بابای خوبم...

بار اولیه که دارم مینویسم...

امروز۲۳روزه که پدرمو از دست دادم...

نفس مبکشم.راه میرم.یادش مییفتم..

تنهام گذاشتو رفت بیمعرفت...

کنارش نبودم...

بغض تو گلوم داره میکشم...

همیشه لبخند رو لبش بود...

بهترین بابای دنیا بود...

تواین ۲۲سال اخم کردنشو ندیدم...

واسی دیدن خنده هاش دلم تنگ شده..

واسه دستای گرمش دلم تنگ شده...

چقدر من بدبختم...

کاش بشه زودتر ببینمش...

کاش منم میبرد...

با مرام یزدانت دلش برات تنگه...

۱شب فقگ بیا به خوابم...فقط بیا

پدر....

 

سایه ای بود و پناهی بود و نیست
لغزشم را تکیه گاهی بود و نیست

سخت دلتنگم کسی چون من مباد
سوگ حتـی قسمت دشمن مبــاد

بــاورم نیست این من نـابــاورم
روی دوش خویش او را می برم

مـی بـرم او را که آورده مـــــرا
پاس ایامـــی که پرورده مـــــرا

می برم درخاک مدفونش کنـــم
از حساب خویش بیرونش کنـــم

مثل من ده ها تن دیگـــــر به راه
جامه هاشان مثل دل هاشان سیاه

منتظــــر تا بارشان خالی شــود
نــوبت نشخـــوار و نقالی شــود

هــرکسی هم صحبتـی پیدا کند
صحبت از هــر جا بجز این جا کند

دیدنش سخت است و گفتن سخت تر
خوش به حالت ،خوش به حالت ای پدر

 

یا امام رضا(ع)...

 در آن کرانه که دل با ستاره همزاد است

به من اجازه در اوج پر زدن داده است

در ان کرانه که همواره یک نفر آنجاست

که در پذیرش مهمان همیشه آماده است

در آن کرانه که خورشید پیش یک گنبد

بدون رنگ ز بازار حسن افتاده است

همیشه از تو سرودن چه سخت و شیرین است

شبیه تیشه زدن های سخت فرهاد است

      **********************

سوال می کند از خود هنوز آهویی

که بین دام و نگاهت کدام صیاد است

دلم که دست خودم نیست این دل غمگین

همان دلی است که جامانده در گوهر شاد است

بدون فن غزل بی کنایه می گویم

دلم برای تو تنگ است شعر من ساده است...

به عشقه همسرم.....

 

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

 

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

خواب خوش...

خیلی وقته یه دل سیر نخوابیدم...

هرشب رویاتو میبینم و از خواب بیدار میشم ....تاصب خوابم نمیبره.

بیدار که میشمو میبینم نیستی بغضم میگیره...

مثل بچه ها دوس دارم کفشاتو قایم کنم تادیگه از تو رویام پاتو بیرون نذاری...

چیکارکنم خب پیشم نیستی...

چشمامو میبندم تارویاتو ببینم...

چشمامو میبندم تورو یادم بیارم...

حرفای من رویاییه..میدونم اما من از تمام تو همین رویارو دارم...

به امید به تورسیدن...


دلتنگیهای من....

غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق

یـه جوون مـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق

بی صـدا میشکنه بغضـش روی سـنـگ قبـر دلدار

اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون وقت دیدار

زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بی وفایـی

رفتی و نیـسـتی بدونی چـه جـگر سـوزه جـدایی

آخه من تو رو می خواستم اون نجـیـب خوب و پاک

اون صـدای مهـربون ، نه سـکــوت ســرد خــاک

تویی که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود

دیدنـت حـتی یه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود

تو که ریـشه کردی بـا من، توی خـاک بی قراری

تو که گفتی با جـدایی هـیـچ مـیونه ای نداری

پس چـرا تنهام گذاشـتی توی این فـصل ســیاهی

تو عـزیـزترینی اما یه رفیـق نــیـمه راهــی

داغ رفتنـت عـزیـزم خط کـشـیـد رو بـودن مـن

رفتی و دیگـه چـه فایده ناله و ضـجـّه و شیـون

تو سـفر کردی به خـورشـید ، رفتی اونور دقایق

منـو جا گذاشتی اینجا با دلی خـســته و عاشـق

نمـیـخـوام بی تو بمـونم ، بی تـو زندگی حرومــه

تو که پیش من نبـاشـی ، هـمـه چـی برام تمـومه

عاشـق خـسـته و تنها سـر گـذاشـت رو خاک نمناک

گفت جگر گـوشـه ی عـشـقو دادمـش دسـت توای خاک

نزاری تنها بمونـه ، هــمـدم چـشـم سـیـاش باش

شونه کن موهاشو آروم ، شـبا قصـه گو بـراش باش

و غـروب با اون غـرورش نتونسـت دووم بـیـــاره

پاکشـیـداز آسـمـون و جاشـو داد به یـک سـتاره

اون جــوون داغ دیـده با دلـی شـکـسـته از غـم

بوسـه زد رو خـاک یار و دور شد آهسـته و کم کم

ولی چند قدم که دور شد دوباره گـریه رو سـر داد

روشــــو بــر گــردونـــد و داد زد

بـه خـدا نـمــیـری از یاد

 

تيغ...

تمام خنده هایم را نذر کرده ام

تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا

عطر دستهایت ، دلتنگی ام را به باد می سپارد . . .

 

یه اتاقی باشه گرم گرم

روشن روشن

تو باشی و من باشم . . .

کف اتاق سنگ باشه . . . سنگ سفید

تو منو بغلم کنی که نترسم . . .

که سردم نشه . . .که نلرزم . . .

اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار . . . پاهاتم دراز کردی . . .

منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم . . .

با پاهات محکم منو گرفتی . . . دو تا دستتم دورم حلقه کردی .

بهت می گم چشاتو می بندی ؟

می گی آره . . . بعد چشاتو می بندی .

بهت می گم . . . قصه میگی برام . . . تو گوشم ؟

می گی آره . . .

بعد شروع می کنی آروم آروم . . . تو گوشم قصه گفتن . . .

یه عالمه قصه ی طولانی و بلند . . . .

که هیچ وقت تموم نمی شن .

می دونی ؟


می خوام رگ بزنم . . . رگ خودمو . . . مچ دست چپمو .

یه حرکت سریع . . .

یه ضربه ی عمیق . . .

بلدی که ؟

ولی تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم

تو چشاتو بستی . . . نمی دونی .

من تیغ رو از جیبم در میارم . . .

نمی بینی که سریع می برم . . .

خون فواره می زنه . . . رو سنگای سفید . . .

نمی بینی که دستم می سوزه .

لبم رو گاز می گیرم . . . که نگم آآآخ . . .

که چشاتو باز نکنی و نبینی منو . . .

تو داری قصه می گی .

دستمو می زارم رو زانوم . . .

