تحلیلی درباره صلح امام حسن مجتبی(ع)

 تحلیلی درباره صلح امام حسن مجتبی(ع)

دکتر علیرضا قبادی


بسم الله الرحمن الرحیم
صفر، ماه سفر است.  قلم پی بهانه ای است تا با مسافران همراه شود، گویا قلم  برای مسافرت "پایه" است. بخصوص اگر  قرار باشد با امام حسن ع همسفر شود. قلم تعهد کرده است که حقایق را برای همه نسل ها بیان کند و رسالت روشنگری خود را هیچگاه متوقف نسازد.
هفتم صفر که به روایتی شهادت امام مجتبی ع است،  قلم فرصت را مناسب یافته است تا به این پرسش پاسخ دهد که چرا امام حسن ع صلح  کرد؟ پاسخ به این پرسش به خصوص در جامعه ما که  مردم در ایام محرم با قیام امام حسین ع آشنا می شوند و از آن حماسه بزرگ سخنان ها می شنوند، مناسبت و ضرورت بیشتری پیدا می کند ؛ زیرا آنان می پرسند که چرا امام حسن ع  مانند امام حسین جنگ نکرد؟

ادامه نوشته

گزیده ای از وصیت نامه امام  علی(ع)

 گزیده ای از وصیت نامه امام علی(ع)

اکنون دیگر علی(ع) در میان ما نیست. اما میراث گرانبهای او ، شيوه زندگي ، حكومت و رهنمودهاي او براي رهروان او در برابر ما گشوده است. اگر علي نيست ، راه علي باز است .  

ضمن عرض تسلیت به مناسبت این ايام و لیالی جانسوز و جگرافروز ، آخرين سفارش هاي تحول آفرين و بنيادين آن پيشواي راستين به همه انسان هاي حق جو و حقيقت پوي تاريخ تقديم مي شود .

 اين شما و اين گزيده اي از عصاره رهنمودهاي او در واپسين لحظات عمر پر بركت او ، وصاياي آن حضرت به شما و من !التماس دعا !

وصيت‎نامه حضرت علي عليه‎السلام

در آخرين لحظات عمر

از وصاياى حضرت علي عليه‎السلام در واپسين دم حيات مى‎توان به وصيت گهربار ذيل اشاره نمود.

بسم الله الرحمن الرحيم 

اين آن چيزى است كه على پسر ابوطالب وصيت مى‎كند: به وحدانيت و يگانگى خدا گواهى مى‎دهد و اقرار مى‎كند كه محمد بنده و پيغمبر اوست، خدا او را فرستاده تا دين خود را بر ديگر اديان پيروز گرداند. همانا نماز، عبادت، حيات و زندگانى من از آن خداست. شريكى براى او نيست، من به اين امر شده‎ام و از تسليم شدگان اويم .

فرزندم حسن! تو و همه فرزندان و اهل بيتم و هر كس را كه اين نوشته من به او رسد ، به امور ذيل توصيه و سفارش مى‎كنم :

1- تقواي الهى را هرگز از ياد نبريد، كوشش كنيد تا دم مرگ بر دين خدا باقى بمانيد.

2- همه با هم به ريسمان خدا چنگ بزنيد، و بر مبناى ايمان و خداشناسى متفق و متحد باشيد و از تفرقه بپرهيزيد، پيغمبر فرمود: اصلاح ميان مردم از نماز و روزه دائم افضل است و چيزى كه دين را محو مى‎كند، فساد و اختلاف است .

3- ارحام و خويشاوندان را از ياد نبريد، صله رحم كنيد كه صله رحم حساب انسان را نزد خدا آسان مى‎كند.

4- خدا را! خدا را!  درباره يتيمان، مبادا گرسنه و بى سرپرست بمانند.

5- خدا را! خدا را! درباره همسايگان، پيغمبر آن قدر سفارش همسايگان را فرمود كه ما گمان كرديم مى‎خواهند آن ها را در ارث شريك كند.

6- خدا را! خدا را! درباره قرآن؛ مبادا ديگران در عمل كردن، بر شما پيشى گيرند.

7- خدا را! خدا را! درباره نماز؛ نماز پايه دين شماست .

8- خدا را! خدا را! درباره كعبه، خانه خدا، مبادا حج تعطيل شود كه اگر حج متروك بماند، مهلت داده نخواهد شد و ديگران شما را طعمه خود خواهند كرد.

9- خدا را! خدا را! درباره جهاد در راه خدا، از مال و جان خود در اين راه مضايقه نكنيد.

10- خدا را! خدا را! درباره زكات؛ زكات آتش خشم الهى را خاموش مى‎كند.

11- خدا را! خدا را! درباره ذريه پيغمبرتان، مبادا مورد ستم قرار گيرند.

12- خدا را! خدا را! درباره صحابه و ياران پيغمبر، رسول خدا (ص) درباره آن ها سفارش كرده است .

13- خدا را! خدا را! درباره فقرا و تهيدستان، آن ها را در زندگى شريك خود سازيد.

14- خدا را! خدا را! درباه بردگان، كه آخرين سفارش پيغمبر درباره اين ها بود.

15- در انجام كارى كه رضاى خدا در آن است بكوشيد و به سخن مردم (در صورتي كه مخالف آن هستند) ترتيب اثر ندهيد.

16- با مردم به خوشى و نيكى رفتار كنيد ، چنان كه قرآن دستور داده است .

17- امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد؛ نتيجه ترك آن اين است كه بدان و ناپاكان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند كرد، آنگاه هر چه نيكان شما دعا كنند، دعاى آن ها برآورده نخواهد شد.

18- بر شما باد كه بر روابط دوستانه ما بين خويش بيفزاييد، به يكديگر نيكى كنيد، از كناره‎گيرى و قطع ارتباط و تفرقه و تشتت بپرهيزيد.

19- كارهاى خير را به مدد يكديگر و به اتفاق هم انجام دهيد، از همكارى در مورد گناهان و چيزهايى كه موجب كدورت و دشمنى مى‎شود، بپرهيزيد.

20- از خدا بترسيد كه جزا و كيفر خدا شديد است .

خداوند همه شما را در كنف حمايت خود محفوظ بدارد و به امت پيغمبر توفيق دهد كه احترام شما (اهل بيت) و احترام پيغمبر خود را پاس بدارند. همه شما را به خدا مى‎سپارم . سلام و دورد حق بر همه شما ... .(1)  

از علامه اميني پرسيدم: آخرين ذكرى كه على عليه‎السلام بر زبان مبارك جارى فرمود چه بود؟

مى‎فرمايد: بعضى مى‎گويند پس از وصيتى كه ذكر آن رفت امام علي عليه‎السلام لحظه‎اى بيهوش شد و چون به هوش آمد، ديگر سخنى جز " لا اله الا الله " از حضرت شنيده نشد تا جان به جان آفرين تسليم فرمود.

 بعضى ديگر گفته‎اند:(2) آخرين فرمايش ايشان اين آيه شريفه بود: 

و من يعمل مثقال ذره خيراً يره و من يعمل مثقال ذره شرا يره.(3)

البته گروهى ديگر ذكر كرده‎اند(4) كه حضرت ابتدا به فرشتگان خدا سلام داد، سپس اين آيات را زمزمه فرمود كه: 

 المثل هذا لليعمل العاملون،(5) يعنى براى چنين لحظاتى بايد عمل كرده و بكوشند. 

 و ان الله مع الذين اتقوا و الذين هم محسنون (6) يعنى خدا با مردمى است كه عمر خود را به تقوا و پرهيزكارى گذراندند و مردمى كه همواره كار نيك مى‎كنند. 

آنگاه در واپسين دم حيات فرمود: 

 اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريک له و اشهد ان محمد عبده و رسوله .

 

پي‎نوشت‎ها:

1- مقاتل الطالبين، صص 44 – 28، ابن اثير، ج 3، صص 197 – 194، مروج الذهب، ج 2، صص ‍ 44 –40

2- انساب الاشراف، ص 499.

3- زلزال /8 – 7 .

4- بعثت، غدير، عاشورا/ مهدى، محمدرضا حكيمى، ص 84 .

5- صافات / 60 .

6- نحل/ 129 .

برگرفته از کتاب شبى در پايتخت بهشت، بيژن شهرامى .

گروه دين و انديشه تبيان، هدهدي .

بخش هايي از وصيت‌نامه حضرت علي(ع) -قسمت دوم

دعایی انسانمدار و جهانشمول

 دعایی انسانمدار و جهانشمول

این دعا از نوادر دعاهایی است که یک انسان مسلمان از خداوند جهان نه تنها برای مسلمانان و مومنان بلکه برای همۀ انسان های جهان همۀ خیرها و خوبی ها را آرزو می کند. پیام این دعا آرزوی صلح و مهر و مدارا برای بشریت است.  

شرحی کوتاه از این دعا را از سایت مشرق نیوز خدمت شما عزیزان تقدیم می کنیم.

اللّٰهُمَّ أَدْخِلْ عَلَىٰ أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ، اللّٰهُمَّ أَغْنِ كُلَّ فَقِيرٍ، اللّٰهُمَّ أَشْبِعْ كُلَّ جائِعٍ، اللّٰهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْيانٍ، اللّٰهُمَّ اقْضِ دَيْنَ كُلِّ مَدِينٍ، اللّٰهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوبٍ، اللّٰهُمَّ رُدَّ كُلَّ غَرِيبٍ، اللّٰهُمَّ فُكَّ كُلَّ أَسِيرٍ، اللّٰهُمَّ أَصْلِحْ كُلَّ فاسِدٍ مِنْ أُمُورِ الْمُسْلِمِينَ، اللّٰهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَرِيضٍ، اللّٰهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناكَ، اللّٰهُمَّ غَيِّرْ سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِكَ، اللّٰهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ وَأَغْنِنا مِنَ الْفَقْرِ، إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ.

خدایا، بر اهل قبور شادی وارد کن؛ خدایا، هر تهیدستی را بی‌نیاز کن، خدایا، هر گرسنه‌ای را سیر کن، خدایا، هر برهنه‌ای را بپوشان، خدایا، قرض هر بدهکاری را ادا کن، خدایا، غم هر غم‌زده‌ای را برطرف کن، خدایا، هر غریبی را به وطن بازگردان، خدایا، هر اسیری را آزاد فرما، خدایا، هر فسادی را در کار مسلمانان اصلاح کن، خدایا هر بیماری را درمان ده، خدایا راه تهیدستی ما را با توانگری‌ات ببند، خدایا بدحالی ما را به خوبی حال خود تغییر ده، خدایا، وام ما را بپرداز و ما را از تهیدستی بی‌نیاز کن، همانا تو بر هر کاری توانایی.

