آینالی


                             گوزلیخ ایستسن آذربایجانا گل 

...واقعا قابل توصیف نیست ... !

 ( شنیدن کی بود مانند دیدن ! )

 

 

 

 My Birthday


در یکی از روزهای سرد زمستانی ستاره ا ی به زمین فرود آمد

(منو میگه هاااااا)

<<<گلدی اما بتر گلدی !!!>>>


21 دی ماه مصادف با میلاد اینجانب


اینم کیکم ما خوردیم شما هم تماشا کنید!!!




از همه ی اعضای خانواده ،دوستام و مخصوصا سولماز عزیزم به خاطر

لحظات قشنگی که برام درست کردن ممنونم.



چله گئجه سی

. . .


پاییز گئدیر . . .


سونرا بوران گار گئلیر . . .


سوفرالارا  هالوا ، گار پیز ، نار گئلیر . . .


چله گئجه ، ال اوبانی شاد ائدیب . . .


بیزیم یوردا ائلبیر باهار گلیب . . .



آباد اولسون گوزل یوردوموز


گوزل آذربایجان









یاشاسین   "  تراختور  "


جمعه 90.9.11

______________

  رفتیم ،


 تهرونشون ،  بردیمشون !


برگشتیم


_ نینه ماخ!   الدن گلماخدا _


_________________________


جفتشونو  ( اس اس ،  پس پس )  امسال تو شهرشون بردیم


بازی  تراختور  _ پس پس








بازی  تراختور  _ اس اس










اوجالاردا یئلنسین بایراقین


گوزل آذربایجانیم



تبریز مه آلود . . . . . .


امروز خیلی روز جالبی شده ! همه جا رو مِـــــه فرا گرفته !


                            تبریز مـــه آلود . . . . . .


25آبان - 16 November

 

 امروز سالروز درگذشت ابرمرد آزادي

                                       " سردار ملّی آذربایجان ستارخان "

                                                                         یادش همیشه گرامی باد


به احترام این مرد بزرگ . . . .

تاریخ دوباره تکرار شد و در روز شهادتش دوباره تبریز مه الود شد........


چه بسا افرادي كه دراين مملكت به اسم آزادي تحت لواي اجنبي وبا عوام فريبي بر مردم سوار شدند!!


اما " ستارخان " از آن معدود چهره هاي تاريخ هست كه واقعا براي آزادي قدم به ميدان گذاشت و تا آخرين لحظه هم ايستاد

همه زندگي خودش رو در اين راه گذاشت

اما درست بهمين خاطر پس از آن جانفشانيها و ايثار ها چه ناجوانمردانه با او رفتار شد و اين شد سرآغاز آرزوي 150 ساله آزادي


روحش شاد ...............


اما هم اكنون با او و مزار او چه ميشود؟

اندكي تامل درباره سرگذشت و احوال او در گذشته و حال شايد كمترين سپاس ما باشد در برابراين همه فداكاري و بزرگواري وي.


_ بزرگ مردی که به آخرین وصیت وی نیز عمل نشد!

" ستارخان "  آرزوی هم اغوشی خاک را در  " آذربایجان " میکشید نه در اوج تنهایی و بی مهری در شهر ری !!!!!!!!!!!!!!!


                               باز در سالروز شهادتش تنها خوابید و ساکت ماند.


روحش شاد و یادش گرامی باد



   "  نور ایچیندا یاتاسان سردار  "

ادامه نوشته

عروسیمونه !!!!!!!!!

سلام


امروز ( یکشنبه 90.8.22 )  عروسیمونه


 الان وقت نیست!!!   با اجازتون بعدا کامل میشه


       هورااااااااا 





شهر هرت !!!!!!!!!!!!!!!!!

شهر هرت!

تا به حال اصطلاح شهر هرت رو زیاد شنیدید اما از خودتون پرسیدید واقعاً شهر هرت کجاست؟!!!


 

 - شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقّی از زندگی و فرزند و همسر ندارند.

- شهر هرت جایی است که درخت ها علل اصلی ترافیک هستند. بریده می شوند تا ماشین ها راحت تر برانند.

- شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های پدرها و مادرهایشان را درمان کنند.

- شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند امّا حوصلۀ 5 دقیقه قدم زدن با همسرشان را ندارند.

- شهر هرت جایی است که خنده نشانۀ جلف و لوده بودن است.

- شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شوند که زود به سر کار برسند تا بتوانند کرایۀ تاکسی را در بیاورند.

