هیچ چیز از عشق های بچه گانم باقی نمونده

وبلاگ و نگه داشتم فقط واسه خاطراتش

راستی بچگی چه خوب بود . چقد نمیفهمیدیم !

1/2/96

instagram : mojtaboss

اونجا میشه پیدام کرد

تولدمه

مهم نی چقده بانکت امسال مطمئنم بیست و دومه دیگه
مدارکم یه دیپلم ردیه خیلی وقته دیس شده تقویمه
نمیزاره بفهمیم اصلا چند شنبس امروز ! چندمه ؟
اه پس شعمش کو ؟ الکله !
همه دوستیا همینه سرش گل تهش گه
پ اینکه ببخشید شمعو فوت کردم صدای دستا کم بود !..
از خودم بیشتره عقل دندونم
صفحه چند بودم ؟
خاکسترام گوشه رو موکتان
سیگارای پک چاق کادو گرفتم
آبو بدش من
میخوام قول بدم بهش باشم عینه خودش زلال
حتی اگه بهم گفتن قلابی سلطانی شم
 حداقل نه کوبیده! اگه کباب شدم
هرکی مریضه دواش خودم
سرت پایینه دلیل نمیشه میترسی از آب خنک
نخوندیم نماز بلند
خندت زوریه نباش تو عکس خب!
من همینم کلا دو دست لباس
بگو تو پرونده ام لحاظ کنن..

*******

امسال با تنهایی مطلق فهمیدم


زندگیم بدون اون بچه بازیا که اسمشونو میزاشتم عشـــق (!)

قشنگتره ! ♥                                    



70/8/22
92/8/22

"ساحل هرمزگان"

دو صندلي قرينه، ميز، هواي شرجي، مه، باران


واين نشست غم انگيزي ست كنار ساحل هرمزگان



كه تو نشسته اي و عمدا به كيف چرم خودت مشغول

كمي نه دورتر از كيفت نشسته اند دو تا فنجان



يكي براي خودم از آن نگاه ارمني ات ودكا

يكي براي شما قهوه ، چه فرق مي كند اين یا آن؟



_شما از اين كه نمي نوشيد ؟ _نخير حضرت آقا ! من ؟

_چقدر مضحك و بي ربط است سوال هاي من از ايشان



نگاه مخفي او در من، نگاه ممتد من در او

سكوت ردٌو بدل مي شد در اين ديالوگ بي پايان

[]

‌‌‌‍‌‍‌چه مي شد آه اگر دستش به دست من بخورد، حتي

خراش ناخن او مي شد بهانه اي كه به هر عنوان



بگيرم و بجوم او را چنان پلنگ كه آهو را

محاصره كنمش در خود بگيرمش به سر دندان



كشان كشان ببرم اورا ميان شهر بياندازم

ببندمش به درختي خشك درست در وسط ميدان



دو گوشواره ي گوشش را به شاخه هاش بياويزم

ودكمه دكمه بگيرم پوست از آن گلابي آويزان

.........

به خود مي آيم و مي بينم كه از مصرع قبل از اين

زبان و نحو غزل برگشت و از گلابي آويزان_



به بعد هرچه كه مي خواهم نمي شود كه ملاقاتي

دوباره راه بياندازم كنار ساحل هرمزگان

‌[]

دو صندلي قرينه، ميز، هواي شرجي و شاعر كه

بدون خانم پشت ميز نشسته است در اين باران...



"محمد رضا حاج رستم بيگلو"

"شهریور " است ...
خودم " بهمن " میکشم

قلبم " تیر "

این شعر محبوب من از مهدی اخوان ثالث به مناسبت سالگرد کوچ ایشون

ارزش یک بار عمیق خوندن رو دارن این ابیات...

ای شطّ شیرین پُر شوکت من!
ای با تو من گشته بسیار،
در کوچه‌های بزرگ نجابت.
ظاهر نه بُن‌بستِ عابر فریبند‌ۀ استجابت.
در کوچه‌های سُرور و غم راستینی که‌مان بود،
در کوچه‌باغ گل ساکتِ نازهایت.
در کوچه باغ گل سرخ شرمم.
در کوچه‌های نوازش.
در کوچه‌های چه شبهای بسیار،
تا ساحل سیمگون سحرگاه رفتن.
در کوچه‌های مه‌آلود بس گفت‌و گوها،
بی‌هیچ از لذت خواب گفتن.

