در باب اظهارات گستاخانهء مقامات آمریکایی...!!

عده ای اظهارات گستاخانه مقامات آمریکایی را قابل تحمل نمیدانند و خطاب به ملت میگویند که حالا ببینید این لفاظی ها را، باز بگوئید آمریکا باادب است!

فارغ از اظهارات مقامات آمریکایی که من و شما بارها طی این سالها از این طرف و آن طرف آنها را شنیده ایم و یا آن جمله معروف که "همه گزینه ها روی میز است!". این ها که مطالبی تازه نیست و همیشه تاریخ پس از انقلاب همراه ما بوده است اما حالا چرا توهین و لفاظی نامیده میشود جای تامل دارد! اما جان مطلب چیز دیگری است.

اگر ما نگاهی به ادبیات مسئولین خود در طی این سالها بیاندازیم و ببینیم که آنها چگونه و با چه ادبیاتی در مورد دولت آمریکا اظهارنظر میکنند و یا در کشور ما چند مسابقه "مرگ بر..." و تجمعات اعتراضی با توهین و فحاشی به آمریکا و در آخر هم آتش زدن پرچم ملت آمریکا انجام میشود و یا اینکه تا بحال چندهزار بار دولت آمریکا را مستقیما و در مراسمات رسمی خطاب قرار دادیم و گفتیم: که تو هیچ غلطی نمیتوانی بکنی و یا ابلیس اکبری و ما تو را زیرپا له میکنیم و بیرقت را آتش میزنیم و هزار و یک توهین جور واجور دیگر، آنگاه خواهیم دریافت که توهین یعنی چه؟

من به عنوان یک مسلمان ایرانی حتی برای چند ثانیه هم نمیتوانم تحمل کنم که گروه یا دولتی ولو که دشمن من و مردم کشورم باشد، بیرق کشورم را آتش بزند و یا زیر پا له کند،حالا به هر دلیلی اینکار را بکند فرقی نمیکند.!

اگر چه این نوع اظهارنظرها ریشه در این دارد که ما کشوری مستقل از نظراقتصادی نیستیم و با مشکلات ریشه ای و عدیدهء بسیاری مواجه ایم که گمان میکنیم، راه درمانش موشک هایی با برد 2000کیلومتر و یا غنی سازی 60% است! عامدانه گمان میکنیم که اینها ما را عزیر میکند! (در حالی که کره شمالی با بمب اتم و ارتش یک میلیون نفری اش باید عزیرتر از ما باشد اما از احترامی در میان ملتها برخودار نیست). اینگونه لفاظی ها ریشه در این چیزها دارد و بس!

"آمریکا با کشوری که در حل تورم سالیانه اش مانده است اما فقط ادعا میکند که "من آنم که رستم بود پهلوان" باید چگونه حرف بزند؟!"

تاسف و دیگر هیچ!

کم کم دارم از "دولت امید" هم ناامید میشوم.

دیشب مراسم اختتامیه 32 جشنواره فیلم فجر برگزار و به صورت زنده از شبکه نمایش تلویزیون پخش شد. جدا از توهین هایی که دیگر عادی شده و به شکل گستاخانه از طرف رسانه ملی!! اعمال میشود! و شعور ملت را هدف میگرد(که البته نشان از بی ادبی مدیرانش دارد)، جوایزی که در این شب و در برج میلاد تهران نیز اهدا شد جای تاسف بسیار دارد.

سیمرغ ها میان دوستان تقسیم و بعد هم آن آهنگ "همه چی آرومه ما چقدر معتدلیم..!" در ذهن ها متواتر شد و به خوشی و میمنت این جشنوراه هم به پایان رسید.

اهداء "سیمرغ بلورین بهترین فیلم نامه" به بهروز افخمی برای فیلم «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران»! که فیلمی لوس و مزخرف است(از اسم فیلم مشخص است) و یا اهداء "سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و فیلم" به رستاخیز و آقای درویش. فیلمی که علاوه بر منتقدین و اهالی سینما داد مداحان اهل بیت را نیز درآورده است.( و من به شخصه چه ماه ها که منتظر دیدن این فیلم در باب واقعه عاشورا بودم و چقدر انتظارش را کشیدم ولی حالا میشنوم که همه بدش را میگویند) و یا "سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه مردم" که پر بود از بی تدبیری و مصلحت اندیشی و سیاسی کاری و نادیده گرفتن حقیقت.

در پایان لازم به تذکر است که دولت تدبیر و امید از این کارزار سینمایی سربلند بیرون نیامده و همچون روال سابق حقیقت را فدای مصلحت کرده است. نمیشود همه چیز را با "حرف" درست کرد و به زور امید را القاء...