- شهر هرت جایی است که نصف مردمش زیر خط فقر هستند اما سریال های تلویزیونی را درون کاخ ها    می سازند.

- شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکوم است.

- شهر هرت جایی است که هرگز آن چه را می دانی نباید به دیگری بیاموزی.

- شهر هرت جایی است که وقتی به مدرسه می روی وسایلت را زیر و رو می کنند مبادا آینه داشته باشی.

- شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است.

- شهر هرت جایی است که درون فرودگاه برادر و پدرت را می توانی ببوسی اما خواهر و مادر و همسرت را نه.

- شهر هرت جایی است وقتی از دختری می پرسند می خواهی با این آقا زندگی کنی یا نه، می گوید:        نمی دانم!

- "شهر هرت جایی است که وقتی میخوای ازدواج کنی 500 نفرو واسه شام دعوت میکنی

تا برن از بدی " تو ، همسرت ، مراسمت و ... بگن "

- شهر هرت جایی است که هر روز در خیابان شاهد توهین به همه هستی ولی کاری از دستت برنمی آید.

- شهر هرت جایی است که در آن دلال و دزد به مهندس و دکتر فخر می فروشند.

- شهر هرت جایی است که شب عروسیت ، ماشینتو پنچر میکنن.

- شهر هرت جایی است وقتی از روی اعتماد ماشینتو میدی به کسی،همه جاشو میگرده(اوف)

- شهر هرت جایی است که مردگان مقدسند و از زنده ها محترم ترند.

- شهر هرت جایی است که فکر میکنن ، میتونن اونی باشن که باباشون هست.

                       ( این بیشتر عذاب آوره )


- شهر هرت جایی است که آدماش فقط ادعا دارن.

- شهر هرت جایی است که بعضی ها فکر میکنن میتونن از چشم بندازنت ولی اون بالا هم " خداست "


شهر هرت جایی است که ... .


_ دوس داشتی کاملش کن


 

" لیلا  "

 

ـ هیچ سخنی برای گفتن نیست  

 

ـ فقط :

                             دونیا بیر پنجره دی


                                             هر گلن بیر باخار گئدر   . . .


 


 

                         ـ نور ایچیند یاتاسان

 

 

 

رکوردار بیشترین صعود به قلل بالای 8000 متر



عظیم قیچی ساز کوهنورد تبریزی،

رکورد بیشترین صعود به قلل بالای 8000 متر جهان را به نام خود ثبت کرد



عظیم قیچی ساز کوهنورد پرافتخار آذربایجان شرقی با صعود به قله گاشربروم یک رکورد صعود به بیشترین قلل بالای هشت هزار متر دنیا را در عرض 4 ماه به نام خود ثبت کرد.

عظیم قیچی ساز کوهنورد شایسته تبریزی و قهرمان ملی موفق شد به همراه چهارنفر از کوه نوردان ایرانی بر فراز قله "گاشربروم یک" به ارتفاع 8068 متر بایستند.

عظیم قیچی ساز، محمود هاشمی، ایرج معانی، حسین مقدم و کوروش نگهبان کوه‌نوردانی هستند که تا این لحظه توانستند به "گاشریروم یک" را صعود کنند.

عظیم قیچی ساز و محمود هاشمی ساعت 10:55، ایرج معانی و حسین مقدم ساعت 12 و کوروش نگهبان ساعت 13:10 روز پنجشنبه به این قله صعود کرده‌اند.

شایان ذکر است: این هفتمین صعود عظیم قیچی ساز به قلل هشت هزار متری جهان می‌باشد.

گفتنی است :عظیم قیچی ساز این قهرمان ملی و کوهنورد شایسته تبریزی با صعود به این قله موفق شد یک رکورد جهانی بی نظیر را به ثبت رسانده و بعنوان اولین کوهنورد بتواند در عرض 4 ماه سه قله بالای 8000 متری جهان را فتح و نام خود را در تاریخ به ثبت برساند.

شایان ذکر است:عظیم قیچی ساز کوهنورد توانمند تبریزی به همراه "سيد محمود هاشمي" و "حسين مقدم" در روز جمعه ۳۱ تير ماه موفق به صعود به قله ۸۰۳۵ متري "گاشربروم۲" از سلسله جبال قراقروم پاكستان شده بودند که پس از چند روز استراحت عازم فتح قله "گاشربروم 1" شدند

عظیم قیچی ساز








یاشاسین آذربایجان


یاشاسین عظیم

 

همیشه اوجالاردا ترک اوغلان

 

 


صعود قلم6

صعود قلم6 ( همدان _ قله3580 متری یخچال )


سلام

حال احوال؟ خوبین ایشاالله ؟

 

ما اومدیم ! اونم چه اومدنی !