در کوچه‌های نجیب غزلها که چشم تو می‌خواند،
گهگاه اگر از سخن باز می‌ماند،
افسون پاک منش پیش می‌راند.
ای شطّ پُر شوکت هر چه زیبایی پاک!
ای شطّ زیبای پُر شوکت من!
ای رفته تا دور دستان!
آنجا بگو تا کدامین ستاره‌ست
روشنترین همنشین شبِ غربتِ تو؟
ای همنشین قدیم شبِ غربتِ من!

ای تکیه‌گاه و پناهِ
غمگین‌ترین لحظه‌های کنون بی‌نگاهت تهی مانده از نور،
در کوچه‌باغ گل تیره و تلخ اندوه،
در کوچه‌های چه شبها که اکنون همه کور.
آنجا بگو تا کدامین ستاره‌ست
که شب‌فروز تو خورشید پاره‌ست؟

تهران ـ شهریور 1336

من یه ابانیم !
یادت باشه قبل اینکه بخوای بری من می فهمم!
پس برام بهونه نیار ،
نقش بازی نکن ،
زل بزن تو چشمام و بگو که داری میری ،

بذار مطمئن شم که انتخابم یه ادم ترسو نبوده !...
(بوده!رذل هم بوده!گربه صفت هم!)


بـــــه کـسی رای میـدهمــ .....

که تمام کوچه های شهر

و تمام خاطراتشان را

عوض کند .......

یادمــان بـاشــد :
وقتـــی کـسـی را بـه خـودمـان وابـســتـه کــردیـمــــــ ،
در بـرابـرش مســئولیــــمــــــ ...
در بـرابـر اشـکــــــ هایــش ،
شـکـســتن غــرورش ،
لحـظه های شکسـتنـش در تنـهایی
و لـحظه های بی قراریـش،
و اگـر یـادمــان بــرود ،
در جـایـی دیـــگر ســرنوشــت یـادمـان خــواهـد آورد ،
و ایـن بـار
مــا خـود فــــرامـــــــــــوش خـواهیــمــــــ شــد!!!!

مســــــــــت شد...

خواست که ساغر شکند!

عـــــهــــــــــــــــــــــد شکست........

فرق پیمانه و پیمان ز کجا داند، مست...................


هرزه می نامی دختری را...!!

که تار مويی بيرون روسری دارد...!!

يا سيگاری به دست...!!

يا دست عاشقی در دست...!!

ولی من...!!

هرزه تو را می خوانم...!!

که هر سخن بی اساسی...!!

با ذهن ات همبستر می شود...!!

و افکاری اين چنين...!!

حرام زاده...!!

در دامنت می پروراند


باکره ای را دوست داشتم ، که به فاحشه های شهر درس میداد....!!!!!

همه چیــز در حــــــــــــــال تغییـــر است
حتی حال من !!

این روزها حالم عجیب خوب است
آنـــــقدر خوب
کــه همه سراغ تـو را می گیرند!

وای از تو ...!!!!

میبینی؟
آنها هم حــــــال خوب مرا
بی تو بـــاور نمی کنند

اما خوبـــــــــــــم
اینبار بـــــی تو
عجیب خوبم....!


هنــــــــــــــــــوز میرم یه وقتایی،تو اون کــــــــــــــــوچه که باریکه


تو نیـــــستی ولی میبینم،تـــــــــــــورو،با ایــــنکه تاریـــــــــــــکه


یه مـــَــرده توی اون کوچـــــــــــه ،خیـــــــــالتو بغـــــــــــــــل کرده


نمیــــــــدونه کســـــــی که رف،محـــــــــــــــــــــــاله دیگه برگرده


منـــــم تنها کنار تـــــــــــــو،کنـــــــــــارم جای خــــــــــــــــــــالیته


