به نام خداوند مهربان
ســــــــــــــلام
به وبلاگ خودت خوش اومدی دوست من
********************************************************
عمق نگرانی های ما ، فاصله ما را از خدا نشان میدهد
به نام خداوند مهربان
ســــــــــــــلام
به وبلاگ خودت خوش اومدی دوست من
********************************************************
عمق نگرانی های ما ، فاصله ما را از خدا نشان میدهد
همچون دستان کودکی که منتظر یاری ست
این روزها غصه در دلم شادی میکند
همچون رودی که خروشان است
چه پارادوکس عجیبی
غصه و شادی
پارادوکس ها همیشه تلخ اند
تاکنون پارادوکس امید دهنده دیده ای؟
گمان نمیکنم
کاش در زندگی هیچ پارادوکسی نبود
لبخند تلخی نبود
این روزها اشک راحت جاری می شود
گویی سالهاست سدی جلودارش بوده
و هم اکنون این سد شکسته شده
دل شکسته میشود اشک جاری میشود
اشک جاری میشود دل آرام می شود
به قول زنده یاد سید حسن حسینی
هر چند که از آینه بی رنگ تر است
از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است
بشکن دل بینوای ما را ای عشق
این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است

چرا شکسته؟؟
چرا شکست خورده؟؟؟
همیشه این کلمات رو به کار میبریم وقتی نتیجه ی مطلوب حاصل نمیشه
چرا فکر نمیکنیم اشتباه رفتیم
چرا فکر نمیکنیم انتخابمون اشتباه بوده
همه چیز و همه کس رو مقصر میدونیم جز خودمون
تلقین میکنیم که شکست خوردیم
اما در واقع چنین نیست
تنها نتیجه مطلوب رو بدست نیاوردیم
اگه اینطور فکر کنیم راحت تر میتونیم زندگی رو ادامه بدیم
وانقدر نا امید و افسرده و در انزوا نخواهیم بود
به قول سهراب
تا شقایق هست زندگی باید کرد.
زندگي خالي نيست،
مهرباني هست،سيب هست،ايمان هست.
روزي خواهد آمد،
گل ياسي به گدا خواهم داد.
تا شقايق هست زندگي بايد كرد
و به قول سعدی :
زندگی زیباست ای زیبا پسند
زنده اندیشان به زیبایی رسند
آنقدر زیباست این بی بازگشت
کز برایش می توان از جان گذشت

جغد نزد خدا شکایت برد :
انسان ها آواز مرا دوست ندارند.
خدا به جغد گفت :
آوازهای تو بوی دل کندن می دهد و آدم ها عاشق دل بستن اند؛
دل بستن به هر چیز کوچک و بزرگ؛
تو مرغ تماشا و اندیشه ای؛
و آن که می بیند و می اندیشد، به هیچ چیز دل نمی بندد؛
دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین کار دنیاست؛
اما تو بخوان، و همیشه بخوان؛
که آوازِ تو حقیقت است و طعمِ حقیقت تلخ...........
استقامت رودخانه دل صخره ای را میشکافد نه به خاطر پایداریش بلکه به خاطرامیدی
که به ادامه راه دارد. . .
زندگی پر از صخره هاست ولی ما به جای اینکه امید داشته باشیم برای ادامه زندگی
تنها دلیل استقامتمان گذراندن زندگیست. . .
یاد بگیریم با امید در مقابل مشکلات استقامت کنیم نه مثل جسمی بدون روح تنها
روزگار را سپری کنیم

دوستی میگفت خیلی پیر شدی
گفتم : مهم دلمه که جوونه
گفت : دلت پیر شده
گفتم : تا وقتی عشق و دوست داشتن در وجودم باشه دلم جوونه
گفت : خونه کاهگلی با خونه بتونی هر دوشون واسه زندگی هست
تنها تفاوتشون اینه که اولی با یک تلنگر خراب میشه ولی دومی با صد تلنگر
به همین خاطر خونه کاهگلی رو میگن پیر و فرسوده
دل تو هم مثل اون خونه کاهگلی هست
چه حقیقت تلخی...
هیچ جمله ای به ذهنت نمیرسه
حس میکنی هدفی نداری
نمیدونی از زندگیت چی میخای
فردا رو چطور باید شروع کنی
اصلا چرا داری نفس میکشی
من الان همین حس رو دارم
تکلیفم با خودم مشخص نیست
نمیدونم چی باید بنویسم
سردرگمم. . .