خون میاد از دستم می ریزه رو زانوم . . .

و از زانوم می ریزه رو سنگا .

قشنگه مسیر حرکتش .

حیف که چشات بسته ست و نمی تونی ببینی .

تو بغلم کردی . . . می بینی که سرد شدم . . .

محکم تر بغلم می کنی که گرم بشم .

می بینی نا منظم نفس می کشم . . .

می گی . . . آآخی . . . دوباره نفسش گرفت .

می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی . . . سرد تر می شم . . .

می بینی دیگه نفس نمی کشم . . .

چشاتو باز می کنی . . . می بینی که من مردم .

می دونی ؟

من می ترسیدم خودمو بکشم . . . از سرد شدن . . .

از خون دیدن . . . از تنهایی مردن . . .

وقتی بغلم کردی . . . دیگه نترسیدم .

مردن خوب بود . . . آروم آروم .


گریه نکن دیگه . . .

من که دیگه نیستم چشاتو بوس کنم و بگم خوشگل شدیاااا . . .

بعدش تو همون جوری وسط گریه هات بخندی .

گریه نکن دیگه . . . خب ؟

می شکنه دلم . . .

دل روح نازکه . . .

نشکونش . . .

خب؟
---------------------------------------------------------------------------

انتظار ....

و اما انتظار

می دو نی چطو ری منتظرم...

هر شب با خیال خام با تو بودن می خوابم . هر صبح به امید دیدنت از رختخواب بلند می شم.

طا قتی که بهم داد ی دیگه داره یواش یواش تموم می شه بهت گفتم که من بی تو آروم آروم نفس می کشم تا نفسهام تموم نشه.

کا ش می تو نستم انتظار و از لغت نا مه ها حذف کنم یا که فرا موش کنم من منتظرم

اما نمی شه من با تو بو دنو نبو دنم همش یکیه با تو بودن عاشقم و نگران بی تو بودن

و بی تو بودن عاشق ترم و نگران با تو بودن

نمی دونم که اینا رو می خو نی یا هنو زم فکر می کنی حر فام بچگو نه است

اما اگر او مدی و خو ندی بدون که این بچه در کمال بزرگی داره با هات حرف می زنه ، تظا هر به بزر گی سخته

تظا هر به تحمل کردن سخته ،

مهربو نم تموم حر فا یی رو که زدی وقت دلتنگی هام مورو رشون می کنم تا یا دم نره یه زما نی ما با هم حرف می زدیم.

تا درد دل بعدی و دلتنگی های بیشتر....

 

تولد SNOWMAN از طرف عشقش BELOVED

سلااااااااااااااااااااااااااام

خوفی نفسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دلم بلات تنگیده خوشملم

واست یه سورپرایز دارم

امیدوارم خوشت بیااااااد

همرام بیا

اوووووووووووووم کسی نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خف بدو بیا بخلم

عاشقتممممممممممممممم

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

ااااا اینجا چه خفله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟وایسا ببینم

بچه ها پشت درن الان میرم ببینم چیکال دارن....

     

اینا همه اومدن تفلد

آره تفلد تو گلم....

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


 

 فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد تو!


تولدت مبارک نفسم

 بقیه هم دالن میان

    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

قلبونه خنده های نازت بلم عمرمیییییییییییییییییییییییی

اووووووووووووووووووم ماااااااااااااااااااچsmile

رژ لبی شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟قلبونت بلم من الهی....

بیا دوتایی بلقصیم....

 

اینم ما دوتا دالیم میلقصیم....

Smiley

امروز که با هم خیلی خوشیم مااااا

دیگه مهم نیست چی میشه فردا....

حالا یه بوس بده

smiley1706.gif


تولدت مبارک آقایی جونم!

وای که چه قده خوشحالم که یه آقایی گل پیدا کردم!

تقدیم به بهترین آقایی دنیا:

زیر رگبار نگاهت دل سپردم همچو دریا

در دلم از عشقت ای گل شور محشر گشته بر پا

چون کبوتر قلب پاکت صید دام دیده ام شد

به به از این صید زیبا به به از این صید زیبا

گرچه بیزارم ز عشق و درد جان گدازش

لیک با توبار دیگر عشق من گردیده برپا

در هوایت بی قرارم همچو لاله داغ دارم

زیر طوفان فراقت مانده ام تنهای تنها

از وصال ساقی و گل سهم ما یک باده می شد

همچو مجنون مست لیلی جان سپارم کنج صحرا

ای نسیم دلنوارم همچو عیسی زنده ام کن

این دل گم گشته ی من با تو شاید گشت پیدا

کوهی ازغم ها شکسته این چنین تنها و خسته

زیر رگبار نگاهت می رود تا اوج دریا

آقاییم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وایسا بینم دوسم دالی....

دوسم دالی...دوسم ندالی...دوسم دالی...دوسم ندالی...دوسم دالیییی

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

بچه ها حالا شما همگی بیایین وسط بلقصین

تفلد آقاییمه...Smiley

آخایی تو بخون تا بلقصن..Smiley

دالی واسه من میخونی اینا میلقصن

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

اینم منمparty

میدونم هر چی باشه تو آخرش مال منی

میمونی کنار من ازم تو دل نمیکنی

خیلی دوس دارم بهم بگی منو دوسم داری

یکی از همین روزا به من بگی ماله منی....

یدفعه اومدی و شدی تموم زندگیم

شدی بهترین من فقط دلیل عاشقیم

بیا که دلم فقط با دل تو پر میکشه

دل من بدون تو نمیتونه نمیکشه

من تو چشمات میخونم

تو هم حواست به منه

دیگه هر کاری کنم..

دلم واسه تو میزنه

میبینی

هیچکی که اینجوری عاشق نمیشه

میبینی

ناز چشماتو دیگه نمیکشه

حالا میبینی

برو هر جا که میخوای تموم دنیا رو بگرد

دیگه مثل من که پیدا نمیشه...

 

وایسا اینجا یه سوپلایز دالم...

گروه نوازنده بیایین...

              

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

                         

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 حالا همگی بیایین وسط..

 

   

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

حالا همگی به

 افتخاله منو آقاییم....

Smiley

ایشالا بچه مون...

Babyتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

حالا اااااااا نوبت کیکه...شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

تولد ... تولد ... تولدت مبــ ـآرکـــ ... مبارک ... مبارک ... تولدت مبــ ـآرکـــ

بیا شمعا رو فوت کن

تا صد سال زنده باشی

 


 

 

اوووووووووووووووووووووم به به چه خوشمزه ست....

