گروه علوم اجتماعی شهرستان دلفان 402-1401
 
 
این وبلاگ فعالیت های همکاران علوم اجتماعی در شهرستان دلفان را ارائه می دهد
 

با سلام و احترام

همکاران ارزشمند و بزرگوار از نظرات همه شما استفاده می کنیم. ولی ذکر چند نکته را لازم میدانم.

1- بیان خیلی از مطالب نیاز به تخصص در آن حوزه را دارد. تلاش کنیم صاحب نظران هر حوزه را وادار به بحث در آن زمینه نماییم.

1- بیان مطالب در چارچوب قواعد، ارزشهای اجتماعی، دینی، سیاسی، اقتصادی و ... می تواند مخاطب خاص خود را پیدا کند. ارزشهای مختلف را مورد توجه قرار دهیم.

2- ملاحظات و انتظارات اجتماعی میتواند اعتماد اجتماعی را افزایش دهد با نادیده گرفتن آنها همه مفاهیم موجود که لایه های فرهنگی را به نوعی معنا و شکل می‌دهند، خدشه دار نکنیم.

3- تلاش شود از تحمیل عقیده خود به دیگران اجتناب کنیم. ولی تلاش برای متقاعد کردن دیگران در راستای پذیرش آنچه مقصود ماست ایرادی ندارد.

4- در گروهها، کانال ها و رسانه های مختلف از به کار بردن الفاظ رکیک نسبت به دیگران که عملکرد آنها را قبول نداریم، اجتناب شود.

مثلاً اگر کسی از عدالت میگوید و من آن را قشنگ تلقی میکنم میدانم این ارزش با نشستن و تعامل با یک ظالم محقق نمی‌شود دیگر نیازی به اهانت برای گوینده ندارد.

5- مکاتب، اندیشه ها، افکار را هم میتوان، توصیف، تحلیل، تبیین، تفسیر، تطبیق و تاویل نمود. با خط کشیدن روی یک نفر آنچه مسطور شد، محو نمی‌گردد. 6- به افراد نگاه نکنید به مسیرها توجه کنید مسیرهای فرعی و اصلی را تلاش کنیم از هم متمایز کنیم.

7- اگر اعتقاد به مسیر غلطی داریم تلاش کنیم آن را به جای حق به دیگران القاء نکنیم. مسیر حق برای حق طلبان روشن است اگر من در آن قرار ندارم اشکال از مسیر نیست.

8- رفتار، منش، و کنش همه ما روی شکل گیری فرهنگ این شهر و جامعه اثر گذار است؛ رشد فرهنگی در گرو رشد فکری است، ادبیات ایران پر از کلمات زیبا و پر بار است، تلاش شود از آنها بهره کافی برده شود. با این اوصاف به قول سعدی هرجا که گل است، خار است. با خمر، خمار است. بر سر گنج مار است. هر جا که در گهر بار است، نهنگ مردم خوار است.

9- تضاد و تقابل و کشمکش از ابتدای عالم بوده و تا انتها نیز ادامه دارد. اگر تلاش شود از دل آن تضاد پویایی ایجاد شود، مطلوب است. ولی اگر شکل تضاد بر آن است تا ظالمی را بر مظلوم، یا حقی را مغلوب باطل نماید. لازم است در برابر آن توان فکری و موجود برای عملی نشدن اراده باطل را به کار گرفت.

10- فراموش نشود هر کشوری مجموعه واحدی است که با ویژگیهای خود در قالب دولت - ملت شناخته میشود، آسیب به هر بخش آن وحدت کارکردی مجموعه را خدشه دار میکند لذا، لازم است همه تلاش نمایند تا این مجموعه هم جهت، برای تحقق اهداف جمعی و فردی، به موازات هم و در طول هم باشند.

عزاداری همه شما در این ایام مورد قبول درگاه حق باد، انشاءالله

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر ۱۴۰۵ساعت 11:22  توسط احمد حسن زاده  | 

1- درس محرم و عاشورا حق طلبی است هرچند با عده ای قلیل در برابر سپاهیان کثیر

2- ظلم ستیزی است برای گسترش عدالت

3- روی برگرداندن از جانب ظالم به سوی مظلوم است.

4- دین مداری است نه دین گریزی 5- درس شعور و آگاهی برای برچیدن فساد است نه باز کردن راه آن

6- محرم سخن گفتن از عدالت و دوری از ظالم و تلاش نکردن برای همراهی با اوست.

7- محرم و عاشورا نشان می‌دهد، خلعت عدالت را با نشستن در کنار ظالم به کسی نمی‌دهند. باید تلاش کرد تا به مفهوم عدالت توهین نشود و به ظالم نیز مشروعیت داده نشود.

8- محرم ماه تقرب به خدا و دوری از شیاطین است.

9- ماه حسینی زیستن و کنار زدن یزید های زمان است.

10- ماه شناختن شمرهای روزگار است و آمادگی برای ایستادن در برابر آنها

11- ماه سجده بر خالق است نه کسانی که در برابر خالق تکبر می‌ورزند و می ایستند.

12- ماه اندیشیدن در مسیر الهی است نه ماه افتادن در ایسم های دنیوی.

13- ماه بیدار شدن و برگشتن از ارزشهای انحرافی به ارزش‌های الهی است تا حریت و آزادگی معنا شود نه ماه گفتن از آزادی برای رهایی از ارزشهای الهی

امیدوارم جامعه ما روزی به این ادراک قوی برسد که خدای محمد (ص) بر بتهای زمانه ارجحیت دارد.

ایام تان نورانی، قلبتان الهی، افکارتان حسینی و منشتان در تقابل با ظلم و ظالمان باشد. انشاءالله

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر ۱۴۰۵ساعت 9:44  توسط احمد حسن زاده  | 

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران، از زمان کاندیداتوری، مناظره‌های تلویزیونی، تبلیغات و انتخابات تاکنون با ادبیات متفاوت و بیان ویژه با مردم و رسانه ها گفتگو می‌کند. اغلب در سخنرانی های خود با زبانی عامیانه، بدون مطالعه قبلی و طرح قضایای قیاسی بدون نتیجه گیری از نظام اگزیوماتیک پنهان به ایراد سخن می پردازد.

