اتل متل توتوله این پسره سوسوله

اتل متل توتوله این پسره سوسوله
 
 
اتل متل توتوله

این پسره سوسوله
 
موهاش همیشه سیخه

نگاش همیشه میخه
 
چت میکنه همیشه

بی مخ زدن؟نمیشه
 
پول از خودش نداره

باباش رو قال میذاره
 
دی اند جیشو میپوشه

میشینه بعد یه گوشه
 
زنگ میزنه به دافش

میبنده هی به نافش
 
که من دوست میدارم

تاج سرم میذارم
 
صورت رو کردی میک آپ

بیا بریم کافی شاپ
 
تو کافی شاپ،می خنده

همش خالی میبنده
 
بهم میگن خدایی!

چقدر بابا بلائی!
 
همه رو من حریفم

میذارم توی کیفم
 
هزارتا داف فدامن

منتظر یه نامن
 
ولی تویی نگارم

برات برنامه دارم
 
اگه مشکل نداری

میام به خواستگاری

دوستت دارم ...

گروه گل یاس 
 
دوستت دارم ...
 
در تمام روزهای عاشقی که گذشت ،
حتی یک لحظه از آن روزها نیز از یادم نرفت
با اینکه قلبم بارها شکست
اما دلم باز هم به پای تو نشست
به هیچکسی دل نبست
با خودش عهد بست ، که این عشق اول و آخر است ،
همین و بس!
روزهای شیرین زندگی ام با تو
آرامش ، این تنها چیزیست که خواسته ام از تو
صداقت ، این تنها کلامیست که انتظار دارم از تو
حرف از وفاداری نمیزنم ، در عشق بی وفایی معنا ندارد
تو همیشه وفادار بمان
 و ببین که قلبم جز به عشق تو نفس کشیدن دیگر کاری ندارد
نه عزیزم دیگر هیچ راهی ندارد
اینکه قلبم عاشق تو است و دیگر هیچ سرپناهی جز تو ندارد
اگر روزی بی تو باشم ، میخواهم که دنیا نباشد
اگر قرار باشد زنده باشم ، نمیخواهم هیچکسی جز تو در قلبم باشد
تو چه کردی با دل من
این نیست حال و هوای گذشته های دور من
اینک حس میکنم تویی زندگی من
گرتو نباشی نیست نفسی برای زنده ماندن من
یک جمله باقی مانده که ناتمام نماند شعر من
خیلی دوستت دارم عشق من
 
 گروه گل یاس
 
کاش می شد خالی از تشویش بود
برگ سبزی تحفه ی درویش بود
کاش تا دل می گرفت و می شکست
عشق می آمد کنارش می نشست
کاش با هر دل , دلی پیوند داشت
هر نگاهی یک سبد لبخند داشت
کاش لبخندها پایان نداشت
سفره ها تشویش آب ونان نداشت
کاش می شد ناز را دزدید و برد
بوسه رابا غنچه هایش چید و برد
کاش دیواری میان ما نبود
بلکه می شد آن طرف تر را سرود
کاش من هم یک قناری می شدم
درتب آواز جاری می شدم
آی مردم من غریبستانی ام
امتداد لحظه ای بارانیم
شهر من آن سو تر از پروازهاست
در حریم آبی افسانه هاست
شهر من بوی تغزل می دهد
هرکه می آید به او گل می دهد
دشتهای سبز , وسعتهای ناب
نسترن , نسرین , شقایق , آفتاب
باز این اطراف حالم را گرفت
لحظه ی پرواز بالم را گرفت
می روم آن سو تو را پیدا کنم
در دل آینه جایی باز کنم .
 
 
 گروه گل یاس
 
ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته
از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته
یک سینه غرق مستی دارد هوای باران
از این خراب رسوا امشب دلم گرفته
امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن
شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته
خون دل شکسته بر دیدگان تشنه
باید شود هویدا امشب دلم گرفته
ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو
پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته
گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است
فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

زندگی چیست؟

زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق

زندگی یعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق

زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق

رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق

می‌توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن

پرغرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن

می‌شود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید

یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید

می‌توان در گریه ابر با خیال غنچه خوش بود

عشق چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول

نقطه ی قلب جوان میگردد .

از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی

قلب جوان .

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است .

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری

 هست که بدون اکسیژن می سوزد .

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی

هست که هرگز تنها نیست .

از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم

ربائی هست که قلب را به سوی خود می کشد .

از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی

است که می توان توصیفش کرد .

از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای

است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .

از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی

 هست که هرگز اوت نمی شود .

از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها

کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .

از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها

میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .

از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها

سوسا وب تولز اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.

از خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم …………………….

شب یلدا مبارک

شب یلدا - گروه گل یاس
 
در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام
 
در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام
 
کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست
 
کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام
 
مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام
 
در بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده ام
 
در همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشق
 
فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام
 
فــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر،مرده دل
 
وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام
 
خوب می دانم قماری بیش این دنیا نـبود
 
من ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده ام
 
سرد می آید به چشم مست من  چشمت و باز
 
از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام.

مرکز آموزش بزرگسالان برگزار می‌کند...

 
کلاس‌هاى آقايان
توجه: به دليل پيچيدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بيش از ٨ نفر ثبت نام نمی‌شود


کلاس ١
چگونه جايخى را پر می‌کنند؟

برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمايش اسلايد

مدّت: ٤ هفته، دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١


کلاس ٢
آيا دستمال توالت خود به خود عوض می‌شود؟


برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد

 

مدّت: ٢ هفته، شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠


کلاس ٣
 
مسئوليت پذيري در قبال سطل زباله بردن يا نبردن ؟
 
برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
 
مدّت: ٤ هفته، يکشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٤
تفاوت‌هاى بنيادى بين سبد لباس‌هاى کثيف و کف زمين

 
برگزارى به صورت نمايش فيلم با توضيحات تکميلى
 
مدّت: ٣ هفته، پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٤ تا ١٦

کلاس ٥
آيا ظرف‌هاى غذا می‌توانند خودشان پرواز کنند و در سينک
 
آشپزخانه فرود آيند؟
 
برگزارى به صورت نمايش ويديويى
 
مدّت: ٤ هفته، سه‌شنبه و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٦
گم کردن ريموت کنترل و از دست دادن هويت

 
برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروه‌هاى پشتيبان
 
مدّت: ٤ هفته، چهارشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٧
يادگيرى چگونگى پيدا کردن چيزها ..... ابتدا نگاه کردن به سرجايش
 
و بعد زير و رو کردن خانه
 
برگزارى به صورت بحث آزاد
 
مدّت: ٢ هفته، دوشنبه‌ها از ساعت١٨ تا ٢٠

کلاس ٨
حفظ سلامتى ... گل آوردن براى همسر سلامتى شمارا به خطر
 
نمی‌اندازد
 
برگزارى به صورت نمايش اسلايد همراه با نوار صوتى
 
مدّت: سه شب، يک‌شنبه، سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٩
 
مرد واقعى هنگامى که راه را گم کرد از يکنفر سوال می‌کند
 
برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
 
مدّت: حداقل ٦ ماه، سه‌شنبه‌ها از ١٨ تا ٢٠

کلاس ١٠
 
آيا از لحاظ ژنتيکى غيرممکن است که به هنگام پارک کردن ماشين توسط همسرتان ساکت
 
بنشينيد؟
 
برگزارى به صورت شبيه‌سازى کامپيوترى
 
مدّت: ٤ هفته پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٢ تا ١٤

کلاس ١١
 
تفاوت‌هاى بنيادى بين مادر و همسر
 
برگزارى به صورت آنلاين و نقش بازى کردن
 
مدّت: نامحدود، سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢٢

کلاس ١٢
 
حفظ آرامش به هنگام خريد کردن همسر
 
برگزارى به صورت تمرينات مديتيشن و روش‌هاى تنفسى
 
مدّت: ٤ هفته، شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها از ١٧ تا ٢٠

کلاس ١٣
 
مبارزه با فراموشى ... به يادآوردن روز تولد، سالگردها و ساير تاريخ‌هاى مهم
 
برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
 
مدّت: سه شب، يک‌شنبه و سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١ 


کلاس ١٤

اجاق گاز: چيست و چگونه استفاده می‌شود؟

برگزارى به صورت نمايش زنده

سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠

 
 

 
 
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* ********* *****

کلاس‌ها براى خانم ها
 

کلاس ١

 

چگونه 2.5 متر ماشین رو تو 8 متر جای پارک قرار دهیم؟برگزارى به

 

صورت مرحله به مرحله همراه با نمايش اسلايد

 

مدّت: ٤ هفته، دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١


کلاس ٢
 
مسابقه فوتبال یک ورزش است نه فیلم غیر اخلاقیبرگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
 
مدّت: ٢ هفته، شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠

کلاس ٣
آيا می‌توان با آمادگی قبلی برای رفتن به مراسم عروسی همزمان با آقایان حاضر شد؟برگزارى
 