ادامه نوشته

شب قدر

شب قدر
امشب شب قدر است و شب عشق به دلدار
روشن شدن دیده به دیدار خوش یار
امشب شب توزیع میِ ناب طهور است
امشب شب آمرزش هر جُرم و قصور است  
ای همسفرم حال خوشت نذرِ وفا کن
یادی ز همه دلشدِگان نزد خدا کن
گر دامن من پُر شود از دُرِّ خدایی  
هدیه بدهم بر همِگان به دلگشایی
 گر زین در بگشوده رود "زهره" به دیدار  
 یادی ز شما می کند  اندر برِ دلدار

زهره دهقانی پور

ماه خدا

ماه خدا

 ماه مبارک رمضان،بهار دل ها ،شکوفایی عاطفه ها و بیداری وجدان های خدا جو است.
ماه خوش و به یاد ماندنی پیمان الهی و بلی گفتن به  پروردگار عطر خوش پیمان از  یار و آری گفتن  خالصانه  به دلدار.
ماهی که بنده را از خواب غفلت بیدار می کند و طعم خوش نوشداروی سحرهای دل انگیز ماه با خدا بودن ، و در رضای خدا با بنده نشستن و دلجویی کردن، ماه یاد علی  که پدر و آغوش  گرم بر یتیمان بود و نوازشگر دلشکستگان و پر کردن سفرهای خالی بینوایان
ماه خود شناسی  پی بردن به  کرامت انسانی.
 "اِنّی جاعِل فی الارضِ خلیفه"
به خود می آییم که هستیم و در حضور که نشسته ایم ؟
ماه میلاد امام حسن (ع)  اسطوره ی  صلح و بخشش و مهربانی، ماه شناخت علی و شهادت و محراب علی؛ شمشیر  زد فقط برای خدا، فرمان برد فقط فرمان الهی وهر گز در هوای نفس نبود و نبود؛
ماه شب های قدر و فرود فرشتگان در زمین برای تقدیر وسر نوشت وآوردن هر خیر و برکتی؛
ماه هجرت از من و کنده شدن  از علائق فریبنده ی مادی؛ ماه دهش و کوشش و عطر خوش خدایی شدن
ماه نزول یکباره ی قرآن که مانند یک روح در شب قدر بر قلب نازنین پیامبر فرودآمد.
"خیرُُ مِن اَلفِ شَهر"
قلم به یاد خدا می گرید  ودل به عشق خدا می تپد .
عظمت شب های قدر، یک عشق و هزار نوش،  به اندازه ی یک عمر طولانی و پر برکت، معطر شدن از عبادت الهی.
ماه "سلاماََ سلاماََ" ،صلح و مهربانی و دلجویی، خدایی بودن درک شب های قدر ، پوست انداختن و مغز شدن...
ماه خدا...

زهره دهقانی پور

خدای مهربان در دعای جوشن کبیر

خدای مهربان در دعای جوشن کبیر

برخی از پژوهشگران در وصف خدای اسلام و مسلمانان، که گناهکاران را به شکنجه تهدید می کند ،صفات سلطان، قهّّار و... را به کار می برند. این سخن در صورتی می تواند درست باشد که از سوی منابع و نصوص اسلامی نیز تایید شود؛ حال آن که با مراجعه به نصوص، با خدای دیگری مواجه می شویم. مثلا قرآن مجید مهم ترین سند آسمانی مسلمانان، شامل 114 سوره است که جز یک مورد، همه سوره ها با اوصافی از خداوند چون «رحمان» و «رحیم» که مخرج مشترک آن ها صفت «رحمت» است، آغاز می گردد. با این که در همین قرآن در موارد محدودی خداوند با وصف سلطان، قهّار و جبّار نیز معرفی شده است. اگر در قرآن مجید اغلب موارد خداوند با صفت رحمت معرفی شده و در موارد معدود، صفات جلالیه آمد، این صفات متضاد را چگونه می توان وصف کرد؟ بهترین پاسخ بدین پرسش را در «دعای جوشن کبیر» می توان یافت. عصاره سخن آن با استناد بدین دعا بند/19 آن است که رحمت خداوند بر غضبش تقدم دارد: 

«یا من سبقت رحمه غضبه».

به جهت اهمیت و جامعیت طرح اوصاف و اسمای الهی به صورت متمرکز در یک سند، خوب است تامل کوتاهی از منظر صفات الهی با رویکرد صلح طلبانه در دعای جوشن کبیر داشته باشیم:

1.تا آنجا که نگارنده می داند در متون اسلامی هیچ منبعی صفات و اسمای الهی را در حد «دعای جوشن کبیر»، یک جا و جامع در خود ندارد. دعاى جوشن كبير، دعايى است كه هزار و یک نام از اسماء اللَّه و صفات حسنای الهی در آن ذكر شده است. اين دعا در مفاتيح الجنان مرحوم «شيخ عباس قمى» نقل شده و در سند حدیث آمده که این دعا را امام زين العابدين از پدرش امام حسين از جدش رسول اكرم عليهم السلام روايت کرده است.

2.منبع این دعا به ویژه دو کتاب «مصباح» و «بلد الامین»، اثر «ابراهیم بن علی عاملی کفعمی» (840- 905 قمری) است و سلسله سند دعا در این منابع ذکر نشد. اما از آنجا که محتوای دعا با اوصاف قرآنی خدا سازگار می باشد، مقبول افتاده است. به ویژه که در مستحبات معمولا با  استناد به اصل «تسامح در ادله سنن»، با سند توصیه ها متساهلانه برخورد می شود.