طرح نکاتی پیرامون این موضوع، می تواند برای برداشت درست از معنایی که باید انتقال دهد؛ راهگشا خواهد بود.

1- در بیان و سخنان رییس جمهور صراحت، صداقت، سادگی و توجه نداشتن به مبانی حفاظت اطلاعات آشکار است.

2- او در ایام تبلیغات کاندیداها تصریح نمودند هیچ برنامه ای برای ریاست جمهوری ندارد، چون برنامه ها از قبل نوشته شده هستند و او فقط مجری خواهد بود. یعنی، حتی به عرصه تعریف نشده نقشها توجه خاصی نداشتند.

و کسی هم از او توضیحی در این باره نگرفت.

این مهم حاوی دو نکته قابل استنباط است؛ اول اینکه در گفتار خود رنگ و بوی صداقت را آشکار می‌کند.

دوم آنکه نمی توان امید چندانی به خلاقیت‌های ناپیدای او داشت. چون به قول خودش برنامه تعریف شده ای ندارد تا مطابق آن حرکت نماید.

اما اشکال دیگر کار جایی روشن میشود که میزان تحقق این برنامه تعریف شده از قبل در نزد رییس جمهور تا الان روشن نشده است.

3-رنگ و بوی مذهبی در کلام او دیده می‌شود. هم از قرآن و هم از نهج البلاغه می‌گوید گاهی روان و راحت گاهی تقطیع شده و ناقص که اولی جای بسی امیدواری برای علاقمندان به دین دارد تا حداقل احساس کنند در وجود او ترسی از خداوند دیده می شود و علاقه ای هم به اهل بیت دارد.

اما آنجا که همین لفافه دینی را با نگاه روشنفکری و سیاسی ترکیب می‌کند، و قصد القاء به مخاطب را میکند، ساختار ناخوشایندی بروز می نماید که فقط برای کسانی که در پیرامون او افکار و بیانات خاصی را دنبال می کنند، مطلوب تلقی میشود.

او در عمل ادامه دهنده اسلاف گذشته خود همانند: رفسنجانی، خاتمی و روحانی است که مبلغ سایتهای تعدیل اقتصادی، توسعه سیاسی، و گره زدن تمام مسایل به برجام بد فرجام بود. تحلیل‌های هیجانی، حرکات بدن برای انتقال معنا و بیان الفاظ بیش از حد انتظار چرخش در نگاه به مذاکره از زمانی که در مجلس بودند تا وقتی که در کسوت ریاست جمهوری قرار گرفتند، همه و همه از او فردی با تیپولوژی متفاوت ساخته است.

بخشی از جوانان جامعه برای برنامه ازدواج خود و جوان سازی جمعیت جامعه امیدی به او ندارند.

4- نگاه هنجاری و ارزشی او در مسایل مختلف و بهره گیری از واژگان اگر و پس نمی تواند جای توصیف، تحلیل، تبیین، تفسیر و حتی تاویل مناسب مطالب را برای مردم بگیرد.

لذا، تداوم این شیوه گفتاری و استفاده از آن، برای مردم التیام بخش الام فراوان به جا مانده از اسلاف او نخواهد بود. بلکه طرح مباحث از جانب ریاست جمهوری، نیاز به نگاه علمی و کارشناسی و مطالعات عمیق در حوزه های مختلف دارد.

به همین خاطر می‌طلبد تیمی از مشاوران اصیل، بدون وابستگی به جریانات خاص سیاسی که فقط در راستای اعتلای کلمه الله و توسعه و پیشرفت کشور اقدام میکنند، بهره ببرند.

5- موضوع تورم، گرانی، نرخ ارز، تحریم‌ها، ضعف‌ها، و دهها مورد پیدا و پنهان در حوزه اقتصاد با ناله و شکوه طبیبان جامعه درست نخواهد شد. بلکه تجویز دارو از جانب آنها را می طلبند.

6- صرار بیش از حد پزشکیان بر صدور مجوز مذاکره و تداوم آن توسط رهبری و مجری بودن دولت ارث ماندگاری از دولت ناکارآمد روحانی بود تا همه چیز را به گردن نظام و رهبری بیاندازند. ولی سخنان رهبر شهید و بیانیه رهبر سوم تمام این اشکالات اظهاری را باطل و نادرستی و دروغ بودن بخشی از سخنان دولتمردان را برای همیشه ماندگار ساخت.

7- وقتی رهبر شهید فرمودند مذاکره شرافتمندانه، عاقلانه و هوشیارانه نیست. دولت باید دنبال راهکارهای دیگر میگشت. و از احتمال وقوع دو واژه مذاکره و رهبری پرهیز می‌نمود.

8- در موارد بسیاری رفتار رییس جمهور هنگام پشت تریبون قرار گرفتن مناسب نبوده است. نمونه اشک ریختن برای همسرشان و احساسی شدن در یک جمع رسمی در بدو قرارگرفتن در منصب ریاست جمهوری و در موارد دیگر که خود میگویند برای سخنرانی 1405/03/20 آماده نشده اند.

9- بیان فراوان ما تسلیم آمریکا نمی‌شویم. او هم آزار دهنده است. چرا در شرایطی که تمام اندیشمندان، سیاستمداران و رسانه ها حتی در خود آمریکا به شکست ترامپ افزار می‌نمایند، ریاست جمهوری از پیروزی سخن نمی گوید و همیشه می‌گوید ما تسلیم نمیشویم.

