سلام

1. اینجا هیچ وبلاگی لینک نمیشه. لطفا بی خیال!

2. و همچنین بی خیال کامنتای کیلویی و تبلیغاتی و ...

ممنون./


امروز زهرا وضوشو که گرفت اومد گفت: واااااااااااای چقد خونتون سرده!!

منم از خودم تیریپ کلاس گذاشتن اومدم و همین جوری که عینکمو در می آوردم گفتم:

 منم اگه از ته ِ همت میومدم الهیه یخ می کردم!!

خخخخخخخخخخخخخخخخخخ

عاشق این تیکه پرونیام بهش!! انگار نه انگار اونم یه روز اینجا زندگی می کرده!!

نوزاد

صدای گریه ی نارسیس از پایین میاد

چقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر دلم می خواد برم ببینمش

تا امروز فقط عکسشو دیدم!

خدایا...

دلم می خواد مامان بشم!

آب بازی

امروز دوباره بعد از دو سال رفتیم تنگه واشی

این بار برخلاف قبل تا آبشار رفتیم

با اینکه سخت بود اما تا پشت آبشار هم رفتم

از ساعت یازده تا چهار و نیم راه می رفتیم!

توی سنگ... خاک... آب... چمن... تا رسیدیم به آبشار!

واقعا سخت و واقعا لذت بخش بود.

چیزی که راضی نگهم می داره اینه که توی کل مسیر اصلا حس نکردم با چادر داره بهم سخت

می گذره. وجدانا اصلا اینو حس نکردم!

یه خانومه به خالم گفت چادرتون رو دربیارین راحت تر برید.

خالم بهش گفت این جوری راحتم. اون شکلی سختم میشه.

دست آخرم اونقدر به خانومه کمک کردیم تا از آب رد بشه خودش اعتراف کرد

که شماها فرشته ی نجات من بودین!

خدایا...

بابت قدرت هایی که بهم دادی ممنونم.

آخی...

هیچ وقت ازش عکسی سیو نکردم. ولی این دو تا عکسش خیلی قشنگه... یعنی هر کس دیگه ای جای

مین هو توی عکس بود هم باز می ذاشتم اینجا. چون واقعا به نظرم قشنگه!

 

دنبال....

باید بشینم یه متن خوشگل بنویسم برای اول برنامه بر بلندای آسمان

دوس ندارم هر هفته تکراری بره برای پخش!

دلم یه تحول بزرگ می خواد!

اما... ندارم حس نوشتن.

خالیم... زیاد... و نمی تونم بنویسم!

کیو!

همه ی حال خوب امروزم که با رفتن به سالن تیراندازی بدست اومده بود از بین رفت!

دارم آهنگ my every thing مین هوی عزیزم رو گوش میدم برای خوب شدن! 

 

دلم می خواد...

دلم می خواد سال دیگه همین موقع ها من و یاس و نورا

یه عکس سه تایی خیلی خوشگل بگیریم!

کاش نورا هم شکل من بشه... کاش...

اه...

کی آدرس وبلاگ منو دزدیده؟؟؟

واقعا کی؟؟؟

مگه آدرس خاصی بود که دزدیدیش؟؟

هنوز یک ماهم نمی گذره از حذفش...

اه

بترکی!

این آقا شگون نداره!

دیگه الان همه فهمیدن فرزاد حسنی و آزاده نامداری از هم جدا شدن!

فقط دارم به این فکر می کنم شاید مشکل

از کسی بوده که خطبه ی عقد رو خونده!

احتمالا کج و کوله خونده که به این زودی تاریخ مصرفش تموم شد!!