3.از امتیازات این دعا آن است که در قرون اخیر بسیاری از شیعیان به ویژه در شب های قدر این دعا را با علاقه قرائت می کنند و با خدایی که این دعا معرفی می کند، انس دارند و به تعبیری مخیال شیعیان در سده های اخیر را در بهترین حالت ها و زمان ها، خدای دعای جوشن کبیر می سازد. مشهورترین شرح بر این دعا اثر «ملا هادی سبزواری» تحت عنوان «شرح السماء» می باشد.

4.در 100 بند این دعا (که مجموعا 1001 نام خدای را در خود دارد) ظاهرا تنها در بند 4 و بند 43 ، آن هم در برخی اوصاف (نه همه 10 وصف) این دو بند، به صفات «جلال» الهی، تصریح شده است و بقیه بندها (98 بند) و وصف های مطرح شده در آن ها، ویژه صفات «جمال» الهی اند. در «صفات جمالیه» از زیبایی ها، بخشندگی و مهربانی خداوند سخن به میان می آید؛ در حالی که در «صفات جلالیه»، سختگیری ها و انتقام الهی و... بیان می شوند. با توضیح داده شده مشخص می شود که در این دعا صفات جمالیه بر جلالیه تقدم دارند و نسبتشان با هم قابل قیاس نیست. این ویژگی در راستای همان مدعای این دعاست که رحمت خداوند بر غضبش تقدم دارد.

5.. این دعا از منابع اصلی تایید این مدعاست که خدای اسلامی عمدتا خدای رحمت، آشتی و لطف است تا خدای قهر، خشونت و غضب. اگر در فرهنگ اسلامی مسلمانان دعوت شدند که صفات الهی را در خود متجلی سازند، پس در مناسبات مسلمانان با هم و با دیگران رحمت و آشتی باید مقدم بر غضب و قهر باشد.

6.ممکن است گفته شود دعای جوشن کبیر در بین ادعیه، یک استثناست و از استثنا نمی توان قاعده ساخت. ولی این مدعا درست نیست. به عنوان نمونه دیگر کافی است کسی کتاب صحیفه سجادیه؛ «اخت القرآن» را که سراسر دعاهای امام سجاد است، تحلیل محتوا کند. دقیقا این نکته در آنجا هم تایید می شود که رحمت خداوند بر غضبش تقدم دارد و از باب تغلیب می توان گفت که خدای ادعیه شیعی، خدایی مهربان، صلح جو و رحمت مدار است.

محمد منصورنژاد

23 اسفند 1400

هر گونه تحول را از درون خود بياغازيم!/ویژه شب قدر

هر گونه تحول را از درون خود بياغازيم!

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
انَّا اَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (1)
وَمَا اَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ (2)
لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ اَلْفِ شَهْرٍ (3)
تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِاِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ اَمْرٍ (4)
سَلَامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ
(5)

شب قدر است و طی شد نامه هجر

سلام فیه حتی مطلع الفجر

دلا در عاشقی ثابت قدم باش

که در این ره نماند کار بی ا جر.

  بنا به باور بسياري از دين باوران ، سرنوشت هر انسان در طول سال در شب قدر تعيين و نوشته مي شود.برخي نيز با استناد به نفي بينش جبرگرايي در اسلام ، تعيين سرنوشت هركس را منوط به اراده و تصميم خود او مي دانند. به ديگر سخن اينان بر اين باورند كه اين انسان ها هستند كه سرنوشت خود را مي سازند.

  با نگاهي به محتواي دعاهاي مخصوص ماه مبارك رمضان به ويژه دعاهاي شب هاي قدر به اين باور نزديك مي شويم كه مومنان در اين شب ها بايد با التماس و تذلّل به درگاه خداوند مهربان ، حسن عاقبت و گسترش مغفرت را از قادر منان درخواست كنند.

  من بدون اين كه بخواهم رخنه اي در بناي مستحكم باورهاي خالصانه و بي شائبه مومنان مخلص ايجاد كنم، مي خواهم با نگرشي نو، مفهوم مسئله « شب قدر» را واکاوی کنم.

    ما در يكي از دعاهاي يوميه مُصرّاً از خدا مي خواهيم:

   اللهمّ غيّر سوء حالنا بحسن حالك

خدايا ! بدحالي ما را به نيك حالي خود تغيير بده .

 اين فراز از دعا دقيقا يكي از كليدي ترين و محوري ترين پيچ هاي سرنوشت ساز دعاهاست.

 همه نمازها ، عبادات و دعاها هنگامي موثر و مقبول است كه به تغيير مثبت در ما منجر شود. آيا سر رشته اين تغيير مثبت در دست ما نيست؟ هميشه هركس با رفتن به راه هاي گذشته به نتايج گذشته مي رسد. اگر كسي خواهان رسيدن به هدفي متفاوت ، مطلوب و تازه باشد ، بايد راهي تازه و متفاوت با گذشته برگزيند و با رفتن به راه هاي متفاوت به مقصد متفاوت برسد.

خداوند در باره دگرگونى هاى مردم مى فرمايد:

 ان الله لايغيّر مابقوم حتى يغيّروا ما باءنفسهم ؛ (رعد، ۱۲) 

خدا چيزى را كه از آن مردمى است دگرگون نكند، تا آن مردم خود دگرگون شوند.