به صورت کار عملى و گروهى
 
مدّت: ٤ هفته، يکشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٤
نحوه گرفتن صحیح فرمان اتومبیل (بطور ثابت و در حال دور زدن)برگزارى به صورت نمايش
 
فيلم با توضيحات تکميلى
 
مدّت: ٣ هفته، پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٤ تا ١٦

کلاس ٥
نحوه تشخیص تاریخ انقضاء مواد خوراکی از روی بسته آنها هنگام خرید
برگزارى به صورت نمايش ويديويى
مدت: ٤ هفته، سه‌شنبه و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٦
عدم ترس از نازل پمپ بنزین و استفاده از آنبرگزارى به صورت کارگاه
 
آموزشى همراه با گروه‌هاى پشتيبان
مدت: ٤ هفته، چهارشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٧
اهمیت دادن به ظاهر و هیکل خود بعد از ازدواج به مانند قبل آنبرگزارى به صورت بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، دوشنبه‌ها از ساعت١٨ تا ٢٠

کلاس ٨
گفتن "عزیزم" به شوهر سلامتى شمارا به خطر نمی‌اندازدبرگزارى به صورت نمايش اسلايد
 
همراه با نوار صوتى
مدّت: سه شب، يک‌شنبه، سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٩
چطور می توان با تلفن زیر 30 دقیقه صحبت کرد؟برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
 
مدّت: حداقل ٦ ماه، سه‌شنبه‌ها از ١٨ تا ٢٠

کلاس ١٠
آيا از لحاظ ژنتيکى غيرممکن است که هنگامی که خانم های خودمانی با هم تنها هستند حرف
 
های زشت نزنند؟برگزارى به صورت شبيه‌سازى کامپيوترى
 
مدّت: ٤ هفته پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٢ تا ١٤

کلاس ١١
تفاوت‌هاى بنيادى بين شوهر و آرنولد شوارتزنگر ، براد پیت و بیل گیتسبرگزارى به صورت
 
آنلاين و نقش بازى کردن
مدّت: نامحدود، سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢٢

کلاس ١٢
رد نشدن از جلوی تلویزیون با جارو به هنگام پخش فینال جام باشگاه های اروپابرگزارى به
 
صورت تمرينات مديتيشن و روش‌هاى تنفسى
مدّت: ٤ هفته، شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها از ١٧ تا ٢٠
 

کلاس ١٣
عدم حساسیت به دختران زیبا تر از خود و عدم زشت خطاب کردن آنها و ایراد بستن به
 
آنهابرگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
 
مدّت: سه شب، يک‌شنبه و سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

 

پس از پايان دوره، به كسانى كه امتحانات را با موفقيت بگذرانند ديپلم افتخار داده خواهد شد..

 

 

باران

 

 

باران ميبارد امشب

دلم غـــــم دارد امشب

آرام جـــان خــــســــتـــه

ره مـيـســپــــارد امـــشـــب

در نـگـاهــــت مــــانده چشـمم

شايد از فكر سفر برگردي امشب

از تــو دارم يــادگــــــــــــــــــــــاري

سردي اين بــوسه را پيوسته بر لــب

قـطـــره قـطـــره  اشـــك چــشــم مــن

ميــچـــكــــد با نـم نـم بـاران به دامـن

بــــســـتـــه اي بـــار ســـــفـــــــــر را

با تو اي عـاشق تـرين بد كرده ام من

رنـگ چــشــمــت ، رنـگ دريــاســـت

سـيـنـه‌ي مــن ، دشــت غــم هــاســت

يــــــادم آيــــــــد زيـــــــــر بــــــــاران

بــا تــو بــودن ، بــا تــو تــنـــــــــهــا

زيــــــر بـــــــاران، بـــا تــــو بــــودن

زيــــــر بـــــــاران، بــا تــو تــنـــــهــا

باید و نبایدهای سه گانه در زندگی

سه چیز در زندگی پایدار نیستند



things in life that are never certain

Dreams

 

رویاها

Success

موفقیت ها



Fortune

 

شانس

 

Three things in life that, once gone, never come back


 

سه چیز در زندگی که وقتی از کف رفتند باز نمی گردند


Time


زمان


Words


گفتار


Opportunity


موقعیت

 

Three things that destroy us

 

سه چیز ما را نابود می کنند


Arrogance


تکبر



Greed


زیاده طلبی



Anger


عصبانیت

 

 

Three things that make humans

 

سه چیز انسانها را می سازند

Hard Work

کار سخت

Sincerity

صمیمیت

Commitment

تعهد

Three things in life that are most valuable
سه چیز بسیار ارزشمند در زندگی


Love


عشق



Self-Confidence


اعتماد به نفس


Friends


دوستان
 

 

