......؟......."×××"
سلام دوستان![]()
خسته نباشید![]()
ببخشید این چند ماه نبودم![]()
خیلی خیلی کار داشتم نشد بیام وب![]()
عکس طنز 94
عکس طنز 94
عکس طنز 94
عکس طنز 94
دوست
دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور می کردند![]()
بین راه سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند![]()
یکی از آنها از سر خشم بر چهره دیگری سیلی زد!![]()
دوستی که سیلی خورده بود سخت آزرده شد![]()
ولی بدون آن که چیزی بگوید روی شن های بیابان نوشت :![]()
امروز بهترین دوست من بر چهره ام سیلی زد . . .![]()
آن دو کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند به یک آبادی رسیدند![]()
تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند و کنار برکه آب استراحت کنند![]()
ناگهان شخصی که سیلی خورده بود لغزید و در برکه افتاد![]()
نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت![]()
و او را نجات داد بعد از آن که از غرق شدن نجات یافت![]()
بر روی صخره ای سنگی این جمله را حک کرد:![]()
امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد . . .![]()
دوستش با تعجب از او پرسید:بعد از آن که من با سیلی تو را آزردم![]()
تو آن جمله را روی شن های صحرا نوشتی![]()
ولی حالا این جمله را روی صخره حک می کنی ؟![]()
دیگری لبخندی زد و گفت: وقتی کسی ما را آزار می دهد![]()
باید روی شن های صحرا بنویسیم تا باد های بخشش آن را پاک کنند![]()
ولی وقتی کسی محبتی در حق ما می کند![]()
تا هیچ بادی نتواند آن را از یادها ببرد . . .![]()

خدا

خدایا شکرت بابت همه خوبیهات
هم روزهای خوب دیده ام.. هم روزهای بد..![]()
خدایا ازت میخوام آنچه که نیاز دارم رو بهم بدی
نه هرچیزی که میخوام رو..چون گاهی وقت ها آرزوم کوچیکه اما شایستگیم بیشتره وشایدم بالعکس!
به خاطردوستان اندک ولی بامرام از زندگی ام لذت میبرم
ادمهای بی خردی رو تو جامعه ای که زندگی میکنم میبینم
ولی از طرفی ...........
انسانهایی هستند که برای شادی و خوشبختی دیگران تلاش میکنند که سرانجام یک روز منور خواهند گشت ![]()
حتما خواسته ی تو بوده که تو این موقعیت باشم![]()
پس ناسپاسی بیجاست..چون که خواسته خدا حق است...![]()

بازگشت
× در ضمن پست سبک قدیمه ×
× این دفعه شوخی نمیکنما جدی جدیه :P ×




اسپایدر چسب هستن ایشون !

نمودار تصویری گلد کوئست !

اتوکوپتر با قابلیت شنا در اعماق اقیانوس !

نیم کیلو باش ولی مرد باش !

رانندگی بانوان در عربستان آزاد شد !

همیشه سعی کنید مشکلاتتون رو به دریا بسپارید !

هرچی فکر میکنم ببینم چه جور پایی مناسبه این کفشه
عقلم به هیچ جا نمیرسه !

مرد که گریه نمیکنه خجالت بکش !

ابزار آلات بدن سازی در عصر حجر !

مسیر راه آهن شهر حیف نون اینا !

به خدا از روی همتون شرمندم !

میگن هیتلر با این سیبیلاشو ردیف میکرده !

آزار و اذیت که شاخ و دم نداره !

جدیدترین حلقه ازدواج با قابلیت تنظیم برای انگشتان نامزد عزیزتان !

میوه جات هم توهم چاقی دارن ظاهرا !

دقت کنین حنا چه خوشگل میشه !
اینقد این لاک های شیمیایی نزنین به ناخناتون تورو خدا !

از قدیم گفتن بار کج به کارخونه نمیرسه !

تمدنِ فیلی

فیلم برداری از مراسم عروسی به سبک اکشن !