کنــــــــــــــــارت پــُـــرشده انگار،حــــــــــواست به کـــــــــــناریته


خیــــال کردن دیـــــــــوونم که،خــــــــــیال کردم تــــــــــــورو دارم


کـــــــنارم کســــــــی نیس اما،بـــــــازم میگم دوســــــتت دارم


بیــــــــــن منو تـــــــو دیگه،هیچـــــــی مث قدیم نیــــــــــــــــس


نشونی از روزایـــــــــــــی که ، حــــــــــــــرفشو میزدی نیـــــس


تازگـــــــــیا حــال مــــــــــنه،بــــــــغض و تــــــــــب و خـــــــــرابی


بــــــــــبخش صدای گریــــــــــه هام ، نـــــــــــمیزاره بــــــخوابی


ببخـــــــــــش اگه این آخــــــرا ، دیــــــــگه دوســتت نـــــداشتم


اگه بجز خــــــــــــــاطره هام،چـیــــــــــــزی واست نــــــزاشتم...

سال نو بدون تو !

تو کیلو چند؟!

نه آسمون اومده زمین


نه دنیا به آخر رسیده!


منم خوبِ خوبم!

عیدتون مبارک ♥

وقتی دور و ورم و میبینم ،وقتی دغدغه های بچه هارو میبینم ، وقتی شکستای عشقی(!) رو میبینم ، وقتی رابطه هارو میبینم ، وقتی خیانتارو میبینم ،وقتی زندگی مردم و میبینم ،....
حس میکنم شاید باید سالها قبل از تیر برق حلق آویز شده بودم!!!!قاچاقی زنده ام!ولی هنوز پا-بر-جام ، مث همه ی حرفام ،دنیا گیر بد کسی افتاده...!تا جـــرش ندم بیخیال این زندگی کوفتی نمیشم،..دارم انتقامم و میگیرم ازش!!همین که میـــخندم!شیرینه..!بسّشه!
کوووور میکنه کسایی رو که نمیتونن موفقیتم رو ببینن..کووور میشه اون که لیاقت با من موندن و نداشت...!من آزادم،خوشحالم،و موفق!
پرچمم بالاااست..!...

V̶a̶l̶e̶n̶t̶i̶n­̶e̶

باز دوباره میزنه قلبت تو سینه سازمو

تو سکوتت میشنوی زمزمه ی آوازمو

حس دلتنگی که میگیره تموم جونتو

هرجا میری منو میبینی و کم داری منو

تو دلت تنگه ولی انگار تو جنگ با دلم

میزنی و میشکنی با خودت لج کردی گلم

راه با تو بودنو سخت کردی که آسون برم

چشم خوش رنگت چرا خیسه دوباره خوشگلم

حالا بگو کی دیگه اخماتو میگیره

با تو میخنده تب کنی واست میمیره

دست کی شبا لای موهاته

آره خودم نیستم ولی یادم که باهاته

این عشقه تو وجودت توی جونت ریشه کرده

دلت دوباره بیقراره داره دنبال من میگرده

گفتی که میخوای بری سروسامون بگیری

خواستی اما نتونستی به این آسونی بری

دستت ماله هرکی باشه چشمت دنبال منه

هرنگاهت انگاری اسممو فریاد میزنه

من خیالم راحته تا پای جون بودم برات

تو ندونستی چی میخوای تا بریزم زیر پات

همه ی آرزوهامون دیگه فقط یه خاطرست

نفسم بودی ولی یه تجربه شدی و بس..

go ahead . . . just leave . ..
can’t hold you, you’re free
You take all these things
if they mean so much to you
I gave you your dreams
’cause you meant the world
so did i deserve to be left and hurt
You think I don’t know you’re out of control
And then I’m finding all of this from my boys
Girl you said I’m cold, you say it ain’t so,
you already know I’m not attached to materials..
i’m taking back my love...

داستان خیانتش کُلّ فــــــــــــَــــــــــــــرش پیچیــد....


کســـی که ، ادعـــــــــــــای عشــــــــــــقشــــــــــ..


تا عـــــــــــــــــــَــــــــــــــــرش رفـــــــته بـــــــــود...