10-جناب آقای پزشکیان بعید میدانم اهل فن این موارد را به شما یاد آوری نکرده باشند که حفاظت اطلاعات یک موضوع بسیار مهم در ادبیات مسؤلین یک کشور است. چرا جنابعالی و بخشی از اعضاء دولت به این مهم توجه ندارید و در مواردی آنچه را نباید گفته شود بر زبان جاری میکنید که می‌شود منبع اطلاعات و بانک اهداف دشمنان.10-جناب آقای پزشکیان بعید میدانم اهل فن این موارد را به شما یاد آوری نکرده باشند که حفاظت اطلاعات یک موضوع بسیار مهم در ادبیات مسؤلین یک کشور است. چرا جنابعالی و بخشی از اعضاء دولت به این مهم توجه ندارید و در مواردی آنچه را نباید گفته شود بر زبان جاری میکنید که می‌شود منبع اطلاعات و بانک اهداف دشمنان.
در پایان لازم میدانم بار دیگر تاکید نمایم. که تحلیلها و تبیینها خود را در چارچوب قواعد علمی قرار دهید و از حرکات اضافی بدن و اظهارات سریع و ترکتازی زبان و بهره نگرفتن از اندیشه درست بپرهیزید و مواظب اطرافیان خطرناک خود که هدفی جز ذلت برای مردم ندارند بپرهیزید.

در پایان لازم میدانم بار دیگر تاکید نمایم. که تحلیلها و تبیینها خود را در چارچوب قواعد علمی قرار دهید و از حرکات اضافی بدن و اظهارات سریع و ترکتازی زبان و بهره نگرفتن از اندیشه درست بپرهیزید و مواظب اطرافیان خطرناک خود که هدفی جز ذلت برای مردم ندارند بپرهیزید.

شما از واژه پیروزی چرا استفاده نمیکنید چرا اشاره نمیکنید ما با مالیدن پوزه دشمن بر خاک پیروز شده ایم. و همه اش از واژه تسلیم استفاده میکنید که نشان دهد طرف مقابل شما خیلی قوی است و ما خیلی ضعیف، اما با این ضعف خود تسلیم نخواهیم شد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر ۱۴۰۵ساعت 9:40  توسط احمد حسن زاده  | 

با سلام و احترام
خدمت همکاران ارجمند لازم است اشاره کنم نیروهای آموزش و پرورش بویژه کادر آموزشی سه گروه هستند. بخشی دانشگاه فرهنگیان تحصیل میکنند از نظر روش تدریس و کارآموزی آموزشهای خوبی می بینند ولی از نظر تحلیل مسایل مختلف بویژه علمی که لازمه آموزش است با دو گروه دیگر که نام می برم متفاوتند. گروه دوم تحصیلات دانشگاهی دارند و استخدام آنها با آزمون انجام میگیرد معروف به ماده 28 می باشند اینها لازم است آموزشهای نوین تدریس را ببینند که متاسفانه به دلایل مختلف از جمله کمبود بودجه کمتر برای آنها کلاسهای ضمن خدمت مرتبط برگزار میشود. و گروه سوم کسانی هستند که از طریق نهضت سواد آموزی وارد عرصه آموزش و معلمی شدند که نه روشهای تدریس را تسلط دارند و نه تحصیلات آکادمیک را در مراکز علمی فعال گذراندند. حالا به همه این سه گروه انگیزه مطالعه را به عنوان متغیر دیگر وارد کنیم بخش زیادی از همه سه گروه بالا ریزش می‌کنند. و چیدمان اینها در مدارس مختلف هم متفاوت است لذا نابرابری فضایی در حوزه آموزش بسیار چشمگیر است. اخیرا هم به دلایل مزایای بالا در مناطق روستایی مثلاً یک سال دو سال حساب شدن در دریافت طبقات و تعداد کم دانش آموزان تعدادی از نیروهای توانمند به روستا ها میروند. مجموعه این عوامل را در کنار تنوع مدارس و تفکیک دانش آموزان از یکدیگر قرار دهید باعث شده که محور فقط کنترل دانش آموزان در برخی از پایه ها باشد و تلاش آنچنانی برای رشد و اعتلای دانش آموزان از جانب مسؤلین امر دنبال نشود. لذا روشهای نوین، تکنولوژی اموزشی، انگیزه بالا در معلم و دانش آموز و نوآوری و خلاقیت در جاهایی بروز داده میشود که ضریب توانمند سازی دانش آموزان با امکانات موجود فراهم شود و گروه افراد باهوش بالا هم بدور از امکانات آموزشی مطلوب با استعداد برابر با دیگران در زمان رقابت به نوعی ممکن است کم بیاورند.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۴ساعت 18:26  توسط احمد حسن زاده  | 