Three things in life that may never be lost


سه چیز در زندگی که هرگز نباید آنها را از دست داد

Peace
آرامش


Hope


امید


Honesty


صداقت
 

 

Happiness in our lives has three primary principles


خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است


Experience of Yesterday


تجربه از دیروز


Use of Today


استفاده از امروز


Hope for Tomorrow
امید به فردا

 Ruin our lives is the three principles

تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است

Regret of Yesterday

حسرت دیروز

Waste of Today


اتلاف امروز

Fear of Tomorrow

ترس از فردا

گروه گل یاس

 

فرصت را از دست ندهید

❤ گروهی بی نظیر و متفاوت ❤

مخصوص دختر پسرای ناز ایرونی

 

 

تنها که میشی

 تنها  که میشی بیشتر فکر می کنی

به خودت به زندگیت گذشته ها اینده ...

تنها که میشی تازه میفهمی دنیا

چقد بزرگه و تو چقداز اونای

که دوستش داری دوری...

وقتهای تنهای آدم به خودش میاد تازه

میفهمه که زندگی چقد بالا پایین داره

میفهمه که دیگه کسی نیست که

وقتی دلت می گیره  وگریه می کنی

سرتو بزاری روشونش و نازت و بکشه

باکسی دردو دل نمی کنی چون سنگ

صبورت از پیشت رفته

شبها یواشکی گریه می کنی  تا کسی

اشکاتونبینه و بهت  نگه بچه ننه

چشمت به تلفن سفید میشه که

اونیو که دوستش داری بهت زنگ

بزنه ولی...

گاهی دلت میخواد داد بزنی گریه

کنی جیغ بکشی وبگی چقدر

 تنهایی ...

ولی یهو یاد اونی میفتی که حتی

وقتی عشقت تنهات رهات کرد اون باهات

اومد کسی که ادما

بهش می گن

خدا...

 

تورا نمی بخشم

تورا نمی بخشم

تورو نمی بخشم نه بخاطر اشکهایی

 که برایت می ریزم

نمی بخشم نه بخاطر روزها و

 شبهای که ازتنهای  لرزیدم و فرو افتادم

نمی بخشم ات نه بخاطر دلی که

روزهاست از دل تنگی جان می دهد

نمی بخشمت بخاطر اینکه  چنان رهایم

کردی که هیچ همسفری این چنین

همسفرش را درسیاهی وظلمت ناکجا

آباد رها نمی کرد

نمی بخشمت بخاطر همه ی آنچه را

که با بی صاحب کردن دلم باعث شدی

مثل سرب داغ فرو دهم

نمی بخشمت بخاطر اینکه ساده از

من گذشتی از کسی که از تو ساده

نگذشت...

نمی بخشمت بخاطر اینکه ترس را بعد

از رفتنت به من فهماندی

نمی بخشمت بخاطر اینکه همه آنچه

باتو ساختم را در ظلمت آن شب

لعنتی به آتش کشیدی 

نمی بخشمت بخاطر اینکه رفتنت

سرمای را درنم دمید که شعله ی

فروزان هیچ آتشی قطره ای یخ اش

را ذوب نمی کند

نمی بخشمت تو دوست داشتنم را

تمام احساسم را ساده وکوچک

پنداشتی

صدای قلبم که ضجه می زدشنیدی

فریاد سر دادی که صدای قلیم که

التمس می کردنشنوی

نمی بخشمت بخاطر اینکه به شعورم

در شناختن ات توهین کردی

نمی بخشمت چون مرا معتاد بودنت کردی

نمی بخشمت بخاطر آخرین نگاهت که

فریاد می زد تو هرگز وجود

نداشتی...

 

 

 

بازی

تمام سال من بی تو پراز سوز زمستونه

صدای خندرو هیچ کس نمی شنوه از این خونه

 تورفتی نگاه من به دریا درد وغم داره

یکی انگار توی سینم گل یس داره می کاره

بی تو قرع جهنم هم مثل خونه واسم سرده

با اون حالی که تو رفتی محاله بازی برگرده

دارم یخ می زنم بی تو تا فرست هست آخه برگرد

تواین سرمای تنهای نمیشه حفظ ظاهر کرد

جای خالی تو داره هم دنیامو می گیره

بی تو آسون ترین کارها واسم سختو نفس گیره

بی تو هم صحبت شبهام همین چهار دونه دیواره

بی تو این سقف هم سقف نیست ازش دل تنگی میباره

صدای خندرو هیچ کس نمی شنوه از این خونه

تورفتی نگاه من به دریا درد وغم داره

یکی انگار توی سینم گل یس داره می کاره

بی تو قرع جهنم هم مثل خونه واسم سرده

با اون حالی که تو رفتی محاله بازی برگرده

دارم یخ می زنم بی تو تا فرست هست آخه برگرد

تواین سرمای تنهای نمیشه حفظ ظاهر کرد

جای خالی تو داره هم دنیامو می گیره

بی تو آسون ترین کارها واسم سختو نفس گیره

 

 

خدايا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان

 

فرا رسيدن عيد غديرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک

 

دلا امشب به مي بايد وضو کرد / و هر ناممکني را آرزو

کرد

عيد بر شما مبارک

 

سکوت

.