استقلال اقتصادی و معنوی

در خبرها پشت سر هم می آید که آمریکا حالا به حقوق بشر و موشک های بالستیک ما نظر دارد و خواهان مذاکره در این موارد نیز شده است.!

دکتر شریعتی در کتابی میگوید : "استقلال معنوی بدون استقلال اقتصادی ممکن نیست و بالعکس" و شاید همه استقلال یک ملت و دولتی را بتوان به همین دو استقلال معنوی و اقتصادی گره زد. میخواهم در این یادداشت بگویم که این تهدیدات جور واجور ریشه در کجای تاریخ دارد و چرا؟

کشوری که هزار و اندی مشکل داشت و تازه انقلاب کرده بود و باید ابتدا به حدی از استقلال اقتصادی میرسید(البته در آن زمانها استقلال معنوی در اوجش بود) و پر بود از آشوب و ترور و جدایی طلبی.

اقتصاد و اجتماع و فرهنگ و دانشگاه اش فلج شده بود و باید همه را از نو شروع میکرد و یا حداقل سالها میگذشت تا به وضعی عادی برگردد، چنین کشوری چرا باید سفارت دولتی را اشغال کند که در اوج اقتدار اقتصای و نظامی و فرهنگی و ...است. بگذارید مثالی برای روشن شدن موضوع بزنم. اگر شما شکمی بخیه زده داشته باشید یا دست راست و پای چپتان شکسته باشد و از سرتان خون بریزد و با هــزار و یک مشکل راه بروید،در چنین وضعی آیا میروید و خانه ی قویترین مرد جهان با آن همه دبدبه و کبکبه را میزنید و با او درگیر میشوید و بعد اگر ازتان سوال شود که چرا چنین کار احمقانه ای کردی؟ جواب میدهی که خوب در گذشته این آقا به من خیلی ستم کرد و حالا من با این کار میخواستم انتقامم را از او بگیرم! و اگر باز از شما سوال کنند که خوب چرا صبر نکردی تا حالت بهتر شود و حداقل این بخیه ها و پانسمان های دست و پایت را باز کنی و بعد بروی انتقامت را بگیری؟ جواب دهی که خوب من از هیچ احدی نمی ترسم و امان از ذلت!!

حکایت کشور من و شما، حکایت چنین فردی است. آن زمان که آن "صادق مذهبی مهندس بازرگان" میگفت که باید گام به گام جلو رفت و ابتدا خود را قوی کرد و به معنای واقعی کلمه "مستقل" شد و بعد به رویارویی با استکبار اندیشید،گفتیم که او انقلابی نیست، انقلابی یعنی "خلخالی". فردی را که سابقه طولانی در مبارزه با آن رژیم منحوس داشت و از دوستان آقای طالقانی و شهید مطهری بود را کنار گذاشتیم و بعد هم او را که از انقلابیون درجه اول و از افراد شورای انقلاب اسلامی بود ردصلاحیت کردیم! و او هم روضه سکوت چون مولایش پیش گرفت و بدون تشنج آفرینی و قدرت طلبی از آن انقلابی که خود از صاحبانش بود به اسانی گذشت.

حالا ما مانده ایم با کشوری که اقتصاد و فرهنگ و اجتماعی مریض دارد و گمان میکند که "عزت"اش در موشک های دوربردش و غنی سازی 60% است بی آنکه استقلال اقتصادی و معنوی داشته باشد.

والعاقبة للمتقین         

22بهمن فارغ از رسانه میلی مبارک باد.

امشب شب 22بهمن شب پیروزی انقلاب اسلامی ملت مظلوم و داغ دیده ء ایران عزیز است. ملتی که سالها حکومت شاهان قجری و پهلوی را تحمل کرد و دم برنیاورد. حکومت ها و شاهانی که هرکدام برای ملت و تاریخی کافی بود.

امشب که "صداوسیمای ضرغامی و دوستان" هر چه خواست از آن "زمانی زیر ابرو گرفته" آهنگ پخش کرد و برای هزار و سیصد و نود و دومین بار جناب آقای دکتر محمدجواد لاریجانی را به برنامه گفتگوی ویژه خبری آورد و هی مصاحبه و پیام داد که ای ملت عزیز و بزرگ ایران فردا بیائید و روی ما را زمین نیاندازید. در خبرها و برنامه ها به هر که خواست تاخت و در میانه این تاختن دستی به سر سینما کشید و با چند مصاحبه سر پایی و البته به شدت حرفه ای و درآمده برچسب "سیاه نمایی" به آن چسباند و چند روز پیش هم که این زور فزاینده شان دیگر دامان "منتخب ملت" را هم گرفت و یک ساعت مصاحبه رئیس جمهوری را عقب انداخت و باز هم در یک حرکت اخلاقی و البته تکراری و بسیار صادقانه زیرنویس نمود که "به محض دریافت تصاویر از نهاد ریاست جمهوری...!" و دروغ مصلحتی و به شدت واجب گفت و از حسین(ع) گفت و هزار بار پای مذهب حقه جعفری را وسط کشید و ملت را به 124هزار نبی قسم داد که فردا بیائید و گزینه تان را روی میز بگذارید و بعد بگوئید :

"انرژی هسته ای حق مسلم ماست"  و     مرگ بر آمریکا، اسرائیل، انگلیس، فرانسه، کانادا و ...