حالا

به سلامتی منو آقاییم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

عزیزمن میخوام این و بدونی

برای من تو ماه آسمونی

برای من عزیزو مهربونی

دلم میخواد که پیش من بمونی

بمن بگو همونم که میخواستی

منم بهت میگم  هرچی که خواستی

آرزوهام با تو چه رنگی داره

دلم بدون تو چه بیقراره

دوستت دارم تا ته بینهایت

عزیزمن تولدت مبارکتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

شکلک های شباهنگ Shabahang- Birthday: 1

قابل آقاییمو نداله

در سکوتـــ مبهمــ زندگیــــــــــ

آوایـِ مطلقــ و پرمعنایــِ هستی ام شدیـــ

 حالا بدویین بیاین کادوهالو بدین دیجه شب شده خوافمون میاد...

یکی یکی بیان....

 

      

       تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


 

دیجه همتون برین خونه منو آقاییم میخوایم خلوت کنیم

بای بای....

آخایی بدو بیا بریم تاب بازی

حالا بیا بشین اینجا رو نیجا کن...

smiley1631.gif

چقد امروز قشنگه...

تو بدنیا اومدیااااااااااا

قلبونت بلم....Smiley

وقتی با توام اینجولیم...

*

توی آسمونا...رو ابرا....

خیلی دوست دااااااااااااااااارم

Smiley

13300000

اینم قلب منه داله واسه تو میزنه...

دیجه تفلد بسه خوافم میاد

 

بریم بخوافیم...

یبار دیگه میگم....

شکلک های شباهنگ Shabahang- Birthday: 5

اوووم برو کنار

نمیلی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

باشه خودت خواستی 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

اوممم دیجه بسه

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

بخوافیم دیجه

خیلی خسته شدیم....



دیگه تموم شد بای بای...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

Smiley

جشن تو، جشن تولد تموم خوبیهاست
جشن تو، شروع زیبای تموم شادیهاست
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک

 

امشب شب ما غرق گل و شادی و شوره
از جشن ستاره آسمون یه پارچه نوره
امشب خونمون پر از طنین دلنوازه
این کوچه پر از نوای دلنشین سازه
عزیزم هدیه من برات یک دنیا عشقه
زندگیم با بودنت درست مثل بهشته
توی خونه سبد سبد گلهای سرخ و میخک
عزیزم دوستت دارم
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک
جشن تو، جشن تولد تموم خوبیهاست
جشن تو، شروع زیبای تموم شادیهاست
جشن تو، طلوع یک روز مقدس برام
وقت شکرگزاری به سوی درگاه خداست
عزیزم هدیه من برات یک دنیا عشقه
زندگیم با بودنت درست مثل بهشته
توی خونه سبد سبد گلهای سرخ و میخک
عزیزم دوستت دارم
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک
امشب تو ببین چه شور و حالی و چه صفایی
راستی که گل سرسبد محفل مایی
امشب روی لب ها گلهای خنده واسه توست
آرزوی ما بخت بلند در طالع توست
عزیزم هدیه من برات یک دنیا عشقه
زندگیم با بودنت درست مثل بهشته
توی خونه سبد سبد گلهای سرخ و میخک
عزیزم دوستت دارم
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک

 

 

 تقدیم به عشقم با آرزوی بهترین ها برای او 

قربونه آقاییم که تا آخرشو خوندی

صدایت...

صدایت را می بوسم و کنارم می گذارم

وقتی تمام قصه ها

با تو شروع می شوند

مطلب از این قرار است

تو همچون زمینی

که هرگز کسی از تو سخن نگفته است

تو آن سکوت دم فرو بسته ای

که بی تاب میشود

لب ها و چشمانی تیره ایی

تاکستانی تو

ای لحظه ی جادوئی اوج

چیست میان نقطه چین مژه هایت

که تمامی اشیاء و تن جهان و آواها

ارزش نوازش گرم آن تن

و آن چشمان را ندارند

من زندگیم را به عشق بدهکارم

یکبار خواب تو به تمام عمر می ارزد

از نفست

عطرت

پوستت و لباست دلداده ترم

من هر جا می روم

دنبال قیافه ائی می گردم که حال و هوایی از تو داشته باشد.

تولد عشقم......

 

دوباره روز تولدت رسید
روزی که غصه سراغم نمیاد
روزی که دستای تنهایی من
بیشتر از همیشه دستاتو میخواد
تولدت مبارک

 

روز میلاد توست و من همچنان در آرزوی لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم
تو را در آغوشم بفشارم و با عشق بگویم تولدت مبارک

 

روز مادر....

 

مادرم روزت مبارک
میشــــه اسـم پاکتو
رو دل خـــــدا نوشت
میشه با تو پر کشید
تــــوی راه سرنوشت
میشـــه با عطـر تنت
تا خــــود خـدا رسید
میشــه چشــم نازتو
رو تن گلهــــا کـشید
مادرم جـــــونم فـدات
برم قــــربــون چشات
تو اگــــــــه نگام کنی
جون میدم واس نگات

عشق یعنی....2

عشق یعنی با تو خواندن از جنون
عشق یعنی سوختنها از درون
عشق یعنی سوختن تا ساختن
عشق یعنی عقل و دین را باختن
عشق یعنی دل تراشیدن ز گل
عشق یعنی گم شدن در باغ دل
عشق یعنی تو ملامت کن مرا
عشق یعنی می ستایم من تو را
عشق یعنی در پی تو در به در
عشق یعنی یک بیابان درد سر
عشق یعنی با تو آغاز سفر
عشق یعنی قلبی آماج خطر
عشق یعنی تو بران از خود مرا
عشق یعنی باز می خوانم تو را
عشق یعنی بگذری از آبرو
عشق یعنی کلبه های آرزو
عشق یعنی با تو گشتن هم کلام
عشق یعنی انتظار یک سلام
عشق یعنی دستهایی رو به دوست
عشق یعنی مرگ در راهت نکوست
عشق یعنی شاخه ای گل در سبد
عشق یعنی دل سپردن تا ابد
عشق یعنی سروهای سربلند
عشق یعنی خارها هم گل کنند
عشق یعنی تو بسوزانی مرا
عشق یعنی سایه بانم من تو را
عشق یعنی بشکنی قلب مرا
عشق یعنی می پرستم من تو را
عشق یعنی آن نخستین حرفها
عشق یعنی در میان برفها
عشق یعنی یاد آن روز نخست
عشق یعنی هر چه در آن یاد توست
عشق یعنی تک درختی در کویر
عشق یعنی عاشقانی سر به زیر
عشق یعنی بگذری از هفت خان
عشق یعنی آرش و تیر و کمانًًً

 

بیاموز ...!!!!!

وقتی راه رفتن آموختی دویدن بیاموز

و دویدن که آموختی پرواز را...

راه رفتن بیاموز زیرا راه هایی که میروی جزئی از تو می شود

و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.

دویدن بیاموز چون هر چیزی را که بخواهی دور است

و هر قدر زود باشی دیر..

و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی

برای آنکه به اندازه ی فاصله ی زمین تا آسمان گسترده شوی...

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم

دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت ...

باد ها از رفتن به من چیزی نگفتند

زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند!

پلنگان دویدن را به من یاد ندادند

زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند ....

