به نامش
دوست ، واژه است
واژه ای که از لب ِ فرشته ها چکیده است
دوست ، نامه است
نامه ای که از خدا رسیده است
نامه ی خدا همیشه خواندنی ست
توی دفتر فرشته ها
واژه ی قشنگ ِ دوست
ماندنی ست
| عرفان نظر آهاری |
جا کامنتی افتتاح می شود :)
به نامش
دوست ، واژه است
واژه ای که از لب ِ فرشته ها چکیده است
دوست ، نامه است
نامه ای که از خدا رسیده است
نامه ی خدا همیشه خواندنی ست
توی دفتر فرشته ها
واژه ی قشنگ ِ دوست
ماندنی ست
| عرفان نظر آهاری |
جا کامنتی افتتاح می شود :)
و راستش خیلی چیزا عوض شده. از این دنیای اینترنتیِ شلوغ و پرهمهمه هم خسته شدم و هم هنوز باهاش به وجد میام. از پیدا کردن آدمای تازه، از ارتباط با دوستام، از دنیاهایی که فقط با این شبکه ها می شه بهشون دست پیدا کرد ... اینا همه خوبن، ولی چیزی رو که بلاگ نویسی داشت، ندارن. بلاگ نوشتن راحته. دستت رو میذاری رو کیبورد و دکمه هان که فشرده می شن و مغزت که میگه بنویس و دلت که میگه "آره، اگه دوست داری بنویس!" ... همچین ماجرایی رو تو همهمه ی اینستا و توییتر ندارم. یه عکس خوب دارم و یه کپشن خوب، ولی نمیتونم بذارمش چون آدمای اینستا رو شریک خوبی برای حرفام نمی دونم، انگار که درک نکنن منظورم رو ... توییتر البته خیلی بهتره، ولی باز بلاگفا نمیشه. بازم هر توییتی فقط 280 کاراکتره. محدود و محکومی به نوشتنِ فقط 280 حرف از میلیونها حرفی که تو ذهنته.
دنیای بلاگفا تکرار نمیشه. دنیای مایی که می نوشتیم برای خودمون، برای بودن تو جمعِ کوچیک آدمایی که مثل خودمون بودن و نبودن. واسه خونده شدن، نه برای دیده شدن. نه برای شهرت، نه برای خفن بودن، فقط برای اینکه می خواستیم عضوی از یک جامعه ی کوچیک باشیم.
چقدر دارم مادربزرگانه حرف می زنم. مادربزرگانه و دراماتیک. و خب دراماتیزه کردن همه چیز خیلی کار جالبی نیست، پس این پست رو همینجا تموم می کنم تا اشکِ کسی در نیومده. در پایان لازمه این رو هم ذکر کنم که حالا واقعاً راضیم از برگشتن تو این خونه :)
حالا ، با گوشی اومدم اینجا . با اینترنت همراه اول . با جدیدترین گوشی تاچی که وارد خونه مون شده ... و دارم به این فکر می کنم که چقدر همه ی این ماجراها الان غیرخفن و معمولی و قدیمیه...
پیش نهاد : با فروشنده ها و کارشون بیشتر آشنا شین . دنیای ِ جالبی داره فروشندگی !
دو سه بار هم نوشتم ولی هِی حرفام ُ پاک کردم که مسخره س ، یا مثلا که چی ؟ خب . مرسی بچه ها :) مرسی !
حالا کسی نیست و من واسه خودم الکی می نویسم ، چون بلاگفای ِ خلوت رو هم دوست دارم . بدون ِ آدماش ، دنیای وبلاگ ها خیلی خالی می شه . یه قالب ِ ساده ی ِ ساده ی ِ ساده ، و یه " کامنت بذارین " که هیچ کس روش کلیک نمی کنه .
بلاگرها بعضی هاشون رفتن اینستا ، اونجا عکس هاشون رو ادیت می کنن و توی کپشن ، کوتاه می نویسن . لایک هاشون رو می شمرن ، و انگار گاهی یادشون رفته که چقدر با بلاگفا خاطره دارن . زیر نوشته هامون عکس می ذاشتیم و حالا زیر عکس هامون دو خط می نویسم . هشتگ می زنیم و لایک می کنیم و وبلاگامون خاک می خورن .
وبلاگ های تنهاتون ُ بغل کنید و براشون بنویسید .
وبلاگ ها دوست داشتنی ن .
دوسِت دارم بلاگفا . با همه ي مسخره بازي هاي جديدت كه مي گن ، با همه ي تغييرات ت ( البته كه خوشگل شدي رفيق ) ، و با همه ي خاك هايي نشسته روي پست هاي اين وبلاگ ...
دلم واسه ت تنگ شده بود .
خي لي .
وقت دارم ، ولی کلا انگار اینجا متروکه شده .
یه دستی به سر و روت می کشم وب لاگ :)
سعی می کنم !