اومدیم که از صعود قلم بنویسیم

 

اول اینو بگیم که  :

کارای ما دیر و زود داره ، ولی سوخت و سوز نداره

 

این چند وقته که از همدان برگشتیم، بد فرم درگیر امتحانات بودیم

( اونم با چه نتایجی!! )

لطف دیگه دیر نوشتن ما به اینه که، بیشتر دوستان تا حالا از حس تو یخچال بودن در اومدن ، یه مرور خاطراتی میشه که یخچال سحله میرن فریزر!!!!

 

گزارش همه دوستانوخوندیم ، راستشو بخواین حس کردیم دیگه نیازی نیست گزارشی ازصعود بنویسیم

 

ماشاالله ، ماشاالله همگی نویسندگان قهاری هستین

_ بزن اون کف قشنگ رو به افتخار نویسنگانمون _

 

 

فقط اگه بخوایم یه نگاه کلی داشته باشیم ، این میشه که ؛

 

_ واقعا تجربه خوبی بود

_ بودن بین  " 120  نفر " که تجربه اولمون بود ، حسابی چسبید.

( اگه بگم مثل چسب قطره ای چسبید ، خیلی هم خوب گفتم !!! )

 

_آشنایی با تک تکتون که بی تعارف واقعا بزرگوار و دوست داشتنی بودین و هستین.



_ اصل قضیه اینکه؛ این برنامه برای ما، یه کم سنگین بود

آخه " جناب فواد " اشاره کرده بودن برنامه  " نیمه سنگین " هست

و" محمد ابراهیمی و آنا " هم حرف ایشونو تایید کرده بودن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ولی بعدش در کمال تعجب متوجه شدیم این برنامه « فوق سنگینه »

البته شاید که نه ، حتما برای ما که زیاد تمرین نداشتیم « فوق سنگین » بود

( خوب بالاخره باید انصاف رو هم رعایت کنیم دیگه )

 


    _ چند مورد دیگه که دوستان کمتر بهش اشاره کردن ؛



      هزاری !


_ ایشاالله هر جا که باشه دلش شاد و لبش خندون

 

      _ خروس & سگ . . .  تو ویلا  !!!!   ( اوف ! )


_خدا وکیلی خروسه که اول جونیشم بود! از نصف شب دلش میخواست صبح بشه ، با اینکه همه ی زورشم زد ولی نشد که نشد ،

سگمون هم مثل همیشه با مرامی کرد ، این دفعه خروسمونو تنها نذاشت و اونایی که شب تو ویلا بودن تا صبح اورکستر سمفونیکو! از نزدیک حس کردن .

_ اینجانب ساعت 3 بود که با صداشون بیدار شدم و تا ساعت 6 که ماشاالله از هر طرف صدای " برپا " میومد از صداشون بهرمند شدم .

 

در مورد انتخابات

_ کاری به سرو صدا و حواشی  و . . . نداریم ،

 

به قول      شهریار    مون :

 

                   حیدر بابا، گویلر بوتون دوماندی

                   گونریمیز بیر – بیریندن یاماندی


بیر بیریزدن آیریلمایین ، آماندی


                     یاخشیلیقی الیمیزدن آلیبلار

                 یاخشی بیزی یامان گونه سالیبلار

 

_ جا داره ، از همه دوستایی که باعث شدن ما هم بتونیم تو جمع گرم و صمیمی شما باشیم ، تشکر کنیم ، از جمله " محمد ابراهیمی و آنا "

_ فواد عزیز و بچه های گل همدان

_ همسفرهای خوب و بزرگوارمون " جناب صدقی و جناب یوسفی وامین خان غفارزاده " که تو راه واقعا از جمع لذت بردیم.

 

اینم بگم که اگه نگم نمیشه !

