تنهایی بهتر است...

از بودن با کسی که بودنش دروغ محض است...

دلش که هیچ...

حواسشم به تو نیست...

وفقط زمانی با توست که هیچکس را ندارد...


اون که از من گذشت ، واسه من درگذشت


پس روحش شاد و یادش فراموش !


قبلا از کسی خوشت می اومد باس آمار درمی آوردی مجرده یا متاهل

ولی جدیدا از یکی خوشت میاد باس بری تحقیق کنی ببینی دخدره یا پسر





ﺁﺩﻡ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺩﺍﺭ …

ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ …

ﺍﻭﻥ ﺁﺩﻡ ﺳﺎﺑﻖ ﻧﻤﯿﺸﻪ …

ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ


خاطرات تو همانند دکتریست که ،

من بابت مریضی ام فقط به او سر میزنم !

جالب اینجاست که من هر روز مریضم …

و دکتر هم تسکین بلند مدّت نمیفهمد . . !


همين  كه  ميداني  دلتنگتم   كافيست



بگذار خفه  كند خودش  را  دنيا ...

میخواهى بروى؟
بهانه میخواهى؟
بگذار من بهانه را دستت دهم…
برو…
هرکس پرسید چرا؟
بگو لجوج بود!
همیشه سرسختانه عاشقم بود…
بگو فریاد میزد!
همه جا فریادمیزد که مرا میخواهد…
بگو دروغ میگفت!
میگفت هرگز ناراحتم نکردى…
بگو درگیر بود!
همیشه درگیر افسون نگاهم بود…
بگو بى احساس بود!
به همه ى فریادها، توهین ها و اخم هایم فقط لبخند میزد…
بگو او نخواست!
نخواست کسى جز من در دلش خانه کند…



خنده ام می گیرد وقتی پس از مدت ها بی خبری بی آنکه سراغی از

این دل آواره بگیری، میگویی : دلم برایت تنگ است،

یا مرا به بازی گرفته ای یا  معنی واژه هایت را خوب نمی دانی،

دلتنگی ارزانی خودت…


گاھی برای صداقتت”تاوان”باید بپردازی!

گاہ بہ سنگینی

زندگیت..!

http://uploadpa.com/beta/12/2p9bdlchupvldf43ff1l.jpg

من همان دختری هستم که بعد‌ها به دخترت نشان می‌دهی و می‌گویی این دختر را دوست داشتم..
او از تو می‌پرسد که چه شد از یکدیگر جدا شدید؟
بگو، تقصیر خودش بود..
دیوانه بود..
نشانه اش هم این است که او هنوز هم عاشق من است

گيرم تمام دنيا بگويند ما مال هم نيستيم

مــــــا به درد هم نمي خوريم

گيرم اينها براي زير يك سقف رفتن

آخــــــــرين معياره اين جمـــاعـــــت باشد...

گيـــــــرم "دوست داشتن" بدون سند حــــرام باشد

عجيـــــــــــــــب باشد!!

باور نــــكردني باشد...

گيرم تا آخر عمر تنها بمانم...

گيرم هرگز دستانت در دستانم قفل نشود


گيرم آغوشت هيچ گاه مال من نشود

من اما گيـــــر اين "گيــــرمها"نيستم

من...

تا ابد گيره چشمان توام

گيــــــــــــــــــر دوست داشتنت...

بهش بگی دوسش داری

پرو میشه میره !

بهش بگی ازش بدت میاد

نا امید میشه و میره !

محبت کنی

خوشی میزنه زیر دلش و میره !

محبت نکنی

از یکی دیگه محبت میگیره و میره !

خلاصه میره …

خودتو خسته نکن

سالها رفت و هنوز

یک نفر نیست بپرسد از من

 که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟

صبح تا نیمه ی شب منتظری

همه جا می نگری

گاه با ماه سخن می گویی

گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی

راستی گمشده ات کیست؟

کجاست؟

صدفی در دریا است؟

نوری از روزنه فرداهاست

یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟

همیشه دلیل دوست داشتنت را می خواستی؟

ولی من دلیلی نداشتم!

دلی داشتم ساده و بی ریا اما

عاشق؛

که بی شمار دوستت داشت.

... پس به جرم این دوست داشتن؛

دلم را آزردی،

گریاندی و......

 من به حرمت عشق آنرا

بی منت به تو بخشیدم و

بی هراس به زیر پایت انداختم

راستی دلم را دیدی؟ زیر پایت

دلم تنگ است...

باز دلتنگم...دلتنگ تر از همیشه..نمیدانم دردم چیست و به دنبال چه هستم؟اما خوب میدانم آن کس

را که میخواستم دیگر نیست..ای کاش از همان لحظه اول می دانستم او برایم ماندنی نیست..

من او را فقط در رویاهای سبزم بزرگ کردم و از او فقط یک انسان از جنس محبت ساختم..

دریغا که نقابی از محبت بر چهره زده بود...و نامردی بیش نبود..

 

                             .

 

آدم ها بسان گل می مانند ظریف...زیبا..ور عین حال با کوچکترین بی توجهی آرام 

می شکنند..مهرورزی را فراموش نکنیم..آیین زیبای زندگی