غرور گفت :غیر ممکن است

تجربه گفت :خطرناک است

عقل گفت :بیهوده است

اما...

دل زمزمه کرد :امتحانش کن!

منم زمزمه کردم :تو خفه شو لطفا!!





موردم داشتيم

طرف کادوى ولنتاينش دست به دست گشته رسيده به خودش:///







یکی از مشکلات اصلی جوانان 

در مملکت ما،


بی مکانی در زمان مناسب

 و بی زمانی در مکان مناسب است!! :|






رفاقت ها بوی خیانت می دن


نه نگو توی قیافت دیدم


یکی راست حسینی بهم بگه


که معنی رفیق رو کیا فهمیدن


هدیه..



دوست دارم


هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،


قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،


جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،


بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستی





دور باشـــی و تــپــــــنده …

بهتر است از این که …

نزدیـــک باشی و زننـــــــده …

این مفــــــهوم را که در رگ هـــایت جاری کنی …

دیگر تنـــــــــها نخواهی بود



پ ن : بعد از چند وقت اومدم خوش اومدم

پ ن: همیشه خوبم جز بعضی وقتا ..

زینب

ببار ای بارون ببار، بر دلم گریه کن خون ببار


بر شب تیره چون زلف یار، بهر لیلی چو مجنون ببار


فدای غم های تو، خون میچکد از چشمای تو


بی تاب روی زیبای تو، می سوزه عالم در پای تو


 خون دل آسمون، زبون میگیره صاحب زمون،


ای امان، ای امان، ای امان، عمه جان، عمه جان، عمه جان


دل زارم در تبه، گوشه ی چادر زینبِ


امشب جون همه بر لبه، روضه خون مادر زینبِ


وای زینــــــــــــــــــب


رسیده جون بر لبم، می سوزه سینه پر تبم


آسمون تیره ی شبم، قربونی غم زینبم


وای زینــــــــــــــــــب


اگر که غوغا نکرد، اگه شکوه ز غم ها نکرد


سفره ی دلشو وا نکرد، غصه جیگرشو پاره کرد


وای زینــــــــــــــــــب!!



 

زندگی

زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند


چای مادر، که مرا گرم نمود


نان خواهر، که به ماهی ها داد


زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم


زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت

زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست


لحظه آمدن و رفتن ما،تنهایی ست


من دلم میخواهد قدر این خاطره را دریابیم....



 پ ن: بوی محرمش میاد...گریه و ماتمش میاد..

ترک...

چنان زندگی کن

       که اگر گفنار و کردارت

                      در جهان پراکنده شود

                             شرمندگی از ان تو نباشد

    حتی اگر این پراکنده ها

                   واقعیت نباشد.

 

 

پ ن : این روزا تو ترک خیلی چیزام ینی دارم تمرین خود سازی میکنم :/

پ ن: عاشق اهنگ حرف مردم دایان شدم...

                                   اونکه میخواست منو بفهمه نتونست !


                                          اونکه میتونست بفهمه نخواست !


                                   این شد که “تنهایی” تمام قد منو بلعید !!!



پ ن : تولدم مبارک:/


پاییز

نه بهار با هیچ اردیبهشتی

نه تابستان با هیچ شهریوری

ونه زمستان با هیچ اسفندی

اندازه پاییز به مذاق خیابانها خوش نیامد

پـائیز مــهری داشـت کـه بـــَر دل هـر خیـابان مـی نشست . 


پ ن: بسان پادشاهی مغرور چه به موقع امدی پاییز من...

دل....

                                      فـکر نـکن که فـرامـوشت کـرده ام...

یـا دیـگر دوسـتت نـدارم !

نــه !

مـن فـقط فهـمیـدم :

وقـتی دلـت بـا مـن نـیست ؛

بودنـت مشـکلی را حـل نـمیکـند ،

تـنها دلـتـنـگترم مـیکـند .


تغییر بی تدبیر ...

کمی عوض شدم؛


دیریست از خداحافظی ها غمگین نمی شوم؛


به کسی تکیه نمی کنم؛


از کسی انتظار محبت ندارم؛


سر به زانوهایم می گذارم و سنگ صبور خود می شوم؛


چه قدر بزرگ شدم یک شبه!!!



پ ن : چقدر دلم تنگ شده برای روزای خوبم


سکوت بالاتر از فریاد...

« دلم اصرار دارد فریاد بزند!


اما من جلوی دهانش را میگیرم


وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد !


این روزها


من


خدای سکوت شده ام


خفقان گرفته ام !


تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود»




پ ن : سخته ولی شدنیه 

عادت...

ما عادت کردیم وقتی فیلم به تیتراژ رسید:


اگه توی خونه باشیم دستگاه رو خاموش کنیم،

اگه توی سینما باشیم سالن رو ترک کنیم!

ما توی زندگیمون هیچ وقت کسانی که

زحمت های اصلی رو برای ما می کشن نمیبینیم،


(ما فقط دوست داریم کسانی رو ببینیم که برامون نقش بازی می کنن)



حرف

"سکوت"

خطرناکتر از حرف های نیشدار است...

کسی که سکوت میکند

روزی

"سرنوشت "

حرفهایش را به شما خواهد گفت...

وقتی...


وقتی که تو نیستی

دنیا

چیزی کم دارد

مثل ِ کم داشتن ِ یک وزیدن ، یک وا‍ژه ، یک ماه !

من فکر می کنم در غیاب ِ تو

همه ی ِ خانه های ِ جهان خالیست !

همه ی ِ پنجره ها بسته است !

وقتی که تو نیستی

من هم

تنهاترین اتفاق ِ بی دلیل ِ زمین ام !

واقعا ...

