وصله نمی شود دگر، این دو هزار و یک ترک !
شیوا الله وردی
official_Khat
ZibaMatn.IR
گفتی محبت کن برو / باشد خداحافظ ولی
رفتم که تو باور کنی / دارم محبت می کنم . .
من به بعضی چهره ها چون زود عادت می کنم
من به بعضی چهره ها چون زود عادت می کنم
پـیـششـان سـر بـر نمی آرم ، رعایت می کنم
همچـنـانکـه بـرگ خـشـکـیده نمـاند بـر درخـت
مـایـه ی رنـج تـو بـاشـم رفـع زحمـت می کنم
این دهـــــان بـاز و چـشم بی تحرک را ببخش
آنـقــدر جــذابـیـت داری کـه حـیـرت می کـنـم
کـم اگـر با دوسـتـانم می نشینم جـرم تـوست
هر کسی را دوست دارم در تـو رؤیـت می کنم
فکر کردی چیست مـوزون می کند شعـر مـرا؟
در قــدم بـرداشــتـن هـای ِ تـو دقـت می کـنم
یـک ســلامـم را اگـر پـاسـخ بـگـویی مـی روم
لـذتـش را بـا تـمـام شـهــر قـسـمـت می کنم
ترک ِ افـیـونی شبیه تو اگـر چه مشـکـل اسـت
روی دوش دیــگـــران یـک روز تـرکـت می کـنـم
تـوی دنـیـا هـم نـشـد بـرزخ کـه پـیـدا کـردمـت
می نـشیـنم تـا قـیامـت بـا تـو صحبت می کنم
کاظم بهمنی
من عهد تو سخت سست می دانستم
بشکستن آن درست می دانستم
این دشمنی ای دوست که با من ز جفا
آخر کردی، نخست می دانستم
من عهد تو سخت سست می دانستم
بشکستن آن درست می دانستم
این دشمنی ای دوست که با من ز جفا
آخر کردی، نخست می دانستم
ع
گیرم که به هر حال مرا برده ای از یاد
گیرم که زمان خاطره ها را به فنا داد
گیرم نه تو گفتی...نه شنیدی...نه تو بودی...
آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد
با آنهمه دلبستگی و عشق چه کردی؟!
یک بار دلت یادِ منِ خسته نیفتاد؟!
یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی؟!
یک ذره دلت تنگ نشد خانه ات آباد؟!
این بود جوابِ منِ دلخسته ی عاشق؟
شیرین رقیبان شده ای از لجِ فرهاد؟!
باشد، گله ای نیست!...خدا پشت و پناهت
احوالِ خودت خوب...دمت گرم...دلت شاد
شاید همه چیز ایده آل نبود اما من همیشه دلم به بودنت خوش بود! شاید شرایط طبق میلمون پیش نمیرفت ولی بودنت برام قوت قلب بود! شاید ما شبیه هم فکر نمیکردیم ولی من به بودنمون کنار هم امید داشتم! شاید اونقدر که من تورو دوستت داشتم تو منو دوست نداشتی ولی من به اندازه ی جفتمون دوستت داشتم و همه جا بودم
حال ما با دود و الکل جا نمی آید رفیق
زندگی کردن به عاشق ها نمی آید رفیق
روحمان آبستن یک قرن تنها بودن است
طفل حسرت نوش ما دنیا نمی آید رفیق
دست هایت را خودت "ها" کن اگر یخ کرده اند
از لب معشوقه هامان "ها" نمی آید رفیق
هضم دلتنگی برای موج آسان نیست
آب دریا بی سبب بالا نمی آید رفیق
یا شبیه این جماعت باش یا تنها بمان
هیچکس سمت دل زیبا نمی آید رفیق
زیر این سقف بلند
روے دامان زمیــن
هر ڪجا خستہ و پرغصه شدے
دستــے از غیب به دادت برسد
و چــہ زیباست
ڪه آن دست ، "خدا" باشد و بس..
.
از این کران تا آن کران
در خندههای دشمنان
با دوستان دفنم کنید
من گورهای جمعیام
من را کنار زخمهام
در خاوران دفنم کنید
یک تکّهام را توی غرب
یک تکّهام را توی شرق
توی شمال و... یا جنوب
در صبح یا وقتِ غروب
در یزد، در تبریز، در
مازندران دفنم کنید
من چشمهای مضطرب
جیغم میان یک سکوت
من یکصد و هفتاد و شش
رویام در حالِ سقوط
نعشِ معلّق در هوام
در آسمان دفنم کنید
مُردم به روی دارها
صدبار در نیزارها
من حسرتِ یک قطره آب
من حسرتِ نانم، مرا
در آب بندازید یا
در زیر نان دفنم کنید
تهرانم اما بی ندا
تهرانم اما بی سعید
من یک ترانه توی خون
نصفِ جهانم در اسید
با داغِ آتش بر تنم
در اصفهان دفنم کنید
من با زبانِ سرخِ خود
از گور بیرون میزنم
یک عمر میخواهید اگر
فریاد من را نشنوید
یا شهر باید کر شود،
یا بیزبان دفنم کنید!
من مردهام در راهها
در کوی دانشگاهها
با بغض آبانماهها
من پای جانم ماندهام
بر آرمانم ماندهام
تا یک زمان دفنم کنید!
#شاهین_نجفی
SalaM dostan man chand vaghti moshkeli baram pish umade shayad natonam post bezaram vali OmidE uo bezudi aptodday misham!o

آدرس تلگرام > TaKKalaM @
TELL : 09375517636
من بی تو
تو عشق بودی
این را از بوی تنت فهمیدم
من به تو دیر رسیدم گلم
خیلی دیر و تو مرا دیر فهمیدی
اما مگر قانون این نبود
که هر آنچه دیر می آید
عاقبت روزی به خانه ی ماهم خواهد رسید
عادت کرده ایم به نداشتن ها
و شاید به اندوه
آری،تو عشق بودی
این را از رفتنت فهمیدم
وگرنه
این شهر
هرگز اینچنین
سرسنگین نبود گل من
ای کاش آنقدر آب داشتم تا جهنم را خاموش میکردم
و آنقدر آتش داشتم تا بهشت را میسوزاندم
که مردم خدا را برای خودش بپرستند
نه برای بهشتت و جهنم
" />
√ حــآلا کِـﮧآمـده اـے چـترت را ببنــد