این روزها...
اگر خون هم گریه کنی
عمق همدردی دیگران با تو
یک کلمه است :
" آخـــــــی "
امتحان....
دوستتون دارم...
اول ازتون معذرت می خوام که یه مدت بی خبر وبما ترک کردم
ببخشید دیگه ناخواسته بود
بعد ازهمه ی دوستای عزیزی که تو این مدت بهم سر زدن تشکر می کنم وشرمنده که جواب
کامنتشونا ندادم
در اولین فرصت حتمآ از خجالتشون در میام
خیلی دلم براتون تنگ شده
سعی می کنم زود برگردم
دوستتون دارم
مواظب خودتون باشین
خداحافظ
صبوری....

زنـدگــی انـگــار
تـمــام ِ صـبــرش را بـخـشـیـده اسـت بـه مـن !!
هـرچــه مـن صـبــوری میکـنـم او بــا بـی صـبـری تـمــام
هـول میزنــد
بـــرای ضـربــه بـعــد .... !
کـمـی خـسـتــگـی در کــن ، لـعـنـتـــی ...
خـیــالـت راحـت !!....
خـسـتـگــی ِ مــن
بـه ایـن زودی هــا دَر نـمـی شـود ...
تقديم به داداش امير

ادامه مطلب فراموش نشه
بغض....
خندیدن خوب است ، قهقهه عالی است
گریستن آدم را آرام می كند
اما ...
لعنت بر بغض... !
شب قدر...
شب عفو است ومحتاج دعایم ،زعمق دل دعایی کن برایم.
اگر امشب به معشوق رسیدی .خدا را در میان اشک دیدی؟
کمی هم نزد او یادی از ما کن. کمی هم جای ما اورا صداکن.
بگو یارب فلانی رو سیاه است ، دودستش خالی وغرق گناه است.
بگو یارب تویی دریای جوشان .در این شب رحمتت بر وی بنوشان
..................................................دوستاي گلم التماس دعا
بي تفاوت....

چه بی تَــ ــفآوِت زِنــ ــ ـدگی میـــ ــــ
ــــکنند!
آدَمـــ ــــ ـــ ـــهآ...
بی آنکه بدآنـــند
دَر
گــ ــــ ــــوشه ای اَز دُنـــ ــــ ـــیا
تــــ ــــ ــمام دُنـــ ـــــ
ــــیای کَــ ــــــ ـــسی شُده اَند.
مي روم....

ادامه مطلب فراموش نشه
گذر زمان...

توی ایـن چـنـد سال عمـرم یه چـیز خـوب فهمیـدم
گـذر زمـان بعضی چیزا رو حـل نمی کنه
مــاســت مـــالــی مـی کـنــه !
خداحافظ....

خداحافظ....
آخرین کلامی که از تو شنیدم
وباز قصه ی تلخ جاده و آن راه بلند...
که تو را از خلوت من می ربود
آسمان می گریست
شیشه ها می گریستند
و من مبهوت رفتنت
در پس شیشه های مه آلود
بغض درد ناکم را بلعیدم
دیوانه وار خندیدم
و تو را بدرقه کردم...
خداحافظ....

سلام دوس جونيا
چطورين؟
اميدوارم حال همتون خوب باشه
دوستاي گلم
من ديگه نمي تونم بيام وبلاگم
دلم واسه همتون خيلي تنگ مي شه
خيلي دوستتون دارم
باي
بغض....

خندیدن خوب است
قهقهه عالیست
گریستن ادم را ارام میکند
اما…
لعنت بر بغض
نمك بر زخم...

نــَـمـَــکــ بَـــر زَخمــَم نَپـــــــاش
شادبنويس...

تقدیم به عشقم مصطفی
نبودن...
بــه بـــــودن هـــا ....
دیـــر عـــادت کن !
و بــه نبودن هـا ....
زود !
آدم هــا ؛نـبودن را بهـتر بلـدنـــد ... !!!

قایقی خواهم ساخت.....

قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند.
قایق از تور تهی
و
دل از آروزی مروارید،
همچنان خواهم راند
نه به آبیها دل خواهم بست
نه به دریا ـ پریانی که سر از آب بدر می آرند
و در آن تابش تنهایی ماهی گیران
می فشانند فسون از سر گیسوهاشان
همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند
«دور باید شد، دور.
فاصله...........

شانه هایی که هیچوقت سر به رویشان نگذاشته ام !
امشب گرمای دستانت را ندارم ،
دستانی که هیچگاه به دستم گرمی ندادند...
امشب از فاصله میگویم ،تلخترین واژه ی رایج بین قلبها !!!
دوست داشتن را تجربه کردم ، وبرایش ارزش قائل شدم...
دلتنگی را با همه ی وجود حس کردم ودر درون خود شکستم!
معنای خط فاصله را در کتابهای دوران کودکیم آموختم ...
وکشیدن یک خط تنها چیزی بو د که از فاصله میدانستم !!.
اما سالها از آن زمان گذشت و...
اکنون میدانم فاصله دیگر مفهومش یک خط راست کوچک نیست!!!
بلکه جدایی شکننده ای است بین دو قلب عاشق...
امشب فاصله بیداد میکند ،حال و هوای دلم ابریست ،
چون آسمان گرفته ی شهرم...
فاصله دلتنگی به همراه دارد ودلتنگی مرگ می آفریند؛
بیزارم از این خطهای بیشمار فاصله ای که بین ما صف کشده اند...
من از فاصله بیزارم ،از فاصله شکوه ها دارم ،از فاصله وحشت دارم !!!
میدانم فاصله با دلتنگی اش مرا به کام مرگ می کشاند ...
کاش فاصله نبود و قدرت درکش را نداشتم و
تنها چیزی که از فاصله می فهمیدم
همان خطهای تیره ی کوچک دوران کودکیم بود...
مليسا جون خاله
ملیسا جونم دوست دارم

ادامه مطلب فراموش نشه











من تبسم،دختر بهارمینویسم..........