یکی از مشکلات اصلی جوانان
در مملکت ما،
رفاقت ها بوی خیانت می دن
هدیه..
دوست دارم
زینب
ببار ای بارون ببار، بر دلم گریه کن خون ببار
بر شب تیره چون زلف یار، بهر لیلی چو مجنون ببار
فدای غم های تو، خون میچکد از چشمای تو
بی تاب روی زیبای تو، می سوزه عالم در پای تو
خون دل آسمون، زبون میگیره صاحب زمون،
ای امان، ای امان، ای امان، عمه جان، عمه جان، عمه جان
دل زارم در تبه، گوشه ی چادر زینبِ
امشب جون همه بر لبه، روضه خون مادر زینبِ
وای زینــــــــــــــــــب
رسیده جون بر لبم، می سوزه سینه پر تبم
آسمون تیره ی شبم، قربونی غم زینبم
وای زینــــــــــــــــــب
اگر که غوغا نکرد، اگه شکوه ز غم ها نکرد
سفره ی دلشو وا نکرد، غصه جیگرشو پاره کرد
وای زینــــــــــــــــــب!!
زندگی
ترک...
که اگر گفنار و کردارت
در جهان پراکنده شود
شرمندگی از ان تو نباشد
حتی اگر این پراکنده ها
واقعیت نباشد.
پ ن : این روزا تو ترک خیلی چیزام ینی دارم تمرین خود سازی میکنم :/
پ ن: عاشق اهنگ حرف مردم دایان شدم...
اونکه میخواست منو بفهمه نتونست !
اونکه میتونست بفهمه نخواست !
این شد که “تنهایی” تمام قد منو بلعید !!!
پ ن : تولدم مبارک:/
پاییز
نه بهار با هیچ اردیبهشتی
نه تابستان با هیچ شهریوری
ونه زمستان با هیچ اسفندی
اندازه پاییز به مذاق خیابانها خوش نیامد
پـائیز مــهری داشـت کـه بـــَر دل هـر خیـابان مـی نشست .
پ ن: بسان پادشاهی مغرور چه به موقع امدی پاییز من...
دل....
تغییر بی تدبیر ...
کمی عوض شدم؛
دیریست از خداحافظی ها غمگین نمی شوم؛
به کسی تکیه نمی کنم؛
از کسی انتظار محبت ندارم؛
سر به زانوهایم می گذارم و سنگ صبور خود می شوم؛
چه قدر بزرگ شدم یک شبه!!!
پ ن : چقدر دلم تنگ شده برای روزای خوبم
سکوت بالاتر از فریاد...
« دلم اصرار دارد فریاد بزند!
اما من جلوی دهانش را میگیرم
وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد !
این روزها
من
خدای سکوت شده ام
خفقان گرفته ام !
تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود»
پ ن : سخته ولی شدنیه
عادت...
ما عادت کردیم وقتی فیلم به تیتراژ رسید:
اگه توی خونه باشیم دستگاه رو خاموش کنیم،
اگه توی سینما باشیم سالن رو ترک کنیم!
ما توی زندگیمون هیچ وقت کسانی که
زحمت های اصلی رو برای ما می کشن نمیبینیم،
(ما فقط دوست داریم کسانی رو ببینیم که برامون نقش بازی می کنن)
حرف
وقتی...
دست خالی
دست هایم خالی اند....
بی مخاطب....
چند دفعه بنویسم کافی است؟
"زندگی بی تو محال است ،بمان
تحمل...
یه کِش اونقدری کِش میاد که بضاعتشه ،
بعدش از یه جائی به بعد دیگه نمیتونه ،
نه که نخواد ؛
نمیتـونه ،
در میره , میخوره تو چش و چالتون !
این جریان خیلی از آدماست ها
آدمها را بیشتر از تحملشون تحت فشار قرار ندید :|
ممکنه تحمّلش خیلی زیاد باشه ولی بازم حدّی داره...وای به اون
روزی که دیگه نتونه تحمل کنه.
پ ن: امتحانام تموم این اخریه داغونم کرد اصن یه وضی
دل تنگی
برگشت تو کار نیست
خیال
خو دل بده دیگه....
مغرورم...
خانم هایده میخونه
وقتي که من عاشق مي شم
دنيا برام رنگ ديگه است
صـبح خروس خونـش بـرام
انـگار يـه آهـنـگ ديگه است
وقتي که من عاشق مي شــم
تـرانه هام عاشـق ترن
گــل واژه هــــاي شـعــر مــن
رنـگ گــلا رو مـي بـرن
پ ن: از فردا میخام یه دوره بیست روزه درس خونی برم.
گنجشیک
صدا...
چون بهت دروغ میگه .....
هدفونش رو دربیار .. ببین چی گوش میده !
پ ن: من که فعلا فقط با صدای خانم هایده اروم میشم.
تو
عشق یه چیز دیگه ست
شاخه با ریشه خود حس غریبی دارد
باغبان امسال چه پاییز غریبی دارد
سیب هرسال در این فصل شکوفا میشد
باغبان کرده فراموش که سیبی دارد
پ ن: مهرداد میگه :دگر عاشق نخواهم شد که عاشقان جفا کارند....
روم کنجی از این عالم کهعارفان وفادارن
ولی من میگم ادم زنده بی عشق فقط نفس میکشه.
مطالبی که اینجا مینویسم فقط اشعار یا دکلمه هایی که یه جورایی خاص دوستشون دارم