با سلام و احترام
در راستای جلسه امروز ... ذکر چند نکته را لازم میدانم.
1. اغلب مطالبی که بزرگواران حاضر در جلسه بیان کردند به نوعی رنگ و بوی جامعه شناختی داشت و فرصتی در اختیار نگارنده قرار داده نشد تا به مواردی اشاره کنم.
لذا خالی از فایده نخواهد بود که در اینجا نکاتی را یادآور نمایم. سه اندیشه غالب و سه نگاه ترکیبی از این اندیشه ها در ایران حاکم است.
الف) اندیشه اسلامی که از سرچشمه وحی و سیره و سنت اهل بیت سرچشمه میگیرد.
ب) اندیشه غربگرایی که تحت تأثیر حضور تحصیل کرده های ایرانی در دنیای غرب شکل گرفته و از آن نوعی روشنفکری بیمار متأثر از آن بلاد به ایران سرایت نموده که سعادت را در نزدیکی به دنیای غرب می بینند و نه در تقرب به خداوند ج) اندیشه و تفکرات باستان گرایی که کورش را مایه عظمت ایران می پندارد.
ولی از انتقال نظرات یا نظریه های تقویت کننده این اندیشه به نسل کنونی چیزی در اختیار ندارد. و اگر هم دارد از بیان آن عاجز است.
از این سه اندیشه که حاکم هستند کسانی نیز وجود دارند که هم نگاه دینی دارند و هم نگاه غربی، یا هم نگاه دینی دارند و هم نگاه باستان گرایی یا هم غربی دارند و هم باستان‌گرایی که همگرایی اندیشه اخیر بیشتر از دو مورد قبلی است.
هرکدام از این اندیشه ها و تفکرات، نظام ارزشی و هنجاری خاص خود را دارند که کنش‌گران با تأسی از آنها، به دنبال دستیابی به هویتی متفاوت و غالب برای خود می‌گردند.
بنا بر گفته اندیشمندان بزرگی در حوزه جامعه شناسی در شرایط فعلی مهمترین چالش و مسأله در ایرانی گرانی و تورم یا اختلاف جریانات سیاسی نیست. بلکه مهمترین مسأله هویت و تعلق هویتی است که من به عنوان شهروند به چه قلمروی سرزمینی وابسته هستم یا تعلق دارم؟
رسانه های غربی و پیام رسان های خارجی همواره سعی کرده اند که تعلق هویتی در مردم ایران را به چالش بکشند و آنها را با بریدن از هویت خود و کشاندن به سوی دنیای غرب به بی هویتی یا بحران هویت دچار نمایند. نتایج تلاش این رسانه ها، در اغتشاشات اخیر، پیامدها و شعارهای آن مشاهده گردید.
برجسته کردن چهره پهلوی در اغتشاشات اخیر هم در حقیقت تلاشی برای بی ثبات کردن هویت دینی مردم بود که بعد از انقلاب شکل گرفته است. تا نشان دهند مردم از انقلاب خود پشیمان شده و دوباره دنبال پادشاهی پهلویها هستند. که خوشبختانه حضور پر رنگ و برجسته مردم در دفاع از حریم انقلاب و ارزشهای آن یک معرف بزرگ در احساس تعلق به هویت دینی و ملی خود و پشتیبانی از انقلابی است که مردم در تمام لحظات تاریخی آن حضور داشته و نقش آفرینی کرده اند.
حال با این اوصاف، برخی جریانات سیاسی از انعطاف نظام مقدس جمهوری اسلامی به نوعی سوء استفاده نموده و در راستای تضعیف نهادهای انقلابی و همراهی با دشمن دریغ نکرده اند، چرا که تحت تأثیر اندیشه های آنها بوده و هستند. مثلاً رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ روز صدا و سیمای کشور را مورد حمله قرار می‌دهد. ولی پیش و پس از آن بودند و هستند کسانی که صدا و سیمای کشور خودمان را مورد هجمه قرار میدهند، ولی بی بی سی یا شبکه های وابسته به نظام سلطه را حتی یک بار به اندازه آنچه برعلیه رسانه داخلی می‌گویند، مورد حمله یا سرزنش قرار نداده اند.
خوب این نگاه شاید از جانب گویندگان همان مطالب مطلوب باشد، ولی برای یک ذهن تحلیلگر جای سؤال دارد که چرا در ارتباط با یک موضوع دو گونه قضاوت میشود.
برخی از جریانات هم گاهی خود را به عنوان مسؤل یا رهبر گروه کوچک‌تری زیر سوال می برند که کم کاری کرده اند تا شاید بتواند از این کم کاری خود جایگاه رهبری جامعه را نیز زیر سؤال ببرند.
اولا این مهم از نظری منطقی نوعی استقراء ناقص تلقی می‌شود. ثانیاً در یک گروه ارکستر سمفونیک هرچند همه اعضاء در حرفه خود مهارت وافر و تسلط کافی داشته باشند، اما هنگام نواختن همه به رهبری آن گروه و اشارات او چشم می‌دوزند و کسی ساز جداگانه ای نمی‌نوازد، تا مبادا از هماهنگی تلاش گروهی کاسته شود؟ و ناهماهنگی غیر قابل تحمل ایجاد گردد.
در جامعه نیز چنین است همه گروهها اگر هم خود را اهل خرد و اندیشه و تابع قانون بدانند، نباید فراتر از رهبری یا در تقابل با آن سخنی بر زبان برانند. زیرا ناهماهنگی در گروه بزرگتر، یعنی کشور، نمود بیشتری هم خواهد داشت.
از اینها گذشته کدام عقل سلیم خدا را رها میکند و به طاغوت زمان متوسل میشود؟
آیا گرسنگی بیش از حد باعث شده که برخی مواضع انقلابی خود را کنار بگذارند و برای نزدیک شدن به جبهه شیاطین تلاش نمایند؟ یا همانند گذشته کسانی را در دنیای غرب به عنوان وابسته به خود دارند که زبان انها در مقابل غرب کند شده و بر علیه خودی‌ها تند؟ و از جبهه حق گریزان و برای پیوستن به جبهه باطل پر تلاش شده اند؟

لذا لازم است بر اساس دوگانه گرایی دکارتی هم که شده مرز فکری خود را در دو سر طیف مشخص نماییم، یا با خدا باشیم یا با شیطان یا حسینی باشیم یا یزیدی؟ و چه خسران بزرگی خواهند کرد، آنان که خدای خود را رها کرده و برای بت‌های زمانه که خالقان جرم و جنایت علیه بشریتند، تلاش می‌کنند.
و سخن آخر جمهوری اسلامی علاوه بر ویژگی مردمی بودن، چون شهدای بسیاری را تقدیم انقلاب نموده و از قدرت بسیج کنندگی بالایی برخوردار است. و در شرایط تحریمی پیشرفت‌های حیرت انگیزی داشته است و معرف های مشارکت مردم در راهپیمایی ها، مناسک دینی همانند محرم و پیاده روی اربعین همگی نشان میدهد، در قلوب مردم نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از ملل دیگر هم ریشه دوانده و انشاءالله عمری بسیار طولانی و با برکت خواهد داشت. که نوید بخش زایش تمدن جدید اسلامی و به شکوفا رساندن آن خواهد بود.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۴ساعت 1:43  توسط احمد حسن زاده  | 