والسلام

علی مطهری چه میگوید؟

فرزندی که اگر هیچ نداشته باشد نشان از پدر را قطعا دارد!

علی مطهری در بخشی از نطق غیرجنجالی اش گفت: " جای تاسف است که پس از گذشت ۴ سال از آن ماجرا، هنوز مساله فتنه حل نشده و ورد زبان‌هاست، بهتر است رییس محترم قوه قضاییه به جای شعار دادن درباره فتنه به حل آن بپردازد و حل آن مستلزم وجود یک قوه قضاییه مستقل است." دادستانی محترم هم بلافاصله وارد عمل شده و در بیانیه ای عنوان میکنند: "« اظهارات نامبرده متضمن «توهین» به قضات با عبارت «غیرمستقل»؛ ایراد «افترا» به قضات با ادعای «نفوذپذیر» بودن آنان و این‌که قضات تابع دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی هستند و هم‌چنین «نشر اکاذیب» از بابت غیرقانونی خواندن احکام صادره در خصوص برخی مجرمان امنیتی است.» در ادامه ء این ماجرا علی مطهری در بیانیه ای توضیحاتی را ارائه میدهد: "اشاره به مستقل نبودن و تاثیر پذیری قوه قضائیه در یک نطق، « توهین» یا « افترا» به قضات شمرده نمی شود زیرا اولا روشن است که مخاطب قضات نیستند بلکه مدیریت قوه است و بیانیه نویس خواسته است قضات را به کمک خود بیاورد و ثانیا « توهین » و « افترا » در قانون مجازات اسلامی تعریف شده است.»علی مطهری در ادامه عنوان می کند که «اینها انتقاد است و انتقاد یا وارد است یا وارد نیست، این طور نیست که انتقاد اگر از نظر انتقاد شونده وارد نباشد نشر اکاذیب یا توهین و یا افتراست. در غیر این صورت انتقاد معنی و مصداق پیدا نمی کند.»


برخی از واکنشهای مردمی (منبع : الف)

1-گله عامه مردم در جائیست که برخی افراد دارای جایگاه های حقوقی (که نظام و ملت به رسم امانت در اختیارشان گذارده اند)، با گفتار یا رفتارشان هزینه های فراوانی برای امنیت کشور و اعتماد عمومی ایجاد می کنند، ولی با مسببین این هزینه ها برخورد قاطعی (لااقل در کوتاه مدت) صورت نمی پذیرد. متأسفانه برخی مصلحت اندیشی ها ممکن است در اعتماد بخشی از مردم نسبت به وجود قاطعیت و شفافیت دستگاه های امنیتی و قضائی خدشه وارد نماید.

2-انصافاً سخنان آقای مطهری حق می باشد و قوه قضائیه به عنوان ملجا و پناه همه افراد و بخصوص اقشاری که در حاکمیت نیستند, باید بی طرف باشد. مگر قضیه شریح قاضی و زره امام علی ع را فراموش کرده ایم که حتی چون احترام امام علی ع به عنوان حاکم را کمی بیشتر رعایت کرد امام علی به ایشان تذکر داد که باید بیطرف باشی!

3-نماينده مردم در مجلس كه حق انتقاد ندارد، استاد دانشگاه و اهل قلم هم كه حق انتقاد ندارند، مردم هم كه تكليفشان معلوم است، اگر اين نوع رفتار استبداد نيست چه اسمي بر آن ميتوان گذاشت؟؟!!

4-اگرقوه قضائیه به وظایفش به طورمستقل وبدون فرصت سوزی عمل می کرداینهمه جرم وفساد، رانت خواری واختلاس دردولت گذشته رخ نمی داد

5-خدا به مطهری عقل سلیم عطا کند که ندانسته هیزم بیار نشود

6-بحث سر محتوي صحبتهاي آقاي مطهري نيست ،بحث اين است كه اصلا زيبنده جمهوري اسلامي نيست كه به خاطر يك نطق وانتقاد تند از قوه قضاييه بيايد واعلام جرم كند. خيلي انتقادها به دولت ،مجلس وشهرداري و... مي شود.