غلطگیر دیجیتالی به بازار آمد !

نمونه بارز اعتماد به نفس !
فیگور فَک !

به نفر آخری دقت کنید
اگر از برخوردش با زمین نمیره
حتما از فشار ناگهانی نفر وسطی هوالباقی خواهد شد !

شیرین کاری جلوی درب کارخانه جوجه کشی !

دستشویی کجاست !؟
روغنم داره میریزه !

خاک بر سرت ! دوتا موش هم عرضه نداری بگیری !؟
بزنم دو شقه ات کنم !؟

در این وضعیت یا باید از دنده هوایی استفاده کنید
با بمیرید !

کاری از واحد ترمیم و بازسازی خرابی های ناشی از زلزله !

آبیاری بارانی به روش این دو نفر !
خیلی هم خوبه !

فرهنگ استفاده از توالت همگانی !

آخه بدبخت پرشت خوبه برو بسکتبال !
این چه مسخره بازیه در آوردی !؟
خدا میدونه یک ثانیه بعد از این حرکت چه به سرش اومده !

قوری قوری جون کجایی
دلم برات یه ذره شده !

درخت نوردی !

یه گربه ملوس و زیبا
اصلانم آرایش نکرده
مادر زادی اینجوریه !

عشوه شتری دیدین !؟
این مدل اسبشه !

اون شماره ۴۰ دقیقا داره چیکار میکنه الان !؟

واقعا کدومشون !؟

و باز هم افتخار آفرینی مهندسین !
دستشویی با قابلیت دوش فوری !

خلاقیت !

آهسته برانید !
کامیون ها خوابند !

ماشین سواری چه حاااااااااالی میده !!

به نظر شما آیا به مقصد میرسه !؟
فک کنم یه فاتحه براش بفستید بهتره !

عکس یادگاری نواده قاشق چنگال !

آیا شما هم ابر هدفونتون کنده شده !؟
ما برای شما راه حل مناسبی داریم !

دهن کجی یک عدد گوساله به گوسفندان
در عید قربان !

به نظر شما هرچه ارتفاع بیشتر باشه بچشو بیشتر دوس داره !؟
یا عقلش کمتره !؟

ساعت ژیملاستیک کار !

آخیییییی !
خیلی پشیمونه طفلکی !

بسلامتی
سلامتي کارگري که صاحب کارش به نا حق زد تو گوشش

رفت که لباسشو عوض کنه بره خونه اما...
ياد خرج مادر مريضش افتاد...
ياد اجاره خونه...
جهيزيه دخترش...
شهريه دانشگاه پسرش...
برگشت به صاحب کارش
گفت منو ببخشيد ...



*به سلامتي اون بچهاي که شيمي درماني کرده همه?
موهاش ريخته،
به باباش ميگه بابا من الان شدم مثل رونالدو يا روبرتو کارلوس؟
باباش ميگه قربونت برم از همه اونا تو خوشتيپ تري ....

بسلامتی اون پسر بچه ای که بخاطر دادن خرجی مدرسه خواهرش
و دادن پول داروهای مادرش شب و روز در حال کاره
آقای ۳۰۰۰ میلیارد ، لااقل سهم این کودک را نمی بردی...
.
..
...
و درآخر
به سلامتی اونایی که مخاطب خاصشون خداست
به سلامتی اونایی که شبا به خدا شب بخیر میگن
به سلامتی اونایی که صبح با یاد خدا از خواب بیدار میشن
به سلامتی اونایی که خدا همه دار و ندارشونه …
خواستگاری برای خر...