پرندگان نیز پرواز را به من نیا موختند

زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که

آنرا به فراموشی سپرده بودند...!!

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود رفتن را می شناخت

و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود دویدن را می فهمید

و درختی که پاهایش در گل بود از پرواز بهتر می دانست...!

آنها از حسرت به درد رسیده بودند و

از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت....

وقتی رفتن آموختی دویدن بیاموز و دویدن که آموختی پرواز را ...

راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری

دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی...

و پرواز را یاد بگیر زیرا باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی...

رویای دلتنگی....

دلم برایت تنگ شده است.

دلم برای دیدن چشمهای قشنگت تنگ شده است!

دلتنگی هایم همیشگیست!اشکهای روی گونه ام تمام نشدنیست!حالادیگرحتی

گرفتن دستهایت یکی از ارزوهای من است!

در آغوش گرفتنت رویای شیرین من است!رویایی که در سر دارم قشنگترین صحنه

زندگی من است!

تونمیدانی آنچه دردل دارم درد چند ساله من است!تونمیدانی که بودنت بهنه ای برای

بودن من است!

پس بدان وبمان بامنی که بی تو حتی یک لحظه نیز نمیتوانم بی تو بودن راتحمل کنم!

آن زمان که عاشق شدم آن لحظه که توبه قلبم آمدی...قلبم تا ابد مال توشد ونفس

کشیدنم بشرط بودن تو شد!

آری حالا که توهستی دلتنگی نیز بامن است....سخت است دور بودن ازتو....تحمل

این درد کارمن است!

هر لحظه که نفس میکشم ..عاشقتر میشوم..هرچه باتو می مانم تشنه تر میشوم!

تشنه ی گرفتن دستهای ...تشنه بوسیدن گونه مهربانت!

دلم برایت تنگ شده.....دلم تنها تورا میخواهد!!!!!!!!!!!!!!!

عشق يعني.....!!!!!

 

عشق يعني.....

 

عشق يعني...نتوني صبركني تا كسي شمارو بهم معرفي بكنه

 عشق يعني...همون سلام اول

 

عشق يعني...به هزار زبون بهش بگي  دوستت دارم.

 عشق يعني...وقتي دلت ميره نتوني جلوشو بگيري.

 

عشق يعني...جذب شخصيتش بشي.

 عشق يعني...وقتي من وتو ما مي شيم

 

عشق يعني...حاصل جمع دو انسان.

 عشق يعني...شادي ونشاط

 

عشق يعني...كسي كه دلت رو ميبره.

 عشق يعني...غذارو شريكي خوردن.

 

عشق يعني...توي ذهنت خودتو با اون مجسم بكني.

 عشق يعني...وقتي كه توي انتخابت شك نداري.

 

عشق يعني...خاطرات خوشي رو كه باهم داشتين بشماري تا خوابت ببره.

 عشق يعني...عكس عشقت يه جايي جلوي چشماته.

 

عشق يعني...بوي عطرش از خاطرت نره.

 عشق يعني...يه عالمه حرف رو با يه اشاره گفتن.

 

عشق يعني...يه كيك خونگي واسه روز تولدش.

 عشق يعني...گرفتن يه پرستار براي بچه.

 

 عشق يعني...يادت نره كه هركسي ميتونه عقيد ش رو بگه.

 عشق يعني...روي هم اسماي قشنگ گذاشتن.

 

عشق يعني...چيزي كه شمارو ثروتمند ترين آدم دنيا ميكنه.

عشق يعني...اولين كسي كه زنگ ميزنه ببينه تو رسيدي خونه يا نه.

 

عشق يعني...وقتي باهاش قرار داري حسابي به خودت برسي.

 عشق يعني...بعضي وقتا دل همديگرو شكستن.

 

 عشق يعني...دو چهره خندون.

 عشق يعني...بجاي اينكه برره هارو بشماري اينقدر به اون فكربكني تا خوابت ببره.

عاشقونه....

میخوام عاشقونه هامو بخونم برات دوباره..بشکنم بقض غرورو دردمو چشام

بباره..نگو راه ما یکی

نیست"نگو قسمته جدایی..واسه کشتی دل من"تو فقط"تو ناخدایی..کاش

میشد حضور خوبت منو از

غصه بگیره..دل من میخواد برای دل پاک تو بمیره..من تااخرین ترانه از چشای

تو میخونم "دوست نداری

منو اما"من بپای تومیمونم.. نگو راه ما یکی نیست"نگو

قسمته جدایی..واسه کشتی دل من"تو فقط"تو ناخدایی....

من ديوونه رو باش که...

من ديوونه رو باش که...

 

من ديوونه رو باش که نفهميدم تو بي رحمي

تمام مشكلم اينه که حرفامو نمي فهمي

 

منو باش که نفهميدم تو بي ذوقي بي احساسي

دروغ بود اينكه مي گفتي تو هم محو گل ياسي

 

من ديوونه رو باش که شكستم با شكست تو

تو چه مردابي افتادم يه عمره با دو دست تو

 

من ديوونه رو باش واسه تو گريه مي کردم

تو رو باش که نفهميدي تو شعرم گم شده دردم

 

من ديوونه رو باش که به پاي چشم تو سوختم

ولي بعد يه کم بازي" تو با من بد شدي کم کم

من ديوونه رو باش که واسه عهدت قسم خوردم

 

باهات موندم ، باهات ساختم ، واست سوختم ، واست مردم

من ديوونه رو باش که به اخماي تو خنديدم

همش يك گل تو باغچم بود اونم آخر واست چيدم

 

من ديوونه رو باش که به خوبيم عادتت دادم

شكستي قلبمو اما نديدي رنگ فريادم

من ديوونه رو باش که واست روزامو سوزوندم

 

خوشي رو تو خودم کشتم ، ولي با چشم تو موندم

من ديوونه رو باش که کشيدم ناز چشماتو

چه قد تلخه بدون تو ، چه قدر سخته برام با تو

 

من ديوونه رو باش که خيال کردم تو مجنوني

تو حتي اسم مجنونم ، نه آوردي ، نه مي دوني

من ديوونه رو باش که قد دنيا دوست دارم

 

نه اما من دوست داشتم حالا که از تو بيزارم

من ديوونه رو باش که واست خوندم چه قد ساده

تو حرف عاشقونم رو شنيدي ، حاضر آماده

 

من ديوونه رو باش که نشستم منتظر ، رسوا

زدي تو زير قولاتو ، گذاشتي باز منو تنها

منو باش که نفهميدم منو ديگه نمي خواستي

 

چه قدر ديوونه اي راستي ، چه قد ديوونه ام راستي

منو باش که با يه آهنگ مي خواستم مهربونتر شم

زدي تير و توي ذوقم نداشتي حوصله بازم

 

من ديوونه رو باش که تو رو عاشق حساب کردم

چه قدر ديوونه تر چون باز ، تو رو اينجا خطاب کردم

من ديوونه رو باش که ، درسته خيلي ديوونم

 

جهنم مي رم اما نه ، کنار تو نمي مونم

اينم يه نامه ي ابری ، با امضاي يه ديوونه

فقط بيچاره اون کس که ، يه عمر با تو مي مونه

حالا که رفتم و گشتم...