گریه ها امانم را بریده اند.

می خواهم حرف بزنم

دلم آنقدرگرفته است، که می خواهم به اندازه هزارقرن گریه کنم.

می خواهم نباشم.

حس می کنم جایی ازقلبم سوراخ شده است.

خسته ازتو نیستم .

خسته ازهیچ کسی نیستم.

خسته از دوستی ها و دشمنی ها نیستم.

خسته ازاین همه دوری هستم.

فاصله آدمها نسبت بهم آنقدرزیاد شده است، که گویی کسی، کسی را درک نمی کند.

کسی صدای " دوستت دارم " های کسی را هم نمی شود.

همه روابط به قدر پوسته تخم مرغی ،ظریف و ضعیف و شکننده شده است.

صداقت ،کمترخریداری دارد.

معامله ،به زیور و زینت و ظاهراست.

صداقت را جوابی جز ناسزاگویی های بی رحمانه هیچ نیست.

جای دوست و دشمن عوض شده است.

خاطر کسی را که بخواهی خاطرت را پریشان وخط خطی می کند.

یا باید مثل همه باشی ، یا اگر مثل کسی نباشی ، لابد مشکلی داری.

یا دیوانه ات می پندارند، یا عقب افتاده. بی تمدن.

دلم گرفته است.

از خودم.

از خودم، که می ترسم مثل دیگران باشم.

تنهایی آدمها با تعدادی ازاشیا ازجنس من یا تو پرنمی شود.

جای خالی تنهایی آدمها را کسانی پر می کنند که بفهمندشان.

ازعشق بالاتر، دوستی است.

و از دوستی بالاتر ، فهمیدن است.

به عشق کسی نیاز ندارم.

به دوستی کسی نیاز ندارم.

نیازمند کسی هستم که مرا بفهمد.

مرا با همه بدی هایم. مرا با همه دارم ها و ندارم هایم.

مرا آنگونه که هستم بفهمد.

گریه ،حتی امان نمی دهد تا .....

بگذریم. حرف بسیار دارم.

سکوت ،

مرا بیشتر می فهمد تا حرف.

سکوت می کنم.

اینها که می نگارم ،شرح دلتنگی های من است .

نه شرح دلسنگی های دوستان.

هرگز خشم نکرده ام.

می خواهم مثل خودم باشم.

دلتنگ. آنچنان دلتنگم که می خوام فقط سکوت کنم. سکوت.

سکوت.

سکوت.......

گاهی وقتها سکوت همه چیز است.

گفته ها سیاهی دفترند .

باید از بیرون دادن آنها پرهیز کرد.

سکوت، سپیدی درون وحاشیه دفتراست. که نه چشم را می آزارد .

نه خاطر کسی را مکدر می کند.

دوست خوب کسی است که سپید های دفتردوستی ات را بخواند ،

نه آنکه دائم سیاهی هایش را برایت ورق بزند.

هرچیزی اگردرجای خودش نباشد بد است.

چه سکوت باشد، چه حرف.

گاه ، حرف بد است. گاه سکوت. باید جایش را فهمید.

و کسی که می فهمد ، هم برای روزهای همصحبتی ، همدم خوبی است.

هم برای روزهای دلتنگی .که فرونپاشی .

که زیردست و پای این و آن لگد مال سوء تفاهم ها نشوی.


جایش را نمی دانم که درست انتخاب کرده ام یا نه.

اما همینجا سکوت می کنم


دنیای من

 

دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده

اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده

تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده

 * * *

هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم

آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم

* * * 

در حسرت فردای تو تقویمو پر می کنم

هر روز این تنهایی رو فردا تصور میکنم

هم سنگ این روزای من تنها شبم تاریک نیست

اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست

بی دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست

غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست

شب به بالین من خسته به غیر از غم دوست

زآشنایان کهن یار و پرستاری نیست

یا رب این شهر چه شهری است که صد یوسف دل

به کلافی بفروشیم و خریداری نیست

فکر بهبود خود ای دل بکن از جای دگر

کاندر این شهر طبیب دل بیماری نیست

 