_  خوب دیگه  " باقلوا " هارو خوردین ، صداتونم در نیومد 

( بگم کوفتتون بشه ؟ )


_ خداییش کیف کردین  " باقلوا " های خوشمزه   تبریز  مونو؟

دست" جناب صدقی" درد نکنه ، به ما که یه عالمه چسبید به شما چی؟

 

 

                                                                _ از همتون ممنون



آذربایجان قهرمانی

                                                 گزارش تجلیل از

                     عظیم قیچی ساز  _ قهرمان آذربایجان _

                                        در تالار پتروشیمی تبریز 90.4.1



_ به همت سازمان ورزش شهرداری تبریز مراسم تجلیل از" عظیم قیچی ساز " کاپیتان 

تیم ملی که برای اولین بار در کشور توانست به تنهائی  وهمچنین بدون استفاده از

اکسیژن بدون شرپا, قله 8586 متری کانچن چونگا را صعود کند, با شکوه و جلال بسیار در

تالار پتروشیمی تبریز انجام شد و طی آن مراسم که در حضور جمع کثیری از کوهنوردان و

پیش کسوتان این ورزش انجام شد.

                                                 


ابتدا  " آقای سهرابی " مسئول ورزش شهرداری تبریز با ایراد سخنانی از تلاش عظیم

قیچی ساز تشکر و قدردانی کرد. 

                                  


"مهندس نوین شهردار محترم تبریز " از عظیم بعنوان استوره قهرمانی و الگویی برای تمام

جوانان کشور یاد کرد و در ادامه سخنان خود, صعود قیچی ساز را از نقطه نظر مدیریتی

بررسی نمود و از برنامه ریزی دقیق و مدیریت زمان و نیز اراده راسخ و استوار عظیم قیچی

ساز بعنوان الگوئی برای مدیران سازمانها و نهادها یاد کرد


و خبر از نامگذاری یکی از میادین شهر بنام عظیم قیچی ساز و نیز نصب تندیس وی در  کوه

عینالی که مشرف به شهراست را داد،


و درآخر  ، از طرف شهرداری یک دستگاه آپارتمان و سفر حج برای خانواده عظیم و نیزنوید

استخدام وی در یکی از ادارات شهرداری جشن ازدواج عظیم در یکی از سالنهای بزرگ

شهر را داد که با تشویق حضار همراه بود.



_ درادامه مراسم " آقای خاماچی " عضو شورای شهر تبریز و از پیش کسوتان گردشگری

استان با ایراد سخنانی مراتب قدرانی خود را به حضور رساند.


                       


در ادامه برنامه ترانه های بسیار زیبای احمدی شور و شعف خاصی به مجلس بخشید .


                    ________________________________________________


                              _ و بالاخره نوبت به " عظیم " رسید


            _  مثل همیشه، با همان وقار و متانت همیشگیش  _

                       



_ ابتدا با تشکر از زحمات همه دست اندرکاران و حمایت های مردم تبریز , به تشریح برنامه

صعود پرداخت و با پخش عکس و فیلم مربوط به صعود به شرح آن پرداخت که با ارائه صحنه

های بسیار زیبا و سرمای وحشت آور موجب حیرت حاضرین شد و مردم با تشویق های

ممتد تشکر و قدر دانی خود را از عظیم اعلام میکردند .


و در آخر برنامه , عظیم فیچی ساز با اکثر مردمی که دور او را احاطه کرده بودند به گرمی

اسقبال کرد و با آنهاصدها عکس دسته جمعی گرفت.جا دارد از تمامی دست اندرکاران , که

موجبات تجلیل شایسته از قهرمان ملی را فراهم آوردند ,تقدیر و تشکر شود.

        ( با تشکر ازمدیر وبلاگ داغ داش _ جناب محمد صدقی )



_________________________________________________________________

          _ باشین اوجا اولسون کی باشیمیزی اوجادون 



          _ بو یوه تانریدان استه ییمیز " عظیم " میلی قهرمانیمیزا


               _ عمر بو یی جان سالیقی

   

                             . . . و                                         

            _ بوناندا چوخ باش اوجالیخدی


_______________________________________________________


_    . . .   چوخ سوزلردن و آرزیلاردان سورا

                                             آخر سوزوموز :


    _ کوسمسین دوداخلار ینان ، گوزل گولوشون _


                                              


یاشاسین تورک اوغلان


-نمیشه از این افتخار به سادگی گذشت ،فقط میتونم ساده بگم که :


        -  اوجالاردا یئلنسین بایراغین آذربایجانیم  -


    یاشاسین اودلار یوردونون قهرمان اولادی " عظیم "


________________________________________________________________

«عظیم قیچی ساز» ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ «کانچن چونگا» را صعود کرد.



به گزارش رسیده؛


                                           «عظیم قیچی ساز»

                                           کوه نورد شایسته تبریزی توانست

                        برای اولین بار  بر فراز سومین قله ی مرتفع جهان بایستد .