 بنابراين هرگونه تغيير در حال و دات هركس دقيقا به تصميم و اراده خود او بستگي دارد. 

 بايد چشم ها را شست و جور ديگر ديد. بايد خود آغازگر هر تحول دروني و بيروني باشيم. صدها قدر و رمضان بيايد و برود و هزاران فريادها و ضجه هاي  « الغوث الغوث...» در فضا طنین اندازدُ تا تصمیمی از درون و اراده ای قلبی مبنی بر تغییر اتفاق نیفتد، در هیچ نقطه ای از کائنات هیچ تغییری روی نمی دهد.

 امام سجاد (ع) در یکی از سفرهای حج در منی ، وقتی یکی از یارانش از بسیاری تعداد حجاج آن سال به شگفتی می آید و به آن حضرت می گوید:« مااکثرالحجیج؟!» . امسال چقدر حج گزار زیاد شده است؟!

 حضرت در پاسخ می فرمایند :

 « ما اکثرالضّجیج و اقلّ الحجیج؟!» . 

چقدر ضجّه و فریاد زیاد است ، ولي چقدر حج گزار كم است؟!!

  پس بياييم هر گونه تحول را از درون خود بياغازيم!

 شب قدر هرکسی آن لحظه ای است که تصمیم بر تغییر می گیرد.

شفیعی مطهر

لااقل يك وصيت دردمندانه علي(ع) را عمل كنيم !!

  لااقل يك وصيت دردمندانه علي(ع) را عمل كنيم !!

الله! الله ! في القرآن فلايسبقنكم بالعمل به غيركم ( از وصاياي علي عليه السلام)

خدا را ! خدا را ! درباره قران ! مبادا ديگران در عمل كردن به آن از شما پيشي گيرند!!

شايد كه عمل كنيم:

تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آن ها نيست.

براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است!

اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعه‌يافته و ثروتمند هستند.

تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آن ها هم نيست.

ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوه‌هايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست، اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري مي‌باشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر مي‌كند.

مثال بعدي سويس است.

كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي‌آيد، اما بهترين شكلات‌هاي جهان را توليد و صادر مي‌كند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال مي‌توان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد مي‌شود.

سويس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شده‌است (بانك‌هاي سويس).

افراد تحصیل‌کرده‌اي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند، براي ما مشخص مي‌كنند كه سطح هوش  و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد.

نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي مي‌گيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد تبديل مي‌شوند.

پس تفاوت در چيست؟

تفاوت در رفتارهاي است كه در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است.

وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل مي‌كنيم، متوجه مي‌شويم كه اكثريت غالب آن ها از اصول زير در زندگي خود پيروي مي‌كنند:

    ۱ -  اخلاق به عنوان اصل پايه

        ۲ -  وحدت

        ۳ - مسئوليت پذيري

        ۴ - احترام به قانون و مقررات

        ۵ - احترام به حقوق شهروندان ديگر

        ۶ - عشق به كار

        ۷ - تحمل سختي‌ها به منظور سرمايه‌گذاري روي آينده

         ۸ - ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق‌العاده

          ۹ - نظم‌پذيري

اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي مي‌كنند.

ما ايرانيان فقير هستيم؛ نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم ، يا اين كه طبيعت نسبت به ما بي رحم بوده‌است.

ما فقير هستيم براي اين كه رفتارمان چنين سبب شده‌است.

  ما به مديراني قوي و برنامه ريز و دلسوز نياز داريم!!

ما برای آموختن و رعايت اصول فوق كه (توسط كشورهاي پيشرفته شناسايي شده است) فاقد اهتمام لازم هستيم.

آیا کشورهای پیشرفته در رفتار - نه در گفتار و شعار- در عمل به رهنمودهای قرآن از ما پیشی نگرفته اند؟!

علي(ع) همچنان در غربت و مظلوميت

علي(ع) همچنان در غربت و مظلوميت

 شب های قدر با علی (ع) هم ناله شدیم ؛ اما همراه نشديم. وقتي شيوه حكومت علي(ع) را با مشاهدات خود می سنجيم، نمی توانیم بر غربت و مظلوميت مستمر علي(ع) در جامعه امروز نگريیم ؛ در جامعه اي كه ادعاي انحصاري پيروي از او را دارد.

  اين فصل را با هم بخوانيم.

حکومت علي (ع)
نگاه حضرت علي (ع) به حكومت و زمامداري اين بود كه اين منصب، وسيله اي براي احقاق حق مظلومان است؛ علي بن ابي طالب حكومت را براي انجام وظيفه الهي  پذيرفت تا به وسيله آن حق مظلومان را بگيرد و يا از ظلم ستمگران جلوگيري كند .حكومت علي (ع) بر محور حق قرار دارد و از همين نقطه است كه حكومت او با ساير حكومت ها متمايز مي شود.
در نگاه علي (ع)،  محور همه عالم،  خداوند بي همتاست و تلاش او بر آن بود كه ارزش هاي لطيف الهي و انساني در جامعه رواج يابد او حكومت را طعمه اي لذيذ براي غارت اموال مردم نمي داند، لذا حكومتش خودمحور، خودكامه و متجاوز نيست از همين نقطه است كه راه او در حكومت،  از اكثر حكومت هاي گذشته و امروز جدا مي شود.
علي (ع) معتقد است که ظلم گرايي، راز سستي و بي ثباتي حکومت هاست و عدالت سپر استوار دولت هاست. با وجود ظلم در نظام سياسي، دين و دنياي مردم نابسامان و آشفته مي شود. علت گرايش به ظلم، چيزي جز افزون طلبي و مطامع دنيوي نيست و ظالمان براي دستيابي به مقاصد خود، همه مرزهاي اخلاقي و انساني را در مي نوردند. امام علي (ع ) در سخني مي فرمايد:

  « اگر دو گرگ از دو طرف به گله اي حمله كنند، بدتر نيست از اين که رياست طلبان و قدرتمندان به جان مردم بيفتند . »

 از ديدگاه علي (ع)، بايد تعامل متعادلي بين حاکمان و مردم برقرار باشد. بدين شكل كه مردم براي تامين امنيت خود به زمامداران اعتماد و تكيه كنند. از سوي ديگر ، حاكمان، مردم را شايسته آرامش و رفاه و دريافت بهترين خدمات بدانند. در اين صورت نظام سياسي دچار آفت نخواهد شد.
در دوران حكومت حضرت علي (ع) سه عامل مهم، محور اداره جامعه بودند و اين سه عبارت بود از حق طلبي، عدالت خواهي و مردم گرايي.
از دغدغه هاي فكري امام علي (ع) درزمينه حكومت و وظايف واليان، مقابله با ظلم، تبعيض و گسترش عدل و دادگري است. ايشان در دوران حكومتش، هنگامي كه مطلع شد كه گروهي به  منطقه تحت الحمايه او تجاوز نموده و اموال مردم را غارت كرده اند و ضمن اين يورش زني غيرمسلمان مورد ستم قرار گرفته، آن چنان منقلب شد كه فرمود:

  اگر مسلماني از اندوه اين حادثه بميرد،  بر او سرزنشي نيست.
حضرت علي (ع ) در منشور فرمانروايي اش، انصاف با مردم را توصيه مي كند و از ظلم و پي آمدهاي آن بر حذر مي دارد و چنين مي فرمايد:

   با مردم به  انصاف رفتار كنيد، زيرا اگر چنين نكنيد،  ستم كرده ايد و هركس به بندگان خدا ظلم كند، خدا به جاي بندگانش، دشمن او خواهد بود و هركس كه خدا دشمنش باشد، منطقش را درهم مي كوبد خدا دعاي ضعيفان را مي پذيرد و در كمين بيدادگران است.
امام علي (ع) در دوران حكومت خويش همواره به نقش مردم در تحولات اجتماعي و رشد يا انحطاط جامعه توجه داشت و از نگاه ايشان اتخاذ راهكارهايي براي حفظ ارتباط تنگاتنگ ميان طبقه حاكم و مردم ضروري بود. لذا مردم را در جريان امور كشور قرار مي داد و به كارگزاران خود نيز اين شيوه را توصيه مي كرد.
به گواهي تاريخ، علي (ع) قبل از هركس به آنچه در منشور حكومتي خودآورده بود، عمل مي كرد. او در زندگي خويش تنها به شرافت و كرامت انسان ها و حقوق متعالي آن ها مي انديشيد و براي مردم ارزش و احترام بسيار قائل بود . تا آنجا كه ايشان در روزهايي خاص خارج از مقر حكومت مي نشست و مردم بدون هيچ مانع و به راحتي با آن حضرت ملاقات كرده و مشكلات خود را مطرح مي كردند. حكومت علي (ع) از آنجا كه تكيه بر رحمت و مهر داشت از فريبكاري، خشم و ارعاب به دور بود . علي (ع) در همين مورد مي فرمايد:

   مهرباني و خوش رفتاري با توده هاي مردم را در دل خويش جاي ده و با آنان به محبت و نيكويي رفتار كن هرگز مباد كه برايشان درنده اي خون آشام باشي كه خوردنشان را غنيمت شماري.
از شاخصه هاي حكومت امام علي (ع) آزادي مردم و مشاركت دادن آن ها در اداره حكومت بود. او با اين كه از جانب پيامبر (ص) برگزيده شد و پس از او شايسته ترين فرد براي رهبري جامعه بود،  تا زماني كه مردم به او روي نياوردند، در مسند حكومت قرار نگرفت . علي (ع) در اوج قدرت، دربرابر مردم بسيار فروتن و نرمخو بود و از آن ها در انجام كارها ياري مي خواست. علي (ع) مي فرمود:

  هركس با مردم مشورت كند، خود را در خرد آنان شريك مي سازد.
در جامعه علي (ع)، مردم از آزادي بيان و ابراز عقيده برخوردار بودند. به اعتقاد علي (ع) اگر مردم بويژه انديشمندان بتوانند ضعف ها و كاستي ها را بيان كنند، جامعه رشد همه جانبه مي كند.