دلم برا تو که نه ، ولی برا کسی که فکر می کردم تو بودی تنگ شده ! . . .

اگر

او برای تو ساخته شده بود،

(من)

برای تو ویران شده بود...

میدونی چرا باختی!؟!

چون وقتی خواستی من ببازم...

یادت رفت که من یارتم ،نه حریفت..

بیچاره دلم،شکسته،اما هنوز جوونه،طفلی ،عاشق میشه..
خودشو به این و اون میبنده...آتیشی میشه...
ولی دیگه اون دوران گذشت...حالا دیگه تو چنگ خودمی...
پدسسسگ یه بار دیگه عاشق بشی خودم تیکه تیکت میکنم....

میـ خواستمـ ـ برایـ از دستـ دادنتـ ـ

چند قطرهـ ـ اشکـ بریزمـ ـ

اما دیدمـ ـ تمامـ اشکهایمـ ـ را

برایـ ـ بدستـ ـ آوردنتـ ریختمـ ـ

افســوسـ ـ ـ.....

ﻣﺒــــــﺎرﮐﻢ ﺑﺎﺷﻪ , ﺷــــﺒـــــــــ ﺗــــــﻮﻟﺪﻣـــــ...
ﭼﻘــــــــــﺪر ﺷﻠﻮﻏــﻪ!ﺧــﻮدﻣــﻢ و ﺧﻮدﻣــــــ...
ﯾــــــﻪ ﮐﺎرت ﺗﺒﺮﯾﮑـــ , ﭼﻨﺪﺗـــﺎ ﺷﻤﻊ ﺧﺎﻣﻮﺷــــ
ﺧﻮدﻣـــ ﮔﺮﻓﺘﻤـ ﺧﻮدﻣـــــﻮ در آﻏــــــــﻮﺷــــ...
ھﺪﯾــــﻪ ی ﺗــــﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ , ﯾﻪ ﮐــﺎدوی ﺧﯿﺎﻟﯿــــــ...
اﺗﺎق ﺑﯽ ﭼــﺮاغ و ﻣــــــﻦ و دﺳـــﺘﺎی ﺧﺎﻟﯿــــــ...

70/8/22-  91/8/22

قشنگترین هدیه ای که گرفتم از خدا بود اونم این بارون شدید که عاشقشم شاید باورتون نشه اما از هفته ی قبل آرزو کردم روز تولدم بارونی باشه،البته سیل اومد چالوس!خدا زیادی دوستم داره،شعر بالا هم دقیقا شعر پارسال این موقع بود رو والم...اما امسال با پارسال خیلی فرق داره،پارسال ته دلم امید بود،امسال...نه امید نه آرزو نه دلخوشی نه ...من موندم و یه دل شکسته،با عشقی که همه حرفاش دروغ بود و بهم خیانت کرد و الان تو بغل رقیبم خوابیده....بی خیال این حرفا...
با تولد امروزم دوباره متولد شدم و دارم کم کم دیدم رو به زندگی عوض میکنم،اگه این دل شکسته و خاطرات سیاه و ... بزاره،
ممنون از همتون از پیام های تبریک،حالا فهمیدم خیلی ها دوستم دارن از دیشب تاحالا فقط دارم به زنگ و اس ام اس و پیامهای اینترنتی جواب میدم چه اینجا چه یاهو چه فیسبوک،و خانواده ای که مث کوه پشتمه و دوستانی که اون بیرون منتظرمن که برم پایین بریم بیرون :)
من و تنهایی و شب


روزیـــــــ سر تیتر روزنامهـــــ ها خواهم شــــــــد.....
(روز موعود نزدیکه...نزدیکتر از اون به تو...)