«عظیم قیچی ساز» پس از حدود 50 روز تلاش در ارتفاعات هیمالیای کشور نپال به منظور صعود به قله ی

85۸6 متری «کانچن چونگا»؛ سرانجام توانست روز جمعه 30 اردیبهشت۱۳۹۰ ساعت ۶ بامداد به وقت محلی

(۴:۳۰ بامداد به وقت ایران) بدون کپسول اکسیژن؛ افتخار اولین صعود ایرانی به این قله مرتفع را نصیب خود و

ایران نماید.


گفتنی است: «قیچی ساز» پیش از این نیز صعود به 4 قله ی بالای 8 هزار متر جهان به نام های «اورست»،

«برودپیک»، «دائولاگیری» و «نانگاپاربات» را در کارنامه دارد. ( یشیل داغ )


        همیشه اوجالاردا




درباره گروه " پارمیس "


ما :


بهروز & سولماز

فرزاد & یلدا

مجید & لیلا

بهزاد & نسرین

فرزاد &


            همیشه گفتیم و بازم میگیم :

                                     

                                      - کوهنورد نیستیم !

                                       تعدادی دوست خوب به

                                       معنای واقعی هستیم که

                                       می خوایم و قرار گذاشتیم

                                       خوش بگذرونیم.


- واسه خوش گذرونیمونم همه جوره و همگی پایه ایم    ( پاداپخیل )


- دوست داریم وقتی سن و سالی ازمون گذشت


                                     -  از:

                                                         کنارهم بودن

                                                 با دیدن عکسها

                                                            و

                                                         خوندن خاطراتمون

                                                                              لذت ببریم.



                                    - همین و بس



قصه کوه رفتن  . . .  

 

   سلام

 

راستش رو بخوای جدی جدی کوهنورد نیستیم و کوه رفتن ما داستان داره

 

خوب بچه مثبت بودیم دیگه ( الانم هستیم !!!  ) خواستیم خودی نشون بدیم و بجای تفریحات

ناسالم ( کازینووووووووووو / باروووووووووووو / دیسکو . . . ) رفتیم کوه!!!!!!



ساله ۸۱ با یکی از دوستام ( فرزان کیا ) رفته بودیم کوه "عینالی " واطرافش که اصلا هم قصد جدی

برای کوه نوردی

نداشتیم فقط تفریحی بود که جاتون خالی وقتی با هزار زحمت خودمونو - از باغمیشه - رسوندیم به

" سویودوخ" دیدیم دوتا خانوم (خانم خواجه و دوست ایشون -فرزانه خانم ) به سرعت برق و

باد اومدن و از کنار ما گذشتن با دیدن اونا دوتامونم از خودمون خجالت کشیدیم سریع پا شدیم و

باهاشون رفتیم تا برسیم به "دند"

( سریع فکرای بد نیاد تو سرتون -از ما

خیییییییییییییییییییییییییلی بزرگتر بودن ) خلاصه رفتیم و به هر نحوی که بود رسیدیم قله

درسته خسته شده بودم اما خیلی خوش گذشت ( خانوم خواجه با صدای خوبش ترانه های ترکی می خوند ) و اینجوری شد که شروع کردم به کوهپیمایی

بعدها هم تو دانشگاه با استاد تربیت بدنیمون ( جناب فاضل ) و تعدادی از دوستای خوبم ( که بعدا بیشترازشون میگم ) کوهپیمایی رو ادامه دادم تا ..................

رسید به امروز و . . .


گوزل " تبریز یم "


شهر تبريز است و جان قربان جانان مي‌كند

                           

                                سرمه چشم از غبار كفش مهمان میکند

 

 

ـــ اينجا كه آمده‌اي سرزمين حماسه و غيرت است، ديار سرافرازي و شكوه كه از

بلنداي سهند و سبلان پنجره‌اي باز كرده به سوي آسمان، تا خورشيد، ميهمان

چشمان نازنين تو باشد.

 

اينجا كه آمده‌اي، خانة مردان تلاش و زنان حياست، مردان و زناني كه با

هر نگاهشان شعري تازه مي‌گويند. با هر سلامي سرودي تازه مي‌خوانند و هر

صبح را به اميد رضاي پروردگارشان آغاز مي‌كنند.

