به نبات علاقه زیادی دارد وروجک خانه ما...
مخصوصاً همراه با چای!
از داخل کابینت یک نبات بزرگ برداشته و در جستجوی وسیله ای ست که نبات را بشکند!
اولین چیزی که به چشم اش میخورد کابینت است!
ترق تروق ترق تروق...
من سر می رسم و شاهد ماجرا می شوم...
باز هم ترق تروق ترق تروق ...
+ : طاها این کابینت ها امانتیِ ، مالِ مردمه(عجب مستأجری ام من!)
دست نگه می دارد ... دیگر نبات بزرگِ نشکن را به کابینت نمی کوبد !
به اطرافش نگاهی می کند ... چرخی در آشپزخانه میزند...
تصور کردم که دیگر بیخال شکستن نبات شده!
رفتم پی کارم...
چند دقیقه بعد...
رفته کنار یخچال ، فریزر...
صدایم می کند !
- : مامان این مال کیه؟!
+ : چی مال کیه؟!
- : اخچال (یخچال).
من که تو باغ نبودم ، گفتم: مال خانواده ما...
+ : خب مامان یعنی مال کیه؟
- : همچنان بیرون باغ بودم... یعنی مال بابا ، مامان،طاها !
+ : برای مردم نیست!
- : نه ! مال خودمونه...
+ :پس مامان اشکال نداره... ترق تروق ترق تروق