مات! خیره به رنگ سبز

شناسنامشو خونسرد از توو کیفش در اورد و صفحه سومشو نشون داد...گفت ببین مال سال ۸۹هه...

نیمکت...

هر وقت اهنگ وبلاگمو میشنوم...گریم میگیره :(

عشق من

صدای خنده پدرم...  حتی غم هایم را هم می خنداند . . .

هرگز گمان مبر ز خیال تو غافلم . . .

میدونم دلت طاقت نمیاره... میدونم

یادت را لحظه ای زمین نخواهم گذاشت . . .

تمام نفس هایم بوی تـــــــو میدهند...

بی تاب توام

  این روزها دل نازک تر از قبل شده ام...آنقدر نازک که کسی حتی جرات "تو" گفتن هم به من ندارد . . .

تمام شد...

دقیقا دو هفته س ازون تماس لعنتی میگذره...زنگی که هیچ وقت فراموشش نمیکنم...

روز مادر نزدیک ... مادر از من دور

میخام کادو روز مادر رو واسه پدرم بخرم...چون هم مادری میکنه برام هم پدری . . .!

اولین بارم بود همچین چیزی میدیدم

امروز فیلم سه بُعدی برادرزادمو دیدم...

دوش در خواب لب نوش تورا بوسیدم....خواب ما بِه بود از عالم بیداریِ ما

                چقدر سخت است معشوقه معشوق را دیدن . . .

زندان زندگی

 بیا مرا با خود ببر...میخاهم آغوشت انفرادیم باشد تا ابد...

زندان زندگی

  در زندان زندگی تازیانه خوردن از دستهای تـــــو ،مرا نوازش است...!

اشـــــــــک گاهی امانم نمیدهد

چند وقته به قول دوستم پیچ و مهره هام شل شده...

میخواهمت چونان لب تشنه آب را...!

هیچ چیز شبم را روشن نمیکند جز... آتشِ تنِ تـــــــو!

تن هایی که تنهان!

احساس می کنم تنهاترین آدما

آنلاین ترین آدمان!

13 بدر

فردا سبزه ای را گره خواهم زد که در انتظارت زیره پایم سبــــــــــــز شده!

نمیشه حالا،بازدیدتونو پس ندیم!؟

دید وبازدیدِ عید منو یادِ خاله بازیه بچگیم میندازه

روزهای گذرا...خاطرات ماندگار

۲۹ اسفند۹۰

بهش که فکر میکنم ..عضلات فکم درد میگیره

 
اندکی صبر...گوجه سبز توو راهــــــــــــــــه...

بیا و عید را برایم عیـــد کن!

ای کاش خدا تــــــو را به من عیدی دهد...

سال 91....تحویل در تاریکی!

ضدحال یعنی اینکه ۱۰ دقیقه مونده به سال تحویل برق بره!!! ... اونوقت با نارنجک پسر همسایه لحظه تحویل سالُ حس کنی!!!

درود بر روح پر فتوح ولخرجم کنن

اتیوپی توو جیبم شعبه زده یعنی!

هر وقت یه روزنه امیدی تو زندگیم میبینم....

یه پترس فداکاری پیدا میشه...دستشو میکنه توش! :|

میخام از روش بپرم...

آتیشی برپا کن با چشات!

پُرم از ناگفته ها!

. . .

عاشقانه های نیکوکاری!

بیا  دراین "جشن نیکوکاری" خودت را یه من "هديه" کن

ارواح عمت!...

به جمع فحش خور های عمه ای اضافه شدم ... میترا هستم ...درحال عمه شدن... آی لاو یو پی ام سی!

مشتری جمع کنی بودم امروز براشون!!!

امروز رفتم نمایشگاه مُد... از یه لباس خوشم اومد...رفتم پُرو کردم... اومدم همه ریختن سرم فکر کردن مُدلم... هِی میرفتن میگفتن ما این لباس تنِ مُدلتونو میخوایم!!!

صدایی اینچنینم آرزوست!

صدای عشق ...صدای قلب نیست... صدای فنر تخته!

تمام میشومُ تمام نمیشوی 3!

مثل اینکه تموم شد...ولی هنوز مطمئنم نیستم!