 

اينجا در هر خانه‌اي را بزني، آغوش مهربان صاحبخانه ميزان توست، سفره

را پهن مي‌كند- بي ريا- هر چه دارد مي‌ريزد پاي آن سفره و تو گم مي‌شوي

ميان آن همه صداقت و جانت عطر دوستي تازه مي‌گيرد، دوستي ساده و

هميشگي !

 

اينجا هر خانه‌اي موزه‌ايست براي خودش ! با حرير قالي‌هاي زيبايش، با آن

قلابدان‌ها و گلدان‌هايش، با آن كهنه كتاب‌هاي قطور- كه تاريخ را دارند

لابلايشان- روي طاقچه‌ها، با آن نقش و نگارهاي با شكوه روي ديوارها و حوض

و باغچه‌هاي توي حياط، حيفت مي‌آيد راه بروي، كه مبادا چيني نازك تنهائيشان

ترك بردارد.

 

- به آذربايجان، به تبريز و به خانة من خوش آمدي. مقدمت را به ياس و

گلاب و ترانه گلباران مي‌كنم تا خاطرت با خاطره‌اي خوش همنشين شود.


 

آذربایجان


 

 

             آذربایجان اودلو ائلیم 
             بالدان شیرین توركو دیلیم 
             دالغالاندیریر منیم سئلیم 
             هیمته قوربان من اولوم 

                                 آسلان كیمی نعره چكه ن 
                                 نامردلرین قدین بوكه ن 
                                 بابك كیمین رهبر سئچه ن 
                                 جراته قوربان من اولوم 

              قوی دئییم بیر بابك`یمدن 
              اؤز یوردومون ار تكیندن 
              دوشمنلری قیر كؤكوندن 
              میللته قوربان من اولوم 

                                  جاوانلارین غئیرتی وار 
                                  قوجالارین حؤرمتی وار 
                                  گئچمیش ائلین عیزتی وار 
                                  عیزته قوربان من اولوم 

              ساوالان تك داغلاریمیز 
              چیچكلیدیر باغلاریمیز 
              كوراوغلوموز٬ نیگاریمیز 
              قامته قوربان من اولوم

                                  سازلی صؤحبتلی آشیقلار 
                                  اینسانلارا جان باغیشلار 
                                  قوی قار یاغسین هم یاغیشلار 
                                  صؤحبته قوربان من اولوم

              سرین – سرین بولاقلارین 
              قویونلارین٬ قوزولارین 
              یاشیل باشلی سونالارین 
              قیرآت`ا قوربان من اولوم

                                  پئیمانه لر دول-ها-دولا 
                                  ایگیدلرین ساغدان سولا 
                                  جان وئره ریك بیز بو یولدا 
                                  قدرته قوربان من اولوم 

              یورولماسین ائللریمیز 
              هئچ سولماسین گوللریمیز 
              لال اولماسین دیللریمیز 
              نییته قوربان من اولوم

                                  دومان داغلار باشیندادیر 
                                  بوزقوردلاریم یانیندادیر 
                                  خوش گونلریم یاخیندادیر 
                                  شؤوكته قوربان من اولوم

 

 

 

90/2/6

             

- از امروز به بعد تموم خاطرات خوشگل گذشته و لحظه های خوبمون با

همه دوستای عالیِِِِیییییمون که تو گروه " پارمیس " بودن و هستن اینجا

مینویسم.


          - ولی امروز :



          



 

                               -  90/2/6  سالگرد ازدواجمونه  B & S

                   ________________________________


                - سالی بودکه بهترین روزای عمرمو تجربه کردم.

               

                                                           . . . .


- تو این یک سالی که گذشت اتفاقات زیادی واسمون افتاد


- خیلی ها ازاونی هم  که فکرشومیکردیم  بهتر و مهربونتر بودن

                                                            ( کاش میشد تک تک محبتاشونو جبران کرد. )


- بعضی ها ! تا تونستن پد رمونو  در آوردن !  

                                                              ( . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . )


 طبق قرارمون که  *  قراره سخت نگیریم ! *

                     پس  :   بی خیال همشون !  ( یه جورایی ساده تر :  گور بابای همشون!    )

 


 

                                مهم اینکه پیشمی



                                


                                         

                                                     

تک بهانه زندگیم سولماز


از صمیم قلب برایت آرزوی سلامتی می‌کنم


امیدوارم"

قطار زندگی مشترکمان همیشه به روی ریل‌های خوشبختی حرکت کند.



              سالگرد یکی شدنمان مبارک

                                                         

                                                                            
                                                          


                   -    به خاطر همه چی ممنون   -