مــــــــــــــــادر ای ، معنای عشق شاپرک
ای تمام ناله هایت بی صــــــــــــــــــــــــــــدا
مــــــــــــــــــــــــــــــــــــادر ای زیباترین شعر خدا
تا به جای دلهایمان سر زانوهایمان زخمی میشد

تقصیر ماست که کاسه هایمان را برعکس گرفته ایم


از غم به هر بهانه ممکن عبور کن
گیرم تمام راه تو مسدود شد بگرد
یک آسمان تازه و یک جاده جور کن

بهترین ها را در آدمها ببیند
قلبی که
خطاکارترین ها را ببخشد
ذهنی که
بدی ها را فراموش کند
و روحی که
هیچوقت ایمانش را به خدا از دست ندهد

مسیری رو به خوشبختی
برایت عمر نوحی را
وقار همچو کوهی را
برایت صبر ایوبی
حیاتی مملو از خوبی
برایت شاد بودن را
فقط آزاد بودن را
رفاقت را صداقت را
محبت را دعا کردم..........

چطور میتوان بهتر زندگی کرد؟
خدا پاسخ داد:
گذشته ات را بی هیچ تاسفی بپذیر
با اعتماد زمان حالت را بگذران
بدون ترس برای آینده آماده شو
ایمانت را نگهدار و ترس را به گوشه ای بنداز
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
کوچک باش و عاشق که عشق میداند آیین بزرگ کردنت را
بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه تو با کسی......

اشک ها کلماتی هستند که به زبان آوردن آنها بسیار سخت است
گریه ی هر کس به این معنا نیست که او ضعیف است
به این معناست که او یک قــــــــــلب دارد

نمیدونم چرا گاهی اوقات بعضی از ما آدمها
یادمون میره با تو دوست هستیم
مگه غیر اینه که جز تو دوستی نداریم
اصلا مگه ما بدون تو وجود هم داریم؟
پس ای مهربان ترین دوست!
کمکمون کن
که بی تو بودن برایمان عادت نشود
هر کسی و هر کجا که باشیم...

مهربانی را بیاموزیم...
فرصت آیینه ها در پشت در مانده است
روشنی را می شود در خانه مهمان کرد
سایبان از بید مجنون
روشنی از عشق
می شود جشنی فراهم کرد
می شود در معنی یک گل شناور شد
دوستی را می شود پرسید
چشم ها را می شود آموخت
مهربانی کودکی تنهاست
مهربانی را بیاموزیم
وقتی سخت دلگیری دردت را در سینه ات فرو میریزی تا آشکار نگردد
لحظه هایی هست که
وقتی اشک در چشمانت حلقه زده بغض میکنی اما پشت لبخندی ساده پنهان می کنی
لحظه هایی هست که
وقتی دلت خیلی گرفته و می خواهی درد دلت را فریاد بزنی از سنگینی بغضت نمی توانی
لحظه هایی هست که
سخت خسته می شوی از دست کسانی که حرفهایت را نمی فهمند وباز چیزی نمی گویی
لحظه هایی هست که
وقتی از تنهایی زمین گیر می شوی سرت را به دیوار تنهاییت می گذاری و باز هیچ نمی گویی
لحظه هایی هست که
دلت می خواهد فریاد زنی و خالی شوی از هر چه درد ولی باز نمی توانی
و لحظه ایی هست که
سخت تر از تمام لحظه هاست
لحظه ای که
عادت می کنی به هر چه درد و چه سخت لحظه ایست
"مهرداد حبیبی"

خدای من!
نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی
میان این دو گمم!
هم خود را و هم تو را آزار میدهم
هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی
و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی
آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “هیچ” یعنی “پوچ
خدایا هیچ وقت رهـــایم نکن..