به نام خدا
متاسفانه خواص تا زمانی که نظام تامین کننده نیازهای مادی و جایگاه های اجرایی آنها باشد، از نظر این گروه قابل دفاع است و هرگاه منافع شخصی، خانوادگی، گروهی و رانتی آنها تامین نشود؛ در لوای به حاشیه رانده شدن، به تبعیت از نظام فکری لیبرالها، ژست روشنفکری به خود گرفته و اقدام به مبارزه مدنی بصورت گروهی و جناحی میکنند. و از هرگونه جهتگیری سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی که به نفع نظام باشد، امتناع می نمایند.
و حتی در اشکال گوناگون، از حضور در اجتماعات دینی و مناسک مذهبی مردم منفک میشوند تا نشان دهند نظام تامین کننده آمال آنها نبوده و نیست. اما در کمال ناباوری، در جریان انتخابات برای مهره‌های معرفی شده خود، هماهنگ و یکصدا وارد میدان می‌شوند تا با انتخاب اشخاص مورد نظر زمینه ناکارآمدی و ناتوانی نظام و عدم تحرک ساختار اداری را فراهم سازند. و چهره نقش‌های فرادست را به خیال خود مکدر سازند.
این جریان غافل از فهم بالای ملت بوده و هستند و نمی‌دانند که ملت منش و رفتار نسنجیده آنها را تشخیص می‌دهد.
مردم میدانند چه کسانی از محکوم کردن جنایات صهیونیستها و رژیم آمریکا در قتل عام مردم فلسطین بویژه غزه مظلوم و ایران مقتدر، خود داری کردند؟ میدانند آنها ماسک انسانی خود را نسبت به گذشته مخوف تر و ناپسند تر به نمایش گذاشته اند. در جریانات متعدد و موانع مختلفی که برای نظام ایجاد شده است، با اینکه برخی جریانات و چهره های شاخص انها، خود بخشی از مانع و مشکل بوده اند، ولی به گونه ای نشان داده شد که طرفدار واقعی مردم همانها هستند؛ در صورتی که چنین نیست. این گروه و جریانات و خواص، غافل از عمق اندیشه و نظام فکری خود هستند. تحلیل آنها غالبا غلط می باشد، چرا که آنها نه تنها در اجتماعات مردمی حضور ندارند، بلکه همراهی و وادادگی خواص در برابر دشمن، برای همگان روشن است.
دشمن قسم خورده، در جنگ نرم طعمه های ضعیف النفسی را در تله گرفتار می‌کند تا جایی که حاضرند ترور مردم سرزمین خود را شاهد باشند، شادی دشمن را ببینند و از محکومیت لفظی آن چه اتفاق افتاده است هم امتناع نمایند.
کجای این اندیشه و نظام فکری درست است؟ کدام عقل سلیم همراهی با دشمن را تصدیق میکند؟در کدام قانون و قاعده ای مکتوب شده این نظام فقط باید برای عده خاصی باشد و دیگران حق ورود به آن را ندارند و اگر آمدند آنها باید قهر نموده و خود را صاحبان اصلی تفکرات بدانند؟ اگر چنین بود ملت با این گونه مسایل مواجه نمیشد؟ کدام قانون اجازه می‌دهد وزیر ناتوانی که بعد از استیضاح، رای اعتماد نگرفت دوباره در جایی قرار بگیرد که از وزارت کمتر نیست؟ آزموده را آزمودن دوباره خطاست؟ اگر کسی تا زمانی از مزایای نظام جمهوری اسلامی بهره مند بوده تحت عنوان خواص در دوران فراغت از مسئولیت حق ندارد نقش اپوزیسیون و همراهی با دشمن را به خود بگیرد. اگر چنین کرد غیر از نگاه دشمنی با او نگاه دیگری پسندیده نیست.
حال نباید فراموش کرد، در بزنگاه دفاع که حضور این خواص و گفتار مثبت آنها در کنار نظام میتواند اثر گذار باشد، نباید کنار کشیدن آنها را شاهد باشیم؛ تا گرگهای وارد شده درندگی خود را بیشتر نمایان سازند؟ و با طرح و تایید سازش با کدخدا و کوتاه آمدن از آرمان‌ها، با سکوت در برابر جنایات رژیم صهیونیستی، رضایت کدخدا فراهم خواهد شد و روابط برقرار می‌گردد و افتخار به نام آنها رقم می خورد، زهی خیال باطل و بسیار ابلهانه بود.
مردم مشکلات فراوان دارند ولی گره زدن آنها به برقراری روابط با دولت خاص نوعی تقلیل گرایی محض خواهد بود.
این جا باید گفت شرافت سازمان مجاهدین خلق از کسانی که در لوای دوست، نقش دشمنان قسم خورده را بازی کرده اند،بیشتر است.
چرا که سازمان مجاهدین خلق به عنوان دشمنی آشکار سالها پیش خود را نشان داده و مردم نیز میدانند چگونه در قبال آنها از خود محافظت نمایند.
در مقابل، کسانی که به عنوان هموطن و دوست در کنار ملت بوده اند، و از محکوم کردن اقدامات دشمن با همراهی خود با عامه مردم امتناع میکنند، بسی کثیف تر از آن دشمنانی هستند که در بالا مورد اشاره قرار گرفتند.
بین شما با کفتارهای بیابان هیچ تفاوتی نیست. شما نه تنها روشنفکر نیستید، بلکه خائنی بیش تر در لباس دوست نمی باشید. که برای ایجاد دموکراسی و حقوق بشر مورد نظر ارباب ارشد خود یعنی امریکا، ظاهر شده اید.
شما کسانی هستید که به جای همراهی و همنوایی با مردم خود، با دشمن بر علیه ملت خود همراه شده آید و رجز خوانی و نغمه سرایی او را تأیید کرده اید.