حالا که رفتم و گشتم...

وقتي از تو دل بريدم

جز خودت چيزي نديدم

 

پي هر کسي که رفتم

آخرش به تو رسيدم

 

حالا که رفتم و گشتم

مي بينم تكي تو دنيا

 

نمي شه تو رو عوض کرد

حتي با شباي رؤيا

 

انگار آسمون نمي خواس

ببينه ماها رو با هم

 

يادته لحظه ي آخر

زير اون بارون نم نم

 

گل سرختو گرفتي

دادي دستم گل مريم

 

حالا که رفتم و گشتم

مي بينم تكي تو دنيا

 

نمي شه تو رو عوض کرد

حتي با شباي رؤيا

 

دس من نبود نه از تو

بلكه از خودم گذشتم

 

با يه خورجين پر غربت

پي سرپناه مي گشتم

 

همه چيم ولي تو بودي

جنگلم کوهم و دشتم

 

عشقتو خواستم بذارم

لاي خاطرات دفتر

 

اما ياد تو نمي گذاشت

ميومد دوباره از سر

 

توي يك غروب جمعه

اصل مطلبو نوشتم

 

پي هيچ کس نمي گردم

چون تويي اول و آخر

 

حالا که رفتم و گشتم

مي بينم تكي تو دنيا

 

نمي شه تو رو عوض کرد

حتي با شباي رؤيا

 

درياها هنوز کبودن

بعضيا هنوز حسودن

 

هم واسه تو مي نويسم

هم اونايي که نبودن

 

حالا که رفتم و گشتم

مي بينم تكي تو دنيا

 

نمي شه تو رو عوض کرد

حتي با شباي رؤيا

 

اسمتو ، عشقتو رفته

تو رگ و تو خون و ريشه

 

يادته خواستي بمونم

ناله کردم که نمي شه

 

حالا عمريه اسيرم

توي دام زرد غربت

 

اما اسمشه که نيستي

با مني همش هميشه

 

حالا که رفتم و گشتم

مي بينم تكي تو دنيا

 

نمي شه تو رو عوض آرد

حتي با شباي رؤيا

 

من که تقصيري نداشتم

تلخه قانون جدايي

 

من و تو سرش نمي شه

مي زنه چه تيشه هايي

 

من که چشمام توي غربت

هنوزم پيت مي گرده

 

ولي حق داري بگي که

اينا حرفه ، بي وفايي

 

حالا که رفتم و گشتم

مي بينم تكي تو دنيا

 

نمي شه تو رو عوض کرد

حتي با شباي رؤيا

 

جرم ما چي بود عزيزم

که ما رو قربوني کردن

 

خودشون رهان و آزاد

ماها رو زندوني کردن

 

دل سنگشون نمي خواس

عاشق همديگه باشيم

 

تو رو اونجا ، منو اينجا

ساکن بيروني کردن

 

حالا که رفتم و گشتم

مي بينم تكي تو دنيا

 

نمي شه تو رو عوض کرد

حتي با شباي رؤيا...

 

براي ديدن تو...

براي ديدن تو

 

براي ديدن تو نقره ي ماهو چيدم

تا آسمون هفتم به خاطرت دويدم

 

براي ديدن تو. آسمونو شكافتم

ستاره چشيدم تا طعمشو شناختم

 

برا ديدين تو خارا رو سجده کردم

به جاي چشم ابرا سوختم و گريه کردم

 

براي ديدن تو پاييز شدم شكستم

برف زمستون شدم رو بامتون نشستم

 

براي ديدن تو از درياها گذشتم

دور ضريح عكست شب تا سپيده گشتم

 

براي ديدن تو شدم مث پنجره

اشاره هات محاله از ياد چشمام بره

 

براي ديدين تو سوار موجا شدم

چون تو رو داشته باشم هميشه تنها شدم

 

براي ديدن تو عمري مسافر شدن

به احترام اسمت رفتم و شاعر شدم

 

براي ديدن تو خط کشيدم رو تقدير

نگات مث يه صياد منو کشيد به زنجير

 

براي ديدن تو سنگا رو شيدا کردم

طلسما رو شكستم راها رو پيدا کردم

 

براي ديدن تو ، تو جنگلا گم شدم

بازيچه ي نگاه ساکت مردم شدم

 

براي ديدن تو خيلي چيزا شنيدم

خيلي کارا رو کردم اما تو رو نديدم

 

براي ديدن تو رفتم تو باغ شعرا

سراغ فال حافظ ، دنبال شعر نيما

 

براي ديدن تو چه دردايي کشيدم

تبم رسيد به خورشيد ، تموم شدم ، بريدم

 

براي ديدن تو از خواب گل و پرونده

چه شبها مثل مجنون تو دشت و صحرا موندم

 

براي ديدن تو چه قصه ها که داشتم

سر و رو شونه ي رنج چه روزا که گذاشتم

 

براي ديدن تو قامت غصه خم شد

انگار که قحطي اومد هر چي به جز تو کم شد

 

براي ديدن تو نياز نبود بگردم

 تو هرجا با من بودي پس تو رو پيدا کردم

ازم گرفت...

ازم گرفت...

سرنوشت بديه اول جاتو ازم گرفت

صبح فردا شد ديدم رد پاتو ازم گرفت

تا مي خواستم به چشماي روشنت نگا کنم

مال ديگري شدي و چشاتو ازم گرفت

تو رو جادو کرد يكي با يه چيزي مثل طلسم

اثرش زياد بود و خنده هاتو ازم گرفت

تو با من حرف مي زدي نگات يه جاي ديگه بود

خدا لعنتش کنه ، اون ، نگاتو ازم گرفت

لحظه هات يه وقتايي مال دوتامون مي شدن

اون حسود ، اون دو سه تا لحظه ها تو ازم گرفت

خيلي وقته سختمه ديگه تنفس بكنم

يه جور عجيبي انگار هواتو ازم گرفت

خدا دوس نداشت بيام پيشت کنار تو باشم

باورت نمي شه حس دعاتو ازم گرفت

دست روزگار چه قدر با من و آرزوم بده

لحن فيروزه اي مريماتو ازم گرفت

سلامت ، خداحافظيت عزيزماي نقره ايت

حرف آخر ، به امون خداتو ازم گرفت

تو حواس واسم نذاشتي چه کنم از دست تو

اشتباهم بهترين جمله هاتو ازم گرفت

نمي خواد بپرسي چي ، خودم دارم بهت مي گم

تو يه خط خوردگي دنيا ، صداتو ازم گرفت

يه کم از برگشتن قشنگتو وقتي گذشت

يكي اومد و يه ذره وفاتو ازم گرفت

هفتم اردي بهشت نزديكاي تولدت

جمعه که قد تموم زندگيم دلم گرفت

يك فنجان تمنا...