وقتی که تو نیستی

من نمی دانم برای گم و گور شدن (!)

به کدام جانب ِ جهان بگریزم ..

 

دست خالی


دست هایم خالی اند....


جای خالی دست تو را هیچ کس برایم پر نمیکند ....


راست میگفت شاملو!!!!!


دست خالی را باید بر سر کوبید.





بی مخاطب....

چند دفعه بنویسم کافی است؟


"زندگی بی تو محال است ،بمان


توکه مدعّی این عشق شدی،


عاشقی زیر سؤال است، بمان


حرفم از گوشه ی چشمم جاری است


این زبان قاصر و لال است ، بمان


چند روز است دل عاشق من


غرق در فکر وخیال است، بمان


تو مرا می کشی آخر ،امّا


خون من برتو حلال است ،بمان


فصل تردید گذشته ست، نرو


بخدا وقت وصال است، نرو..



تحمل...


 

یه کِش اونقدری کِش میاد که بضاعتشه ،


بعدش از یه جائی به بعد دیگه نمیتونه ،



نه که نخواد ؛


نمیتـونه ،


در میره , میخوره تو چش و چالتون !


این جریان خیلی از آدماست ها


آدمها را بیشتر از تحملشون تحت فشار قرار ندید :|


ممکنه تحمّلش خیلی زیاد باشه ولی بازم حدّی داره...وای به اون

 

روزی که دیگه نتونه تحمل کنه.



پ ن: امتحانام تموم این اخریه داغونم کرد اصن یه وضی


دل تنگی

برای دلتنگی هایت 

شعر خواهم گفت 

تا تو بخوانی 

تو چه داری برای دلتنگی های من ؟

آوازی؟ 

ترانه ای ؟

من شور میخواهم 

شعر میخواهم 

نوایی عاشقانه میخواهم 

صدائی بی بهانه می خواهم

بارانی بی وقفه از عشق می خواهم.........



پ ن: بودن با بعضیا لیاقت نمی خواد ، اعصاب می خواد !

برگشت تو کار نیست


برنگرد !!!

کمی عوض شدم .

دیریست از خداحافظی ها غمگین نمیشوم .

به کسی تکیه نمیکنم .

از کسی انتظار محبت ندارم .

خودم بوسه میزنم بر دستانم .سر به زانو هایم میگذارم و سنگ صبور خودم میشوم .

نگران خودم میشوم .

برای خودم هدیه میخرم . با خودم ساعت ...ها حرف میزنم .

در دنیای خودم .کسی حق ورود ندارد جز خودم....






پ ن:بازی حکم یادم داد اگه تک باشی حتی از شاهم سرتری


خیال

کی گفته از عشق تو دست میکشم

دارم با خیالت نفس میکشم

چه حس عجیبی چه ارامشی

توام با خیالم... نفس میکشی؟؟

خو دل بده دیگه....

مغرورم...


اما اگر دل بدهی...


غرورم را فرش زیر پایت میکنم!


خودخواهم...


اما اگر دل بدهی...


تمام خواسته هایم در تو خلاصه میشود!


پیچیده ام...


اما اگر دل بدهی...


برایت تبدیل به یک جمع ساده میشوم!


لجبازم...


اما اگر دل بدهی...


آتش میزنم هر آنچه با تو سر لج دارد!


آری!


تمام اینها هستم!


ولی اگر تو دل بدهی....


میشوم یک مهرماهي عاشق...


همان که همه آرزوی داشتنش را دارند ♥

خانم هایده میخونه

وقتي که من عاشق مي شم

                                     دنيا برام رنگ ديگه است 

   صـبح خروس خونـش بـرام

                                      انـگار يـه آهـنـگ ديگه است

 وقتي که من عاشق مي شــم

                                        تـرانه هام عاشـق ترن

گــل واژه هــــاي شـعــر مــن

                                 رنـگ گــلا رو مـي بـرن

 

پ ن: از فردا میخام یه دوره بیست روزه درس خونی برم.

 

گنجشیک


                          من و گنجشیکای خونه دیدنت عادتمونه

                             به هوای دیدن تو پرمیگیزیم از تو لونه

  تا بیای که مثل هر روز برامون دونه بپاشی

   من و گنجیشکا میمیریم تو اگه خونه نباشی ...




پ ن: سخته بفهمی اونی رو که فک میکردی با بقیه فرق داره دقیقا مث بقیه ست شایدم بدتر باشه







صدا...

اگه‏ ‏میخوای‏ ‏حال‏ ‏کسی‏ ‏رو‏ ‏بفهمی‏ ‏ازش‏ ‏نپرس‏ ‏‏!‏‏

‏چون‏ ‏بهت‏ ‏دروغ‏ ‏میگه‏ ‏.....‏ ‏

هدفونش‏ ‏رو‏ ‏دربیار‏ ‏..‏ ‏ببین‏ ‏چی‏ ‏گوش‏ ‏میده‏ ‏‏!‏

 

 

 

پ ن: من که فعلا فقط با صدای خانم هایده اروم میشم.

 

 

تو

تو چه دانی که پس


هر نگه ساده ی من

 
چه جنونی،چه نیازی،چه غمی ست؟!





عشق یه چیز دیگه ست

شاخه با ریشه خود حس غریبی دارد

باغبان امسال چه پاییز غریبی دارد

سیب هرسال در این فصل شکوفا میشد

باغبان  کرده فراموش که سیبی دارد


پ ن: مهرداد میگه :دگر عاشق نخواهم شد که عاشقان جفا کارند....

روم کنجی از این عالم کهعارفان وفادارن 

ولی من میگم ادم زنده بی عشق فقط نفس میکشه.




گرگ...

ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد

 

شب به شب قوچی از این دهکده کم خواهد شد