7-رییس قو ه ای که در تمام زمینه های غیر مرتبط انتقاد می کند باید انتقادپذیر هم باشد.


برخی از واکنش های غیر مردمی(منبع:فارس)

1-آقای سالک(نماینده مجلس):«اظهارات آقای علی مطهری در حیطه نمایندگی ایشان نبود.علی مطهری استثنا نیست لذا بهتر است ایشان به قانون تمکین کند"

2-آقای خرسند(عضو شورای مرکزی حزب موتلفه!):"مواضع دشمن شادکن علی مطهری در حیطه وظایف نمایندگی نبوده است!"

3-آقای رجبی(عضو شورای مرکزی جامعه مدرسین حوزه!):"قاطعیت دستگاه قضائی در برخورد با مفاسد اقتصادی قابل تقدیر است"

4- کوچک زاده:"تهمت مطهری به قضات کشور و فحاشی وی به مسئولان خارج از حیطه نمایندگی بود"

5- آقای هاشمی(نماینده مجلس): "متاسفانه در شرایط فعلی که اصحاب فتنه به دنبال تضعیف کشور هستند، برخی با هجمه به دستگاه قضائی آب به آسیاب دشمن می‌ریزند"


از برای خاطر اغیار خارم میکنی                  من چه کردم کین چنین بی اعتبارم میکنی؟


ضرغامی کی میرود؟

به بهانه پخش "قلاده های طلا" در روز شهادت امام رضا(ع)!:


مردم در سوگ امامشان و تنها دلخوشی کشورشان غرق در ماتم اند و برای ولی نعمتشان به سر و سینه میزنند اما در تلویزیون جناب ضرغامی چه خبر است و او با همکاران محترمش چه برنامه یا سریال و فیلم مناسبتی را برای ملت بزرگ ما در نظر میگیرد.

 این بنده ء حقیر از طرق گوناگون به جلسه ء فوق محرمانه ء "ستاد پخش آثار فاخر تلویزیون!" که در اتاق کوچک چند ده متریِ مشترکِ جنابان عابدینی و دکتر حیدری برگزار میشد به شکل خیلی خودجوش نفوذ نمودم و مکالمات "مهندس و دوستان" را در حافظه ء تکراری، کم حجم و بی لیاقتم ضبط کردم.  

به گزارش خودم! آقای ایجاد شبکه های فاخر تلویزیونی(آش هافت) به همکارانشان می فرمایند که ای بهترین های جهان رسانه! ای بهترین در خاورمیانه خودمان!فیلمی سینمایی پخش کنید که نه تکراری باشد، نه از تولیدات فاخر سیمافیلم خودمان باشد و نه تا بحال از رسانه های خاورمیانه پخش شده باشد، دوستان عزیز و لذیذ من، به عبارت دیگر بزرگترین و بهترین در خاورمیانه باشد، باقی دنیا زیاد مهم نیست.!
دوستان آقای مهندس هم بعد از هزار و پانصد و ششصد و دو ساعت! کار کارشناسی در جلسه ای به ریاست یکی از بچه ها(به ریاست همان آقایی که در مناظرات ریاست جمهوری کنار دست آقای حیدری بود)!  فیلمی را انتخاب میکنند که چشم تمام جهان، بخصوص مردم تازه بیدار شده ء خاورمیانه ء خودمان را خیره به ساختمان شیشه ای جام جم میکند!! این فیلم سینمایی مناسبتی و فاخر، فیلمی نیست جزء " قلاده های طلا".

یادداشت ارسال شده برای "پایگاه خبری الف" 

هر چه میکشیم از " سقیفه " است

امشب را نمی توان درک کرد. دردانه ء عالم " احمد مصطفی " صلی الله علیه و آله از میان مسلمین رفت و این "امت واحده" را تنها گذاشت.

"امت واحده"، این عبارت جانها را میسوزاند و نمک بر زخمها میپاشد. "امت واحده" ای که پس از رحلت آن"عزیز" صلی الله علیه و آله هفتاد و دو فرقه شد و مصیبت ها، شکست ها، انتقام گیریها و حقارت ها بر بزرگان دین و امت تازه شروع.