شیفته ی چاله ی رو لوپش شدی یا دماغ عمل کردش؟؟؟
موهای فشنش دلتو برد یا زیر ابروی برداشتش؟؟؟!...
بازیــــــــــــــ و باختیـــــــــــــــــــــ...
از نگاه ذلیلت بهش تو لباس عروس میشه عشقت و وزن کرد!
پس واسه من اشک تمســــــــــاح نریز...!!!
میخوای خیانتتو،گربه صفتیتو،بندازی گردن من؟؟
کور خوندی...اونا که برام مهم بودن میدونن کی خیانت کرد و رفت و،
کی روی حرفاش مـــــــــــوند....
خدا چی؟!به خدا هم میخوای دروغ بگی؟براش رول بازی کنی؟
یه روز بهش زنگ بزنی فحش بدی و یه روز جلوش پیشی ملوسه بشی؟؟
این فیلمی که شما واس من بازی کردین و من کارگردانش بودم

حلالت نمیکنم

بدرود

بارون ، بوی نم دار ، شب بیدار ، دود سیگار ، ساز گیتار !

این منم دوباره این بار ! سیگار پشت سیگار . . .

چهره ات روی دیوار ، چشمای مات و نم دار ، بغض در گلو گرفتار !

دست به قلم بیدار ، یاد روز دیدار ، اسیر و بیمار ، تو و شراب و گیتار . . .

دل زیر آوار ، خسته و بیزار ، آه بسیار ، دنیا تیره و تار . . . !

سیگار پشت سیگار . . .

سلام ای بی وفا ،‌ ای بی ترحم


سلام ای خنجر حرفای مردم


سلام ای آشنا با رنگ خونم


سلام ای دشمن زیبای جونم


بازم نامه می دم با سطر قرمز


آخه این بار شده من با تو هرگز


نمی خوام حالتو حتی بدونم


تعجب می کنی آره همونم


همونی که زمونی قلبشو باخت


همون که از تو یک بت ،‌ یک خدا ساخت


همونی که برات هر لحظه می مرد


که ذکر نامتو بی جون نمی برد


همونم که می گفتم نازنینم


بمیرم اما اشکاتو نبینم


همون که دست تو،‌ مهر لباش بود


اگه زانو نمی زد غم باهاش بود


حالا آروم نشستم روی زانوم


ولی دیگه گذشت اون حرفا،‌ خانوم


تعجب می کنی آره عجیبه


می خوام دور شم ازت خیلی غریبه


خیال کردی همیشه زیر پاتم؟


با این نامردیات بازم باهاتم؟


برات کافی نبود حتی جوونیم


تموم شد آره گم شد مهربونیم


دیگه هر چی کشیدم بسه دختر


نمی بینیم همو این خوبه،‌ بهتر


دیگه بسه برام هر چی کشیدم


فریبی بود که من از تو ندیدم


دروغی هست نگفته مونده باشه؟


کسی هست تو خیال تو نباشه؟


عجب حتی دریغ از یک محبت


دریغ از یک سر سوزن صداقت


دریغ از یک نگاه عاشقونه


دریغ از یک سلام بی بهونه


نه نفرینت چرا، این رسم ما نیست


اگر چه این چیزا درد شما نیست


گل بیتا چرا اخمات توهم شد؟


چیه توهین به ذات محترم شد؟


دیگه کوتاه کنم با یک خداحافظ


که عشق ما رسید به سد هرگز...


 تو را اي عشق ناميرا  غم زيبا ، خداحافظ

طلوع ياس در قلب شب خارا ، خداحافظ

تو شاليزار ... يک کلبه درون سينه ي جنگل

هواي ناب باراني ... چه سود اما ؟ ... خداحافظ

تو را از خويش راندم من ، ولي سوگند بر باران

" من " و " تو " اي نسيم آسا ، نمي شد " ما " ... خداحافظ

نگاه آسمان بودي به اين شبگير دل خسته

تمام زجر من اما : " چراحالا ؟ " ... ، خداحافظ

ببين ! ... دلسرد دلسردم . نگاهم كن ! ... كم آوردم

نمي دانم چرا آخر ؟ ... چرا زيبا  " خداحافظ " ؟

صدايت آشنا با دل ، چنان بر برگ گل شبنم

نشد اما كه من با تو[...] ، برو جانا ... خداحافظ

تمام سهم من بودي از اين دنيا ولي بگذر

برو اي خنده ي گلها ... نگارينا خداحافظ

به قطره قطره ي باران ، به برگ خيس مژگانت

تمام آرزو بودي ، ولي [...] اما [...] ، خداحافظ ...