مسافر

باتوهستم ای مسافر ای به جاده تن سپرده

ای که دل تنگی غربت منو از یاد توبرده

هنوزم هوای خونه عطر دیدار تو داره

گل به گل گوشه به گوشه تورویاد من میاره
 
باتو من چه کرده بودم که چنین مراشکستی
 
بی وداع وبی تفاوت سردوبیصداشکستی

 به گذشته برمی گردم  به سراغ خاطراتم

تازه می شود دوباره از تو داغ خاطراتم

به تومی رسم همیشه درنهایت رسیدن

هرکجاباشی وباشم به تو برمی گردم از من

این توی همیشه  من توی ایینه ی تقدیر

باهمه شکستم از تو نیستم از دست تو دلگیر 

 باتو من چه کرده بودم که چنین مراشکستی

بی وداع وبی تفاوت سردوبیصداشکستی

به گذشته برمی گردم  به سراغ خاطراتم

تازه می شود دوباره از تو داغ خاطراتم

به تومی رسم همیشه درنهایت رسیدن

هرکجاباشی وباشم به تو برمی گردم از من

 این توی همیشه  من توی ایینه ی تقدیر 

 باهمه شکستم از تو نیستم از دست تو دلگیر

 باتو من چه کرده بودم که چنین مراشکستی

 بی وداع وبی تفاوت سردوبیصداشکستی

عشق بی وفا

چرا اینکارو باهم کردی؟چرا جواب خوبیهامو با بدی دادی؟ چراغرورموشکوندی ؟چرا قلبمو از توسینم در آوردی زیر پات لگد مال کردی و رفتی؟ لعنتی دوستت دارم هنوزم نتونستم فراموشت کنم هر جاکه میرم خاطراتت بیادم میاد و نبودت بدجور آذارم میده روحمو باخودت بردی فقط جسم بی روحم باقی مونده یک جسم مرده متحرک قسم خوردم بعد تو عاشق هیچ دختری نشم
چقدمی خوای شکنجم کنی من فقط وقتی میبخشمت که برگردی پیشم حتی تولدمو بهم تبریک نگفتی ولی اولین کسی که تولدتو بهت تبریک گفت من بودم هیچکس تولدت یادش نبود خودتم خوب می دونی که بخاطر این موضوع چقد ناراحت بودی از دستشون
لعنتی من تورو فقط بخاطر خودت میخوام چرا اینو نمیفهمی درکم نمی کنی
باتمام بی وفایت دوستت دارم

تولد من

فردا تولد منه

خیلی سخته ......

خیلی سخته که بغض داشته باشی امانخوای کسی بفهمه...

خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی

خیلی سخته که سالگردآشنایی عشقت روبدون حضور خودشجشن بگیری...

خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن جز اونی که فکر می کنی بخاطرش زنده ای...

خیلی سخته که غرورتوبخاطر یک نفربشکنی بعد بفهمی دوستت نداره...

خیلی سخته که همه  چیزت روبه خاطر یک نفراز دست بدی اما اون بگه۹نمی خوامت

حالا فاصله ها جشن می گیرندهلهله ی جدایی را

هر روز......

هر روز دلم در غم تو زار تر است

وزمن دل بی رحم تو بیزار تر است

بگذشتی امغم تو نگذشت مرا

حقا که غمت ازتو وفادار تر است

می خواهم بگویم:




می خواهم بگویم:

دوستت دارم اما نمی دانم چگونه بگویم تا توتلاطم عشق رادرسینه ام دریابی

تو خود بگو چگونه بگویم

چگونه بگویم تا اشک درچشمانم جمع نگردد

و من برای پاک کردن اشکهایم لحظه پلکهایم را نبندم

و حتی برای این لحظه کوتاه از دیدنت محروم نشوم

می خواهم بگویم دوستت دارم

آری آری ...

دوستت دارم به گرمی قطره اشکی که از چشم سرازیر می شود

و به سردی قطره اشکی که از زیر چانه می چکد

دوستت دارم به لطافت آن برگی که تا سبزبود وبالای درخت دوستش داشتیم

و چون فلک زردش کرد وبه زمین افتاد

زیرپایمان از شکستن استخوان هایش لذت بردیم

به خدا دوستت دارم

مادر قدیم - مادر جدید

 
 
 
 
 
 
 
 