تاریخ را کنار بگذاریم. آن همه مصیبت، آن همه کشته و زخمی، آن همه جنگهای قومی و برادری همه را کنار بگذاریم و بیاییم به عصر خودمان، به قرن خودمان، به سال 1435 بعد از هجرت. به اوضاع آن امت واحده،آن دسترنج بیست و سه سال رسالت "پیامبر"، دسترنج آن همه از خودگذشتگی ها و دلاوری های انصار و مهاجر نگاه بیاندازیم. خودمان به خودمان نگاهی بیاندازیم. به عراق، مصر، لبنان، سوریه، پاکستان، افغانستان، ترکیه، میانمار، یمن، لیبی، تونس، بحرین، فلسطین، مسلمانهای چچن و اروپا و قبل ترها ایران خودمان و مسلمانهای بوسنی. چرا آن "امت واحده" اینگونه شده است؟ چرا بمب ها در این امت منفجر میشوند؟ گناه این امت مگر چیست که هر شبانه روز باید این همه کشته و زخمی بدهد؟ چرا باید آن امت واحده که جهانی داشت به وسعت "هفت آسمان" جهان سوم باشد و شاید هم چهارم!؟ چرا آن پیروان "اطلبوا العلم لو بالصین" باید "نفت فروش" باشند!؟ این امت را چه کسی دارد قتل العام میکند و آرام نمیگذارد؟

این امت هر چه میکشد، از آن جمع کذایی است. فردا ( روز رحلت پیامبر) جمع خواهند شد در "سقیفه بنی ساعده" و آن همه "علی" علیه السلام گفتن های " محمد" صلی الله علیه و آله را فراموش خواهند کرد...

امروز اگر "پراید"! سوار می شویم و در facebook این طرف و آن طرف می رویم و فقط نفت میفروشیم و در کتابهایمان عکسهای دالتون و دموکریت و ماری کوری و هزار و اندی دانشمند فرهیخته غیرمسلمان است و در آرزوی آلمان و فرانسه ایم همه اش از آن جمع کذایی است، از "سقیفه" است.... 

آیا آن جمع را خدایشان می بخشد؟

سهیل

شب 28 صفر 1435

گفتم که در این معرکه پیروز شوم ...؟!

که بی سیم و زرم ....

گفتم که در این معرکه پیروز شوم                    گفتا تو فقط مردنمایی پسرم

گفتم که مگر عهد شکستن عیب است؟           گفتا که زبان تو بسوزد جگرم

گفتم به دم تیغ همه مرد شوند                        گفتا پسرم آب گذشته ز سرم

گفتم تو چرا محتسب شهر شدی؟                   گفتا به جزء این پیشه نمانده به برم

گفتم مگر این پیشه ء تو شغل بدی است؟        گفتا که خدا رحم کند بر پدرم

گفتم به چه رو کار پدر پی دادی؟                      گفتا پسرم فکر نمودی که خرم!

گفتم به تو ای دوست بگویم خبری                   گفتا که به من رحم نما بی خبرم

گفتم خبری بهر زر و سیم بده                          گفتا که در این شهر دگر بی اثرم

گفتم اثرت بود ستاندی زر وسیم                      گفتا ، عجبا "هیچ" که بی سیم و زرم

رئیس جمهور

مرگ بر آمریکا(3)

راه را در این سی سال اشتباه رفته ایم که زندگیمان بسته به مذاکرات ژنو شده است!

"مقاومت" واژه ای زیباست که آن را خراب کرده ایم!

نماینده ء مجلسی که ماهی چند میلیون تومان! حقوق میگرد و فقط رهن خانه اش در تهران 100میلیون تومان است و میخواهد برای رفاهش حقوق مادام العمر برای خودش تصویب کند! نمی تواند و حق ندارد که در صحن علنی مجلس شعار مقاومت و مرگ بر استکبار سر دهد، چرا که منش و روش اش ضد مقاومتی است و مردمش را فدای رفاه شخصی و سیاسی اش کرده است!

"مقاومت" در شخصیتی چون "علی امیرالمومنین (ع) " متجلی است که در اوج قدرتش و در منصب زمینی شده ء خلافتش و در حال سرازیر شدن خراج به دارالخلافه اش " نان و نمک میخورد" و "بر نعلین اش وصله میزند." نه شما نماینده ی محترم که ...

حقارت و ذلت را هم هر طور که بخواهیم معنا میکنیم و شعار "حسین (ع) " را سر میدهیم در حالی که "آقا" با عمرابن سعد ملعون هم مذاکره میکند و میخواهد دست شمر را هم در قتلگاه بگیرد اما عزت ما در شهادتش بود و عشق بازی اش را هم فقط زینب میتواند معنا کند که : "در کربلا جز زیبایی چیزی ندیدم" و اگر هزار بار کربلا تکرار شود روایت همین است ولاغیر اما ما چه؟ ما با عزتی که "حسین (ع) به ما عطا کرد چه کردیم؟


22میلیارد دلارمان ، پول خودمان، دست "چینی" هاست اما به بهانه ء تحریم پولمان را نمیدهند و به ما میگویند: ما خودمان به شما میگوئیم که چگونه پولتان را در کشورتان خرج کنید! ای وای حقارت چینی!!


