دنیا جای دل بستن نیست ، اگر دل بستی گویی که بالهایت را بسته ای تا پرواز نکنی و اگر پرواز نکنی اوج نخواهی گرفت و تو برای اوج گرفتن آمده ای و زندگی میکنی …
یادت می آید آن عهدی که با معبودت بستی که نیست جز تو خدایی و نهایت عشق تویی ؟؟؟
حال چه شده که در دلم ناخدایی فرمان میدهد که لنگر را بینداز اینجا کنار ساحل دنیا ؟
پشت دنیا شهریست ، عزم رفتن باید کرد …

***باز هـــــــــــــــــــم مهمـــــــــــــــــــاني***

صداي همهمه مي آيد...

خوب گوش مي كنم... 

صداها مبهم است...

خوب تر كه گوش مي كنم صدا از زمين نيست...

گويي از آسمان است...آري صداي همهمه ي ملكوتيان است كه بساط مي چينند براي يك مهماني بزرگ...

و چه مهماني با شكوهي...

خدا مهربانتر از هميشه با رويي باز از مهمانهايش پذيرايي مي كند...فرشتگان عجيب حسرت مي خورند 

و چه مهماني باشكوهي..

تو هم دعوتي.. با من.. با تمامي آناني كه صداي خدا را شنيده اند كه در اين ماه بيشتر از هميشه آنها را براي دوستي با خود فرا ميخواند...

و تو احساس غرور مي كني از اينكه انساني...بنده اي...ازاينكه لايق مهماني خدا هستي...

پله،پله،قدم،قدم....به خدا نزديكتر مي شوي...گاهي مي دوي و گاهي آرام آرام به به ديدار معشوق مي شتابي...

و خدا چه صبورانه و با لبخند نظاره گر مهمان هايش است...

سريع تر برو... نكند جا بماني ...اين غافله دل مي برد براي محبوبش...

دلت را پاك كن و بفرست...خدا خودش هوايت را دارد...

اين مهماني را قدر بدان...اين ماه را براي پاك شدن انتخاب كن... كه خدا درهاي رحمتش را رو به همه باز گذاشته است...

اينجا فقير و غني فرقي نميكند..اينجا به دل نگاه مي كنند...ميزان خلوص نيت هاست...

نيتت را خالص كن عزمت را جزم ...و براي يكي شدن با خدايت قدم بردار..

به مهماني خدا خوش آمدي...اي "انسان"

........................................................................................................

*اين روزا حالم خيلي خوبه...مرسي از دعاهاتون

ميخوام از يه دوست تشكر كنم....كسي كه هيچ وقت تنهام نذاشت...شايد گاهي قهر مي كرد ولي دلش طاقت نمي آورد و آشتي مي كرد...كسي كه بهم اميد داد تا بازم بنويسم...يه دنيا ازت ممنونم...دنيام فداي لبخندت

*اگه از اين دوستا داريد از دستشون ندين اينا فرشته ان

*سر سفره هاي افطار ما رو هم دعا كنيد...


ﺧﺪﺍﯾﺎ ؛ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺯﺷﺖ ﺍﺳﺖ ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﺭﻓﺘﻦ !
ﺩﺳﺖ ﭘﺮ آمده ام …
ﺩﺳﺘﯽ پر ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ، ﭼﺸﻤﯽ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﻣﯿﺪ !

دعای روز ششم ماه مبارک رمضان

خسته...

نمي فهمم حرفهايت را..كمي مبهم شده اي برايم

تو دور شدي يا من دستت را رها كردم؟

نگاهت كه مي كنم نگاهت را بر مي گرداني..براي چه؟

صدايت كه مي زنم صدايي نمي شنوم تنها انعكاس تنهايي خودم را در روي زمينت مي شنوم..

حال و هواي اين روزهاي دلم خوش نيست..دائما در حال بارش است ..

و آسمان تو به دلم پوزخند مي زند وتو مي داني چقدر گران تمام ميشود برايم اين نگاه ها..

و صبح با هر تابش خورشيدت انگار دارند روح مرا ذره ذره از وجودم بيرون مي كشند..

و چين و چروك هاي صورتم خبر از دلمردگي ام مي دهد ..

هميشه از ته آن دور دست ها هم كه بود هوايم را داشتي ..

خداي من.. جاده هاي زندگي ات لغزنده است و من جز تو كسي را ندارم براي دستگيري ام..