يك فنجان تمنا...

تو شب خيس مژه هام يه شب بيا قدم بزن

 

با رقص تلخ اشك من ساز دوست دارم بزن

 

اتاق آرزوهامو خيلي مرتب چيدمش

 

بيا و با يه چشمكت ، اتاقمو بهم بزن

 

سخته برات تنهايياتو کول کني

 

با عشق من چشماي نازتو ببند ، براي من يه کم بزن

 

مي خواستم از نگات بگم ، دوباره لغزيد قلمم

 

قصه نويس رؤياها بيا واسم قلم بزن

 

بگو دوسم داري يا نه ؟ يه جور بهم نشون بده

 

بقيه ي زندگيمو با اين جواب رقم بزن

 

به جاي ابرا واسه تو شب تا سپيده باريدم

 

به خاطر هر کی مي خواي تو لااقل يه نم بزن

 

اون عكسي که ازم ديدي توش يه چيزايي کم داره

 

تو جاي من رو گونه هام هاشور زرد غم بزن

 

بگو تو زندگيت کيه رد نشو از سوال من

 

زير جواب نقره ايت چند تا برام قسم بزن

 

مجنون چي رو بلد نبود که ليلي قسمتش نشد

 

توام توي طالع من نقش بد ستم بزن

 

عاشقي سخت و آسونه ، بستگي به دلت داره

 

دوس داري بهتر بدوني يه سر به اين دلم بزن

 

پيش خودت نگو که عشق هميشه عشقاي قديم

 

بيا يه بار از عشقاي قشنگ حالا دم بزن

 

نامه بايد خودش بياد تا بنويسيش واسه من

 

تو خلوتت سري به اين يه حس محترم بزن

 

سخته ولي جور ديگه شعر و بايد تموم کنم

 

دلم که رفت چيزي اگه مونده بيا ازم بزن

 

زخم تو ، زخمتو مي خوام ، هر دو واسم مقدسه

 

چه خنجرو ، چه عشقتو ، فقط واسه خودم بزن

 

يه وقت اگه تنها شدي با عشق و ساز و زمزمه

 

به خاطر من يه بارم ، من به تو مي رسم بزن

بهم برگردون...

بهم برگردون

عصر اونروز زير بارونو بهم برگردون

 

بوسه ي رنگ تابستونو بهم برگردون

 

تو زمستون دس قلبت منو آتيش مي زد

 

کرسي داغ زمستونو بهم برگردون

 

توي تالار مه اون شب پاييزي نرم

 

بازي ليلي و مجنونو بهم برگردون

 

توي فال افتاده بود عاشقمي يادت مياد ؟

 

فال راست توي فنجونو بهم برگردون

 

موهامو ريخته بودم دور نگاهت يادته ؟

 

عكسا و موي پريشونو بهم برگردون

 

تو حياط زير درخت ، آنار حوض ماهيا

 

خاطرات لب ايوونو بهم برگردون

 

من مي خوام با تو باشم فرقي نداره چه جوري

 

تو بمون با اين کارت ، جونو بهم برگردون

 

با نگات باز بيا آتيش بسوزون توي دلم

 

برق اون چشماي شيطونو بهم برگردون

 

حرفاي مثل عسل ، شعراي مثل مرواريد

 

دعاهاي زير ناودونو بهم برگردون

 

مي دوني ما تو خيال به خيلي جاها رسيديم

 

لااقل آيينه و شمعدونو بهم برگردون

 

يادته اسم تو رو با خون نوشتم رو ديوار

 

نامه هامو نمي خوام خونو بهم برگردون

 

دوتا گلدون يادته داديم به هم تا ته عمر

 

يه کم عادل باش و گلدونو بهم برگردون

 

دلمو بردي کجا راس بگو من چش مي ذارم

 

برو خونه ، برو بيرونو بهم برگردون

 

حرف و قولات چي مي شه ؟ يعني فراموشش کنم ؟

 

پس تو هم قولاي پنهونو بهم برگردون

 

دل من واسه خودش دار و درخت و گلي داشت

 

تو سوزونديش ، دل ويرونو بهم برگردون

 

من مي خوام برم به يه جزيره ، به يه جاي دور

 

اجازم دست تو ا ... اونو بهم برگردون

تو يعني خود زيبا.....

تو يعني خود زيبا

وقتي که چشات ابره ، پلكات چه مهي داره

آفتاب به نگاه تو ، کلي بدهي داره

ماه روزا مياد مكتب ، پيش مژه ي نازت

بارون شده شاگرد ، شب تا سحر سازت

پروانه مياد دورت ، تنها واسه ي مردن

مردن پيش چشم تو ، يعني هميشه بردن

دريا شنيدم عصرا ، موتو مي زنه شونه

راستي ديگه فهميدم محض چي پريشونه

پيش يه نگاه تو ، کوه ها هميشه موم ن

بيچاره گلا پيشت يه عمره که محكومن

کوها تو زمستونا از دوره که پر برفن

پيش تو ميان هيچن ، در حد دو تا حرفن

رنگين کمونم سادس ، پهلوي تو بي رنگه

چشماي تو که باشه ، جاي آسمون تنگه

با اسم تو سيمرغا ، پر مي کشن و مي رن

با برق نگاه تو مي سوزن و مي ميرن

دربون دو چشماته ، هر چي نور و سيارس

دفترچه ي ابرا از حرفاي مژت پاره اس

صحراها زير دستت گرما رو مي آموزن

زيبا آتيشا از رو چشماي تو مي سوزن

قطبا زير دست تو شيش ماه مي بينن دوره

تو قلب دائم شب ، دستات هميشه ظهره

جنگل با اون آوازش تو چشماي تو گم شد

شمشاد اومد و پيشت خم شد قد گندم شد

من هر چي بگم از تو ، با او جذبت دوره

راس گفتي چه کاري بود ، شاعر مگه مجبوره ؟

من متهمم باشه ، تو داوري و قاضي

هم مي توني شاکي شي ، هم مهربون و راضي

حرف حالا و فردا ، مثل هميشس زيبا

جز تو همه يعني هيچ ، تو يعني خود زيبا

خلوت يك شاعر...

خلوت يك شاعر

کاش در دهكده عشق فراواني بود

توي بازار صداقت کمي ارزاني يود

کاش اگر گاه کمی لطف به هم ميكرديم

مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود

کاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب

روي شفاف ترين خاطره مهماني بود

کاش دريا کمي از درد خودش کم مي کرد

قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود

کاش به تشنگي پونه که پاسخ داديم

رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود

مثل حافظ که پر از معجزه و الهامست

کاش رنگ شب ما هم کمي عرفاني بود

چه قدر شعر نوشتيم براي باران

غافل از آن دل ديوانه که باراني بود

کاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها

دل پر از صحبت اين شاعر کاشاني بود

کاش دل ها پر افسانه ي نيما مي شد

و به يادش همه شب ماه چراغاني بود

کاش اسم همه دخترکان اينجا

نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود

کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر

غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود

کاش دنياي دل ما شبي از اين شبها

غرق هر چيز که مي خواهي و مي داني بود

دل اگر رفت شبي کاش دعايي بكنيم

راز اين شعر همين مصرع پاياني بود

 

يك حقيقت تلخ....

