خلاصه که اگه از کوچه ما گذشتی نظر بده و نقد کن...ولی زود قضاوت نکن ...فقط بخون و بدون که زندگی بالاو پایین زیاد داره و شاید توهم یه روز کفشای منو پات کردی...!!!
خلاصه که اگه از کوچه ما گذشتی نظر بده و نقد کن...ولی زود قضاوت نکن ...فقط بخون و بدون که زندگی بالاو پایین زیاد داره و شاید توهم یه روز کفشای منو پات کردی...!!!
مثل یک پرنده که همه پراشو چیدن
پشت تو راه اومدم تورو نفس کشیدم
من میترسیدم ولی بخاطرت پریدم.....
چون دلم میخواد برات بمیرم و نگاه کنی
جاش فقط حسابمو از عاشقات جداکنی
زخمی که میخورم و از آدما دوا کنی....
مرا به خاطر دل شکسته ام ببخش
مرا که از ندیدن تو خسته ام ببخش
اگر به انتظار تو نشسته ام هنوز
به دیگری اگر که دل نبسته ام ببخش
ببخش اگر که با خیال بودن تو زنده ام
اگر تو را نبردم از یاد ...
ببخش اگر که از امید دیدن تو گفته ام
به آرزوی رفته بر باد ...
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمیگذاری ...
صدای قلب من چرا غمت نمیکشد مرا
چرا هنوز ادامه داری ...
سکوت قبل رفتنت نماندنت ندیدنت
مرا به این جنون کشیده ...
چه حسرتیست بر دلم که از تمام بودنت
نبودنت به من رسیده ...
بزرگی میگفت...میگن زمان همه چیزو درست میکنه...
ولی دروغ میگن....تو میتونی ۵۰ سال با یکی دیگه زندگی کنی ولی فکرت جای دیگری باشه
آرزو کن واسه فردا اگه امروزتو چیدن!!!!!
آرزوهاتو بغل کن آرزوهات همه چیتن!!!!!
اگه دنیات رفته از دست اگه غمگینی و بی کس!!!!!
آرزو کن که حواس یه نفر هنوز به تو هست!!!!!
زندگی همین یه باره نزار فرصت بره از دست!!!!!
آرزوهاتو بغل کن تا خدا هست زندگی هست……..
یکی و خواستی و رفته من میفهمم که چه سخته……..
داره با خاطره بازی میگذره روزای هفته……..
وسط این همه کابوس یادش آرومت نکرده……..
آرزو کن اگه شاده دیگه هیچ وقت برنگرده……..
عشق آدم هرجا باشه یادش آرزو میسازه……..
پس به یاد اون شروع کن با یه آرزوی تازه……..
تماشای غریبه شدن کسی که یه روز همه چیزت بوده خیلی دردناکه....
میگه که....
دستم برای مراقبت از تو کوتاهه...
برای پرسیدن حالت هم خیلی غریبه ام...
مراقب خودت باش....🙂
گفت یه سوال بپرسم جوابمو میدی....
گفتم بفرما...
گفت اگه من کم بیارم و وا بدم جلوت چی؟؟؟
گفتم میرم و پشت سرم و نگاه نمیکنم....
گفت پس مریضی دنبال منی....
گفتم اومدم در حقت رفاقت کنم ...مرهم دردت بشم ...شریک غمت بشم
گفت حسرت شدی که..................
حالم بد شد...از خودم....از کارایی که باید تو گذشته میکردم و نکردم....از اشتباهات گذشتم....از خامی و بی تجربگیم....از اینکه باید محکم میبودم و نبودم....از اینکه صدسال دیگه ام اگه اینجا بنویسم دیگه هیچ راه برگشتی نیست....از شخصیت مزخرف خودم که نمیتونم واسه خودم زندگی کنم....نمیتونم دنبال خودم و خواسته هام باشم....موهام سفید شدن و بازهم باید یه طوری زندگی کنم که همه راضی باشن الا خودم....یه نقاب مزخرف....یه نقش کثیف....
من جوونیم و دادم رفت....شما اگر این وبلاگ و خوندید پای خواسته هاتون بمونید...واسه خواسته هاتون بجنگید...هیچی آسون به دست نمیاد...اصن اون رنج به دست آوردن خواسته رو عزیز میکنه....اولش سخته...ولی تهش قشنگه....
عکس پروفایلش چشماشه....
وقتی بازش میکنم انگار زوم کردن و دارن منو نگاه میکنن....خجالت میکشم از این که تو چشماش نگاه کنم....
الان انگار قهوه ای تیره ان....البته من یکم کور رنگی دارم....ولی اولین بار که دیدمشون....کوچه تاریک بود...از چهرش چیزی پیدا نبود....فقط دوتا چشم مشکی که تو تاریکی شب برق میزدن....با موهای چتری مشکی که یه طرفه زده بودشون....از اول بلد نبودم چشم تو چشم آدما زیاد نگاه کنم......همه چیز تو چندثانیه اتفاق افتاد....یه پونزده شونزده سالی گذشته....ولی هنوزم میتونم اون لحظه رو تصور کنم...
یه روزایی تو زندگی ممکنه هیچ وقت تکرار نشن...
آدما متفاوتن....
هرکس یه روش واسه زندگی انتخاب میکنه....
اگه دقیقا یه مشکل و شبیه سازی کنی و 10تاآدم مختلف و تو اون موقعیت قرار بدی با ده تا واکنش متفاوت روبه رو میشی...
واسه عقایدت بجنگ....ولی هیچ وقت مطمئن نباش اونا درست ترین و بهترین بودن....
ممکنه زمان بگذره و به تو خلافش ثابت بشه
یه روز همه فکر میکردن زمین یه صفحه صافه....آدمایی رو که تو اون زمان میگفتن زمین ممکنه کروی و گرد باشه رو به جرم کافر میکشتن....سالها بعد معلوم شد زمین کروی و گرد...
مغزت و کنج و کاو کن....ببین قوانین مغز تو از کجا تعیین شدن و توسط چه کسی؟؟؟هرکدوم از قانون های مغزت که توسط دیگران چیده شدن رو به چالش بکش و صحتش رو بسنج....
حداقلش اینه که فردا به خودت بدهکار نیستی....فردا پیش خودت که میشینی میگی من کردم و نشد....