خسته تر از هميشه ..نيازمند تر از هر روز ..تنها تر از تنها ..به تو روي آورده ام

خسته از فصل گناهم ..باراني بفرست
.....................................................................................................
*اين روزها يكم خسته ام...يه مشكلي دارم..حتما برام دعا كنيد

*از دوستاني كه نتونستم به وبشون سر بزنم عذر مي خوام ايشالا ديگه سر مي زنم

********مرسي از همتون به خاطر سر زدن به وبم********


خدایا....
گوش کن به التماسهای من
شرمسارم که با حال مستی به سوی تو کرده ام دست نیاز دراز
مرا گوش کن ، مرا بپذیر که جز تو ندارم قبله ای برای نماز

اي يادگاري خدا در روي زمين مراقب خودت و خوبي هايت باش...

ü      روزگار اين روزها بدجور بازي اش گرفته است...

                                                        مراقب باش تو اسباب بازي اش نشوي...

ü      مراقب باش دست روزگار هلت ندهد...

                                                       نكند كه تو بيفتي نكند كه در روزهاي اين دنيا گم شوي...

ü      اين روزها مردم با چشمهايشان نيز دروغ مي گويند...

                                                        مراقب باش تو فريب دروغ چشمهايشان را نخوري...

ü      تو امانت خدايي در دست زمين ...مراقب باش...

                                                       نكند راه خود را گم كني نكند مقصد خود را فراموش كني...

ü      دوست داشته باش و بگذار دوستت بدارند...

                                                       اما مراقب باش اين دوست داشتن ها تو را زمينت نزنند...

 

روزگار سخت مي گيرد روزگار هلت مي دهد اما تو قرار نيست بيفتي دست تو در دست خداست محكم تر بگيرش

 

دلت را به آسمان گره بزن تو بايد اوج بگيري مراقب باش سرنوشتت سقوط نباشد...

 

اي يادگاري خدا در روي زمين مراقب خودت و خوبي هايت باش...

............................................................................................................................................

اونايي كه تو لينكام هستن و نظر نميدن با عرض شرمندگي از لينكام خط مي خورن..

حالا جرات داري نظر نده..


‎"خــــــ ــــــدایـــ ـــــــــا "
همه از تو می خواهند " بدهی "
اما, من از تو می خواهم " بگیری "
خستگی,دلتنگی و غصه ها را,
از لحظه لحظه روزگار همه آنهایی که دوستشان دارم.

نو شدنت مبارك...

ساقيا آمدن عيد مبارك بادت                                      وان مواعيد كه كردي مرود از يادت

و باز هم به آخر رسيديم.....

چند روز ديگر زمستان با تمام زشتي ها و زيبايي ها با همه ي سرماها و گرماها با همه ي خاطرات تلخ و شيرين ما را تنها مي گذاردو اين رفتن نويد سالي ديگر را براي ما به ارمغان مي آورد سالي كه زمين با نو شدن خود به ما،به من و تو مي فهماند كه هر چه بد بوده اي هر چه گناه كرده اي بس است ديگر....

زمان،زمانِ نو شدن است

دلت را بتكان و روحت را تازه كن و براي سالي بدون گناه آماده شو.

و ايمان داشته باش كه خداي مهربانت هميشه پشت توست هميشه هوايت را دارد و هر كجا كه كمي لغزيدي كمي ترسيدي دستش را محكم تر بفشار تا باور كني بودنش را..

آري زمان خانه تكاني دلت شده است...

از همين امروز شروع كن از همين حالا..وقت زيادي نمانده است..

دلت را از هر چه غير خداست خالي كن...

در و ديوار قلبت را از دوده هاي گناه پاك كن...

باغچه ي دلت را با ياد خدا آب پاشي كن...

و پنجره هاي قلبت را رو به خدا باز كن...

آن هنگام است كه خدا مي گويد...

                                                             بنده ي من نو شدنت مبارك...

و مواظب باش كه اين تازگي به بهاي اندكي بدست نيامده...پس اندك نيز مفروش...

حواست به خدايت باشد او هميشه هست نزديك تر از رگ گردن...


سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند

و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…

کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟…

زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و

چون همیشه امیدوار وسال نومبارک…

مجنونٍ لي‍ـــــــــــــــــــــــــــــــلي...

و اين قصه مجنون بود!

ليلي بهانه اي بود براي رسدن!

براي دوست داشتن 

و مجنون دريافت كه ميشود رسيد ميشود دوست داشت!

و مجنون شناخت.........خدايش را

ليلي راه رسيدن به خدا بود....

و اين گونه شد كه گفتند

از دامن زن مرد به معراج رود!

و مجنون آسماني شد

ليلي بهانه بود!

كاش ليلي خود را درست انتخاب كنيم 

تا بهانه اي درست براي خدايي شدن داشته باشيم

يادمان باشد عشقي عشق است كه از زمينمان جدا كند و به آسمانمان برساند!