حافظه ملت هیچگاه خباثت و خفقان خواص را در عدم محکومیت جنایات و ترور و بمباران و موضع نگرفتن های انسانی، فراموش نخواهد کرد.
آن عجوزه بی حیایی که در زمان پدر هم عرضه وارد شدن در یک دانشگاه دولتی را نداشت و به برکت خاندان خود که دانشگاه آزاد را در قبصه داشتند؛ وارد دانشگاه تحت حمایت پدر خود شدند و مدرکی از آن گرفتند و با بهاییان، رفقای دیرین دولت اشغالگر صهیونیزم همراه شدند و اخیرا هم با پوشیدن لباس صورتی و همرنگ با منافقین در روزهای پیش از اغتشاشات، پالس همراهی با قیام را به جوانان خام و لیدرهای سازمان یافته دادند. بر کسی پوشیده نیست. دستگاه قضایی یک بار برای همیشه باید بگونه ای عمل نماید که هر کسی به خود اجازه ندهد، اموال عمومی، شخصی، وسایل نقلیه، ساختمانهای مسکونی، تجاری، بازارها و پاساژ ها و جوانان بیگاه وطن را با سلاح گرم، سرد به شهادت برسانند و یا در آتش بسوزاند.
مگر نیروهای انتظامی و سپاهی و بسیج و ارتش برای امنیت این ملت ایجاد نشده اند؟ مگر آنها هم خانواده و فرزند ندارد؟ چرا باید عده ای به خود اجازه دهند از نجابت آنها سوء استفاده نموده و آنها را به شهادت برسانند؟
آیا نباید فرماندهان شهید و رشید این ملت در آرامگاه خود آرامش داشته باشند؟ به آتش کشیدن آرامگاه مقدس آنها چه معنایی دارد؟ اهانت به مساجد، قرآن و امامزاده ها آیا توهین به عقاید عموم مردم نیست؟ ریشه این مسائل با گرانی و تورم تبیین نمیشود بلکه تخریبی عامدانه و سازمان یافته است که نیاز به مقابله با مسببان آن دارد.
و کلام پایانی چرا برخی خواص و جریانات سیاسی در کشور که کم هم ذیسهم نبودند در هرم قدرت این کشور، الان از محکوم کردن اقدامات وحشیگرانه تروریستها خود داری میکنند؟
چه کسی باید اقدام کند؟ مجلس، دولت و دستگاه قضایی کجای این کار هستند؟ تروریستها بدانند اگر نبود همین قوانین نظام مقدس جمهوری اسلامی در حمایت از همه مردم، در همان لحظات که صدای حماقت شما از لوله گلوله شلیک میشد و نوجوان و جوان یا پیر و بزرگی را در خون می غلطاند. بودند جوانمردانی که پوزه شما را به خاک بمالند، ولی برای احترام گذاشتن به قوانین این جامعه سکوت کردند و تحمل نمودند تا چهره قانون بیش تر از این مخدوش نشود.

در پایان انتظار می رود دستگاه قضایی تمام مجرمین، مسببین و عاملان شهادت و تخریب اموال عمومی را طبق قانون به اشد مجازات برساند تا زمینه تجربه برای اینگونه اقدامات مجرمانه بیش از گذشته کاهش پیدا کند.