خری آمد به سوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش
برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری
خر مادر بگفتا ای پسر جان تو را من دوست دارم بیشتر از جان
ز بین این همه خرهای خوشگل یکی را کن نشانچون نیست مشکل
خرک از شادمانی جفتکی زد کمی عرعر نمود و پشتکی زد
بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سیاهت
خر همسایه را عاشق شدم من به زیبایی نباشد مثل او زن
بگفت مادر,برو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن
به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه
دوتا پالان خریدن پای عقدش یه افسار طلا با پول نقدش
خریداری نمودند یک طویله همانطوری که رسم است در قبیله
خر عاقد کتاب خود گشایید وصال عقد ایشان را
دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟ به عقد این خر خوشتیپ در آیی؟
یکی از حاضرین گفتا به خنده عروس خانم به گل چیدن برفته
برای بار سوم خر بپرسید که خر خانم سرش یکباره جنبید
خران عرعر کنان شادی نمودند به ینجه کام خود شیرین نمودند
به امید خوشی و شادمانی برای این دو خر در مردم ايران غني شوند
بايد گدا و در به در از چين بياوريم
گويند سرّ عشق نگوييد و نشنويد
ما مي رويم لال و کر از چين بياوريم

خونه تکونی.............
اول باید بگم

دوم دعوا مادر و پدر موقع خونه تکونی

دادا
![]()
آجی


و اخر هم موقعی که همه کارا تموم شده

آب زنید راه را هین که نگار میرسد
مژده دهید باغ را بوی بهار میرسد
چاک شدست آسمان غلغله ایست درجهان
عنبر و مشک میدمد سنجق یار میرسد
رونق باغ می رسد چشم و چراغ میرسد
غم به کناره می رود مه به کنار می رسد
تیر روانه میرود سوی نشانه میرود
ما چه نشستهایم پس شه ز شکار میرسد
باغ سلام میکند سرو قیام میکند
سبزه پیاده میرود غنچه سوار میرسد
چون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما
زان که ز گفت و گوی ما گرد و غبار میرسد
حضرت مولانا
خونه............

خونه مادربزرگه 201۴
خونه ی مادر بزرگه ، الان آپارتمانه
خونه ی مادر بزرگه ، استخر و لابی داره
خونه ی مادر بزرگه ، wifi ی مفتی داره
خونه ی مادر بزرگه ، دیش و LNB داره
کنار خونه ی اون ، همیشه پارتی برپاست
پارتیهای محله ، پر شور و شوق و غوغاست
مادر بزرگه الان ، مازراتی سواره
رنگ موهاشم هر روز ، جور واجورو باحاله
مادر بزرگه الان ، شلوار جین می پوشه
کفش کالج و کیفش ، همیشه روبه روشه
مادر بزرگه هرشب ، Gem Tv رو میيبه
خرم سلطان و سنبل ، لامیارو میبینه
خونه ی مادر بزرگه ، هنوز خیلی باحاله
خونه ی مادر بزرگه ، حرفای خاصی داره !
جالب و خواندنی
به نقطه وسط ساختمان نگاه کن تا کامل پر بشه
اون وقت میتونی رنگ واقعی ساختمان رو ببینی
واقعا هیچ متنی نتونستم برا این عکس بنویسم . اگه شما میتونید کمک کنید .ممنون

تابلو ؛ نقاش را ثروتمند کرد.
شعر ِشاعر به چند زبان ترجمه شد.
کارگردان جایزه ها را درو کرد...
و هنوز سر همان چهار راه واکس میزند
کودکی که بهترین سوژه بود

چه سنگدل است سيري که گرسنه اي را نصيحت مي کند تا درد
گرسنگي را تحمل نمايد. - جبران خلیل جبران

هیـچ گـرسـنه ای باقی نمــــی ماند ...
هـــمه سیــــر مـی شـوند, از زنــدگی ...

دلش اما هميشه شور مي زند براي ما
اشکهاي مادر , ...مرواريد شده است در صدف چشمانش
دکترها اسمش را گذاشتهاند آب مرواريد!
حرفها دارد چشمان مادر ؛ گويي زيرنويس فارسي دارد
دستانش را نوازش مي کنم
داستاني دارد دستانش

بمپ خنده3
این از اونایی بوده که تو دوران تحصیلش استاد تقلب بوده
یک پنچرگیری کاملا عادی در برزیلته ! ![]()

سلام علیکم !