ليلي هاي زميني بهانه اند ليلي آسمان‍ــــــــــــــــــــــ را درياب!

....................................................................................................................................

جاذبه سیب ، آدم را به زمین زد

و جاذبه زمین ، سیب را .

فرقی نمیکند؛

سقوط ، سرنوشت دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست

به جاذبه ای می اندیشم  که پروازم میدهد ،

خدا ..

پر پرواز

پيش به سوي ادم شدن!!!!!!!!!

هیچ کس تنها نیست من کنار همه هستم,,,,
,,,,,,,,,,,,,,بی همتای هميشگي,,,,,,,,,,,,,,,,

چند روزه فكر ميكنم چي بنويسم!

اما مگه واقعا خدا تو اين يه صفحه جا ميشه!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا زور بزنم 4خط بنويسم 4 تا نظرم واسم بذارن!

اخرشم به اين نتيجه برسم به درد وبلاگ نويسي ام نميخورم!

والا!

حقيقت تلخه ديگه

ولي خودمونيم خدا، خيلي بزرگيا!!!!!!!!!!!!!

جا نميشي!

عشق خودمي ديگه!

مرسي خداجونم!

مرسي هوامو داري ولي خدا اين زمينيا كشتن ما رو خب!خسته شديم!

اخه چقد صبر ميكني تو بيا يكي بزن تو گوششون آدم شن!

نزني خودم ميزنم گفته باشما!

حالا نميگم خودمم همچين ادم درستيم ولي خواستي بزني تو گوششون تو گوش من نزن خودم قول ميدم آدم شم!

دارم سعيمو ميكنم خدا راست ميگم تو كه از دلم خبر داري ديگه.... 

پس خدايا نميگم دستمو بگير يه عمره گرفتي خواهشا رهاش نكن!


خدایا تو همیشه خیلی بوده ای ... ،
نمی دانی هیچ شدن چه دردی دارد ...

تا انتهاي حضور...

گفتم خدایا همنشینم باش گفت: من مونس کسانی هستم که مرا یاد کنند!

گفتم چه آسان به دست می آیی؟!

گفت: پس آسان از دستم نده!

خدایا! تو آنچنانی که ما می خواهیم، مارا آنچنان کن که تو می خواهی . . .

خدایا
در ۲ راهی زندگی ام
تابلوی راهت را محکم قرار بده
نکند که با نسیمی راهم را کج کنم . . 

گرم ترين نگاه...

خدايا....

ميان اين نگاه هاي سرد

دلم به نگاه تو گرم است.........

بهترين...


خدايا...

خواستم بگويم تنهايم ،

اما نگاه خندانت مرا شرمگين کرد ؛

چه کسي بهتر از تو ...؟

پيداي پنهان.....


دنبالش مي گشتم.....

گم نشده بود ولي آن قدر ها پيدا هم نبود

ديدنش چشم مي خواست

حس كردنش دل

دقيق تر كه شدم رد پاي بودنش را در تك تك لحظات زندگي ام يافتم

و عطر حضورش را ميان تكاپوي روزانه ام احساس كردم

ولي باز هم نديدمش.....

حس اينكه كسي را  بخواني و نبيني و نباشد سخت است

مي داني حسم را....؟

حس عاشقي كه معشوقه خود را فقط از روي نشاني هايي كه به او داده اند ميشناسد

گفته بودند بزرگي آن چنان كه در فهم كسي نميگنجي

اي بزرگ مي شود كمي با من راه بيايي و در حد فهم من شوي؟

گفته بودند نزديكي نزديك تر از رگ گردن 

اي نزديك مي شود لحظه اي مرا در اغوش بگيري؟

گفته بودند مي بخشد همه را چه گناهان را چه نعمت ها را

اي بخشنده مي شود اندكي بودنت را به من ببخشي؟

سخت اس عاشق باشي و نبيني

اما باز هم گفته اند همه به  او باز ميگرديم

ومن تنها منتظر آن لحظه ام 

كه به آغوش تو باز گردم

اي بي انتهاي من‍.......


 

خدایا ، راهی نمیبینم ، آینده پنهان است

اما مهم نیست

همین کافیست که تو راه رامیبینی و من تو را . . 

و به نام او كه بي انتهاست‍........................................

سلام به همه ي كسايي كه قدم رنجه كردن و به وبم سر زدن

اين وبلاگو فقط و فقط به عشقم خدا تقديم ميكنم 

مرسي از همگي 

اگه دوست داشتي با نظر دادنت به بهتر شدن وبم كمك كن