 |+| نوشته شده در  جمعه هفدهم بهمن ۱۴۰۴ساعت 20:41  توسط احمد حسن زاده  | 

شهادت اسماعیل هنیه و تأثیر آن بر روند تحولات جهانی انتشار خبر شهادت اسماعیل هنیه، موج عظیمی از تاثر و تاسف را در میان ملتهای مسلمان، بویژه در محور مقاومت، به رهبری جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرد. نگارنده این حادثه بزرگ را به امت اسلامی، مردم مسلمان و مظلوم فلسطین، محور مقاومت و ملت ایران که میهمان گرانقدر خود را(در فاصله کوتاهی بعد از مراسم تحلیف ریاست جمهوری) از دست دادند، تسلیت می‌گوید؛ و موارد زیر را به مسؤلین امر یادآور می شود. ۱- بر اساس یک گزاره ماندگار، دشمن سه نوع است (خود دشمن، دشمن دوست و دوست دشمن شما) نیروهای امنیتی من بعدالیوم باید به دنبال شناسایی بیشتر کسانی باشند که در داخل کشور، تکیه‌گاه دشمن شده و تا جایی پیش رفته اند که می‌توانند محل میهمانان گرانقدری چون اسماعیل هنیه را در کوتاه ترین زمان ممکن، به انها، گزارش دهند و یا مجری اوامر دشمن در داخل کشور شوند. ۲-پاسخ به این حادثه دردناک وظیفه بزرگی است که بر دوش ملت ما در دفاع از مردم مظلوم فلسطین، خونخواهی میهمان خود و حیثیت امنیتی کشور گذاشته شده است. همانطور که در پیام امیدوار کننده مقام معظم رهبری آمد، دشمن زمینه مجازات سختی را برای خود فراهم ساخته است و فرماندهان نظامی از وعده صادق ۲ برای مردم سخن گفتند که قطعا ملت نیز منتظر آن خواهد ماند. و شادی خود را در روزی که موشک های دوربرد ما قلب دشمن را بشکافد، نشان خواهند داد. ۳- سفر نتانیاهو به‌ آمریکا و سخنرانی ابن جنایتکار در کنگره آن کشور، مقوم عملیات های تروریستی دولت صهیونیستی شد که اقدام تروریستی شب گذشته، می‌تواند بزرگترین اشتباه محاسباتی آنها را در شرایط فعلی به دنبال داشته باشد. زیرا عواقب آن هزینه های بسیار سنگینی را بر دولت فاسد و آدمکش اسراییل تحمیل میکند. ۴_ نزدیک شدن کشتی‌های دولت‌های غربی به ساحل شرقی مدیترانه برای تقویت رژیم سفاک اسراییل و تهدید جبهه مقاومت است که نباید نادیده گرفته شود. ۵- نیم نگاهی به دولت آذربایجان و گسترش روابط آن با رژیم اسراییل در چنین شرایطی که مردم مظلوم غزه هر روز شاهد قتل و کشتار و شهادت فرزندان و عزیزان خود هستند، برای هیچ مسلمانی قابل قبول و یا تحمل نیست. به دولت ترکیه هم که برای خوشایند مردم خود، وعده دفاع از مردم لبنان را می‌دهد؛ نباید خوش بین بود، چرا که در کوبیدن پایگاه اسراییل توسط ایران درمانهای گذشته، در اقلیم کردستان، با محکوم کردن ایران در کنار دشمنان مردم لبنان قرار گرفت. و یا بکارگیری لفظ کودک کش توسط اردوغان برای اسراییل با مواضع دوگانه سیاسی و اقتصادی که در قبال آن جرثومه فساد دارد، همواره شناور ماندن در دو سر طیف را نشان میدهد که علامت مثبتی برای ثبات رفتار سیاسی وی نمی تواند باشد. و همه این محرکها برای افزایش اعتبار در دنیای اسلام و ورود و پذیرش در اتحادیه اروپا قابل تحلیل است نه باورهای قلبی و اعتقادی حاکمان کشور ترکیه. ۴- چرخش حاکمان اقلیم کردستان بسوی ایران حرکت عاقلانه ای از جانب خاندان بارزانی بود که با دور کردن دشمنان ایران در آن اقلیم، اعم از نیروهای اپوزیسیون و نیروهای موساد می تواند اعتماد دولت ایران بسوی انها را بیشتر کند. ۶- کشورهای عربی همچنان‌مرعوب دولت اسراییل بوده و دل در گرو پیمان‌هایی بسته اند که با دنیای غرب دارند. تا شاید چند روزی عمر خویش را در مسند حاکمیت سرزمینشان بیشتر نمایند. لذا آنها آرمان رهایی فلسطین را نادیده گرفته و همچنان سیاست سکوت، سازش و سازگاری با غرب را پیشه خود کرده اند، که به نفع مسلمان نبوده و به نوعی همراهی با دشمن تلقی می‌شود. ۷- مسأله فلسطین از یک مسأله منطقه ای به یک مسأله جهانی تبدیل شده و انسان‌های آزاده را حول محور خود جمع نموده است و می رود تا ارزشهای انسانی را که بواسطه تلاشهای ایران، ساليان سال تبلبغ و ترویج شده است، مورد توجه بیشتر قرار دهد و می رود تا تهدیدی برای حاکمان آنها شود که از مواضع خود عقب نشینی نمایند. ۸- از همه اینها گذشته دولت اسراییل نمی تواند یک دولت سازگار با دیگران باشد و به قواعد انسانی و بین المللی پایبند شود؛ لذا، هر دولتی در منطقه باید برای امحاء آن تلاش نماید و در این راستا هزینه‌ای تحمیل شده بر مردم فلسطین را با حمایت خود کاهش دهد. ۹- روسیه درگیر جنگ با اوکراین شده و دولتهای غربی از رسیدن جنگ‌ به دروازه اروپا و درگیر شدن با روس ها نگرانند و هزینه‌های زیادی را برای سرپا نگه داشتن اوکراین می‌پردازند. از جانب دیگر تشویق اسراییل برای سرکوب کردن مردم مسلمان غزه و وارد نمودن ایران به یک درگیری دامنه دار را برای کاستن از فشار روسیه در جبهه اوکراین، در شرایطی که تصور میرود ایران متحدی قوی برای روسیه است، مورد توجه قرار داده اند، تا بتوانند به نوعی تعادل قوا در دوسوی اروپا برسند. البته این مهم را با حفظ موقعیت اسراییل توسط آنها و ایجاد برتری و تجهیز آن کشور، در دستور کار خود داده‌اند، تا شاید بتوانند، همانند گذشته، منافع استعماری خود را تأمین نمایند. ۱۰- اما غافل از همه این مسایل، عدم پیش بینی رفتار حوثی ها در یمن که به پشتوانه موشک های دوربرد و در اختیار، هم عربستان را سر جای خود نشاند، هم به اسراییل ضربه های جدی وارد کرد و هم ترکتازی غربیها در دریای سرخ را محدود نمود، باعث افزایش هزینه های حمل و نقل دریایی برای غربیها شده است که اگر عاقلانه مسایل را رصد کنند با لشکر کشی به جانب مدیترانه نمی‌توانند از مشکلاتی که خود، چون پیله در اطراف خویش تنیده اند، خلاص شوند. ۱۱- در این میان نیز رعایت حقوق بین‌الملل و قواعد حاکم بر آن باعث شده ایران بصورت مستقیم نتواند وارد عمل شود و دولت اسراییل را به خاطر رفتارهای وحشیانه که در قبال مسلمانان غزه در پیش گرفته، سر جای خود بنشاند، اما بروز حوادثی که در سوریه اتفاق افتاد و منجر به وعده صادق در ماه‌های گذشته گردید، و در حادثه اسفناک دیشب مشابه آن در قلب تهران تکرار شد، می‌تواند فرصت‌های طلایی برای ایران باشد، تا پاسخی کوبنده، سخت و نجات بخش برای مردم فلسطین و تحمیل کننده شکست برای دولت اسراییل فراهم کند. این عمل میتواند با ضربه زدن به زیرساخت‌های حیاتی و فلج کننده دولت اسراییل محقق شود. ۱۲- از همه اینها گذشته مردم ایران باید از دولت مردان و نیروهای نظامی خود بخواهند قویترین سلاح‌های بازدارنده را بیش از گذشته در دستور کار خود قرار دهند، به‌گونه‌ای که هیچ دشمنی را هرگز و در هر شرایطی، وسوسه انجام ترور در خاک ایران به دل نیفتد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۳ساعت 14:39  توسط احمد حسن زاده  | 
با سلام و احترام

دانش آموزان عزیز نمونه سوالاتی را که لازم دارید با ذکر پایه و کتاب اعلام نمائید تا برای شما پست شود.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۷ساعت 1:4  توسط احمد حسن زاده  | 

مقدمه: مباحث کتاب های درسی جامعه شناسی دوره دوّم متوسطه را می توان از زوایای مختلف مورد نقد و بررسی قرار داد. 1. شیوه تاریخی: که در آن به نقش نویسنده در آفرینش اثر تکیه می شود و در کنار آن محیط تاریخی و اجتماعی اثر نیز مورد بررسی قرار می گیرد. 2. شیوه نقد شکل مدارانه که در آن محیط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اهمیتی ندارد، بلکه خود اثر به تنهائی می تواند معرف خود باشد. 3. شیوه پدیدارشناسی که از هم پیوندی خواننده و متن سخن می گوید. 4. شیوه ساختارگرایانه که«... وسیع ترین مفهوم آن روش جستجوی واقعیت است، نه در چیزهای منفرد، بلکه در روابط میان آنها».