 روزي امام (ع) بر بالاي منبر بود. مردي آمد و سوالي پيچيده را پرسيد. علي (ع) كه گنجينه عظيم علم و دانش بود، بلافاصله پاسخ گفت . در اين هنگام يكي از مخالفان علي (ع) از ميان جمعيت به امام توهين كرد و در عين حال باوجود كينه اي كه نسبت به امام داشت، به علم ايشان اعتراف كرد و گفت: او چقدر دانشمند است! ياران علي از توهين آن مرد به خشم آمدند و خواستند كه متعرض او شوند، اما علي (ع) به آرامي فرمود: رهايش كنيد، او تنها به من ناسزا گفت.
علي (ع) در گزينش كارگزاران و استانداران، افراد برخاسته از متن مردم را انتخاب مي كرد و شديداً از گزينش وابستگان به اشراف و طايفه ها پرهيز مي نمود. او به فرمانروای مصر، مالك اشتر فرمود:

  اي مالك، بايد كساني را ( براي اداره امور ) برگزيني كه شايسته باشند، افرادي كه نه تنها چاپلوسي نمي كنند، بلكه تلخ ترين انتقادها را عليه تو دارند. 

شفیعی مطهر

علی جان! امروز ما چه کنیم؟

علی جان! امروز ما چه کنیم؟

 

(درسی از مکتب علی(ع) در روز شهادت ایشان)

 

جنبش خیرآفرین اسلام كه با بعثت حضرت محمد بن عبدالله(ص) - به عنوان آخرين پيامبر خدا – آغاز شد ، در بستري از فراز و نشيب، پا گرفته و روند سامان يافته پيدا كرد. استراتژي پيامبر اكرم(ص) بر اين پايه استوار بود كه تبيين مفاد و محتواي پيام خود را در دو دوره متمايز استقرار بخشد : 

دوره نخست شامل سيزده سال كار صرفاً فرهنگي و تربيتی در مكه ، و دوره دوم دوره مدني يا تاسيس دولت در مدينه بود.  

 اميرالمومنين علي(ع) در تبيين و توصيف بعثت مي فرمايند:

 « غايت بعثت و نهايت تجربه رسالت، آزادسازي معنوي انسان از طريق بيدارسازي محرك هاي فطري و فعال سازي انگيزه ها و ذخيره هاي رواني و عقلاني است.» 

(نهج البلاغه، خطبه ۱ : لِيُثيروا لَهُم دَفائِنِ العُقول) 

...و اين ها همه در پرتو تربيت و كارهاي فرهنگي قابل تحقّق است.

  روند فردسازي در بستري از برنامه ها و كارهاي فرهنگي،همراه با مهر و مدارا و پرهیز از خشونت و جنگ، شيوه محوري و متداول همه پيامبران بوده است. ساختار اجتماعي مردم مكه تحت سلطه پندارها و رفتارهاي جاهلي ته نشين شده شكل گرفته بود ، باورهايي كه سال ها نه ، بل كه قرن ها در گوشه گوشه دل و دماغ مردم و حتي نومسلمان ها رسوب كرده بود. انجام كارهاي فرهنگي روشنگرانه و نوانديشانه و آشتی جویانه در چنين ساختار اجتماعي متحجّر و دُگم بسيار سخت مي نمود و اراده اي نستوه و ايماني استوار مي طلبيد تا براي نفي پندارهاي واهي و اثبات باورهاي الهي بپاخيزد و در پيمودن اين راه دشوار خستگي بپذيرد.

  ايشان در مكه از رهگذر كارهاي فرهنگي و تربيت از طريق فردسازي و با شيوه چهره به چهره توانست منظومه اي از پيش نيازهاي پايه گذاري نهاد ملت – دولت را فراهم سازد. ساختار اجتماعي و ده ها عنصر ديگر از جمله رسوبات افكار جاهلي در ذهن و زبان مردم، عامل پراكندگي و فراواني هويت هاي انساني و اجتماعي شهر مكه شده بود. قبيله مهم ترين و اصلي ترين واحد انساني جامعه بود كه ساختار اجتماعي شهر را تعريف مي كرد.

  در چنين وضعيتي نگارگري يك نظام واحد سياسي و پايه گذاري يك جامعه متمدّن و مدني بر اساس ارزش هاي عالي اسلامي و انساني جز با كارها و برنامه هاي گام به گام و با روندي آرام و آهسته و همراه با مدارا و مهرباني امكان پذير نبود.

     پس از دوره استقرار حكومت و امّت اسلامي، همين شيوه تقدّم كارها و برنامه هاي فرهنگي بر ديگر برنامه ها همچنان در دستور كار و برنامه ائمّۀ اطهار(ع) قرار داشت. درباره موضع گيري هاي ظاهراً متفاوت و متناقض امامان معصوم (ع) در برابر حكومت هاي وقت تحليل هاي گوناگوني مطرح مي شود و صاحب نظران مي كوشند دلايلي را به عنوان توجيه ذكر كنند. به باور اين نگارنده هر امام با توجه به تشخيص نوع مشكل زمان و مكان و موقعيت جامعه عصر خود ضروري ترين كار را انجام مي داده است.  

 امامان معصوم (ع) در طول تاريخ زندگي شان كه حدوداً دو و نيم قرن به طول انجاميد ، علي رغم وجود شرايط گوناگون ، در هدف استراتژيك از نوعي همبستگي و پيوستگي و وحدت – كه همان اتّفاق نظر درباره اولويت كار فرهنگي و ارشادي بود – برخوردار بودند.