 مادر قدیم - گروه گل یاس
 
مادر قدیم
 
گویند مرا چو زاد مادر
 
پستان به دهان گرفتن آموخت
 
شبها بر گاهواره ی من
 
بیدار نشست و خفتن آموخت
 
دستم بگرفت و پا به پا برد
 
تا شیوه ی راه رفتن آموخت
 
یک حرف و دو حرف بر زبانم
 
الفاظ نهاد و گفتن اموخت
 
لبخند نهاد بر لب من
 
بر غنچه ی گل شکفتن آموخت
 
پس هستی من ز هستی اوست
 
تا هستم و هست دارمش دوست
 
 
مادر جدید - گروه گل یاس 
 
مادر جدید
 
گویند مرا چو زاد مادر
 
روی کاناپه لمیدن آموخت
 
شبها بر ماهواره تا صبح
 
بنشست و کلیپ دیدن آموخت
 
بر چهره سبوس و ماست مالید
 
تا شیوه ی خوشگلیدن آموخت
 
بنمود تتو دو ابروی خویش
 
تا رسم کمان کشیدن آموخت
 
هر ماه برفت نزد جراح
 
آیین چروک چیدن آموخت
 
دستم بگرفت و برد بازار
 
همواره طلا خریدن آموخت
 
با قوم خودش همیشه پیوند
 
از قوم شوهر بریدن آموخت
 
آسوده نشست و با اس ام اس
 
جکهای خفن چتیدن آموخت
 
چون سوخت غذای ما شب و روز
 
از پیک مدد رسیدن آموخت
 
پای تلفن دو ساعت و نیم
 
گل گفتن و گل شنیدن آموخت
 
بابام چو آمد از سر کار
 
بیماری و قد خمیدن آموخت

اجازه هست...

 

اجازه هست که عشقتو تو کوچه ها داد بزنم...؟



رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم...؟



اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم...؟



ماه و ستاره رو بازم فدای چشمونت کنم...؟



اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه...؟



بهت بگم عاشقتم, دوستت دارم یه عالمه...؟



اجازه هست بهت بگم عشق تو, توی سینه امه...؟



جونم روهم به پات بدم, بازم برای تو کمه...



به من بگو...



بگو به من...



بگو منو دوستم داری...



بگو که واسه هوست پا رو دلم نمی ذاری...



اجازه هست نگاهتو توی خاطرم قاب بکنم...؟



چشمی که بد خواهمونه, به خاطرت خواب بکنم...؟



اجازه فریاد بزنم:توی قلبمی تا به ابد...؟



بدون اگه رسوا بشم, به خاطرت خوبه نبرد...



اجازه هست کنار تو به اوج ابرا برسم...؟



دست تو توی دستم و برم به فردا برسم...؟



اجازه هست دریا بشم, کویر رو پیمونه کنم...؟



تو صدف دلم بشی, من توی دلت خونه کنم...؟



اجازه هست یه لحظه باز توی چشات نگاه کنم...؟



بایک نگاه بی ریا روی غم رو سیاه کنم...؟



اجازه هست....................؟؟؟؟

باران

 

این بار مینویسم به یاد باران!

به یاد دختری از جنس آّه وآه و اشك!

باران!تو غم را از سال هاي به دست گرفته اي و آن را تا ابد تا آخرين نفس رها نخواهي كرد؟

تو سرگذشت خود را در آب خواندي و از روزهاي باراني ترسيدي

حيف آفتاب را از ترس باران پشت ابر قايم كردي!افتابي كه امروز در حسرت آني!

چه ميداني كه فردا هم به ياد امروز نمي باري؟

باران!نازلي مادر!

آن روز كه مادر بود تو نبودي٬و امروز كه او نيست به ياد او اشك مي ريزي!

چه حسرت عميقي!به عمق ثقل زمين!

دنيا رو ببين...

ه که بوديم از آسمون  باران می آمد بزرگ شدیم از چشما مون می آد!!

بچه که بوديم همه چشمای خيسمون رو ميديدن ، بزرگ که  شديم  هيچکی  نميبينه

بچه که بوديم  تو جمع گريه می کرديم ، بزرگ که شديم تو خلوت

بچه که بوديم راحت دلمون نمی شکست ، بزرگ که شديم خيلی آسون دلمون می شکنه

بچه که  بوديم اگه دلمون می شکست با يه آبنبات دلمونو  بدست می آوردن

بزرگ که شديم وقتی دلمون رو شکستن با هيچ چيز ديگه نميشه درستش کرد،

فقط  جای شکستگيش  روی دل ميمونه و با هيچ آبنباتی درست نميشه

بچه که  بوديم همه رو  10 تا دوست  داشتيم 

بزرگ که شديم   بعضی ها رو هيچی بعضی ها رو کم و  بعضی ها رو بی نهايت دوست داريم

بچه که بوديم قضاوت نمی کرديم و همه يکسان بودن

بزرگ که شديم  قضاوتهای  درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغيير کنه

