یه کمی درد و دل

خدایا چرا؟ واسه چی من؟ برای چی این همه اتفاق پشت سر هم برای من؟

نه دیگه نمیتونم دیگه بریدم خستم خسته ؟! از همه چی از خودم از زندگی...

ولی.........نه من خیلی جوونم تازه اول زندگیمه چرا؟زندگی باهام چیکار کردی

که تو این سن ازت سیر شدم..یا شایدم تو بی تقصیری و همش تقصیر خودمه

نمیدونم...تو این مدت هر چی فکر کردم فقط ب نمیدونم رسیدم

**************************************************************

سلااااااااااااااااااااام بچه ها خوووووبین؟ عیدتون پیشاپیش مبارک

از همه کسایی ک این مدت واسم کامنت میزاشتم خیییییییلی ممنونم

بچه ها مطلب بالا رو واسه خودم ننوشتم واسه هممون نوشتم واسه خیلی هامون

 ک الانا خیلی بیشتره اینکه فقط ب نداشته هامون فک میکنیم

ولی زندگی همینه بیشتر ازاین هم نمیره

چ خوبه با داشته هامون زندگی کنیم و خودمون باشیم و تظاهر نکنیم

حرفام شایدواسه بعضیا شعاری باشه ولی ی حقیقته

اینکه ب خونواده و سلامتی بگیم خوشبختی خودش کلیه

دیگه نمیدونم چی بگم ولی بچه ها تروخدا اینقد نا امید نباشین بخدا

ما اول راهیم....واسه خودتون زندگی کنین...

شبتون پر ستااااااااااااااااااااااااااره

برای تو....

اگه شبی به اسمون نگاه کردی و هیچ ستاره ای ندیدی

حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم ...

به شرط اینکه وقتی خورشید طلوع کرد ....

ستارتو فراموش نکنی.....

...........؟؟!!!

تورندگی افرادی مانند قطار شهربازی اند از بودن با اونها لذت میبری ولی با اونا

به جایی نمیرسی

شاید زندگی ان جشنی نباشد ک انتظارش را داشتی اما حال ک به این جشن

دعوت شدی تا میتوانی زیبا برقص...

وقتی کسی تنهات گذاشت نگران خودت نباش که بدون اون چیکار میکنی شرمنده

دلت باش ک به تو اعتماد کرد

سرنوشت.....

وقتی از مادر متولد شدم صدایی در گوشم طنین انداخت گفتم:کیستی؟

گفت:سرنوشت......

اول فکر کردم سرنوشت عروسکی ست که میتوانم با ان بازی کنم اما....

حالا میبینم خودم عروسکی هستم بازیچه دست سرنوشت...

از زندگی اموختم......

اموختم که لجباز باشم....ولی اطرافیانم میگویند نه!!ولی این را زندگی ب من اموخت ک اگر همه

جا کوتاه بیایم مرا احمق فرض میکنند....

اموختم بی رحم باشم....ولی اطرافیانم میگویند:نه؟؟ولی این را زندگی ب من اموخت ک اگر مهربان

باشم ازمن سوء استفاده میشود.......

زندگی فقط ب من اموخت که چگونه زندگی کنم .......اما هیچ وقت فرصت زندگی کردن را ب من

نداد...................

پسر ها نمی توانند؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

با داشتن بالا تنه ای ضایع لباس خوش فرم نپوشند و احساس خوشتیپی نکنند

احساس بامزگی نکنند و در مجالس لطیفه های خنک تعریف نکنند

احساس بزرگی نکرده و ب خواهر بزرگتر گیر ندهند

از۵سالگی پشت ماشین نشینندو پدر ماشین را در نیاورند.....

کلا پسرا خیلی خودشونو حساب میکنن!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به نظر شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا اقایون از همسراشون میترسند؟

۱-چون انها کفش پاشنه بلند دارند ۲-چون انها زبان درازی دارند ۳- سایر موارد که لطفا شما بگید!!!

چرا تو تصادفات خانمها بیشتر اسیب میبینند؟

۱-چون اقایون صندلی رو دست کاری کردن۲-شما بگید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ازدواج...............

ازدواج چرا زود؟

۱-چون بابامون پولداره ۲- چون زود خر میشیم ۳-چون جو میگیرتمون!!!!

ازدواج چرا دیر؟

۱-چون بابامون پول نداره ۲-چون جدوابادمون بی خانمن!!!۳-چون خر نمیشیم!!!!!

زدی ضربتی.ضربتی نوش جان کن

دختر جوانی از مکزیک برای یک ماموریت اداری چند ماه به ارژانتین منتقل شد.پس از ۲ماه نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت میکند .به این مضمون:لورای عزیز دیگر نمیتوانم به این رابطه از راه دور ادامه دهم مرا ببخش و عکسهایم را پس بفرست

دختر جوان رنجیده خاطر از رفتار مرد محبوبش از همه همکاران و دوستانش میخواهد که عکسی از نامزد  برادر  پسر عمو پسر دایی و عکس خودشان را به او قرض بدهند او همه عکسها و عکس نامزدش را در پاکت گذاشت و برایش با نامه ای به این مضمون پست کرد:روبرت عزیز مرا ببخش اما هر چه فکر کردم چهره ات یادم نیامد لطفا عکس خود را بردار و بقیه را به من پس بده....................................

 

 

این پست فقط برای نظر خواهی درباره مطالب وب

 

                       است!!!!!!!