  اگر هدف اساسي را در بعثت و رسالت انبيا و در سير و سيرۀ نبوي ، آزاد سازي معنوي انسان( اشاره به آيه ۱۷ سوره شعرا) بدانيم، گذشته از مدار و محورهاي حركت،همين هدف را به گواهي مواريث فرهنگي به يادگار مانده از امامان معصوم(ع) در حركت آنان هم خواهيم يافت. مثلاً امام جعفر صادق(ع) همسوي با پويندگان راه فرهنگ سازي مي فرمايد:

 « مَن اَصبَحَ مَهموماً ليوي فَكاكَ رَقبه فَقَد هَوَّنَ عَلَيه الجَليل»

 كسي كه جز آزاد سازي معنوي خودش، دغدغه اي داشته باشد، امري بزرگ و سترگ را خوار و كوچك شمرده و در ميدان سوداگري زندگي ، سود كلاني را از دست داده است.

( تحف العقول، بخش سخنان امام صادق عليه السلام ، گفتار آن حضرت با جندب)

  امام علي (ع) با وجود توصيۀ پيامبر اكرم (ص) در روز غدير به ايشان و همه مسلمانان، هنگامي كه رويكرد جامعه و عدم آمادگي اكثريت جامعه عصر خود را با در دست گرفتن امر خلافت مشاهده كردند ، ۲۵ سال با پرهيز از رويارويي با حكومت ها ، كار فرهنگي را در راس برنامه هاي خود قرار دادند. در آن زمان ها هم بسياري از افراد و گروه ها ايشان را به قيام و مبارزه براي كسب قدرت و حكومت فرامي خواندند؛ اما ايشان كار فرهنگي و ارتقاي سطح آگاهي هاي جامعه را بر هر كار تند و راديكال ترجيح دادند.

   شايد افراد جامعه آن روزگار به يك ربع قرن كسب تجربه نياز داشتند تا آن چيزي را بفهمند كه علي (ع) در همان آغاز مي دانست. اما چاره چه بود؟ علي (ع) چاره اي جز صبر نداشت تا گردش ايام و افشاي ماهيت حكومتگران و آگاهي و پختگي فرد فرد جامعه، مردم را برانگيزد تا خود به پاخيزند و جندين روز دور خانه حضرت را بگيرند و مُصرّانه از ايشان بخواهند كه خلافت را بپذيرند.   

  امام علي (ع) خطاب به معارضان مردم گريز و فرهنگ ستيز مي فرمايند:

« اَنَا اُريدُكُم لِلهِ وَ اَنتُم تُريدونَني لِاَنفُسكُم» (نهج البلاغه،خطبه۱۳۶)

 من مي خواهم كه شما خدايي و آسماني شويد، اما شما بر آنيد كه من را فروكشيد و زميني كنيد.

  دردهاي جانكاه علي(ع) نه تنها نيرنگ و زرنگي قاسطين، كه بي فرهنگي مارقين هم بود. اين امام هُمام در توصيف روحيات فرهنگ ستيز خوارج مي فرمايند:

 « جفاه طفاه و عبيد احزام.... مردمي خشن ، فاقد انديشه عالي و احساسات لطيف ، مردمي پست، برده صفت و اوباشي كه از هر گوشه اي جمع شده و از هر ناحيه اي گردآمده اند . اين ها كساني هستند كه بايد اول آموزش ببينند، آداب را فراگيرند. در فرهنگ و ثقافت اسلامي خبرويت پيدا كنند. بايد بر اين ها قيّم حكومت كند و دستشان گرفته شود. اينان نه با مهاجرين سنخيتي دارند و نه با انصار.» 

 ( نهج البلاغه، خطبه۲۳۸)

 امير مومنان علي(ع) به عنوان رهبر جنبش ضد ارتجاع ، در برابر سه گزينه قرار داشت:

 1 – قهر انقلابي و ستيز ؛

2 – قهر انفعالي و گريز و

 3 – صبر و سكوت و حضور.

 گزينه هاي يك و دو در آن شرايط به ترتيب دل پسند جناح قدرت طلب حاكم و جناح ارتجاعي به سردمداري ابوسفيان بود. اولي استقلال سياسي و تماميت ارضي و دومي مدنيت اسلامي را تحديد و تهديد مي كرد و تقدير بدفرجامي را رقم مي زد.

  قيام آن حضرت براي استقرار حكومت عادلانه مطلوب خود امري بود كه بدون داشتن پايگاه اجتماعي در بين لايه هاي زيرين جامعه امكان پذير نبود. از سويي ساختار فكري و فرهنگي آن جامعه و بقاي رسوبات جاهلي در اذهان بيشتر مردم اجازه چنين جنبشي را نمي داد؛ بنابراين حضرت با انتخاب گزينه سوم، كارهاي فرهنگي  براي تعميق باورها و ارزش هاي اصيل اسلامي را در دستور كار قرار داد.  

  آيا مردمي كه با برافراشتن قرآن هاي كاغذي بر فراز نيزه ، قرآن ناطق و واقعي را رها مي كنند و فريب معاويه خودكامه را مي خورند، جز با آموزش از طريق كارهاي فرهنگي چگونه مي توان آگاهي بخشيد؟

  زورق قدرت طلبي و خودكامگي همه معاويه هاي تاريخ جز بر امواج ناآگاهي توده هاي مردم پيش نمي رود! و تنها راه درمان اين بيماري ، تعميق آگاهي لايه هاي مياني و فرودست جامعه از طريق گسترش برنامه هاي فرهنگي و ارشادي است. 

  بنابراین بهترین،حياتي ترين،فوري ترين و ضروري ترين كار امروز و كار صالح و اصلح، كار فرهنگي و تشديد روند رشد و آگاهي بخشي همراه با مهر و مدارا و صلح طلبی برای توده هاي مردم است. 

شفیعی مطهر