"به امید توفیق در مذاکرات ژنو و پیدا کردن راه درست "



مرگ بر آمریکا(2)

ما و آمریکا

چرا هیچ راهی برای توافق با آمریکا نمی توانیم پیدا کنیم؟ اساسا چرا همیشه سرگردانیم و مضطرب : یک روز یک دولتی میاید و به امریکا فحش میدهد و ما هم به به چه چه میکنیم (خودم را هم میگویم) که آره احمدی نژاد فوق العاده است و شجاع. یک روز دیگر دولت محترم فعلی میاید و با اوباما تلفنی گپ میزند و باز هم ما به به چه چه میکنیم (خودم را هم میگویم) که بله چه دیپلماسی فاخری.؟



"خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمیدهد مگر آنکه خود آن قوم بخواهد "

آمریکا و متحدانش از احمق بودنشان هست که فکر میکنند ما دنبال بمب اتم هستیم و ما هم که چون چیز دیگری نداریم زیرکانه برنامه هسته ایمان را گسترش میدهیم تا حداقل آنها از این رویه ما حساب ببرند و مجبور شوند پای میز مذاکره بنشینند.

آنها(آمریکا و متحدانش) بی شرفترین، بی قیدوبند ترین و بی خیالترین حاکمان تاریخ بشریت اند. منافع مشترکشان هست که آنها را کنار هم نگه میدارد و الا باز جنگ جهانی راه میداندازند و مثل آب خوردن یکدیگر را میکشند.

با این شرایط عده ای در داخل کشور ( از اصولگرا و اصلاح طلب) این ور و آن ور میروند و میگویند که "آمریکا صادق نیست" خوب این از بدهیات است و نیاز به گفتن ندارد برادر دنبال قدرت.

نکته ء مهم این است که ما قدرت لازم برای مقابله یا مواجه با چنین کشورهایی را نتوانسته ایم طی این سالها کسب کنیم تا آنها را به خاک ذلت بکشانیم و کشورشان را امان دهیم و همچنان اندر خم یک کوچه ایم ، کوچه نفت.

ما باید اول خودمان را درست کنیم . دولتمان را ، صدا وسیمایمان را، دستگاه قضائیمان را درست کنیم و بعد به فکر مذاکره ای در شرایط برابر باشیم.

من ظفری در این مذاکره نمی بینم، اگر هم پیروزی باشد،کوتاه مدت است. امیدوارم که آقای رئیس جمهوری و دکتر ظریف موفق شوند و در مذاکرات سربلند ان شاء ا...

شب تاسوعا


آب نشد فدای تو

لبت به اصغر برسان



غصه ی آب را نخور

زحمت خود کشیده ای

با لب تشنه خدمت

مادر ما رسیده ای

محرم 1435


کوس بلا زدند و شده مجلسی به پا

آید صدای ناقه ای از سوی کربلا

شه زادگان بیت رسالت ز جور دهر

برپا نموده خیمه ء شاهی به صد نوا 1 


1 : با شرمندگی دو بیتی از خودم

مرگ بر آمریکا

این روزها بحث درباره "مرگ بر آمریکا" بسیار داغ است و دلیل آن هم اظهارنظر آقای هاشمی رفسنجانی و نقل قول ایشان از امام است. همه داستان از این قرار است که آقای هاشمی گفته اند البته در کتاب خاطراتشان که در ذیل خاطرات روز 16 فروردین 1362 «...احمد آقا تلفن‌ کرد و اطلاع‌ داد، امام‌ با پیشنهاد قطع‌ شعار «مرگ‌ بر آمریکا و مرگ‌ بر شوروی‌» از رسانه‌های‌ دولتی‌ موافقت‌ کرده‌اند و پذیرفته‌اند که‌ بگویند به‌ امر امام‌ قطع‌ شده‌ است‌. ».

در صفین امیرالمومنین به سپاهیان خود که در جنگی تمام عیار با سپاهیان شام به سرمی برند می گویند "  به سپاهیان معاویه دشنام ندهید !! " بسیار عجیب است که در آن اوضاع سیاسی و اجتماعی عصر امیرالمومنین و آن جنگ سرنوشت ساز یعنی صفین امام می فرمایند که به سپاهیان معاویه!! معاویه دشنام ندهید بلکه برایشان دعا کنید.