يك حقيقت تلخ

يه نفر خوابش مياد و واسه ي خواب جا نداره

يه نفر يه لقمه نون براي فردا نداره

 

يه نفر مي شينه و اسكناساشو مي شمره

مي خواد امتحان کنه که تا داره يا نداره

 

يه نفر از بس بزرگه خونشون گم مي شه توش

اون يكي اتاقشون واسه همه جا نداره

 

بابا مي خواد واسه دخترش عروسك بخره

انتخابم مي کنه ، پولشو اما نداره

 

يكي دفترش پر از نقاشي و خط خطيه

اون يكي مداد براي آب و بابا نداره

 

يكي ويلاي کنار درياشون قصره ولي

اون يكي حتي تو فكرش آب دريا نداره

 

يكي بعد مدرسه توپ چهل تيكه مي خواد

مامانش ميگه اينا گرونه اينجا نداره

 

يه نفر تولدش مهمونيه ، همه ميان

يكي تقويم واسه خط زدن رو روزا نداره

 

يكي هر هفته يه روز پزشكشون مياد خونش

يكي داره مي ميره ، خرج مداوا نداره

 

يكي انشاشو مي ده توي خونه صحيح کنن

يكي از بر شده درد و ، ديگه انشا نداره

 

يه نفر مي ارزه امضاش به هزار تا عالمي

يكي بعد عمري رنج و زحمت امضا نداره

 

تو کلاس صحبت چيزي مي شه که همه دارن

يكي مي پرسه آخه چرا مال ما نداره

يكي دوس داره که کارتون ببينه اما کجا

 

يكي انقد ديده که ميل تماشا نداره

يكي از واحداي بالاي برجشون مي گه

 

يكي اما خونشون اتاق بالا نداره

يكي جاي خاله بازي کلاس شنا مي ره

 

يكي چيزي واسه نقاشي ابرا نداره

يكي پول نداره تا دو روز به شهرشون بره

 

يكي طاقت واسه ي صدور ويزا نداره

يكي فكر آخرين رژيماي غذاييه

يكي از بس که نخورده شب و روز نا نداره

 

يكي از بس شومينه گرمه مي افته از نفس

يكي هم براي گرماي دساش ها نداره

دخترك مي گه خدا چرا ما .... مادرش مي گه

 

عوضش دخترکم ، او خونه ليلا نداره

يه نفر تمام روزاش پر رنج و سختيه

 

هيچ روزيش فرقي با روزاي مبادا نداره

يكي آزمايش نوشتن واسش ، اما نمي ره

 

مي گه نزديكياي ما آزمايشگا نداره

بچه اي که تو چراغ قرمزا مي فروشه گل و

مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤيا نداره

يه نفر تمام روزا و شباش طولانيه

 

پس ديگه نيازي به شباي يلدا نداره

ياد اون حقيقت کلاس اول افتادم

دارا خيلي چيزا داره ولي سارا نداره

 

راستي اسممو واسه لمس بهتر قصه مي گم

مليكا چه چيزايي داره که رعنا نداره ؟

 

بعضي قلبا ولي دنيايي واسه خودش داره

يه چيزايي داره توش که توي دنيا نداره

 

هميشه تو دنيا کلي فرق بين آدما

اين يه قانون شده و ديروز و حالا نداره

 

خدا به هر کسي هر چيزي دلش مي خواد بده

همه چي دست اونه ، ربطي به شعرا نداره

 

آدما از يه جا اومدن ، همه مي رن يه جا

اون جا فرقي ميون فقير و دارا نداره

 

کاش يه روزي بشه که ديگه نشه جمله اي ساخت

با نمي شه ، با نمي خوام ، با نشد ، با نداره

 

شیرینی...

شیرینی...

خانم جوانی در سالن انتظار فرودگاهی بزرگ منتظر اعلام برای سوار شدن به هواپیما

بود.

باید ساعات زیادی رو برای سوار شدن به هواپیما سپری میکرد و تا پرواز هواپیما مدت

زیادی مونده بود"پس تصمیم گرفت یه کتاب بخره وبا مطالعه این مدت رو بگذرونه.اون

همینطور یه پاکت شیرینی هم خرید.

اون خانم نشست رو یه صندلی راحتی در قسمتی که مخصوص افراد مهم بود تا هم

با خیال راحت استراحت بکنه وهم کتابشو بخونه.....

کنار دستش"جایی که پاکت شیرینیشو گذاشته بود یه اقایی نشست روی صندلی و

شروع کرد به خوندن مجله ای که با خودش اورده بود.

وقتی خانومه اولین شیرینی رو از توی پاکت برداشت"اقاهه هم یه دونه ورداشت!!!!!!!

خانومه عصبانی شد ولی به روی خودش نیاورد..فقط پیش خودش فکر کرد این یارو

عجب رویی داره"اگه حال و حوصله داشتم حسابی حالشو میگرفتم...

هریه دونه شیرینی که خانومه بر میداشت اقاهه هم یکی برمیداشت!!!!

دیگه خانومه داشت راستی راستی جوش میاورد ولی نمیخواست باعث مشاجره

بشه.

وقتی فقط یدونه شیرینی تو پاکت مونده بود"خانومه فکر کرد اه حالا این اقای پررو و

سو استفاده چی چه عکس العملی نشون میده؟؟؟؟

اقا با کمال خونسردی شیرینی اخری رو ور داشت دو نصف کرد ونصفشو داد خانومه

ونصف دیگه شو خودش خورد!!!!!

اه"این دیگه خیلی رو میخواد..خانومه دیگه از عصبانیت کارد میزدی خونش در

نمیومد.در حالی که حسابی قاطی کرده بود"بلند شدو کتاب و اثاثش رو وبرداشت و

عصبانی رفت برای سوار شدن به هواپیما.

وقتی نشست سرجای خودش توی هواپیما .یه نگاه به داخل کیفش انداخت تا یه

چیزی از داخلش برداره که یک دفعه غافلگیر شد.چرااااااا؟؟

برای اینکه دید پاکت شیرینی که خریده بود رو توی کیفش گذاشته بود نه کنار دستش

توی سالن انتظار!!!!!!!!!!

بچه بودم....

...