قیافه ی دخترا وقتی دارن میرن کلاس زبان ![]()
بله … بله



احمقانه ترین مدل روشن کردن اره برقی
اولین غیر خالی بندی در هند !
فقط خلاقیت جوانان ایرانی



اینم ماشین پلیس شهرمونه

خدا رحمتش کنه....

فقط خنده
بدون شرح

خیار هیئتی!

ترفند بسیار جالب برای استراحت در جاده های طولانی

پری دریایی یا سکینه دریایی؟


عروسیتون مبارک

ای کوفت بخواب دیهههههههههههههه

اگر پسر نبود ...اگر دختر نبود ...

اگر پسر نبود ...
1. دیگه کی بود که دخترها مسخرشون کنه و دخترا به چی می خندیدن؟ ؟
۲. دیگه کی بود که بره واسه خونه نون بخره؟
۳. دیگه کی بود که هی شماره بده و منتظر بمونه؟
۴. دیگه کی بود که دخترا تحویلشون نگیرن؟
۵. دیگه کی واسه دافا کادو بخره؟
۶. دیگه کی بود که اگه یه روز از خونه نزنه بیرون مامان و بابا هی بهش بگن تا کی مفت خوری میکنی؟
۷. دیگه کی بود که ۲ سال بره سربازی؟
۸. دیگه کیه که عرضه گرفتن دیپلمشم نداشته باشه و هرجا بری خواستگاری با شرمساری بگی سیکله؟
۹. دیگه کی بود که جوراباش عین دهنش بد بو باشه؟
۱۰. دیگه کی بود که رقیب بابا باشه یعنی عمرا عزیز بابا بشه؟
۱۱. دیگه کی بود که وقتی همه میرن مسافرت مواظب خونه باشه؟
۱2. دیگه کی بود که با دیدن دخترها دست وپایش شل بشود؟
۱3. دیگه کی بود که دخترها خرش کنند؟
۱4. دیگه کی بود که دخترها سرشون داد بزنند؟
۱5. دیگه کی بود که ساعت 7صبح مثل کشیکی ها دم در خونه دختر ها واسته؟(ونگهبانی بده؟)
۱6. دیگه کی بود که داداش دخترها به باد کتکش بگیره؟
۱۷. دیگه کی بود که بابا هر روز عین خر ازش کار بکشه؟
۱۸. دیگه کی مامانا رو دق می داد؟
۱۹. دیگه به کی می گفتن اوا خواهر ببخشید برادر ؟
۲۰. اگه پسرا نبودن کی شلوار کردی می پوشید بیاد تو کوچه ؟
۲۱. اگه پسرا نبودن کی مجنون می شد ؟
۲۲. دیگه تو دانشگاه استاد کیو ضایع می کرد؟
۲۳. دیگه کی خالی می بست ؟
۲۴. اگه پسرا نبودن کی چرت وپرت می گفت ؟
۲۵. اگه پسرا نبودن کی کرم می ریخت ؟
۲۶. اگه پسرا نبودن کی ابروهاشو بر می داشت ؟
۲۷. اگه پسرا نبودن کی تو کلاس می رفت گچ می یاورد؟
۲۸. اگه پسرا نبودن کی اشغالا رو می ذاشت جلوی در؟
۲۹. اگه پسرا نبودن کی خونه رو می کرد باغ وحش؟
۳۰. کی زشت ترین موجود دنیا میشد؟
۳۱. کی نمره تک کلاسو میگرفت؟
۳۲. کی شهریور میومد مدرسه؟