نقد ساختاری خود سه شاخه دارد: این نقد اگر به ارزش سیاسی- اجتماعی واژه ها بپردازد، ساختارگرائی معنا شناختی نام دارد. اگر روابط ساختار اثر را با رویدادهای زندگی فردی و ساختار روانی نویسنده بسنجد، ساختارگرائی روانشناختی خوانده می شود. و اگر به هم ارزی مسائل اجتماعی- اقتصادی با ساختار اثر توجه کند، ساختارگرائی تکوینی نام می گیرد.

 5. شیوه جامعه شناختی را که گاهی نقد سیاسی و گاهی نقد مارکسیتی نامیده اند. نقد جامعه شناختی می خواهد جامع تمام اشکال و صور نقد باشد 6. نقد تفسیری، نام دیگری برای همان نقد جامعه شناختی است؛ این نوع نقد در مقابل نقد دانشگاهی قرار می گیرد. در نقد تفسیری، پژوهشگر برای فهم اثر مورد مطالعه خود باید بیش از هر چیز به جستجوی ساختاری برآید که تقریباً تمامی متن را توضیح دهد.(امینی،1381: 32-25).

 در نهایت مطابقت اهداف رفتاری و محتوای کتاب که مرتبط با همان نقد ساختارگرایانه است. در اینجا مورد توجه قرار گرفته است که امیدوارم حلقه های مفقوده آن را با نظرات ارزشمند خود تکمیل بفرمائید.

اهداف رفتاری کتاب جامعه شناسی 3 پایه سوم انسانی در 5 بند ذکر شده اند که هر بند چند هدف را در بر می گیرد.

جائی که از دانش آموز انتظار می رود شناخت عمومی را بشناسد و اهمیت آن را درک کند. بدرستی بیان شده اما به نوعی تشریح همان شناخت «حاصل از زندگی» است که سالها پیش دانش آموزان در کتاب «مطالعات اجتماعی» می خواندند.

لذا، در شروع و متن درس چیز جدیدی غیر از تمثیل مولانا (پسر پادشاه، انگشتر و غربیل) راههای ارتباط با محیط پیرامون (در قسمت ذخیره دانشی) و نیز تعریف «دانش عمومی» در قسمت دوّم  مشاهده نمی شود.

شناخت دانش علمی و احساس مسئولیت نسبت به آن هدف رفتاری دیگری بوده که از دانش آموز انتظار فراگیری آن بیان شده است.

این بخش با تعریف دانش علمی، توانائی صاحبان آن، نحوه شکل گیری، ارائه راهکار برای حل مسائل مختلف اجتماعی منجمله ناامنی، اعتیاد، ترافیک، بیکاری، فقر و ... شیوه های حل تضاد بین دانش عمومی و علمی با چشم پوشی از بخشی به نفع بخش دیگر، یا طرح ایده های جدید توانسته است، دانش آموز را به مطالعه ترغیب کند.

اما فضای غالب بر درک معانی، قدری سنگین به نظر می رسد و دانش آموزان را برای پیدا کردن سوالات موجود از کتاب با مشکل مواجه می سازد.

نکته قابل توجهی که در این درس وجود دارد و منشاء چالش های فکری همکاران با مؤلفان شده مرتبط با این سوال است که آیا تعریف واحدی برای دانش علمی وجود دارد؟

پاسخ کتاب به این سوال منفی است، زیرا جهان های اجتماعی بر اساس هویت فرهنگی خود، تعاریف متفاوتی از دانش علمی دارند؛ مثلاً جهان متجدد، بر اساس هویت دنیوی خود، فقط علم تجربی را دانش علمی می دانست و علوم عقلانی و وحیانی را علم محسوب نمی کرد. اگر چنین رویکردی به سایر جوامع سرایت می کرد در ذخیره دانشی آن جوامع تعارضاتی ایجاد می گردید.

تعارض در ذخیره دانشی جوامع پیامدهائی را به دنبال دارد: در چنین شرایطی ارتباط دو سویه دانش عمومی و دانش علمی قطع می شود، دانش علمی از رشد و رونق باز می ماند و دغدغه و توان لازم را برای حل مسائل و مشکلات دانش عمومی از دست می داد.

هدف رفتاری ذکر شده در کتاب که به تعامل دانش عمومی و علمی اشاره دارد نیز در این قسمت به درستی بیان شده است.

اما یکی از اهداف رفتاری یعنی علاقمندی دانش آموزان به مطالعه و تحقیق در علوم اجتماعی در این قسمت مغفول مانده و صرفاً به چالش ایجاد شده برای علوم اجتماعی در قرن نوزده اشاره شده که زمینه ای برای سست کردن پایه های رویکرد پوزیتیویستی در دروس آینده به نظر می رسد.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۷ساعت 0:5  توسط احمد حسن زاده  | 

با سلام و عرض ادب خدمت همکاران گرامی: هر کدام از شما خوبان برای جلسه بعدی گروه جامعه شناسی می توانید مطالب مورد نظر خود را تهیه و در زمانی مشخص برای دیگر همکاران ارائه نمائید. لطفاً در صورت تمایل قبلاً با اینجانب هماهنگ فرمائید.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۷ساعت 0:52  توسط احمد حسن زاده  | 
مطالب قدیمی‌تر
  بالا