پوشیده شده از خاک و خول/ خل بگذارد .... و هنوز این جانب هدف این خواسته اش را نفهمیده و باید منتظر باشم تا او که معلوم نیست او چه کسیست به حرف آمده وعلت این کارش را جویا شوم !!! 

ساده ترش اینه که دارم چیزی به اسم عمه می شم   نمی دونم چرا به واژه ی عمه آلرژیه مضمن دارم:|

بعد اینکه من ماندم تنهاااااااااای تنهاااااا می یان سیل غم هام ....  خواهرمم پر 

 خودم موندمو خودم          

وارد حاشیه شدیم... بریم سر اصل مطلب با بعد از دو روز و چند ساعت تأخیر:

تولدت مبارک کوچولو ی بزرگ یک ساله!!!

خب خب ...

 کدوم یکی از پستام هنوزم یادتونه؟

کدومشون ویادتون نیست؟

بگین یادم  بیاد

یادمه روزای اول وقتی یکی می یومد برام کامنت می ذاشت انقد ذوق مرگ می شدم ... بزرگ ترین سئوالم این بود که چرا نمی تونم با مرور گر فایر آیکون بذارم....و بزرگ ترین اعصاب خوردیم این بود که یه پست بلند بالا می ذاشتم تا می یومدم تأییدش کنم نت قطع می شد...ینی دوست داشتم سرمو بزنم تو دیوار :))

 

یه کلیپ خیلی قشنگ براتون می ذارم حالشو ببرین... نوازندش جیکوب راس طراح وبلاگه که بعضی وقتا تفریحی پیانوم می زنه ...حتما ببینیدش

کلیپ kiss the rain

 

پ.ن: حالا طراح وبلاگ بودن چه ربطی به نوازندگی داره من نمی دونم!


چه باشم چه نباشم آخرش هستم p:

هه هه مگه چیه خب الان اومدم

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

می گم این چن ماه چه حرکتی زده بلاگفا، اومدم توش احساس کردم اشتباه اومدم خواستم برگردم

خـــــــــــــــــــــــــب می گفتیم.....چه خبرااااااااا؟؟؟ راستی عیدتون مبارک ..چهارشنبه سوری خوش گذشت؟ :))))

بذارین بگم الان دارین تو دلتون بهم چی می گین:

دسته ی اول: وااااااای کجااااااا بود این... ( با نهایت لطافت)

جواب من: خونه ...بیرون....مدرسه

دسته ی دوم: وااااااای کجااااااا بود این...( با نهایت خشم لطیف)

جواب من: خونه ....بیرون...مدرسه

دسته سوم: ای نامرد... لیمهحکتبهتحی....تعرخبمعتهرخسم.خب......نهحسخخحبثح

جواب من: دلم خواست

آقا من هی می خواستم بیام هی نمی شد ...هی می خواستم ...هی نمی شد ...هی می خواستم ...هی نمی شد....
همه چی قاطی و پاتی .... مدرسه قاطی و پاتی...خانواده قاطی و پاتی ... زندگی قاطی و پاتی مهم تر از همه خودم ...بیشتر از همه قـــــاطی پــــــــاتیا ، قاطی پاتی ...اصا خبر ندارین این چند ماه به من چه گذشت....ینی یه چیزایی گذشت که اصا خبر ندارین  تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

ایننننننقد حرف برا گقتن دارم که گلوم سه ماهه هی می خاره خوبم نمی شه تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی
یه پست می خواستم برا چهارشنبه سوری بذارم نشد:))) گفتم الان بذارم بخندیم ...هر چی می گردم نیس
خوشم می یاد نمی یام نمی یام اد وقتی موقع امتحاناست می یام
آقا امتجان دینیرو دادیم تمممممممممممممممممممممموم شد هو هو هووووو دست دست ...باورم نمی شه وای ینی از هیچی به اندازه این کتاب چندشم نمی شه.....به خصوص امسال با اون سخنان گوهر بارش

ینی اونقد که دادن این امتحان منو خر ذوق می کنه یه بستنی دبل شکلاتی با مخلفات خر ذوقم نمی کنه

(حالا که فک می کنم می بینم دروغ گفتم اونم خیلی خر ذوقم می کنه)

خلاصه که کلی دل و رودم اومد تو حلقم...کلی زیر تریلی له شدم....کلی سرم و زدم تو دیوار ... کلی کچل شدم و کلی کارای دیگه انجام دادم ... مثه بچه های آدم رو به جونور درس خوندم ... هی کار کردم هی کار کردم هی خوابیدم هی کار کردم الان منو باید تو گینس به خاطر افتخاراتم ثبت کنن

شما چه خبر؟؟ بگین بگین که دلم براتون تنگیده به اندازه ی تمامیه تار های مو های ریخته ام در این چند ماه

خوشم می یاد هر چی قالب لبخندیه همش جینگیل پینگیله  هر کی ندونه احساس می کنه اومده تو وبلاگه یه دختره نو پا!

بذارین این امتحانا تموم شه.... می ریم تو فاز گالری آبکی ورژن ۳ و ۴ و...... خلاصه کلی با هم حال می کنیم تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی
راستی میلم و یه خدا نشناس هک فرموده .... این میل جدیدرو اگه کسی می خواد بگه بهش بگم

 

 

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی من آماده ی ترور شدنم


...

 

سخن عاشقانه گفتن دلیل عشق نیست...
عاشق کم است... سخن عاشقانه فراوان...
عشق عادت نیست...
عادت همه چیز را ویران می کند
از جمله عظمت دوست داشتن را
از شباهت به تکرار می رسیم، از تکرار به عادت...
از عادت به بیهودگی و از بیهودگی به خستگی و نفرت...


        "یک عاشقانه ی آرام _ نادر ابراهیمی"