اگر دختر نبود ...
1-دیگه کی بود که مربا بده بابا ؟
2-دیگه کی بود که پسرها را خمار کنه؟
3-دیگه کی بود که پسر ها سرکار بذاره؟
4_دیگه کی بود که حال پسر ها را بگیره؟
5-دیگه کی بود که عین فرشته مهربون که سر راه پینوکیو سبز شد اونو از دروغ گویی باز داره؟
6. دیگه کی بود که تو رو تحمل کنه؟
7. دیگه کی بود که قشنگ باشه عزیز باشه؟
8. دیگه کی بود که همیشه بوی خوب بده و پول تو جیبیهاشو عطر بخره؟
9.دیگه کی بود که روز ولنتاین همه ی سرمایتو بری واسش خرج کنی؟
10. دیگه کی لیلی میشد؟
11. دیگه کی پسرا رو تیغ میزد؟(از خودتون یاد گرفتیم)
12. دیگه کی چادر میپوشید عروس میشد؟
13. دیگه کی عید نوروز پسته و فندقای سربسته رو میریخت تو ظرفت؟
14.دیگه کی بود که پسرا دقه به دقه مزاحم و آویزونش باشن؟
نامه ای به خدا
یك روز كارمند پستی كه به نامه هایی كه آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می كرد متوجه نامهای شد كه روی پاكت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا ! با خودش فكر كرد بهتر است نامه را باز كرده و بخواند...در نامه این طور نوشته شده بود :
خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم كه زندگیام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد. دیروز یك نفر كیف مرا كه 100دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود كه تا پایان ماه باید خرج می كردم. یكشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت كرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم.
هیچ كس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من كمك كن ...
كارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همكارانش نشان داد. نتیجه این شد كه همه آنها جیب خود را جستجو كردند و هر كدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...
همه كارمندان اداره پست از اینكه توانسته بودند كار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت. تا این كه نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسیدكه روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا !
همه كارمندان جمع شدند تا نامه را باز كرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:
خدای عزیزم. چگونه می توانم از كاری كه برایم انجام دادی تشكر كنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا كرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم.
من به آنها گفتم كه چه هدیه خوبی برایم فرستادی ...
البته چهار دلار آن كم بود كه مطمئنم كارمندان بی شرف اداره پست آن را
برداشته اند ...!!!

مطالب خواندنی
فاصله دختر تا پير مرد يک نفر بود ؛ روي نيمکتي چوبي ؛
روبه روي يک آب نماي سنگي . پيرمرد از دختر پرسيد :
- غمگيني؟
- نه .
- مطمئني ؟
- نه .
- چرا گريه مي کني ؟
- دوستام منو دوست ندارن .
- چرا ؟
- چون قشنگ نيستم .
- قبلا اينو به تو گفتن ؟
- نه .
- ولي تو قشنگ ترين
دختري هستي که من تا
حالا ديدم .
- راست مي گي ؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پيرمرد را بوسيد و به طرف دوستاش دويد ؛ شاد شاد.
چند دقيقه بعد پير مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کيفش را باز کرد ؛
عصاي سفيدش را بيرون آورد و رفت !!!

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول شده!!!
ولی ... هیچوقت نفهمیدند
کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد بابا !
یک هفته در تب ســـــــوخت . . . !!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
داستان کوتاه بسیار زیبا - خواندنش خالی از لطف نیست 
معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا…
دخترک خودش را جمع و جور
کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز
معلم کشید و با صدای
لرزان گفت : بله خانم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای
سیاه و مظلوم
دخترک خیره شد و داد زد : ((چند بار بگم مشقاتو تمیز
بنویس و دفترت رو
سیاه و پاره نکن ؟ ها؟فردا مادرت رو میاری مدرسه
می خوام در مورد بچه ی
بی انظباطش باهاش صحبت کنم ))
دخترک چانه لرزانش را جمع کرد …بغضش را به زحمت قورت
داد و آرام گفت :
خانوم …مادم مریضه … اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق
میدن … اونوقت
میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد …
اونوقت میشه
برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه
نکنه … اونوقت …
اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره
که من دفترهای داداشم
رو پاک نکنم و توش بنویسم …
اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم …
معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا …
و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد …













*
* *
*
* 

شروع و پایان لحظه ها