کاش هنوزم  همه رو  به اندازه  همون بچگی  10 تا  دوست داشتيم

بچه که بوديم اگه با کسی دعوا ميکرديم 1 ساعت  بعدش  از يادمون  ميرفت  

بزرگ که شديم   گاهی  دعواهامون سالها  تو يادمون  میمونه  و  آشتی هم  نمی کنيم  

بچه که بوديم گاهی   با يه تيکه نخ  سرگرم  می شديم

بزرگ که  شديم حتی 100 تا کلاف نخم سرگرممون نميکنه

بچه  که بوديم   بزرگترين آرزومون داشتن کوچکترين چيز بود 

بزرگ که  شديم   کوچکترين  آرزومون  داشتن بزرگترين  چيزه  

بچه که   بوديم آرزمون بزرگ شدن بود بزرگ که شديم حسرت برگشتن به بچگی رو داريم  

بچه که بوديم  تو بازيهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آورديم

بزرگ که شديم همش تو خيالمون بر ميگرديم به بچگی

بچه  که  بوديم دل درد ها را به هزار ناله  می گفتيم همه مي فهميدند

بزرگ که  شديم  درد دل  را  به صد زبان  به كسی میگیم   ...هيچ  كی  نمی فهمه 

بچه که  بوديم دوستيامون  تا نداشت  

بزرگ که شديم   همه دوستيامون تا داره

بچه که بوديم بچه بوديم

بزرگ که شدیم... بزرگ نشديم که هيچ ، ديگه همون بچه هم نيستيم 

پس می بينيم که چه دنيايی دارن بچه ها و چه  دنيايی دارن بزرگ ترها   

ای کاش هيچ وقت بزرگ نمی شديم و هميشه همون بچه باقی می موندیم.... 

 

 

 بوسه

  بوسه مگر چیست فشار دو لب

                                                             آنکه گناه نیست چه روز و چه شب

 

بوسه یعنی ُ وصل شیرین دو لب

                                                              بوسه یعنی عشق در اعماق شب

 

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق

                                                               بوسه یعنی آتش و گرمای تب

 

بوسه یعنی لذت از دلدادگی

                                                                لذت از شب ُ لذت از دیوانگی

 

بوسه یعنی حس خوب طعم عشق

                                                                طعم شیرینی به رنگ سادگی

 

بوسه یعنی ُ آغازی برای ما شدن

                                                                  لحظه ای با دلبری تنها شدن

 

بوسه آتش می زند بر جسم و جان

                                                                بوسه بر می دارد این شرم از میان

 

بوسه یعنی شادی و شور و نشاط

                                                                 بوسه یعنی عشق خالی از گناه

 

بوسه یعنی قلب تو از آن من

                                                                 بوسه یعنی تو همیشه مال من

یکی بود یکی نبود.....

خوب و بد هر چه نوشتند به پاي خودمان

انتخابي است كه كرديم براي خودمان‌

اين و آن هيچ مهم نيست چه فكري بكنند

غم نداريم‌، بزرگ است خداي خودمان‌

بگذاريم كه با فلسفه‌شان خوش باشند

خودمان آينه هستيم براي خودمان‌

ما دو روديم كه حالا سرِ دريا داريم‌

دو مسافر يله در آب و هواي خودمان‌

احتياجي به در و دشت نداريم‌، اگر

رو به هم باز شود پنجره‌هاي خودمان‌

من و تو با همة شهر تفاوت داريم‌

ديگران را نگذاريم به جاي خودمان‌

درد اگر هست براي دل هم مي‌گوييم‌

در وجود خودمان است دواي خودمان‌

ديگران هرچه كه گفتند بگويند، بيا

خودمان شعر بخوانيم براي خودمان‌


موفقیت در سنین مختلف

 

 

 در ٤ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار

در ٦ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از مدرسه)

در ١٢ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (یافتن)

در ١٨ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى

در ٢٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه

در ٣٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

در ٤٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

در ٥٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

در ٦٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه

در ٦٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... تمدید گواهى نامه رانندگى

در ٧٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (تنهایی)

در ٧٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از هر کجا)

در ٨٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار
:301:

 

 





 

  j2fnz5408uukvcmnuu3b.jpg

                 

                              یکبار عاشقت شدم اما صدبار باورش کردم...


                    صدبار خواستم فراموشت کنم اما یکبار هم نتونستم

 

                      


             3r7i5de0ju1wkzb7kmde.jpg  

          دوست داشتن از عشق برتر است                          

           عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت

           راستین و صمیمی ، بی انتها و مطلق

          عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن

           عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن بینایی می دهد

       عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر
                                                                            
دکترعلی شریعتی