 این نقل قولها نه از زبان یک استاد دانشگاه است و نه یک پژوهشگر یا یک کارمند و نه یک هنرمند. از زبان فردی است که از تمام انقلاب باخبر است و نقل قول هم از بنیانگذار انقلاب است اما حالا که مرکز نشر آثار امام هم این را تایید کرده است یک عده حرافِ مرگ بر همه گو آمده اند میگویند نه حتما تکذیب کنید، اصلاح کنید چرا کاسبی ما را به هم میزنید؟ یکی نیست به اینها که در قالب یک جمع 500 نفری هم نتوانستند امام را از نزدیک ببینند بگوید که تو کجای این انقلاب بودی که حالا کاسه داغ تر ار مردم شدی؟

ما اگر پیشرفت هم کرده ایم بخاطر همت و تلاش خودمان بوده است نه بخاطر مرگ بر انگلیس و آمریکایی که گفته ایم و اگر شکست هم خورده ایم باز بخاطر خودمان بوده است نه آمریکا و انگلیس. زهر عقرب نه از برای کین است...


خشک مغزها

به این عکس نگاه کنید...

همه ما میدانیم که آمریکا طی این سالها با ما بد رفتار کرده است و ما هم با آنها بد رفتار کردیم هر چند توطئه های آنها نسبت به ما قابل مقایسه نیست. اما این حرکات که نه توسط عامه مردم بلکه به وسیله گروهی خشک مغز به اسم مردم صورت میگیرد عملی غیر منطقی ، توهین آمیز و بدون دستاورد است . از اینها یکی جلوی درب دانشگاه ما هم کشیده اند تا دانشجویان از روی آن رد شوند و ... شما بگویید آن مسئول دانشگاهی که چنین عملی را دستور داده به چه نیتی این کارها را میکند؟ 

امروز در برنامه "مناظره" آقای عسکری اولادی در پاسخ به واردات بی رویه ایران از چین گفتند: آنها(چینی ها) میگویند ما به شرطی از شما نفت میخریم که به جای پول آن از ما جنس بخرید چون شما تحریم هستید و ما نمی توانیم بهتان ارز بدهیم! می فهمید این یعنی چه؟ یعنی  "  تحقیر "

یا در جای دیگر گفتند که اگر آمریکا این تحریم جدیدش را عملی کند فروش نفت ما(ایران) که از 2/500/000 بشکه در روز به 800/000 بشکه رسیده، صفر خواهد شد! می فهمید این یعنی چه؟ یعنی "فاجعه"

حالا این خشک مغزها یا همان دوستان نادان از همه جا بی خبر راه افتاده اند این ور آن ور که فقط "مرگ بر آمریکا" . که بله آمریکا صادق نیست، سر ما کلاه میگذارد. خوب دوست من، شما زرنگ باش، شما حواست به مردمت باشد نه به لبخند فرد مقابلت، تو حواست را جمع کن. یا انها که میگویند رابطه با آمریکا بدردمان نمیخورد، خوب باشد، حرف شما درست عزیز، کشور را درست کن؟ تو به ما عزت بده (اما عزت چینی نده!)

جالب است بدانید بسیاری از مشکلات امروز کشور ریشه های چند ده ساله دارند! مثلا مشکل 20 سال پیش ما وابستگی دولت به نفت بود الان هم همینه، 20 سال پیش هم تورم 40درصد داشتیم الان هم همینه، از هبوط حضرت آدم در این مملکت مشکل اشتغال بوده الان هم همینه، 20سال پیش هم چمن حافظیه مشکل داشته الان هم همینه، 30سال پیش هم مونتاژ خودرو داشتیم الان هم همینه، کشاورزی 20سال پیش هم همون مشکلاتی رو داره که الان داره و قص علی هذا...

و شاه مشکلات کشور  " سوء مدیریت بسیار شدید "  اینها را درست کنید...

حالا باز روی پرچم! راه بروید!

دوئل ایران با آمریکا و آمریکا با ایران

آمریکایی ها درخواست ملاقات با رئیس جمهور روحانی را داده اند (تابناک).

نطق جذاب و امیدوار کننده رئیس جمهور آمریکا که توام با تکریم و احترام به حقوق مردم ایران و به دور از تندروی های مرسوم در روابط بین دو کشور و حساب شده بود قطعا تمام ایرانیان و بالاخص سیاستمداران ایرانی را به فکر فرو برده است که آخر این داستان چه خواهد شد من مطمئن هستم که همین حالا عده ای معدود در کشور دست به دعا برده اند تا همه چی خراب شود و دوباره روز از نو روزی از نو.

