بسم الله الرحمن الرحیم

قلم دردست گرفته وبه خاطر دل خویش که البته فکر میکنم پر از هوای جورواجور باشد می نویسم"هوای بارانی،هوای آفتابی وگاهی هم صاف"که وقتی بارانیست دوست دارم آنقدر ببارد تا صاف شود؛صافِ صاف

آن موقع است که میتوان زیر نم نم باران دل رفت و واژه هایی را که با این باران پایین آمده اند را کنار هم چید.

واژه هایی از جنس باران

 

 

روزگار من

آهنگ روزگار من
یه آهنگ خیلی زیبا و شنیدنی از علی رکتور حتما دانلود کنید



من خیلی لذت بردم از این آهنگ،پیشنهاد میکنم این آهنگ رو از دست ندین

برای دانلود اینجا کلیک کنید

من دیگر بــ...ـــازی نمیکنم


گاهی وقتها دلت میگیرد...


قربونش برم

تازه گفتم آبجیتو رد کردم خونه بخت، یه نفس راحت می کشم که یهو سر و کله تو پیدا شد.

این جمله، این روزا ورد زبون والده س، از بس اذیتش کردم.

از صدا زدن های پیاپی سر سفره بگیر تا ...

ولی قربون خدا برم که فهمید بهشت رو کجا قرار بده ... خدایی ناکرده، خدایی ناکرده، زبونم لال و هزار فحش و بد و بیراه دیگه، اگه صبح تا شب هم بزنیش و اذیتش کنی، کافیه در حین پرتقال پوست کندن دستتو ببری...

اونوقت اولین کسی که برات چسب زخم میاره ... برو تا آخر خط!

میکشم... از بغض طنز گونه...


مجال به بی صبری می دهی
بی آنکه خود بدانی خنده های پنهانی و گریه های پنهانی ات
تفاوت چندانی با هم ندارد
وقتی توانی نیست از بودن جلوی آینه
که خودت را هر روز به صلیب بکشی
و در این آدمک،الفبای خودت را جست و جو کنی
و به خشاب های کدئین نیازی نداشته باشی تا این درد مشترک را سبک سازد!

دلنوشته ای از سکوت سرد الفـــبا

علی رکتور


الفــــبا


و برای این دوست داشتن ات
فکری بکن
جا نمی شود در من!

علی رکتور


دانلود فری استایل علی رکتور به اسم شب یلدا


هزار عاشقانهی آرام
در الفبایِ نامِ توست
این چند حرفِ کوچک
آری همین حروفِ بیحرف

صدایت که میزنم
گلستان میشود
زمینِ خشکِ بایری که دور از دستهای تو
زبان باز کرده و جان میداد پیش از این

صدایت که میزنم
سعدی شکوفه میدهد از گلهایی که در نامت جوانه کردهاند
شاعر میشوم
باغبانِ واژههای مقدست

صدایت که می
زنم
رودی میشوم در آستانهی دریا
اناری تَرَک خورده، که شوقِ رسیدن دارد
زمستانی که بیهوا بهار میشود

بوی گیلاس
های نورسیدهای
عطر آفتابگردانهایی که رو به تو گرداندهاند
صدایت که میزنم
غوطهور میشوم در الفبایِ نامت !

شاختو بردار و تمرین تبر کن با خودت ♫ ♫ ♫


آخ دلم هیچکی کنارت نیست ، سر کن با خودت

زیر و رو شو دنیا رو زیرو زبر کن با خودت

وقتی میبینی خودت داره کلافت می کنه

از خودت پاشو ، خودت با شو سفر کن با خودت

هر زمستون پیش از اینکه ریشه پابندت کنه

شاختو بردار و تمرین تبر کن با خودت

یا بساز و دونه دونه مرگ برگاتو ببین

یا بسوز و جنگلی رو شعله ور کن با خودت

...

سر بچرخونی مسیر روبه روتو باختی

سر بچرخونی مسیر روبه روتو باختی

از پل تردید با قلبت گذر کن باخودت

تنها موندی با خودت با دشمنت با دوستت

اخ دلم هیشکی کنارت نیست سر کن با خودت

هر زمستون بیش از این که ریشه پا بندت کنه

شاختو بردار و تمرین تبر کن با خودت

یا بساز و دونه دونه مرگ برگاتو ببین

یا بسوز و جنگلی رو شعله ور کن با خودت

دلشکسته

هرجا دلت شکست
قبل رفتن خودت جاروش کن
تا هرکسی
منت دستای زخمیشو رو سرت نزاره...