بچه بودم

 

بچه بودم نه ديگه منتظر زنگ بودم

 

نه ديگه واسه تو مثل تو دلتنگ بودم

 

بچه بودم تو نبودي شبا زود خوابم مي برد

 

دل کوچيكم فقط غصه بازي رو مي خورد

 

بچه بودم چه قدر صاف و روون مي خنديدم

 

خوبيش اين بود که ازت نمي خوامت نمي شنيدم

 

بچه بودم همه ام مثل خودم بچه بودن

 

نرم و ساده مث خاکای توی باغچه بودن

بچه بودم خبر از تو خبر از دروغ نبود

 

سر فكراي پريشون انقدر شلوغ نبود

بچه بودم همه چي درست مي شد ، سخت نبود

 

هيچكي اندازه ی من اونروزا خوشبخت نبود

بچه بودم دلمو هنوز کسي نبرده بود

 

هنوزم خدا اونو دست خودم سپرده بود

بچه بودم قدرمو زمونه بيشتر مي دونست

کوچمون حالا منو از تو که بهتر مي دونست

 

بچه بودم کسي بيخود منو اذيت نمي کرد

مث تو ميون بازيا خيانت نمي کرد

 

بچه بودم کسي مثل تو باهام بد نمي شد

بي توجه از کنار رؤياهام رد نمي شد

 

بچه بودم نبود اون کسي که بهم راس نمي گفت

مث تو هيچكي بهم هر چي دلش خواس نمي گفت

 

بچه بودم عالمي بود آخه عاشق نبودم

از دس چشماي تو ، تو حسرت دق نبودم

 

بچه بودم بدون هيچ غصه اي رفتم شمال

لب دريا خونه های ماسه اي ، بوي بلال

 

بچه بودم توي قايق بي تو خيلي خوش گذشت

دنيا رو کاش مي دادم سالاي رفته بر مي گشت

 

بچه بودم خبر از خواهش و التماس نبود

لا به لاي دفترام ، جز دو تا برگ ياس نبود

 

بچه بودم عكس تو باعث دردسر نشد

جز تو هيچكي باعث رفتن به سفر نشد

 

بچه بودم انقدر از سادگيا دور نبودم

واسه گوش دادن به تو ، انقدر مجبور نبودم

 

بچه بودم کسي مثل تو منو رنج نداد

برد و باخت تلخ ما مزه شطرنج نداد

 

بچه بودم دلم از هيچكسي ناراضي نبود

فكر و ذکرم پيش هيچ چيزي به جز بازي نبود

 

بچه بودم آسمون يه عالمه ستاره داشت

غصه مون هر چي که بود يه دنيا راه چاره داشت

 

بچه بودم و قهر و آشتيم روي هم لحظه نبود

اخم و دردم واسه حرفي که نمي ارزه نبود

 

بچه بودم بيشتر از اين زمونا در مي زدن

اونروزا بزرگترا بيشتر به هم سر مي زدن

 

بچه بودم قلبای تو دفترم حقيقي بود

روي دفتر خاطراتم عكس جوجه تيغي بود

 

بچه بودم چقدر شعرای خوب بلد بودم

کندن اسما رو رو درخت و چوب بلد بودم

 

بچه بودم چشم تو در به درم نكرده بود

اونروزا فكر و خيالت ، خبرم نكرده بود

 

بچه بودم روزاي هفته شبيه هم نبود

حواسم پهلوي اينكه چي بهت بگم نبود

 

بچه بودم شادي پر بود تو دل بادکنكم

آخر اون روزا کسي بود که بياد به کمكم

 

بچه بودم غروبا بوي غريبي نمي داد

کسي هديه به کسي ساعت جيبي نمي داد

 

بچه بودم اگه مثل حالا مجنون مي شدم

از بزرگ شدن واسه ابد پشيمون مي شدم

 

محبت...

محبت

نام تو رو آورده ام دارم عبادت ميكنم

گرد نگاهت گشته ام دارم زيارت ميكنم

دستت به دست ديگري از اين گذشته کار من

اما نمي دانم چرا دارم حسادت ميكنم

گفتي دلم را بعد از اين دست کس ديگر دهم

شايد تو با خودئ گفته ای دارم اطاعت ميكنم

رفتم کنار پنجره ديدم تو را با... بگذريم

چيزي نديدم اين چنين دارم رعايت ميكنم

من عاشق چشم تو ام تو مبتلاي ديگري

دارم به تقدير خودم چنديست عادت ميكنم

تو التماسم مي کني جوري فراموشت کتم

با التماس ولي تو را به خانه دعوت ميكنم

گفتي محبت کن برو باشد خداحافظ ولي

رفتم که تو باور کني دارم محبت ميكنم

 

یادبگیریم به دیگران قوت قلب بدهیم.....

ghalb..

در بیمارستانی دو مرد بیما ر در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت

که  هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند.تخت او کنار تنها پنجره اتاق بود

اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه  پشت به هم اتاقیش روی تخت

بخوابد.انها ساعتها با یکدیگر صحبت میکردند.از همسر"خانواده"خانه"سربازی 

یاتعطیلاتشان باهم حرف میزدند.هرروز بعد از ظهر بیماری که  تختش کنار پنجره بود

مینشست وتمام چیزهائی که بیرون  از پنجره میدید را برای هم اتاقیش توصیف

میکرد.بیمار دیگر  در مدت این 1ساعت با شنیدن حال و هوای دنیای بیرون جانی تازه

میگرفت.

این پنجره روبه یک پارک بود که دریاچه زیبائی داشت. مرغابیها وقوها در دریاچه شنا

میکردندو کودکان  با قایقهای تفریحی شان در اب سرگرم بودند.درختان کهن به منظره

بیرون زیبائی خا30 بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دوردست  دیده میشد...

همانطور که مرد در کنا پنجره  این جزئیات را توصیف میکرد"هم اتاقیش چشمان خودرا

میبست واین مناظر را در ظهن خود تجسم میکرد.

روزها و هفته ها از پس هم میومدن و میرفتن  تا یکروز صبح  پرستاری  که برای 

 شستشو انها آب اورده بود دید  مردی که کنار پنجره بود  در خوابو با ارامش از دنیا

رفته است..همه ناراحت شدند پرستار از کارکنان خواست که ان مرد را از انجا

ببرند...مرد دیگر خواهش کرد تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار این کار را با

رضایت انجام دادو پس از اطمینان از راحتی مر اتاق را ترک کرد.

ان مرد به ارامی وبا درد بسیار خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به

دنیای بیرون از پنجره بیاندازد..

بلخره میتوانست این دنیا را با چشم خودش ببیند..در عین ناباوری مرد با یک دیوار

مواجه شد!!!!!

مرد پرستار را صدا زد وبا تعجب از او پرسید:چه چیزی هم اتاقیش را وادار کرده که

چنین مناظر زیبائی را برای او توصیف بکند؟؟

 

پرستار گفت شاید اومیخواسته به تو قوت قلب بدهد.

ان مرد اصلا نابینا بود ونمیتوانست دیوار را ببیند.......