تویـــــــی همون عشــــــق افسانه ای
2خردادِ 90 . . . کم روزی نبــود این روز . . . غمش به اندازه سالها درد و
غصه هنوز شونه هایم را پُر از غم کرده . . دردی که روز به روز شدت می یابد
چرا تسکین نمی دهد هیچ چیزی مرا ! چرا غم نبودت را پایانی نیست !
تو ای مـــردِ افتخار . . . مرد سربلندی تختی فوتبال،استوار ما کــوهِ غرور ، سلــــطانِ قلـــب ها . . .
2
خرداد پَر کشید به اسمانِ آبی . . . همرنگ دلِ چون ایینه اش . . . پرکشید
از بدی ها به سوی هر چه خوبی ست . . .اورفت چون نیمتوانست بماند . .
.نمیتوانست دورویی هارا ببیند و لبخند بزند او رفت . . .
دیگر نداریم ناصرحجازی را ! تابود قدرش را ندانستیم و امروز باید افسوس هایمان را بخوریم . . .
تلخ شکســــ ـتیم از این پرواز. . . ما شکستیم و تو ارام شدی . . .
همین کافی ست که تو ارام شدی همین برای ما بس است . . . آرام بخواب اسطوره آرام بخواب که این آرامشت را دوس دارم . . .
این زجر نکشیدنت . . .
این آسودگی خیــــالت . . . آرام بخواب مــرد . . . آرام بخواب که عشقـــت جاودانه شد . .