خوب نگاه کن


و هنوز هم عشق میتازد

و هنوز هم چشمها حرف اول و اخر را میزنند

خوب نگاه کن

گاهی باید برای فهمیدن حرفهای کسی فقط نگاه کرد

من هیچ وقت برای ثابت کردن خودم نمیجنگم

تو را من چشــــــــــــــــــــ...ــم در راهم


درختان را دوست می دارم

که به احترام تو قیام کرده اند،

و آب را

که مَهر مادر توست،

خون تو شرف را سرخگون کرده است.

شفق آینه دار نجابتت،

و فلق محرابی ،

که تو در آن

نماز صبح شهادت گزارده ای.

                                             

در فکر آن گودالم

که خون تو را مکیده است

هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم

در حضیض هم می توان عزیز بود

از گودال بپرس!

تو

گفت: با هستی
جمله بساز،
گفتم: تو...

همیشه نه

ولی گاهی

میان بودن و خواستن فاصله می افتد

یه وقتهایی کسی رو با تمام وجود دوست داری

ولی نباید کنارش باشی

خدایــا کمک همان شوم که تو میخواهی
نــه آنی که بندگانت میخواهند

چی شده

یه چیزی شده که نمیتونی به کسی بگی...

خب چی شده؟؟؟؟

دوستت دارم


گفتی:
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
دوست داشتنم بند نمی‌آید
چه کنم؟
گفتم: در آغوش من آنقدر بچرخ
که شب از روی روز بگذرد
روز در شب گم شود
و من هنوز تنت را کشف نکرده باشم...

/_ــــــــ


سایه که سیراب شود سراب هم آب شود.

...


چه تناقض تلخی شده ام!

دلم شورمیزند

 اما...

دستانم نمک ندارند....


من ماندم و خودم و تو که نیستی

تمام جاده سبز شد , از وقتی که مرا کاشتی و رفتی !

نقش و نقاش


.وقتی میدانی نقش اول زندگی ات را کسِ دیگری بازی میکند

دیگر ایستادن را هدیه ی روزگار خواهی کرد

 

.وقتی صدای فریدون هم به خود میپیچد که آرامت کند،ولی...

 

صحنه دراماتیک زندگی را ارزانی آنانی میکنی که هر روز بهتر یاد میگیرند که بازی کنند با نقششان

خاطر نشان میکنم که "آهای دیگری!! هیچ اسکاری در میان نیست، کمی آرام تر"

 

 

.پ.ن:  دلم خیلی گرفته

دلم برای عهد های صبحِ جمعه هایت بسیـــار تنگ است

مردمک چشمهایت هم پشت سرت حرف میزنند :|

چه برسد به مردمک این حوالی ...

فاضل نظری

سنگ در برکه میاندازم و می پندارم
با همین سنگ زدن ماه به هم میریزد

فاضل نظری

نگاهِ دل

هرگاه قصدِ فتحِ نگاهِ تو میکنـم

تیمور وار، پایِ دلم لنگ می زند!!!!!!!

آهنگ فوق العاده ی علی رکتور به نام "دنیای مارو ببین"

دنیای مارو ببین

دانلود آهنگ دنیای مارو ببین

تنهایی



تنهایی  آدم  را  دیوانه  می کند

چه  برسد  به  مترسکی

که  کلاغ  شلخته ی  مزرعه  را  مرغ  دریایی  صدا  می زد

و  آنقدر  این  صدا  زدن

لهجه ی  صادقانه ای  داشت

که  من  هوس  کنم

دنیا  را  از  چشم  او  ببینم

اما

دنیا  دکمه ی  شکسته ی  شلواری  بیش  نبود


آرام باش

دختری را دیدم
آهنگی را گوش میکرد که میگفت . . .
دنیا اگه تنهام گذاشت تو من و انتخاب کن . . .

نزیک تر بهش شدم
آهسته آهسته قدم بر میداشت
زیر لب پوس خندی میزد و چشمانش پر از اشک میشد
دوباره محو آهنگش شدم

باور نمیکنم ولی انگار غرور من شکست
اگه میخوای بری اصرار من بیفایدست
رفتم نزیکتر
صورتش پر از اشک بود
پر از یاس و نا امیدی

رفتم پیش او
در گوشش گفتم
آن بنده من لایق تو نبوده است
که چشمانت را پر از اشک کرده است
و حال او در آغوش دیگری خفته است
بدان بدان که هر بار کسی را در آغوش میگیرد
چشمان درشت و پر اشکت جلوی چشمانش است
او دیگر شرم دارد
شرم دارد بگوید تمام خود را مانند گذشته سهم من کن
آرام باش
تنها هستی اما بدان
او از تو تنها تر است ای بنده من...