سخنان اوباما و درخواست انها برای ملاقات با دکتر روحانی و همچنین دیدار وزرای خارجه آمریکا و ایران در همین پنجشنبه در قالب مذاکرات هسته ای همه به خصوص سیاستمداران جهان اعم از ایرانی ، آمریکایی ، اروپایی ، روسی و حتی عربی را به تکاپو انداخته است که چه خواهد شد و آیا این طلسم خواهد شکست؟

من فکر میکنم که آمریکایی ها کاملا حساب شده و قدم به قدم دارند به ما نزدیک میشوند و از انجا که انها هیچ چیز برایشان به جز منافع ملیشان اهمیتی ندارد حتی ابایی ندارند که برای منافعشان  به انگلستان هم از پشت خنجر بزنند دیگر ما یعنی "جمهوری اسلامی ایران"!! جای خود دارد. آنها اهل قمارند و شاید هر هفته چند باری می برند یا می بازند اما ما چه؟

آقای دکتر روحانی و وزیر خارجه دکتر ظریف بهترین ارنج برای بازی در چنین میدانی هستند و اندکی ساده لوحی و اعتماد بی حساب به انها ، مصاحفه بی دلیل ، ملاقات تبلیغاتی بی نتیجه همه چیز را خراب و تندورهای داخل کشور ،اسرائیل و اعراب بی عرضه را خوشحال و جسور خواهد کرد طوری که دیگر نفس کشیدن هم سخت خواهد شد.

امیدوارم آقای رئیس جمهور زیرکانه ، امیدوارانه ، مقتدرانه و جذاب مانند همتای آمریکاییش سخن بگوید و فقط منافع ملتش را در نظر بگیرد و لبخند و ملاقاتهای مرموزانه آنها را نقش برآب و توپ را به زمین آنها بیاندازد و منتظر عکس العمل بماند تا اینکه فکر کند چه عکس العملی نشان دهد.

این یک سیاست واقعی است و برنده آن کسی است که سیاست بداند 

سخنرانی رئیس جمهور

23:30 به وقت تهران

مدیر وبلاگ ستاره سهیل   2.7.1392

یک مرداد نود و دو


به روز یک ماه بعد از تموز1

که خورشید،نصف جهان کرد روز

منه ساده ء بی خیال خموش

شدم "بیست و یک" در چنین وقت روز


به مناسبت یک مرداد روز تولدم  این "دو بیتی " رو گفتم (البته با عرض پوزش)!!

1 : ماه تیر

نیمه شعبان 34



در منا پیش تو بنشستم نگفتی کیستم
با تو از هجر تو نالیدم ولی نشناختم

صعود به جام جهانی

دیروز ایران غرق در شادی و جشن و سرور بود و مردم از صعود تیم ملیشان به جام جهانی (برای چهارمین بار) احساس غـــــرور می کردند. اما نکته ای که میخاهم به آن اشاره کنم چیز دیگری است و آن این است که ما متاسفانه "نمی توانیم خوب فوتبال بازی کنیم". ما در اولین بازی مقابل ازبکستان ، در دو بازیمان برابر کره طوری بازی کردیم که انگار در فینال جام جهانی بازی می کنیم در بازی دیروز تا دقیقه 65،70 نتوانستیم دو یا سه پاس سالم بهم بدهیم یا ضدحمله ای را پی ریزی کنیم موقعیتی خطرناک ایجاد کنیم و اگر زیرکی "قوچی" نبود شاید ما حالا مسافر برزیل نبودیم حتما به این خاطر هم است که کیروش پس از دو برد یک بر صفر مقابل کره آرزو میکند که ما روزی بتوانیم مانند کره فوتبال بازی کنیم.



نکته ء قابل توجه دیگر این است که تیم ملی ما تیمی بین المللی نیست. وقتی ما مقابل کره که تیم چهلم جهان است با آن همه دستپاچگی فوتبال بازی میکنیم چطور می توانیم مقابل برزیل، اسپانیا یا حتی اروگوئه فوتبال! بازی کنیم؟

جباری! حیدری! بیک زاده! و حتی شجاعی (که آبروی لالیگا را هم برده) در جام جهانی به کارمان نمی آیند. فوتبال ما پیشرفتی نکرده چرا که بهترین های لیگش(آقایان گل چند سال اخیر) لیاقت نشستن روی نیمکت تیم ملی را هم ندارند ولی از مدیران کم سواد و کم لیاقت باشگاهایمان تقاضای یک میلیارد پول میکنند!

این نسل به جام جهانی صعود کرده ستاره ای ندارد و اگر هم داشته باشذ نکونامیست که در بین هم دوره ای هایش( کریمی،مهدوی کیا و...) گم است.البته شاید این فقدان ستاره در جام جهانی به کارمان آید.

امید ما که اول به خدا و بعد هم به اشکان و قوچی! است.

"به امید موفقیت در جام جهانی برزیل"

تبریک به رئیس جمهور روحانی



1392 - 1396